کد خبر: ۱۸۳۷۰۳
تاریخ انتشار : ۱۲ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۷
بررسی افول قدرت ایالات متحده در زمینه های مختلف– بخش پایانی

تضعیف تدریجی آمریکا و استفاده از فرصت های پیش رو



هدیه آقاپور
سال‌هاست که واژه «غنی‌سازی» اورانیوم در ایران خواب راحت را از غرب ربوده و حالا تصور کنید که رهبر انقلاب با صدور فرمان غنی‌سازی در همه زمینه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی چه رعشه‌ای بر تن دشمنان انقلاب انداخته است.
دنیای امروز دیگر نه تنها تک‌قطبی یا حتی دوقطبی نیست بلکه ورود بازیگران جدید بین‌المللی به عرصه قدرت باعث شده که کشور خودخواه و مستکبری چون ایالات متحده آن را برنتابد. یکی از شاخص‌های پیچ تاریخی‌ای که رهبر معظم انقلاب از آن یاد می‌کنند دقیقا شرایطی است که ایالات متحده آمریکا با مشکلات شدید داخلی روبه‌روست و همچون ماری زخم خورده تلاش می‌کند با وضع تحریم‌های گوناگون و اعمال فشار حداکثری به کشورهای مستقل مثل ایران، بر ضعف‌هایش سرپوش بگذارد.
نام ایران در فهرست 5 قدرت برتر سال 2025
اگر سال 2003 را به یاد بیاوریم، آمریکا در زمان لشکرکشی به غرب آسیا به راحتی توانست به جز چند کشور، کل دنیا را با خود متحد کند؛ ولی در وضعیت فعلی چنین توانی را ندارد، به نحوی که در موضوع برجام، کاخ سفید تنها ماند و فقط رژیم‌هایی، مثل عربستان و رژیم صهیونیستی از آن حمایت کردند.
نکته بعدی این است که این کشور ادعای ابرقدرتی در دنیا می‌کند، اما در طول ۹ سال گذشته نتوانسته جنگ سوریه را مدیریت کند و روند کاملاً به ضرر آن پیش رفته و می‌رود. وقتی جمهوری اسلامی ایران پایگاه آمریکایی را در عراق مورد هدف موشکی خود قرار داد، به نوعی هیمنه پوشالی ایالات متحده در هم شکسته شد. آیا این امر به معنای پایان ابرقدرتی آمریکا به حساب نمی‌آید؟
محمد ساجدی کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: « یکی از اندیشکده‌های بزرگ آمریکایی آمار جالبی را چندی پیش منتشر کرد مبنی بر اینکه در سال 2025، 5 قدرت بزرگ در جهان سر بر خواهند آورد که عبارت‌است از آمریکا، روسیه، چین، اتحادیه اروپا و جریانی به نام مقاومت.»
وی ادامه می‌دهد : «در این گزارش آمده است که اختلافات ما(آمریکا) با ایران بر سر سرزمین نیست و بحث بر سر جنگ اراده‌هاست و هرکس پیروز شود صاحب هزار سال آینده دنیاست و اختلافات ما با ایران بسیار ریشه دارد بوده، به این سادگی‌ها حل نخواهد شد و ایرانی‌ها این را خوب می‌دانند.»
ساجدی تاکید می‌کند: «اینکه ما به پایگاه‌های آمریکایی موشک می‌زنیم که از جنگ جهانی دوم تا کنون سابقه نداشته دقیقا اقتدار آنها را به چالش کشیده‌ایم و این موضوع نشان می‌دهد قدرت آمریکا رو به ضعیف شدن است.»
این کارشناس سیاسی می‌افزاید: «آمریکا پس از فروپاشی شوروی اعلام کرده بود که ما تنها قدرت در جهان هستیم اما اکنون پذیرفته ایران یکی از قدرت‌های برتر جهان است و این نشان‌دهنده این است که آمریکایی‌ها آرام آرام درحال فروپاشی هستند. البته در سیاست نباید تعجیل کرد.»
وی در پایان خاطرنشان می‌کند: «مقام معظم رهبری به یک پیچ تاریخی‌ اشاره داشتند و ما باید برای قوی شدن در جهت عبور از این پیچ حساس با اختیارات و منابعی که در دست داریم از این مقطع حساس بیشترین و بهترین استفاده را ببریم.»
منشأ اختلافات اروپا و آمریکا
مشکلات داخلی آمریکا باعث شد دونالد ترامپ برای نجات کشورش، پروژه‌های جهانی‌شان را متوقف کند؛ متحدانش را تحت فشار قرار دهد و نظمی که آمریکا چنددهه برای شکل دادن به آن هزینه کرده است را تا مرز نابودی پیش ببرد.
 در دوره ترامپ، اروپا متحد قدیمی این کشور، پس از چندین دهه به این درک رسیده است که باید راه خود را از آمریکا جدا کند و به سمت شرکای دیگری همچون روسیه و چین متمایل شود. آمارها و اطلاعات درباره آمریکا و پیش‌بینی‌ها درباره آینده این کشور به قدری اسفناک است که حتی تلاش‌های دونالد ترامپ برای بزک کشورش راه به جایی نمی‌برد.
