مشاغل وابسته به صنایع دستی و نقش آنها در جهش تولید داخلی
بالندگی ذوق و هنر ایرانی در نقش و نگار صنایع دستی
گالیا توانگر
تنها رنگ و نقش صنایع دستی کشورمان نیست که آن را منحصر به فرد کرده است، بلکه یک دنیا ذوق و سلیقه است که دستاوردهای صنایع دستیمان را از مرزی به مرز دیگر رهسپار میسازد و با این رهسپاری هویت ایرانی است که منزل به منزل جلوهگری میکند.
در این ایام مبارزه با کرونا اهمیت تولید و ارائه صنایع دستی برای قشر جویای کار بیشتر شده است. هر فردی با هر میزان ذوق و هنری در صدد است که تولیدی خود را عرضه کرده و حتی اگر شده مختصر درآمدی را برای خود و خانوادهاش رقم بزند. در این شرایط به نظر میرسد حمایت از مشاغل خانگی و خرد و نیز صنایع دستی بیراهه نباشد و چه بسا بتواند به رونق چرخه اقتصادی خانوار ایرانی و کشور کمک قابل توجهی کند.
به نظر کارشناسان، سرزمین ایران موزهای بزرگ است. پرواضح است که با نگاهی گذرا به تاریخ چند هزار ساله ایران میتوان دریافت که زنان و مردان ایرانی هنرمندان باذوق و سلیقهای بودند و اینکه امروزه ما شاهد اخذ مقامهای نخست درحوزه این هنر و صنعت در سطوح جهانی هستیم، همه و همه گویای این ادعاست. تقریبا هر یک از اشیاء موزهای مربوط به سرزمین ایران که در حال حاضر زینت بخش موزههای داخلی و خارجی هستند، در ابتدای امر به عنوان یک اثر دستی قلملداد میشدهاند.
وجود سفالینهها، ظروف، جامها، ابریقها و ریتونهای بسیاری از هزاره اول تا ششم قبل از میلاد در موزههای ایران و جهان نشان از خلاقیت و سرپنجه توانمند هنرمندان ایران دارد که چشم هر بینندهای را خیره میکنند.
در طول تاریخ نقش بانوان ایرانی بسیار فعال و چشم گیر بوده و هم اکنون هم میتواند این طور باشد، چرا که با حداقل امکانات و در محل سکونت خود میتوانند به تولید این قبیل صنایع دستی بپردازند. بیشک این امر به گسترش مشاغل خانگی کمک شایانی میکند؛ زیرا زنان ذاتا از حوصله، شکیبایی و سلیقه برخوردارند.
براساس یک آمار رسمی، هنرمندان و صنعتگران صنایع دستی و هنرهای سنتی کشور را حدود دو میلیون نفر در کشور تخمین زدهاند. این مبنا اگر مقایسهای با جمعیت کل کشور داشته باشیم، شاغلان این رشته رقم بسیار اندکی را به خود اختصاص دادهاند. از آنجا که این یک هنر شاخصههای بومی و محلی دارد، میتوان به راحتی و بدون هزینه کرد بهایی برای مکان یا کارگاه، درون منازل مسکونی به تولید آن پرداخت.
رهبر معظم انقلاب در بازدیدی که از یکی از نمایشگاههای صنایع دستی در همدان داشتهاند؛ فرمودهاند: «صنایع دستی میتواند قطب دوم اقتصاد کشور باشد.»
امکان توزیع پویا نداریم
مریم نیک سرشت یک فروشنده جا کلیدی عروسکی شکل برایمان توضیح میدهد: «یک مدت در کار واسطه خرید و فروش کالای خرد بودم؛ برای مثال جوراب. اما به ذهنم رسید که تولید خودم را ارائه دهم تا هم با بکارگیری ذوق و سلیقه ام رنگی تازه به روند زندگیام ببخشم و احساس مفید بودن داشته باشم و هم در آمد بیشتری کسب کنم. این شد که با سر سوزن ذوق و هنری که داشتم به ساخت عروسکهای نمدی، پارچهای و... روی آوردم.»
از این هنرمند خانگی سؤال میکنم: «آیا برایتان این تلاش و تولید صرف هم دارد و پولی دستتان را میگیرد؟»
وی با لبخند رضایت پاسخم میدهد: «البته؛ من هر نیم متر پارچه نمدی را 3 هزار تومان میخرم. از هر تکه دست کم چهار عروسک 5 تا 10 هزار تومانی درست میکنم.»
