زمینخواری و کوهخواری به بهانه توسعه گردشگری
برخی شواهد میدانی نشان میدهد عدهای سودجو به بهانه توسعه گردشگری مشغول زمینخواری،کوهخواری و جنگل خواری هستند.
ماجرا از این قرار است که این روزها از برخی برنامههای کودک تا بعضی تابلوهای شهری صحبت ازتوسعه گردشگری است؛ همچنین حجم ترافیک بالای شهری و جادهای، آمار تصادفات هرروزه، جاده سازی و تسهیل مسیرها برای دستیابی آسانتر گردشگران محترم تا پای قله دماوند! اولویت اول عدهای شده است متاسفانه در این میان تخریب طبیعت، قطع درختان، آتشسوزی در مراتع و فرسایش روزافزون منابع طبیعی در سایه گردشگری کم اهمیت مینماید.
مشکل دیگر در این رابطه اینکه مانند بسیاری از مفاهیم وارداتی دیگر که قبل از ورود فرهنگش به جامعه وارد میشود و عوارضش قبل از فوایدش دامنگیر جامعه میشود منابع طبیعی فدای درآمدزایی گردشگری میشود تا جاییکه مسئول محیط زیستی با افتخار از کاهش 70 هزار هکتاری مناطق تحت پوشش محیط زیست! در جهت ویلا سازی و... میگوید. وی البته هیچ اشارهای به آسیبهای فرهنگی اجتماعی این ویلاسازیها بر بافت بومی روستاها نمیکند.
در سایر نقاط دنیا که گردشگری را منبع درآمد میدانند آن منطق زیبا و جاذب گردشگر را حفاظت شده اعلام میکنند تا طبیعی و زیبا بماند ولی ظاهرا در کشور ما گردشگری بعضا مترادف شده است با ویلا سازی و تفکیک و تغییر کاربری اراضی و... و بالاخره تقویت دلالی و فروش زمین به جای تولید محصولات کشاورزی و باغی و... زمینخواری و کوهخواری و... هم از این قصه جدا نیست.
بر این اساس لازم است کمی بیندیشیم آیا گردشگری باید اولویت اول اقتصادی در همه مناطق کشور باشد یا راهحلی برای رونق اقتصادی مناطق کمدرآمدتر؟ مناطقی که خودشان اقتصاد بومی و سنتی مثل کشاورزی و دامداری دارند و میتوانند در این زمینه حتی یک استان را بینیاز کنند چرا باید زیر سایه سیاست« چشم انداز اولویت گردشگری» قرار گیرند؟ واقعا چه چشم انداز توسعهای برایشان تصویر شده است؟ آیا توسعه به مفهوم غربیاش راهگشای همه معضلات است؟