منشأ این اختلاف به دو اتفاق برمی‌گردد؛ یکی حاکمیت‌جمهوری خواهان بر کاخ سفید و دیگری روی کار آمدن ترامپ به‌عنوان یک شخصیت که از هر دو وجه بروز این اختلافات قابل پیش‌بینی بود.
جناح «بازها» یا جمهوری‌خواهان در آمریکا چندان اهل تعامل با نهادهای بین‌المللی نیستند، اما حزب مقابل آنها که دموکرات‌ها هستند نام دیگرشان «نهادگراها» است. یعنی دموکرات‌ها بیش از جمهوری‌خواهان با نهادهای بین‌المللی کار می‌کنند و تعامل دارند. می‌توانیم اوباما و کلینتون را به‌عنوان دو مصداق در نظر بگیریم که معمولاً با کمیسیون‌های تخصصی، سازمان ملل و کارگزاری‌های وابسته اهل تعامل بودند، به مقررات آنها احترام می‌گذاشتند و این گستره تعامل را به تعامل با کشورهای اروپایی و هم‌پیمان خود هم گسترش می‌دادند.
نا گفته نماند بخشی از اقداماتی که شخص ترامپ دنبال می‌کند به نمایندگی از تفکر حزبی‌اش است اما بخش دیگر آن‌که به نحوه گفتمان و رفتار ترامپ برمی‌گردد، مسئله‌ای شخصی است؛ مثلاً اگر پیش‌از این جمهوری‌خواهان به‌ظاهر ناتو را تضعیف نمی‌کردند یا به آن فشار نمی‌آوردند ترامپ این مسئله را آشکارا بیان می‌کند و مثلاً می‌گوید بودجه‌تان را افزایش دهید تا ما در کنارتان باشیم و یا رفتارتان را متناسب خواست ما اصلاح کنید تا ما را در کنار خود داشته باشید! صراحت بیان این شخصیت، نوع بیانش و رفتارهای دون‌‌شأن و قاعده حاکم بر کاخ سفید مسئله‌ای مربوط به شخص ترامپ است.
به میزانی که اروپایی‌ها به روسیه حساس هستند، آمریکایی‌ها حساسیت ندارند، به این دلیل که روسیه هم به اروپا نزدیک‌تر است و هم با آنها تجارت گسترده‌تری دارد. آمریکایی‌ها هیچ‌کدام از این دو ملاحظه را ندارند. پس طبیعی است که اولویت‌ها متفاوت باشد؛ اما باور آمریکایی‌ها این است که چینی‌ها دارند بازارهای جهانی را به نیابت از آمریکا تسخیر می‌کنند، موضوعی که باعث نگرانی اروپایی‌ها نیست و آنها این حساسیت را ندارند که بخواهند نگران چین باشند. البته این‌ها نمادهای این اختلافات هستند.
مرگ به خاطر نداشتن بیمه
یکی از موضوعات مورد بحث نامزدهای انتخاباتی، مسئله بیمه در آمریکاست. در حال حاضر برنی سندرز در این موضوع پیشتاز است. او گفته بود که 20 درصد مردم آمریکا قادر به پرداخت هزینه‌های نسخه خود نیستند.
سندرز می‌گوید: «مجبور نیستیم وضعیتی را تحمل کنیم که از میان هر 5 بزرگسال یک نفر توان پرداخت هزینه نسخه‌های خودش را ندارد، در حالی که شرکت‌های دارویی و مدیران آنها سودهای میلیون دلاری به جیب می‌زنند.»
 سندرز در مناظره دوم دموکرات‌ها هم آمار عجیب و باورنکردنی‌ای از وضعیت بیمه در آمریکا ارائه داده و می‌گوید: «87 میلیون نفر بدون بیمه هستند یا از بیمه کافی برخوردار نیستند. هر سال 500 هزار نفر به خاطر هزینه‌های پزشکی ورشکست می‌شوند. در همان حال که صنعت سلامت ده‌ها میلیارد دلار سود می‌کند، سالانه 30 هزار نفر [به دلیل نداشتن توانایی پرداخت هزینه‌های پزشکی] جان‌شان را از دست می‌دهند.
مشکل درآمد ناکافی‌
ترامپ با کاهش مالیات ثروتمندان باعث افزایش کسری بودجه دولت شده و برای جبران آن دست به کاهش کمک‌های دولت به نیازمندان زده است.
تنها در سال اول ریاست‌جمهوری او 7 ‌میلیون نفر در آمریکا بیمه خود را از دست دادند. دلیل دیگری برای اثبات فریب‌آمیز بودن نرخ بیکاری 3/5 درصدی را ایلهان عمر، عضو مجلس نمایندگان آمریکا به‌صراحت اعلام کرده و در این باره می‌گوید: «11 میلیون کودک در آمریکا (کشوری با ثروت فراوان) با نوعی گرسنگی روبه‌رو هستند که من در اردوگاه آوارگان کنیا شاهدش بودم.»
