kayhan.ir

کد خبر: ۲۰۸۹۸۹
تاریخ انتشار : ۰۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۱۹:۲۹


مرحوم مجلسی از ضحاح نجاری، مسلم و احمد از عایشه نقل کرده است که در آخرین روزها (و شاید آخرین ساعت‌های) زندگی رسول خدا(ص) که آن بزرگوار در بستر بیماری افتاده بود، دخترش فاطمه(س) در کنار بستر پدر نشسته بود. پیامبر(ص) در گوش آن دختر یگانه رازی گفت که وی را گریان ساخت. بعد از اندکی راز دیگری به زهرا(س) فرمود که او را خندان و متبسم کرد. سبب این گریه و خنده را از حضرت فاطمه(س) پرسیدند. پاسخ داد: در اولین بار، پدر بزرگوارم به من خبر داد که به زودی به عالم بالا رحلت خواهد فرمود. برای این بود که من گریستم، اما بار دوم به من خبر داد که از اهل بیت، من اولین کسی هستم که به او ملحق خواهم شد. لذا خندیدم.(1)
______________________
1- امالی شیخ طوسی، مجلس چهاردهم، ص 400

نام:
ایمیل:
* نظر: