کد خبر: ۱۵۶۴
تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۰۲

حضور مردم‌ ، باطل السحر توطئه‌ها عليه انقلاب است


سعدالله زارعي
9 دي‌ماه مقارن با روزي غير تعطيل و ساعت تظاهرات هم سه بعدازظهر بود و از اين رو با توجه به اينکه تظاهرات ملي در روز تعطيل برگزار مي‌شود و قبل از ظهر به پايان مي‌رسد، تظاهرات 9 دي يک رخداد ويژه به حساب مي‌آيد. از سوي ديگر در 22 بهمن، روز قدس و... شرکت در تظاهرات حالتي عادي و توأم با حضور اطفال و خانواده‌ها دارد. حضور مردم هم نوعاً فاقد علامت‌هاي خاص مي‌باشد و در اين تظاهرات حضور اصالت دارد نه شعار. از سوي ديگر شرکت مردم در تظاهرات نوعاً با زمينه‌سازي رسانه‌اي و با دعوت شخصيت‌ها و نهادها صورت مي‌گيرد.
تظاهرات خودجوش 9 دي از همه اين جنبه‌ها جدا بود چرا که از يک سو در ساعتي برگزار شد که کارمندان، کارگران و ... به کار اشتغال داشتند و کسبه و... ساعت استراحت خود را سپري مي‌کردند با اين وصف شرکت در اين راهپيمايي بايد توأم با انگيزه‌هاي بسيار قوي مي‌بود. مردم شرکت گسترده کردند و- تقريباً- همه کساني که آمدند همان واجدين شرايط رأي بودند که حدود 7 ماه پيش در انتخابات شرکت کرده بودند. در واقع مي‌توان گفت همه کساني که رأي داده بودند- اعم از اينکه به کانديداي پيروز رأي دادند يا به کانديداهاي شکست‌خورده‌- به صحنه آمدند و به هيچ وجه از سر تفنن هم نيامده بودند بلکه صفوف کاملاً متراکم بود و همه بدون استثنا با خود علامتي حمل مي‌کردند و به گرمي شعارهاي جمعي را تکرار مي‌کردند.
تقريباً هيچکس و هيچ نهاد رسمي دعوتي براي تظاهرات نکرده بود و تنها شوراي هماهنگي تبليغات اعلام کرده بود که مردم با تظاهرات 9 دي پاسخ هتاکي به حريم ولايت و ابي عبدالله‌الحسين در روز عاشورا را خواهند داد. شعارهاي مردم کاملاً سياسي و مستقيم و معنادار بود آنان سران فتنه را با استفاده از ادبيات زيارت عاشورا لعن مي‌کردند و از آنان ابراز نفرت مي‌کردند. تظاهرات نزديک به سه ساعت به درازا کشيد و موج جمعيت خيابان بزرگ انقلاب را از ميدان امام حسين(ع) تا ميدان آزادي را دربرگرفت و مي‌توان گفت اين تظاهرات تنها با انبوه جمعيتي که در روز عاشوراي 57 به ميدان آمدند و يا جمعيت انبوهي که امام را تا بارگاه ملکوتي‌اش بدرقه کردند، قابل قياس مي‌باشد.
تظاهرات 9 دي بازتاب گسترده‌اي در دو سطح داخلي و خارجي داشت. ميرحسين موسوي که آشوب‌گران روز عاشوراي تهران را «مردمي خداجو» خوانده بود، ناچار به عقب‌نشيني تاکتيکي شد و در اطلاعيه‌اي دولت برآمده از انتخابات 88 را به رسميت شناخت. البته چند روز بعد باز هم به مقاومت در برابر نظام دعوت کرد. در مجلس، فراکسيون اصلاح‌طلب از آنچه در روز عاشورا رخ داده بود ابراز برائت کرد و با تظاهرات‌کنندگان 9 دي ابراز همبستگي نمود. در سطح بين‌المللي هم مقاله‌هاي فراواني به رسانه‌هاي غرب راه يافت که همه در اين موضوع اشتراک داشتند «رهبري انقلاب از حمايت قاطع مردم برخوردار است و مخالفان نظام جايگاهي در ميان مردم ندارند.»
