در اصلیترین مرکز هنرهای نمایشی کشور چه میگذرد؟
تراژدی تئاتر شهر!
سید کمال الدین حسینی
داستان تئاترشهر«یک تراژدی گروتسک» است که ازگریه کار را به خنده میکشاند و تو را وا میدارد که بگویی «کارم ازگریه گذشته است به این میخندم»!
مسائلی که دراین چند سال اخیر دامن تئاتر شهر را گرفته بیشتر از سوء مدیریتها ناشی میشود. از تعمیرات غیر کارشناسانه گرفته که مثلا اگوستیک تالار اصلی را خراب کرد، تا شایعه سرقت از گیشه طی مدت زمانی طولانی و افتضاحی که همین سال گذشته بر سر گرفتن پول از متقاضیان اجرا در تئاتر شهر افتاد و موجب شد بسیاری که لیاقت و شایستگی اجرا در این مرکز حرفهای تئاتر کشور را نداشتند در آنجا نمایشهای ضعیف و بعضا سخیف خود را روی صحنه ببرند. در این چند سال عدهای هم به واسطه رابطه بازی ولابیگری کار روی صحنه تئاتر شهر بردند و با کمال تعجب کمک هزینههای آنچنانی هم گرفتند و وزیر محترم ارشاد و معاون هنری محترمشان نیز به دیدن کار آنها نشستند. نمونه آن نمایش ضعیف «تو مشغول مردنت بودی» که اصلا معلوم نبود در تئاتر شهر چکار میکرد و چرا باید در این مرکز مهم اجرا برود؟ یک کار دانشجویی بیسر و ته ضعیف که جنبههای اروتیک و نهیلیستی مخرب و خودکشی و... نیز داشت. حتی این نمایش به لحاظ تکنیکی و دراماتیکی که ادعایش را داشت نیز ضعیف و پرغلط بود. حال چرا دوستان حمایتهای آنچنانی از این نمایش کرده و اجراهای اضافه نیز به آن دادند و وزیر و معاونشان را به تماشای آن نشاندند؟
پس از تعویض مدیریت تئاترشهر، مدیر جدید با ایدهای نو روی کار آمد! اما عملکرد تئاتر شهر تغییر نکرد و کماکان افراد نا آشنا و آماتور و دانشجو و... در تئاتر شهر نمایشهایی را که در واقع تجارب اولیه آنان بود را روی صحنه میبردند همچنان فضا را در اختیار داشتند. کسانی که به قول رضا کیانیان باید سالها در فرهنگسراها یا دیگر تالارها به تجربه بپردازند و سپس به تئاتر شهر راه پیدا کنند تازه اگر شایستگی آن را داشتند.
سابق بر این، تئاتر شهر جای بزرگان و پیشکسوتان و فرهیختگان بود نه به هرکسی که از راه برسد و لابی و پولی داشته باشد بگویند بفرمائید اجرا کنید و در عوض به افراد شایسته ، لایق ، پیشکسوت واندیشمند و هنرمندان ارزشی و ولایی توجهی نشود و کاری کنند که آنها تئاترشهر را در شان خود ندانند و یا به دلیل سنگ اندازیهای مکرر و ایرادهای به اصطلاح بنی اسرائیلی و قانونهای من درآوردی که در شأن آنها نیست به طرف تئاتر شهر نیایند و عطایش را به لقایش ببخشند. در عین حالی که ریاست محترمش را نیز نمیتوانید به این سادگیها پیدا کنید یا وقت ملاقت از ایشان بگیرید، بخصوص که بفهمند پشت در یک هنرمند ارزشی و ولایی وپیشکسوت نشسته! مگر صحبتهای سیاوش تهمورث و درد دلهایش را نشنیدید که چه درباره تئاتر شهر و مدیریت آن گفت!
الان اگر یک گروه نمایشی به تئاتر شهر مراجعه کند و درخواست اجرا بدهد احتمالا با این پاسخ مواجه میشود که «جای ما تا چند سال بعد پر است و مثلا چند صد متن در نوبت اجرا هستند و ...» اما جای سؤال است؛ پس چگونه است که یک نمایش در همین دو، سه ماه پیش پس از چند اجرا در یک تالار خصوصی به سرعت در تئاتر شهر دوباره به روی صحنه رفت؟ مگر افراد در نوبت اجرا نیستند؟ در واقع دوستان «مدیر و مدبر» برای رفقایشان و کسانی که توصیه میشوند جای خالی نگه میدارند، بعد به یک باره با معضل بیاجرایی روبرو میشوند و مثلا سالن هایشان خالی میماند! آنوقت به رفقای خود یا دانشجویان خود زنگ میزنند و میگویند «اگر کاری چیزی داری بیا اجرا برو»! این درحالی است که کلی هنرمند شایسته و کارهای ارزشی و خوب را به بهانه نداشتن جا و خالی نبودن سالنها رد میکنند. آنوقت شاهد کارهای نصفه و نیمه و ضعیف که با عجله سر و ته آن را یک جوری جمع و جور کردهاند روبرو میشویم. به همین دلیل است که مخاطبان تتاتر شهر ریزش کردهاند. نگاه نکنید به یک تالار اصلی که در بعضی از کارها تقریبا پر میرود. دلیل آن حضور سلبریتیها در این کارهاست که البته بلای جان تئاتر شدهاند. باید گفت بسیاری از کارها بودهاند که درهمین تالار اصلی با داشتن سلبریتی فروش نکردهاند.
