از جشنواره فجر سی و ششم تا جشنواره فجر سی و هشتم
کژراهه مدیریت تئاتر پایان مییابد؟
محمد حمیدی
کمتر از 20 روز دیگر تا آغاز سی و هشتمین دوره جشنواره بینالمللی تئاتر فجر زمان باقیمانده است. جشنوارهای که از نام و نشانش پیداست جشن انقلاب اسلامی در حوزه تئاتر به شماره رفته و قطعاً یکی از ظرفیتهای مهم فرهنگی و هنری کشور بهحساب میآید. اما تنها نگاهی ساده و گذرا به سیوهفت دوره برگزار شده این جشنواره کافی است تا دریابیم غیر از معدود مواردی هیچ ارتباط اعتقادی و عمیقی در سیاستهای کلی ادوار جشنواره با انقلاب اسلامی وجود نداشته است. اما در عوض و بهکرات در دورههای مختلف این ظرفیت مهم و تأثیرگذار به مأمن و بستری برای پیادهسازی سیاستهای ضدانقلاب با همراهی و به کمک پادوهای اجارهای در نهاد سیاستگذاری تئاتر کشور بدل گردیده است. بهعنوانمثال نگارنده پیشنهاد میکند به دوره سی و ششم جشنواره نگاهی انداخته شود، دورهای که ریاست مرکز مزین! به نام مهدی شفیعی رئیساسبق اداره ارشاد اهواز و مدیرعامل فعلی موسسه ایران است. دورهای که در اوج وقاحت، کار را بهجایی رساندند که صراحتاً و رسماً از تغییر عنوان جشنواره سخن به میان آوردند. حال تصور کنید مدیران و سیاستگذارانی که حتی به نام و نشان انقلاب نیز در عنوان جشنواره رحم نمیکنند در محتوا چه جولانی دادند. از حضور رابطین سفارتخانهها و کمپانیهای تابلودار معاند در ستاد و دبیرخانه گرفته تا دعوت از هنرمندنماهای روشنفکری که علناً در شبکههای خارج از کشور علیه نظام خطونشان کشیدند و میزبانی از برخی افراد با ملیت فرانسوی بدون کارت تشخیص هویت مخصوص مهمانان جشنواره توسط یکی از مدیران ارشد و البته فعلی مرکز هنرهای نمایشی همگی از جمله اقداماتی بود که در جشنواره سی و ششم با مدیریت مهدی شفیعی انجام شد. البته در این میان سکوت و غفلت حراست وزارت ارشاد نیز در جای خود تأملبرانگیز بود که انشاءالله درخصوص آن نیز در وقت و مجال مناسب سخن گفته خواهد شد.
اما به هر ترتیب با پایان یافتن جشنواره تئاتر فجر، مدیرکل هنرهای نمایشی نیز از سمت خود عزل و سکان هدایت تئاتر کشور به دست شهرام کرمی سپرده شد. هنرمندی که انتظار میرفت این نهاد سیاستگذار و پرظرفیت را از لوث افراد مسئلهدار پاک کند که در نهایت تأسف نهتنها چنین نکرد بلکه عدهای از سینهچاکان مدیریت سابق که در دوران شفیعی بیرون گود مانده بودند را دعوت به همکاری کرد و اصطلاحاً جمع دوستان را تکمیلتر کرد. طبعاً با چنین نگاهی از همان ابتدا نیز میشد حدس زد که دوران کرمی هم فرق چندانی نسبت با دوران مدیرکل سابق نخواهد داشت.
