گفتوگو با سعید مستغاثی درباره کتاب برگهای گمشده از تاریخ تمدن اسلامی-بخش دوم
اسنـــــاد بـاورنـکردنی برای نسل امروز
اگر امکان دارد مقداری درباره برگهای گمشده بگویید. کدام برگهای تاریخ تمدن اسلامی گم شدهاند؟
طبعا دوستانی که قصد اطلاع از این برگهای گمشده را دارند، بایستی به خود کتاب مراجعه کنند اما به آنها مژده بدهم که سعی کردم به لطف خدا، هرآنچه آن محققین و پژوهشگرانی که نام بردم و دهها کارشناس خارجی و داخلی دیگر در طول این سالها درباره تاریخ تمدن اسلامی غور و جستوجو کردند را در این کتاب جمعآوری کنم تا اگر منابعی که نام بردم به دلائل ذکر شده، در دسترس نبود و یا به سختی یافت میشد، علاقهمندان بتوانند خلاصهای از موضوعات و محتویات آنها را در این کتاب به دست آورند.
اما اشارهای به برخی از آن برگهای گمشده شاید دوستان علاقهمند را همچون خود نگارنده که در اولین برخورد با واقعیات تاریخ تمدن اسلامی، از یک سو شگفتزده و از دیگر سو ذوقزده کرد را به وجد آورد. اینکه سالها تبلیغات غربیها در مدرسه و دانشگاه و رسانه و کتاب و نشریه و... بر سر اسلام و مسلمین میکوفت که اساساً شما با علم و هنر و تمدن سازگاری ندارید و اصلا مرتجع و واپسگرا هستید و غربیها و اروپاییها و آمریکاییها منبع و معدن همه تمدنها و علوم و هنر بوده و از دیرباز و جد اندر جد، در حال پیشرفت سیر میکردند!! حالا با مطالعه تاریخ تمدن اسلامی، آن هم به روایت مورخین و دانشمندان معتبر و مشهور غربی، متوجه میشویم که قضیه کاملاً برعکس است.
یعنی به چه صورت است؟
یعنی اینکه مثلا زمانی که مسلمانان در سرزمینهای اسلامی بر اساس قوانین و احکام دینی خود، با طهارت و پاکی و حمام و... مانوس بودند، اروپاییان در کثافت و نجاست غوطهور بوده و دست و پا میزدند. آنها هنگامیکه طی جنگهای صلیبی و پس از آن میدیدند مسلمانان به حمام میروند، متعجب شده و سؤال میکردند که این مردم چه میکنند؟! اروپاییان از بردههای سیاه مسلمان یاد گرفتند که چگونه باید کثافات را از خود دور سازند!!
یا زمانی که مسلمانان بر اساس آموزههای دینی خود، کتابخانههایی با نزدیک به 400 هزار جلد کتاب در آندلس اسلامی (اسپانیای امروز) یا در بغداد و نیشابور و طرابلس و... برپا کردند، در کل اروپا بیش از 150 جلد کتاب یافت نمیشد!
یا زمانی که مسلمانان بر اساس آیات قرآن مجید و توصیهها و احادیث پیامبر اکرم
(صلیالله علیه و آله) و ائمه معصوم (علیهمالسلام) به علمآموزی روی آوردند و نخستین دانشگاهها و رصدخانهها و مراکز علمی را در سرزمینهای اسلامی برپا ساختند، اروپا و غرب در بربریت و توحش به سر میبرد.
یا وقتی که اروپاییان برای درمان بیماریهای خود، به استخوانهای قدیمی التماس و دعا میکردند، پزشکان مسلمان، تئوریهای نوآورانه گسترش دادند که سرایت بیماریها را از طریق میکروارگانیسمهایی صورت میگیرد که بعدا میکروب نام گرفتند.
یا دورانی در اروپای قرون وسطی، بهخاطر گفتن اینکه زمین به دور خورشید میگردد، افراد را میسوزاندند ولی در همان دوران مسلمانان بر روی اینگونه فرضیههای علمی بحث کرده و صله و جایزه دریافت میکردند.
