راهِ رامکردن ترامپ صفرکردن تجارت در تنگه است
سرویس سیاسی -
استمرار انسداد تنگه هرمز و قطع شریان پترو دلار با آتش موشک تنها راه مهار زیادهخواهیهای واشنگتن است؛ کلید رامکردن قمارباز کاخ سفید نه در مذاکره، بلکه در صفر کردن تجارت انرژی و بالا بردن هزینه اقتصادی آمریکا در آستانه انتخابات قرار دارد.
محاسبات کارگردانان کاخ سفید درباره جمهوری اسلامی ایران بار دیگر اشتباه از کار درآمد. ترامپ قمارباز، گمان میبرد اگرچه در جنگ ۱۲روزه و ۴۰روزه نتوانست ملت ایران را به زانو درآورد، اما میتواند با «خدعه مذاکره»، همان هدف از دسترفته نظامی را نقد کند. از همین رو بود که واشنگتن، «تفاهمنامه اسلامآباد» را نه یک گام برای حل مناقشه، بلکه درگاه تسلیم مطلق ایران میدید؛ تصویری موهوم که در آن ایران تمام مؤلفههای قدرت موشکی و هستهای خود را یکجا روی میز میگذارد و در مقابل، کلید تنگه هرمز را دو دستی تحویل آمریکا میدهد.
اما واقعیت میدانی، سیلی سختی به پندارهای کاخ سفید زد. ترامپ زمانی که دید جمهوری اسلامی ایران در تحقق تمام شروط خود مصمم است، متوجه شد از این تفاهمنامه نیز دستاوردی نخواهد داشت و در حرکتی آن را «مرده» اعلام کرد.
عزیزان دیپلمات در دستگاه خارجه حتماً باید این نکته حیاتی را مد نظر داشته باشند که اشتهای این قمارباز بهشدت بالاست؛ با این تفاوت که او امروز در بحرانیترین شرایط ممکن و در آستانه انتخابات حساس میاندورهای کنگره قرار دارد. یکی از محورهای اصلی که افکار عمومی و صندوقهای رای را علیه ترامپ بسیج کرده، جهش بیسابقه قیمت انرژی و بنزین در داخل ایالات متحده است.
اما در این میان، آنچه بیش از همه تعجبآور است، رفتار و مواضع شتابزده دستگاه دیپلماسی در نیویورک بود. نمایش شور و شوق برای مذاکره، آن هم درست در آستانه انتخابات حساس میاندورهای آمریکا، ارسال سیگنال ضعف به ترامپ بود.
رئیسجمهور در گفتوگو با شبکه انبیسی صریحاً ابراز داشت که «تهران میخواهد پیش از انتخابات میاندورهای با آمریکا به توافق برسد» و «نمیخواهیم کار به انتخابات میاندورهای بکشد» و حتی تا جایی پیش رفت که تأکید کرد: «ما به دنبال ترور ترامپ یا اعضای خانواده او نیستیم»؛ مواضعی که نه نشاندهنده اقتدار، بلکه بازتابدهنده شتابزدگی محض برای رسیدن به توافق به هر قیمتی بود.
از سوی دیگر عراقچی، وزیر امور خارجه نیز در نیویورک اعلام کرد:«اگر جدیتی در طرف آمریکایی باشد همهچیز آماده است و انتخاب با واشنگتن است.»
ترامپ بلافاصله با ژست طرف پیروز اعلام کرد:«من توافق آنها را رد میکنم. آنها میخواهند توافقی انجام دهند که بر اساس آن، تنگه هرمز را فوراً باز کنند، چون دارند بهشدت شکست میخورند... اما ما بهشدت در حال پیروز شدن هستیم»؛ موضعی تهاجمی که حاصل مستقیم همین سیگنالهای اشتباه دیپلماتیک بود.
واقعیت آمار
در برابر پروپاگاندای ترامپ
ترامپ در روزهای اخیر با ادعاهای مضحک تلاش میکند بحران را مهارشده جلوه دهد. او مدعی شده است که تنگه هرمز تحت مدیریت کامل آمریکاست و تنها در یک شب ۲۹ کشتی با اسکورت از آن عبور کردهاند؛ حتی در ادعایی عجیبتر به الجزیره گفت: «دیشب مقدار بیسابقهای نفت از تنگه عبور دادیم، بیشتر از قبل از شروع جنگ!» اما اگر واقعاً آمریکا بر هرمز مسلط است و کشتیها بدون مانع عبور میکنند، این همه «هارت و پورت» رسانهای و دستوپا زدن در واشنگتن برای چیست؟
دادههای سخت و راداری، دروغ ترامپ را به روشنی افشا میکنند. پیش از شروع جنگ در ۲۸ فوریه، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی بزرگ و ۲۰ میلیون بشکه نفت یعنی معادل یکپنجم مصرف جهان از این آبراه عبور میکرد، اما گزارش مؤسسات مستقل تصویر متفاوتی را ثبت کردهاند؛ بهطوری که مؤسسه بینالمللی «کپلر» اعلام کرده در روزهای اخیر ترددها به چند فروند در روز کاهش یافته و تنها
۹ کشتی در ۲۵ سپتامبر ثبت شده است، و مؤسسه «تانکرترکرز» نیز عبور واقعی را تنها حدود ۳.۷ میلیون بشکه در روز برآورد میکند.