تظاهرات عظيم و کم سابقه 9 دي و نقشي که مردم در اين حضور ايفا کردند، بخوبي نشان داد که کليد حل همه مسائل نظام و انقلاب و ايران در دست «مردم»‌ است و از اين رو توطئه هايي که با ناديده گرفتن اين عنصر توأم است هرچند از پيچيدگي و پشتوانه هاي زياد برخوردار باشد، به جايي نمي‌رسد. همين عنصر بود که توطئه کودتاي آمريکا در سال 57 که با حضور دو عنصر کليدي الکساندر هيگ فرمانده ناتو و ژنرال رابرت هايزر فرمانده نيروي هوايي آمريکا با هدف ممانعت از پيروزي انقلاب اسلامي بود را باطل کرد و پس از پيروزي مانع به نتيجه رسيدن توطئه هاي سنگين پياپي- در فاصله، بهمن 57 تا 30 خرداد 60 گرديد و تا امروز آن را باطل‌السحر گردانيده است.
درس ديگر نقش حادثه عاشورا در به وجود آمدن يوم الله 9 دي بود. تا پيش از ماجراي عاشوراي88، مقابله فتنه گران با دين و مباني آن و مقدسات چندان باور پذير نبود چرا که تعداد قابل توجهي از سران فتنه را روحانيوني تشکيل مي دادند که سابقه اي هم در انقلاب داشتند و بعضي هم به بيت حضرت امام خميني – سلام الله عليه- انتساب يا رفت و آمد داشتند.
طبعاً تميز قائل شدن ميان سابقه و وضع فعلي اين‌ها براي متدينين تا حدي دشوار بود. در اين ميان حادثه تلخ عاشورا فضا را شفاف کرد و غبار ترديد را کنار زد البته پيش از اين وقتي در تظاهرات روز قـدس 88 عده‌اي از هـواداران فتنه شعار «نه غزه، نه لبنان» سردادند و يا در يک تجمع مرتبط با فتنه گران در روز 16 آذر 88 تصوير حضرت امام پاره و به آن بزرگوار جسارت شد، متدينين نگران شدند ولي نوعاً آن را بي ارتباط با سران فتنه ارزيابي مي کردند.
تا اينکه روز عاشورا فرا رسيد و جريان فتنه تصميم گرفت از غيبت مردم در خيابان انقلاب تهران به دليل حضور متمرکز مؤمنين در حسينيه ها، مساجد، تکايا و هيئات استفاده نمايد و تصويري بحراني از انقلاب و نظام به خارج ارائه نمايد در اين ميان سران فتنه هواداران خود را به تجمع در خيابان انقلاب دعوت کردند و رسانه هاي غربي بخصوص بي بي سي انگليس تلاش گسترده اي براي شکل دهي به اين تجمع دنبال کردند.
مثلاً بي بي سي در خبرهاي صبح روز عاشورا عباراتي را تکرار مي کرد: «مردم از مراکز مختلف شهر راهي خيابان انقلابند، نيروي انتظامي اعلام کرده که مداخله نمي‌کند. نيروهاي بسيج نيز مخالفتي بـا تظاهرات خيابان انقلاب ندارند و رهبران معترضين هم هواداران خود را از هرگونه درگيري برحذر داشته‌اند» و هرچه به ساعت 10 صبح نزديک‌تر مي‌شد اين شبکه گزارش مي‌داد که از حضور پليس و يا نيروهاي بسيجي در خيابان انقلاب خبري نيست.
در واقع هدف اين بود که از يک سو با بي خطر خواندن تظاهرات روز عاشورا،  جمعيت زيادي را به ميدان بياورند و از سوي ديگر ميدان را براي آشوب طلبي ضد انقلاب آماده نشان دهند. به هر ترتيب در روز عاشورا جمعيتي کمتر از 5000 نفر به خيابان انقلاب آمدند و در ايـن بين آنچه از آن خبري نبود تـجمع و تظاهرات مسالمت آميز بود.