به نوشته همان مورخین و محققین معتبر غربی که نام بردم، جاذبه زمین که کشف و شناخت آن سالها به دانشمندان غربی مانند «اسحاق نیوتن» نسبت داده میشد را قرنها پیش از ادعای «نیوتن»، دانشمندان اسلامی مانند «عبدالرحمن خاذنی» کشف و ثبت کردند، کروی بودن زمین و گردش زمین به دور خورشید که به نام امثال «گالیله» و «کپرنیک» و «کپلر» ثبت شده را صدها سال پیش از آنان دانشمندان اسلامی مانند «ابوریحان بیرونی» و «ابوسعید سجزی» اثبات کرده و حتی ابزار شناخت و اندازهگیری قطر کره زمین را ابداع نموده بودند، قوانین حرکت را قرنها پیش از اسحاق نیوتن، دانشمندان اسلامی همچون «ابن کامل» (ابوالبرکات) و «ابن سینا» کشف و ثبت کرده بودند، آن هم قوانین تثبیتشدهای که به نام «سر اسحاق نیوتن» ثبت شده و سند خورده است، قوانین نور و آینهها و عدسیها توسط دانشمندانی اسلامی مثل «ابن هیثم» نوشته شد و زمانی که اروپاییان با هر نوع عدسی و لنز، بیگانه بودند مسلمانان از دوربین استفاده میکردند، کشفیات نجومی «عبدالرحمن صوفی»، دانشمند مسلمان قرن چهارم هجری از جمله کشف کهکشان «آندرو مده آ» تنها پس از ساخت تلسکوپ شناخته شد و در سال 1996، انجمن بینالمللی نجوم پس از گذشت حدود 1000 سال بر همه آنها صحه گذارد و یکی از دهانههای کره ماه را به نام «صوفی» اسمگذاری کرد.
همین پژوهشگران و مورخین معتبر غربی نوشتهاند، نخستین انسانی که پرواز کرد به نام «عباس بن فرناس»، یک دانشمند مسلمان آندلسی بود و نه لئوناردو داوینچی و امثال برادران رایت و نخستین کسی که گردش صغیر خون را کشف کرد، دانشمند مسلمان دیگری به نام «ابن نفیس» بود و ساعت و قطبنما و... هم توسط دانشمندان مسلمان همچون «ابن شاطر» و... ساخته شد و....
متأسفانه همه این موضوعات به علاوه دهها و صدها نقاط و فراز و نشیب علمی و هنری که در دوران تمدن اسلامی اتفاق افتاده از تاریخ علم و هنر، حذف و سانسور شده و یا به غربیهای نسبت داده شده است که نمونههایش در بالا مثال زده شد.
دانستن این مطالب حتما آن اعتماد به نفس و غرور را در جوانان و دانشجویان ایرانی زنده میکند اما همه اینها مربوط به گذشته است، برای امروز ما به جز مرور تاریخ چه فایدهای دارد؟
انتشار اسناد و مکتوبات دوران تمدن اسلامی، علاوه بر روشن شدن حقایق تاریخی که تاکنون پنهان و سانسور شده، توجه دادن نسل جوان به دورانی است که دین با زندگی و علم و هنر درهم آمیخته بود و دین اسلام موجب شکلگیری تمدنی درخشان شد و صدها و هزاران دانشمند و فرهیخته و فیلسوف و هنرمند و اندیشمند و... به جامعه بشری عرضه داشت.
این دقیقاً مغایر با آنچه است که نزدیک به 4 قرن تحت عنوان سکولاریسم (جدایی دین از زندگی و سیاست و علم و هنر) توسط غرب به جوامع مختلف و به خصوص نسل جوان القاء شده و آن را تنها راه سعادت بشر تلقی کردهاند!!
اسنادی از تاریخ تمدن اسلامی میتواند نمونههایی روشن از پیشینه و زمینههای تمدنی را به نسل امروز ارائه دهد که بارها و بارها بازسازی و بازگشت به آن تحت عنوان «تمدن نوین اسلامی» توسط رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است.
در کتاب «برگهای گمشده از تاریخ تمدن اسلامی»، مجموعهای قابل توجه از اسناد مکتوب و شفاهی (توسط کارشناسان و اساتید معتبر این حوزه) مورد توجه قرار گرفته که حاصل حدود 6 سال تحقیق و پژوهش در اسناد و کتب و کتابخانهها و موزهها و مراکز آکادمیک و پژوهشی و مسافرت به مناطق و اماکن مربوطه و برداشتن دهها ساعت فیلم و صدها عکس و اسلاید و تهیه صدها ساعت تصاویر آرشیوی بوده است.
ارائه اسناد معتنابهی از کتب قدیمی و همچنین دستنوشتههای دانشمندان و هنرمندان و اندیشهورزان آن دوران و تصاویر و اسنادی که کارشناسان مختلف تهیه کرده و عرضه داشتهاند، از جمله نکتههایی است که این مجموعه را خواندنیتر و قابل استنادتر گردانده است.