از سوی دیگر، واقعیت میدانی نشان میدهد نیروهای مسلح ایران تنها طی دو شب گذشته، ۱۹ کشتی متخلف شامل ۷ کشتی در شنبه ۴ مهر و ۱۲ کشتی در شب قبل از آن را که قصد عبور غیرمجاز داشتند، متوقف کرده و هدف قرار دادهاند.
موضع واقعی ایران را شورای عالی امنیت ملی روشن کرده است؛ ایران
«۷ شرط جدید و کاملاً متفاوت با گذشته» تعیین کرده و تا زمان تحقق کامل این شروط، نه مذاکرهای در کار خواهد بود و نه تنگه هرمز باز میشود.
تابلوهای بنزین در آمریکا
چه میگویند؟
پرونده هستهای برای آمریکا همیشه مهم بوده، اما آنچه امروز مستقیماً جیب و سفره شهروند آمریکایی را هدف قرار داده، تابلوهای قیمت بنزین و گازوئیل در پمپبنزینهای ایالات متحده است!
اخبار دربارة رایزنیهای پنهانی دولت ترامپ برای لغو مالیات سوخت، معافیت گازوئیل کشاورزی و حتی پیشنهاد «جیدی ونس» (معاون ترامپ) برای ممنوعیت صادرات گازوئیل، نشاندهنده لرزش شدید شاسی اقتصاد آمریکاست. وقتی در اروپا هم مالیات ۱۴ سنتی سوخت کاهش مییابد تا از شورشهای معیشتی جلوگیری شود، یعنی ضربان قلب اقتصاد غرب در دست ایران است.
بنابراین، اهرم حیاتی تنگه هرمز را که در دست ایران است، نباید روی میز ارزان عرضه کرد. راه رامکردن قمارباز کاخسفید، لبخند دیپلماتیک یا پیشنهادهای پیشدستانه نیست؛ راه رامکردن او، «صفر کردن تجارت در تنگه» است.
ضرورت ضربه به شریان پترو دلارها
در ادبیات مدرن اقتصاد سیاسی، غولهای انرژی خلیجفارس- در رأس آنها آرامکو با سود سالانه ۱۰۰ تا ۱۶۰ میلیارد دلار و ادنوک و قطرانرژی-صرفاً فروشنده نفت نیستند، بلکه شریان حیاتی پمپاژ نقدینگی به والاستریت و سیلیکونولی هستند. درآمد آرامکو از طریق صندوقهای ثروت ملی (مانند PIF عربستان با ۷۰۰ میلیارد دلار و ADIA امارات با ۹۹۰ میلیارد دلار دارایی)، بازوی اصلی خرید اوراق خزانهداری آمریکا
است.
این شبکه پترو دلاری بهشدت شکننده است. انسداد مستمر تنگه هرمز، جریان نقد آزاد این غولها را خشک کرده و شوک انقباضی مهلکی به بازارهای مالی آمریکا وارد میکند.
حتی به فرض محال اگر ادعای ترامپ در عبور نفتکشها درست باشد، تکلیف روشن است؛ باید با آتش موشکهای نقطهزن و پهپادهای انتحاری، تجارت را در این تنگه کاملاً صفر کرد.
هدف قرار دادن شرکتهایی که آمریکا مستقیماً و غیرمستقیم سر در آخور آنها دارد- مانند زیرساختهای آرامکو و شریانهای پشتیبان پترو دلار- در کنار سکوت و انسداد مطلق در تنگه هرمز، تنها فاکتوری است که میتواند در ایام انتخابات، حساب کار را دست ترامپ بدهد و او را سر عقل بیاورد!
منطق زور
همانطور که نیل کویلیام، پژوهشگر چتمهاوس تأکید میکند: «آنچه در تنگه هرمز رخ میدهد یک تغییر ساختاری است و بازگشت به شرایط قبل از ۲۸ فوریه دیگر ممکن نیست.» یا به تعبیر دکتر لئونید ساوین، تحلیلگر برجسته روس: «بستن هرمز کابوس ژئوپلیتیکی آمریکا بود و پاسخ هوشمندانه ایران نشان داد که واشنگتن با صخره سخت مواجه شده است.»
آمریکا میخواهد هرمز و پرونده هستهای را یکجا ببندد تا برای انتخابات یک «روایت پیروزی» بسازد. بدون هستهای، باز کردن هرمز یعنی پذیرش اقتدار ایران؛ و بدون هرمز، فشار بر هستهای بیاثر است.
پیام روشن به دستگاه دیپلماسی این است که قمارباز را نباید با کرنش و نشان دادن اشتیاق برای مذاکره رام کرد؛ قمارباز را فقط با بالا بردن هزینه جنگ و زبان موشک در میدان مهار میکند. حفظ اهرم تنگه هرمز و فشار بر شریانهای انرژی غرب، تنها منطقی است که کاخ سفید آن را میفهمد.