یکی دیگر از «سد هایی» که دوستان جلوی پای متقاضیان اجرا در تئاتر شهر و هنرمندان پیشکسوت و فرهیخته و ولایی و ارزشیای که اصولا این «مدیران مدبر» دوست ندارند به آنها در تئاتر شهر اجرا بدهند میگذراند «دارا نبودن اولویت اجرایی نمایشنامههای پیشنهادی آنان جهت اجرا در تئاترشهر» است. یعنی میگویند «ببخشید نمایشنامه شما در اولویت اجرایی ما نیست.» در واقع زیر تقاضای اجرا در تئاتر شهر را این گونه پاراف میکنند «در اولویت اجرایی امسال تئاتر شهر نیست» و جالب آن است که از نامه خودتان به خود شما کپی هم نمیدهند که مبادا «پارافشان» لو برود!
در ادامه، برای اینکه این قضیه را بیشتر بشکافیم، روایت مستند یک هنرمند تئاتر را نقل میکنیم: «سال گذشته یک نمایش حماسی برگرفته از شاهنامه فردوسی را به تئاتر شهر برای اجرا درسال 98 ارائه کردیم که البته جوابش را همین چند روز پیش گرفتیم؛ آن هم اگر خودمان مراجعه نمیکردیم جواب را به ما اعلام نمیکردند. سپس، قبل از سال نو رفتیم یک نمایش نامه ارائه کنیم که دوستان از بیست و چهارم اسفند، تقریبا تئاتر شهر را تعطیل کرده بودند. یعنی ما بیست و ششم اسفند رفتیم گفتند دو روز است که تعطیل است؛ این را نگهبان گفت. بگذریم... در سال جدید یک متن ارزشی و دفاع مقدسی را به تئاتر شهر ارائه کردیم. البته این یکی را دستی بردیم با چند دستور در زیر آن و اینکه در این برهه از زمان، این متن ضرورت اجرایی دارد و... باید گفت این در حالی است که در تئاترشهر آنچنان کار ارزشی نمیبینیم، مگر هر از چند گاه معجزهای بشود. خلاصه، متن را تحویل گرفتند و پس از چند هفته در اواسط اردیبهشت با متن حماسیای که پارسال داده بودیم جوابش را یکجا به ما دادند! یعنی خودمان رفتیم دنبالش فرموده بودند این متن اولا در اولویت کارهای امسال ما نیست، ثانیا سال گذشته اجرا شده و ما کارهای اجرا شده را برای بار دوم در تئاتر شهر اجرا نمیکنیم! از این پاسخ، شاخ در آوردیم؛ مگر میشود دو نمایشنامه مختلف که در دو موضوع و ژانر مختلف هستند هیچ کدامش در اولویتهای اجرایی تئاترشهر نباشند؟ پس میشود لطف بفرمائید اعلان عمومی کنید که چه چیزی یا چه متونی با چه موضوعهایی در اولویتهای اجرایی سالانه تئاتر شهر هستند تا ما همان را خدمتتان تقدیم کنیم که وقت شریفتان خدای ناکرده گرفته نشود؟ یا اصلا افرادی را که مورد وثوقتان هستند اعلام بفرمائید تا دیگران تکلیفشان را بدانند و علاف نشوند.»
این نوع پاسخها، مصداق فرستادن پی نخود سیاه است! تا فرد برود متنی پیدا کند که دراولویتهای تئاترشهر باشد خودش یکسال طول میکشد. تازه بنده خدا نمیداند که اولویتها چیست؟ بعد که دوباره پس از حداقل یک سال با متنی جدید برمیگردد باز «مدیران مدبر الامور» میگویند این هم در اولویتهای ما نیست و این قصه همچنان ادامه دارد.
این گونه است که این مدیران به راحتی افرادی را که نمیخواهند به هر دلیلی در تئاترشهر اجرا بروند از سرخود وا میکنند. در واقع، اینکه چه متنی در اولویتهای تئاتر شهر است خیلی محلی از اعراب ندارد و فقط بهانه است. آنچه برای مدیریت تئاترشهر اهمیت دارد این است چه کسی متن را ارائه میدهد یا توسط چه فردی توصیه شده است!
