روایت نبرد ابدی حق و باطل بر پرده سینما
مهدی امیدی
قیام و شهادت امام حسین(ع) و یارانش، گرچه در نقطهای از تاریخـ دهم محرم سال 61 هجری- و در بخشی از جغرافیا - کربلا - رخ داد، اما بدون تردید، بزرگترین انقلاب تاریخ بشری بود که همه تحولات سیاسی، اجتماعی و اعتقادی پس از خود را تحتتأثیر قرار داد. به همین دلیل هم «عاشورا» نبرد ابدی حق و باطل محسوب میشود و در همه مکانها و زمانها در حال اتفاق افتادن است؛ «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا».
واقعه کربلا بر فرهنگ و هنر ایران زمین نیز تأثیر گذاشته است، به طوری که نمایشهای ایرانی به ویژه تعزیه و شبیهخوانی در قالب روایت عاشورا و ذکر مصیبتهای اهل بیت(علیهمالسلام) شکل گرفته است. حتی موسیقی و آواز سنتی ایرانی نیز بخش زیادی از حیات خود را مدیون نوحه و روضهخوانی است. با این حال، عجیب است که هنوز هم هنر هفتم ما نسبت به این تراژدی عظیم و باشکوه تاریخ، غافل است.
نکته مهم این است که درامپردازان همواره تأکید کردهاند که نقطه ثقل و موتور محرک هر اثر دراماتیک، مبارزه خیر و شر است. این نظریه تنها در تئوری درام و قصهپردازیهای رایج نیست که مهم تلقی میشود؛ بلکه به صورت علمی هم ثابت شده است که نبرد خیر و شر یا تقابل حق و باطل، پرکششترین فعل تاریخی- اجتماعی محسوب میشود. عاشورا، بهترین مرجع، منبع و سرچشمه الهامبخش برای خلق هر اثر هنری با درونمایه حماسه و مبارزه است. این نرمافزار، در همان حال که الگویی برای آفرینشهای ادبی و هنری پرجاذبه است، زمینه را برای پرداختن به مسائل روز فراهم میکند.
نمونه بارز استفاده از چنین سوژه سترگی، سریال «مختارنامه» است؛ سریالی که طی سالهای اخیر و به بهانههای مختلف از سیما به نمایش درآمده است. آنچه سبب تأثیرگذاری بینظیر «مختارنامه» بر مردم شد، شباهت زياد ماجراها و كشمكشهاي متن آن با واقعيتهاي سياسي و اجتماعي زمانه ماست، به طوري كه در حین تماشای آن گاه فراموش ميکنیم که «مختارنامه» به دورهاي دور از ما برميگردد و دچار اين پندار میشویم كه اين روايت، شرح حال ماست. بدون تردید اين مهم به قابلیت بينظير و ذاتي عاشورا برميگردد.
اما به جز «مختارنامه» و چند فیلم و سریال با رویکرد تاریخی مثل «سفیر» و «روز واقعه» و همچنین تعدادی فیلم با گرایش پرداختن به مسائل روز با الهام از عاشورا مثل «پرواز در شب» رسول ملاقلیپور و «شب دهم» جمال شورجه و فیلم «هیهات» که این روزها بر پرده سینماست، نمیتوان به آثار قابل توجهیاشاره کرد.
یکی از فیلمهایی هم که به طور مستقیم به تاریخ قیام امام حسین(ع) و جزئیات و اصلیات و فرعیات آن میپردازد، «رستاخیز» است. اما این فیلم هم علاوهبر اینکه به خاطر نمایش چهره حضرت ابوالفضل(ع) هنوز امکان نمایش عمومی نیافته، فیلمی ضعیف و پر از تحریفات تاریخی است. برای این فیلم دهها میلیارد (به روایتی 40 میلیارد تومان) پول و سالها زمان و انرژی هزینه شده است. مشکل بزرگ فیلم «رستاخیز» فقدان انسجام در روایت است. داستان فیلم دچار اغتشاش است و میان ماجراها، فصول و بندهای مختلف روایت، ارتباط دیالکتیک و ارگانیک برقرار نشده است. از همان ابتدا، سیر داستانی فیلم، خودش را از مخاطب جدا میکند. بسیاری از ماجراها و تصاویر ابتدایی فیلم، زائد هستند و بیخود و بیجهت زمان فیلم را طولانی کردهاند. به نظر میرسد که حتی اگر همه فیلم تا قبل از خواندن نامههای کوفیان به امام حسین(ع) حذف شود هم هیچ خللی بر فیلم وارد نمیشود و حتی به آسان شدن ورود داستان به ذهن مخاطب هم کمک شایانی خواهد کرد.
تازهترین محصول سینمای ایران که با مضمون فرهنگ عاشورا ارتباط دارد. مرتضی علی عباس میرزایی در این فیلم تلاش کرده تا موضوعی امروزی را به مفاهیم عاشورایی پیوند بزند. قصه فیلم، ماجرای یک معتاد بازپروری شده، در یک غذای نذری شبهای محرم، پاکتی پیدا میکند که درونش یک چک با رقم بسیار بالایی مواجه میشود و حالا از این پس قرار است نحوه برخوردش را با این چک مشاهده کنیم. اما داستان از این پس در مونولوگهای افراد مختلف با این شخصیت اصلی ادامه پیدا میکند و خود او، کلمهای بر زبان نمیآورد. مانند افرادی که هریک بخشی از واقعه را تعریف میکند. در این فیلم، تقابل حق و باطل، در باطن انسان ترسیم شده است.
بدون تردید مسائل و وقایع روز و پیرامون ما، سوژههایی ناب و مرتبط با عاشورا هستند؛ جوانانی که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) راه یزیدیان زمان را سد کردهاند، مجاهدانی که به خاطر دفاع از دین سر از تنشان جدا میشود، کودکان و زنانی که به بردگی گرفته میشوند، زائرانی که آب به رویشان بسته میشود و لب تشنه به دیدار خدا میروند و... همه نمونههایی از جریان تقابل حق و باطل در روزگار ما هستند که با الهام از وقایع کربلای سال 61 هجری، میتوان آثار هنری و به ویژه سینمایی قابل تأملی درباره آنها ساخت. اما تولید چنین آثاری، هم همت و اخلاص و انگیزه والا میطلبد و هم به زمینهسازیها و انگیزهبخشیهای مدیران فرهنگی وابسته است.