در سؤال دیگری از وی میپرسم: «برای توزیع تولیدات خود چه فکری کردهای؟»
وی در حالی که با گوشه روسریاش زنگولههای عرق پیشانیاش را بر میچیند، برایم میگوید: «برای توزیع تولیداتم همیشه مشکلات هست. قبلا از شهرداری غرفه میگرفتیم و یا در نمایشگاههای فصلی و دورهای شرکت میکردیم. از وقتی که با کرونا روبه رو شدهایم، دیگر این امکان ایجاد نشده است. الان متکی به تبلیغ تولیدات در فضای مجازی هستیم. بعضی وقتها هم به دوستانم که فروشنده مترو هستند، میدهم که بفروشند.»
این بانوی هنرمند مهمترین مشکلات سد راه تولیدات خرد و مشاغل خانگی را نبود امکان توزیع به صورت اصولی میداند.
بازاریابی با نگاه نوآوری و خلاقیت
در تولید محصولات
همایون سعادتمندیان یک فروشنده صنایع دستی در خیابان استاد نجات الهی در پایتخت برایمان در مورد چالشهای پیش روی فروش و ارائه صنایع دستی در بین خانوادههای ایرانی برایمان توضیح میدهد: «همین که حرف خرید صنایع دستی و استفاده از آن در خانه ایرانی میشود، این گلایه را پیش میکشند که صنایع دستی خیلی گران است و صرف نمیکند؛ اما من به شما میگویم؛ درست است که قیمت صنایع دستی بالاست، در عوض دوام، زیبایی و هویت بخشی دارند.»
وی در ادامه میگوید: «باید به گونهای برنامهریزی کنیم که پرچم ما در حوزه صنایع دستی در دنیا همواره به اهتزاز درآید. درخواست و پیشنهاد من به هنرمندان و فعالان صنایع دستی این است که فعالیت آنها تنها محدود به برگزاری نمایشگاه نباشد، بلکه از این فرصت استفاده کرده و به بازاریابی با نگاه نوآوری و خلاقیت در تولید محصولات بپردازند.»
شناخت بازار هدف صنایع دستی
سیدحسن قاضی عسگر معاون امور اقتصادی استانداری اصفهان بااشاره به اینکه شیوع کرونا بسیاری از برنامههایی اعم از برگزاری حراج و نمایشگاه دائمی صنایع دستی را تحتالشعاع قرار داد، میگوید: «احتمال برگزاری رویداد حراج صنایع دستی در اواخر خردادماه مطابق پروتکلهای بهداشتی در صورت کنترل خوب بیماری در اصفهان وجود دارد.»
وی میافزاید: «تحولهای بنیادین در صنعت گردشگری استان اصفهان در حال وقوع است و با مهار بیماری کرونا میتوان شاهد اتفاقهای میمونی در حوزه صنایع دستی بود.»
معاون امور اقتصادی استانداری اصفهان با تاکید بر اهمیت ورود بخش خصوصی در رونق دوباره صنایع دستی تصریح میکند: «شناسایی گالریداران ایرانی در کشورهای هدف یکی از اتفاقاتی است که اخیرا در توسعه و رونق صنایع دستی در استان اصفهان شکل گرفته تا با همکاری بخشهای خصوصی اصلاحات لازم در این حوزه انجام شود.»
وی شناخت بازار هدف را یکی از مسائل مهم در حوزه صنایع دستی برمی شمرد و میگوید: «مطالعات برای سلیقهیابی و تنوع در طراحی متناسب با جامعه هدف، حتی در ارتباط با گردشگران خارجی، میتواند در رونق صنایع دستی به ویژه در جامعه جهانی مؤثر واقع شود.»
قاضی عسگر در تکمیل صحبتهایش میگوید: «در همین راستا بازتعریف کاربری صنایع دستی ضرورت دارد. به نوعی که میتوانیم فرهنگ استفاده از صنایع دستی در زندگی روزمره به عنوان وسیله کار و زندگی و نه به عنوان کالای لوکس را ترویج دهیم که در جذب مخاطب تأثیر بسیاری دارد.»
وی با تاکید بر اهمیت تقویت بازاریابی و فروش و رفع موانع کسب و کار در حوزه صنایع دستی میگوید: «با بازسازی مکانیسم تنظیم بازار و بهرهگیری از فناوریهای نوین میتوان واسطهگری را مهار کرد و با توسعه دیپلماسی صادرات صنایع دستی را رونق بخشید.»
مهمترین چالشهای پیش روی
توسعه صنایع دستی
در حالی كه در جهان امروز، صنایع دستی علاوهبر حفظ جایگاه خود در عرصه هنر، زیبایی شناختی و هویت بخشی ملی و منطقهای به یك منبع مهم ارزش افزوده و بهرهوری اقتصادی تبدیل شده است. در ایران به دلیل برخی موانع و مشكلات، این صنعت از جایگاه واقعی خود فاصله گرفته و از نقشآفرینی در عرصه اقتصادی نیز دور شده است. این عامل سبب شده كه تاثیر و نقش صنایع دستی در افزایش اشتغال و درآمدزایی به مرور كم رنگ شود به طوری كه از سویی امكان عرضه در بازارهای داخلی را از دست میدهد و از سوی دیگر رویای رقابت با بازارهای خارجی را ناممكن میسازد.