حال در آستانه دومین تجربه برگزاری جشنواره تئاتر فجر در 22 ماه مدیریت شهرام کرمی بر مرکز هنرهای نمایشی شواهد و قرائن حاکی از آن است که متأسفانه جشنواره تئاتر فجر سی و هشتم نیز چندان متفاوت از فجر سیوششم نخواهد بود و همچنان بستری برای جولان برخی عناصر شائبهبرانگیز با اغراض غیرفرهنگی و هنری خواهد شد. تنها کافی است بدانیم فردی که کمتر از یک ماه پیش به رهبر انقلاب صراحتاً توهین کرد و برای پایان نظام خط و نشان کشید هم اینک عضو هیئت انتخاب یکی از بخشهایی است که دبیر جشنواره چند روز پیش آن بخش را سورپرایز و شگفتانه جشنواره سیوهشتم نامید! و یا دقیقاً در روزی که سردار دلها حاج قاسم سلیمانی به شهادت رسید، قائممقام جشنواره تئاتر فجر در صفحه مجازی خود ضمن متلکپراکنی به این سردار بزرگ اسلام از اغتشاشگران آبان نیز یاد کرد! البته فراموش نکنیم که بعد از اعتراض برخی افراد متعهد و ارزشمند نسبت به هتاکی این فرد معلومالحال موضوع بهنوعی ماستمالی شد اما قطعاً این اقدام نشان از اعتقادات حقیقی این دست افراد در هسته مرکزی جشنواره تئاتر فجر انقلاب با حکم مدیرکل هنرهای نمایشی دارد و قطعاً بنا به مصلحت چند وقتی را قرار است جور دیگری سپری کنند. از دیگر مدیران ارشد جشنواره که در زمان مدیریت مهدی شفیعی به نوعی نفر دوم مرکز هنرهای نمایشی کشور به شمار میرفته و از این رهآورد برای خودش دار و دسته جمع کرده است نیز باید گفت؛ ایشان چگونه کارمندیست که مدام درحال سفر به کاناداست و تنها در سال چند ماه را در کشور و محل کار خود حاضر است. البته اساساً ایشان و دار و دستهشان بیشتر از آنکه تمایلی به پاسخگویی داشته باشند به تهدید و ارعاب و پروندهسازیهای اخلاقی افراد سؤالکننده تمایل دارند که انشاءالله بهزودی بعد از نوشتن استعفا باید پاسخگوی بسیاری از مسائلشان باشند.
اما آنچه بیان شد تنها خلاصه به جشنواره تئاتر فجر نیست و متأسفانه در طول سال نیز اقدامات تأسف و تأملبرانگیز فراوانی از سوی اداره کل هنرهای نمایشی رخداده است. بهعنوان نمونه میتوان به صدور مجوز به عنصر خائن و ضدانقلابی که دست بر قضا برادر یکی از خارجنشینهای فراری نیز میباشد -البته با نام مستعار- برای برپایی چندین دوره جشنواره با محوریت یک نمایشنامهنویس بهایی که سالهاست کشور را ترک کرده و یا بهجای حذف و جلوگیری حضور افراد مسئلهدار پیشنهاد عدم درج نام در بروشورهای آثار نمایشی به جهت چراغ خاموش شدنشان و جلوگیری از رصد نهادهای نظارتی و همچنین صدور مجوز به آثاری که کاملاً مشخص و محرز است که صرف جریانسازی منطبق با برنامههای آنسوی مرزها در حوزه تئاتر تهیه و تولید شدهاند. مانند اعطای مجوز همزمان به بیش از هفت نمایش در سالنهای اصلی تهران از یک نمایشنامهنویس معلومالحال فرانسوی با گرایشها منحط اخلاقی و دینی البته با هماهنگی بخش فرهنگی سفارت فرانسه در تهران تنها بخشی از اقداماتی است که متأسفانه مرکز هنرهای نمایشی بدون توجه به جنبه استراتژی «پروژه نفوذ» که بارها توسط رهبر انقلاب تأکید شده رخ داده است. البته مجوز و حمایت مالی از نمایشی که صراحتاً حضرت بقیهالله اعظم(عج) را مورد تمسخر قرار داده و یا نمایشی که سراسر از الفاظ بسیار زننده و رکیک جنسی استفاده کرده نیز از جمله شاهکارهای دوران مدیریت شهرام کرمی است که تعدد آنها مجال بررسی در این یادداشت نمیدهد؛ اما آنچه در چند نمونه بالا بیان و تأکید شد بحث جریان بودن برخی اقدامات استراتژیک دشمن در غفلت و بعضاً همکاری برخی مرکزنشینان بود، و الا از سایر مناظر و جنبههای مختلف نیز مرکزنشینان کم نگذاشتند که به وقتش و در مجالش سخن خواهیم گفت.
آنچه بهصورت گذرا و مختصر بیان شد به نظر میرسد شهرام کرمی نیز به پایان راه خود در مدیریت مرکز هنرهای نمایشی رسیده است و بیتردید تنها راه بهبود چنین وضعیت و شرایطی اولاً پذیرش استعفای ایشان از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است و دیگر آنکه انتصاب مدیری که بیش از هرگونه مصلحتسنجی، قاطعانه نسبت به خطوط قرمز کشور و پروژه نفوذ سازمانیافته در تئاتر بسیار حساس و برای مقابله با آن مصمم و متعهد باشد و در گام نخست پای بسیاری از مدیران مرکزنشین که متأسفانه همسو با دشمن شدهاند را از نهاد سیاستگذاری تئاتر کشور قطع کند. البته که از این دولت انتظار اصلاح روند کنونی هرگز انتظار نرفته و نخواهد رفت اما حداقل در یک سال پایانی امیدواریم از انحرافات بیشتر و عمیقتر در این حوزه
حداقل جلوگیری کند.