یکی از ویژگیهایی که در کتاب «برگهای گمشده از تاریخ تمدن اسلامی» دیده میشود، این است که اغلب منابع و مصاحبهها و اسناد و شواهد و مدارک، خارجی و از مآخذ اروپایی و آمریکایی نقل شده است. چرا؟ آیا منبع ایرانی و داخلی کم داشتهاید یا نداشتهایم و یا عمدا به سراغ منابع خارجی رفتهاید؟
در واقع هر دو دلیلی که فرمودید، صحیح است. اولا منابع داخلی بسیار کم و محدود است و حتی بسیاری از منابع داخلی از رفرنسهای خارجی نقل کردهاند مثل کتاب «دانش مسلمین» محمدرضا حکیمی و یا به همان دلیل دوم بنده، اغلب محققین داخلی به همان شعر مولوی باور داشتهاند که:
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
یعنی خصوصاً برخی جوانان و دانشجویان تا از یک منبع خارجی و یا محقق و نویسنده آن سوی مرز، نقل قول نکنیم، نوشته و حرف ما را باور نمیکند. این هم نتیجه همان نوع تبلیغاتی است که بر روی اذهان امثال جرج سارتن و زیگرید هونکه هم تأثیر گذاشت. خاطرم هست سالها پیش مقام معظم رهبری در دیدار رؤسای دانشگاهها و پژوهشگاهها با ایشان، وقتی میخواستند درباره دوران تمدن اسلامی سخن بگویند از جرج سارتن نقل کردند و در توضیح آن فرمودند: «یک جملهای را من نقل کنم از جُرج سارتُن؛ چون دیگران که میگویند، باورپذیرتر میشود تا خود ما بگوییم! از این جهت بنده [میگویم]، وَ الّا عادت ندارم دائم حرف این و آن را از فرنگیها و غربیها نقل کنم.»
سؤالات در مورد این کتاب و تاریخ تمدن اسلامی بسیار است و زمان و مکان ما محدود. بهنظر میآید که فراتر از هر سخنی و تعریف و توضیحی باید اصل این کتاب را مطالعه کرد.
البته بهنظرم این کتاب، بخش بسیار ناچیزی از آنچه تاریخ تمدن اسلامی بوده و هست را دربر میگیرد. ما سعی کردیم در پایان کتاب، لیست نسبتاً کاملی از کتبی که در داخل و خارج کشور درباره تاریخ تمدن اسلامی انتشار یافته، درج کنیم. ضمن اینکه منابع خود کتاب هم که بهعنوان پانوشت در ذیل هر صفحه درج شده، خود ماخذ مناسبی برای یافتن اصل منابعی است که در تدوین «کتاب برگهای گمشده از تاریخ تمدن اسلامی» از آنها استفاده شده است.
به هر حال انتشار این کتاب، شاید تنها یک نقطه آغاز باشد که در همین جا باید از دفتر پژوهشهای موسسه کیهان و مدیر محترم و اعضای سختکوش آن تشکر و سپاسگزاری کنم که اگر همت و تلاش آنها نبود، در این شرایط سخت اساساً چنین کتابی فرصت انتشار پیدا نمیکرد.
بنا به فرمایشات مکرر رهبر معظم انقلاب، تاریخ تمدن اسلامی بهعنوان یکی از عناصر هویت ملی ما، بهعنوان عامل اعتماد به نفس و غرور ملی، بایستی در پایههای مختلف آموزشی ما تدریس شود. احاطه به این تاریخ میتواند بسیاری از معضلات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی جامعه امروز ما را حل کند. وقتی جوان ما دریابد که این سبک زندگی اسلامی ایرانی با تمامی ابعادش اعم از اخلاق و حجاب و رفتار و تقوی و روابط و معماری و خورد و خوراک و پوشش و انفاق و... که در سیره و سنن پیامبر و ائمه اطهار (علیهمالسلام) آمده و در دوران تمدن اسلامی بهعنوان الگو به آنها عمل شد، چه دوران درخشانی از علم و هنر و تمدن بهوجود آورد و سرزمینهای اسلامی از جمله ایران را فخر دنیای آن روزگار قرار داد، آن وقت است که دیگر به جاذبههای کاذب غربی جلب نمیشود، آن وقت است که دیگر غرب را مخزن همه تمدن بشریت به شمار نمیآورد. آن وقت است که به دین و ایمانش، باور محکمتری پیدا میکند. آن وقت است که برای اعتقادات و باورهایش مصداق پیدا مینماید و آنچه امروز بهعنوان تمدن نوین اسلامی مطرح میشود را دور از دسترس نمیپندارد. بهنظرم تاریخ تمدن اسلامی بهعنوان پیشنیاز همه درسها و رشتهها، میتواند جوان و دانشجوی ایرانی را باورمندتر و راسختر به دنبال آن تمدن نوین رهنمون گرداند.