در گذشتههای نه چندان دور هنرمندان و صنعتگران در زمینه هنرهایی مانند شیشهگری، سفالگری، نمدمالی، بافت پارچههای ابریشمی، پشمی و نخی، گلیم و جاجیم، چموش دوزی، چوبكاری، قلابدوزی و غیره فعال بودند. واردات بیرویه صنایع دستی از چین و پاكستان، فقدان حمایت مادی و معنوی از این گونه صنایع در داخل كشور و همچنین انتقال نیافتن دانش و تجربه این قبیل مهارتها از پدران و استادان این فنون و هنرها به نسل حاضر از عمدهترین چالشهای پیش روی این هنر- صنعت به شمار میرود.
مهرداد مومنی یک صنعتگر کیفهای دستدوز چرمی برایمان میگوید: «اكنون، ازبرخی صنایع دستی كه از قرنها قبل به زیبایی و مهارت بسیار ساخته میشد و تحسین همگان را برمیانگیخت دیگر خبری نیست. صنایع دستی، باوجود داشتن مزایایی چون دسترسی آسان و ارزان به مواد اولیه، بینیازی به سرمایهگذاری زیاد، برخورداری از ابزار كار ساده و تأثیرگذاری در صنعت گردشگری به دلیل فقدان بازار فروش و عرضه محصولات تولیدی و همچنین نبود حمایت كافی مسئولان دیگر قادر نیست كه جوانان و نواندیشان را به خود جلب كند.»
از وی سؤال میکنم: «آیا در صنف شما هنوز آموزش استاد- شاگردی متداول است؟» وی با افسوس پاسخ میدهد: «شاید به عدد انگشتان دست، آن هم به دلیل علاقه شخصی خود فرد و با علم به این موضوع که درآمد صنایع دستی هر روز تحتالشعاع حوادثی چون موج کرونا، نبود گردشگر، نبود استقبال مردمی، افزایش روز افزون هزینه تولید و نبود حمایتها کمرنگ و کمرنگتر میشود.»
حلقه مفقوده رونق صنایع دستی کجاست؟
راهكارهای مختلفی در زمینه تقویت و ایجاد بازارهایی برای ترویج و بسط و توسعه صنایع دستی و در كنار آن فروش محصولات صنایع دستی وجود دارد كه این راهكارها میتواند به تقویت، توسعه، بازاریابی و تبلیغ صنایع دستی بینجامد كه از آن جمله است:
1) ایجاد و تقویت تعاونیهای صادركنندگان صنایع دستی كه این اتحادیه میتواند متشكل از فارغالتحصیلان، كارشناسان و تولیدكنندگان این گونه محصولات باشد.
2) توسعه و ترویج تجارت الكترونیك بهطوری كه همواره به صادرات این گونه صنایع به عنوان یك اصل نگریسته شود و از طریق تجارت الكترونیك و ایجاد سایتهای اینترنتی، سعی در معرفی و ترویج این قبیل صنایع شود.
3)شركت در نمایشگاههای صنایع دستی داخلی و بینالمللی.
به گفته كارشناسان، هنگامی كه این نیروهای فعال در بخش صنایع دستی فاقد مكانی برای عرضه تولیدات خود و فروش آن باشند، همىچنین از آموزش لازم نیز برخوردار نباشند، تاسیس بازارچهها به عنوان مكانی برای عرضه و فروش صنایع دستی در مقیاس انبوه، میتواند بخشی از این مشكل را حل كند.
ایجاد این شهركها با توجه به ظرفیتهای موجود یكی از نیازهای ضروری است، زیرا كه ظرفیت تولید صنایع دستی بالا است. در صنایع دستی چون عامل تولید (نیروی دستی) انسان است (نه ماشین) لذا در این رشته تولید انبوه امكان پذیر نیست و عموما این رشته را به نام فراصنعت میشناسند؛ یعنی واژه هنر بر صنعت مقدم است. اما متاسفانه قیمت آثاری كه با ذوق و خلاقیت انسانی خلق میشود با توجه به ارزش افزوده بالا، عدم تولید انبوه و مدت زمانی كه صرف خلق آن میشود، بسیار ناچیز است. مردم از یك طرف نسبت به آن بیتوجه هستند و از طرف دیگر قدرت خرید آن را ندارند. دولت و مسئولان ذیربط میتوانند با حمایت از این صنعت ارزشمند اشتغالزا آن را به مشاغل ارزآور در سطح كشور تبدیل كنند.