اما باید گفت همین چند ماه گذشته که آن افتضاح «رقصیدن و ترقص» در تئاتر شهر اتفاق افتاد و ریاست تئاتر شهر را به قوه قضائیه احضار کردند و یکی دو روز هم باز داشت بود، مگر به خاطر اجرای نمایشی نبود که قبلا در پردیس خاوران 60 بار اجرا رفته بود؟ اینکه نمایشی تکراری بود؟ پس چگونه در تئاتر شهر اجازه اجرا گرفت؟ نمایش «تومشغول مردنت بودی» نیز در تهران و شیراز و شاید یکی دو شهر دیگر اجرا رفته بود و سپس به تئاترشهر آمد. آن هم کاری دانشجویی بود. همین امسال نمایشی که در تالار مهرگان چند روز اجرا شده بود در تئاترشهر نیز دوباره به روی صحنه رفت. همین الان یک نمایش ضعیف که درعمارت روبرو پارسال اجراهای ضعیفی را رفته بود بازبینی اش انجام شده که در تئاترشهر نیز دوباره اجرا برود و مدیریت تئاتر شهر تاکید دارد که این نمایش ضعیف باید حتما در تئاترشهراجرا شود! نمایش بیصدایی که چندین اجرا در داخل و خارج داشته و قس علیهذا.
این مسایل واین خبرها چیزی نیست که پنهان باشد و اکثرا از آن اطلاع دارند. اینها را فقط برای نمونه گفتم، وگرنه تعداد نمایشنامههای اجرا شدهای که مجددا در تئاتر شهر اجرا میشوند کم نبوده است. پس چرا به این بهانه واهی نمیگذارید کارهای ارزشی و هنرمندان فرهیخته و ارزشی در تئاتر شهر اجرا بروند؟ به نظر میرسد که اصلا متنشان توسط مدیریت تئاتر شهر خوانده نمیشود و به بهانه آنکه اجرا رفته است آن را نمیپذیرید.اما چگونه است که این به اصطلاح قانون برای دوستان وسفارش شدهها محلی از اعراب ندارد. این همه تبعیض گذاری بین هنرمندان برای چیست؟ باید از این مدیران پرسید، چرا این کارها را میکنید و هنرمندان را به نظام و اهداف بالا دستی و از پیش تعیین شده آن در خصوص فرهنگ و هنر و هنرمندان و کارهای ارزشی بد بین مینمائید و این گونه از بین هنرمندان، معترض میسازید؟ مگر حمایتهای کافی و لازم از کارهای ارزشی و هنرمندان ارزشی و فرهیخته در راس اموراجراییتان قرار ندارد؟ مگر به فرموده «مقام معظم رهبری» نباید از هنرمندان و آثار ارزشمند و ارزشی حمایت کنید، پس چه شد؟ شما که آنها و کارشان را با هزار ترفند پس میزنید و خانه نشین میکنید.
جالب اینجاست که مدیریت تئاترشهر، فراخوان امسال خود را به طور خصوصی برای دوستان و رفقا و توصیه شدهها ارسال میفرمایند!
اصلا مدیری که این همه باند بازی میکند و این همه قانون شکنی دارد و یکبار هم برای این کارها بازداشت شده چرا هنوز برسر کار است؟ در نهایت باید بگوئیم برای تئاتر شهر متاسفیم که به شدت ازدرجه هنری و اعتباری که داشته سقوط کرده است. دیگر برای پیشکسوتان و هنرمندان فرهیخته وارزشی تئاتر اجرا در تئاتر شهر دون شانشان است یعنی این مدیران این گونه مسایل را پیش بردهاند.
باید به مدیریت تئاترشهر گفت؛ لطف کنید اولا اولویت هایتان ویا اصلا افرادی که شما میخواهید در تئاترشهر اجرا بروند و ایضا کسانی که میتوانند این افراد را توصیه کنند اعلام فرمائید تا هنرمندان تئاتر تکلیفشان را بدانند. لطف کنید دیگر از فراخوان تئاتر شهر حرفی نزنید و اعلان بفرمائید که تئاترشهر فراخوان ندارد و ما خودمان هرکسی و هر متنی را که دوست داریم انتخاب میکنیم. از مسئولین ذی ربط هم میخواهیم که لطفا یک مرکز یا تالاری را برای هنرمندان ارزشی و کارهای ارزشی معرفی نمایند که بتوانیم آنجا با حمایتهای اندک شما اجرا برویم. اگر چنانچه حمایت کافی ولازم را بنمائید. چون اگر حمایت نکنید حداقل آدم تکلیفش را میداند این گونه بیشتر آبروی آدم جلوی گروهش میرود. البته بد نیست فهرست حمایت از کارها و افراد مختلف را نیز منتشر بفرمائید تا ببینیم اولا آیا سقف حمایتها برای همه یکی است و ثانیا برچه اساس و معیاری حمایتها و سقف مالی آنها صورت میپذیرد.