 با این حساب می‌توان گفت آمارهای ترامپ دروغ است یا اگر هم این نرخ بیکاری است، درآمد خانوارها به‌قدری نیست که بتوانند کودکان‌شان را از گرسنگی نجات دهند. این 11 میلیون کودک در حالی با گرسنگی دست و پنجه نرم می‌کنند که این کشور در کل 327 میلیون جمعیت دارد. جمعیت کودکان گرسنه آمریکا 3/5 درصد از جمعیت کل آمریکا را دربر می‌گیرد. در این آمار تنها کودکان گرسنه حساب شده‌اند نه بزرگسالان و کهنسالانی که از گرسنگی رنج می‌برند؛ گرسنگی‌ای که به گفته سیاستمداران آمریکایی مشابه کشورهای آفریقایی است که با قحطی روبه‌رو هستند.
غنی‌سازی در همه زمینه‌ها
کارنامه 40 ساله انقلاب اسلامی نشان می‌دهد که جوانان ما غیرتمندانه برای پیشرفت و آبادانی در همه زمینه‌ها کوشیده‌اند و رتبه‌های برتر ایران در زمینه‌های علمی، دفاعی، پزشکی و... خود گویای این واقعیت است.
اما این پایان راه نقطه مطلوب کشورمان نیست. طبق تاکیدات رهبر انقلاب باید در همه زمینه‌ها قوی شویم و این قوی شدن دقیقا به معنی پیشرفت روز افزون و بی‌نیازی از کشورهای بیگانه است.
سیاست فشار حداکثری ترامپ فقط به یک دلیل امروز با شکست مواجه شده و آن هم چیزی جز نگاه داخلی و تلاش‌های درونی نیست. دست برتر جمهوری اسلامی در منطقه غرب آسیا تماماً برآیند زحمات دلسوزان انقلاب در حوزه‌های پهپادی، موشکی و دفاعی است که حتی در مذاکره‌های سیاسی هم ایران را در موضع قدرت قرار داده است.
نمونه موفق الگوی مقاومت و نگاه به درون برای پیشرفت در زمینه دفاعی یا رشته‌هایی مانند نانو می‌تواند الگوی بسیار خوبی برای اقتصاد کشورمان نیز باشد.
سیدکمال سجادی سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «تاکیدات مقام معظم رهبری همیشه بر این بوده که کشور از همه لحاظ قوی شود.»
وی ادامه می‌دهد: «در صورت قوی شدن است که در مقابل تحریم و فشار‌های خارجی می‌توانیم مقاومت کنیم و برنامه‌های پیشرفت را در کشور به اجرا در بیاوریم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی آمریکایی‌ها فشار‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی را علیه کشورمان روا داشتند. حتی جنگ تحمیلی که در اصل یک جنگ جهانی علیه ایران بود را به راه انداختند و از هیچ فشاری علیه کشورمان کوتاهی نکردند. بنابراین اگر کاری را هم انجام ندادند، نتوانستند که انجام دهند.»
سجادی می‌افزاید: «اوایل انقلاب مشکلاتی وجود داشت و مردم به رهبری ولی فقیه زمان توانستند از آن مشکلات عبور کرده و در جنگ‌های مختلف نیز توانستیم مقاومت نشان دهیم.»
 سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری تاکید می‌کند: «در زمینه تحریم، آمریکا کشورهای بسیاری را تحریک می‌کند تا همکاری‌های خود را با ایران کاهش دهند، فلذا تاکیدات مقام معظم رهبری بسیار بجاست و نظریه اقتصاد مقاومتی و بیانیه گام دوم انقلاب دقیقا در راستای قوی شدن در همه زمینه‌هاست و بند بند آن نقشه راهی برای متعالی شدن کشورمان و استفاده از ظرفیت‌هاست.»
وی با ‌اشاره به اینکه «همه مسئولین کشور باید بیانیه گام دوم انقلاب و اقتصاد مقاومتی را نصب‌العین خود قرار دهند»، می‌گوید: «مجلس در زمینه قوی شدن کشور نقش مهمی دارد و می‌تواند با تحقیق و تفحص و پیگیری منویات مقام معظم رهبری در کمیسیون‌های مختلف نقش خود را ایفا نماید. بدون شک با اطاعت و عملی کردن رهنمودهای رهبر معظم انقلاب، جمهوری اسلامی ایران در همه زمینه‌ها و ابعاد مختلف قوی‌تر خواهد شد.»
سجادی تصریح می‌کند: «تاکنون توانستیم بسیاری از تحریم‌های آمریکا را خنثی و عقیم کنیم اما تاکید رهبری بر قوی شدن به این معناست که ما باید بسیار قوی‌تر از این عمل کنیم و پیشرفت‌ها در زمینه علمی، اقتصادی و دفاعی باید بیشتر شود.»
سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری خاطرنشان می‌کند: «آمریکایی‌ها هم مشکلات بسیاری دارند، سرمایه‌های اجتماعی‌شان تضعیف شده و دیگر آن توانایی سابق را ندارند که بخواهند رودررو با کشوری وارد جنگ شوند و باید از این فرصت استفاده کرد تا در همه ابعاد پیشرفت کنیم.»