حوالي ساعت 5/11 صبح که آتش سوزي ها، تخريب بانکها، حمله به مغازه ها و اموال عمومي به اوج خود رسيد تلويزيون بي بي سي و ... با پخش مستقيم اين صحنه ها، تصويري از يک شهر جنگ زده را از پايتخت ايران به نمايش گذاشتند. ظهر عاشورا که زمان شهادت حضرت ابا عبدالله الحسين- عليه السلام- است تبديل شد به صحنه آتش زدن علم ها و علامت هاي بزرگداشت عاشورا و فتنه عمق ماهيت خود را نشان داد و ترديدها را برطرف کرد. و در اين ميان هيچ‌کدام از سران داخلي فتنه نه تنها واکنش منفي به موضوع نشان ندادند و از بي حرمتي به امام حسين (ع) برائت نجستند بلکه يکي از آنان- ميرحسين موسوي- اهانت کنندگان به ساحت سيدشهيدان عليه السلام را « مردمي خداجو» لقب داد!
سه روز پس از حوادث رو عاشوراي 88 با فراخوان شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي حداقل چهار ميليون نفر از مردم تهران در عصر يک روز غيرتعطيل – 9 دي- به خيابان آمدند و مشابه اين تجمع در اين روز يا يکي دو روز پس از آن در اکثر شهرهاي ايران برگزار شد و طومار فتنه گران را درهم پيچيد. با اين خبط بزرگ سران داخلي و خارجي فتنه، پرده از ماهيت فتنه اي که حدود 8 ماه کشور را بشدت درگيري کرده بود، افتاد. به عبارت ديگر خط خون حسين بن علي – صلوات الله عليه- بار ديگر اردوگاه يزيديان و امويان را افشا کرد.
نمي‌توان ريشه هاي تاريخي اين جريان براي منحرف کردن نظام که در بعد خارجي از سفر هايزر و در دي ماه 57 آغاز مي شود و در بعد داخلي از تلاش براي مسلط کردن عناصر وابسته اي نظير شاپور بختيار شروع مي‌گردد را ناديده گرفت. مهم ترين ويژگي اين جريانات استفاده از «فرصت هاي نظام» است و در ميان فرصت‌ها، «انتخابات»‌ موقعيت ممتازي دارد. فتنه گران بارها از انتخابات استفاده کرده و در اکثر موارد به موقعيت‌هايي هم رسيده اند.از نظر آنان انتخابات به اين دليل که براي نظام فرصتي است تا جمهوري اسلامي، مردمي و آزاد بودن خود را به جهان و مخالفان نشان دهد، ناچار است گارد خود را در برابر مخالفان تا حد زيادي باز کند و حضور آنان را بپذيرد و از طرف ديگر انتخابات فرصت تبليغاتي فراهم مي آورد تا در اين فضا مخالفان انقلاب و نظام بتوانند حرف خود را بدون هزينه بزنند و حتي از تريبون‌هاي نظام هم استفاده نمايند.علاوه بر اين دو دليل، از ‌آنجا که حضور رسانه‌اي مخالفان نظام در تريبون هاي رسمي و غير رسمي داخل کشور نوعي وجاهت و مشروعيت – و قابل قبول بودن- را به ذهنيت جامعه متبادر مي‌کند، سربازگيري را براي آنان تسهيل مي‌نمايد. با اين وصف فتنه گران حتي اگر به ظاهر حضور در انتخابات را تحريم کنند و يا بدون تحريم، اعلام کنند که ليست ارائه نمي‌دهند و يا شعار عدم آزادي در انتخابات را سردهند، بازهم به صندوق‌هاي رأي به‌عنوان «طعمه‌اي بي بديل» نگاه مي کنند و در صدد برمي آيند که عوامل شناخته يا ناشناخته خود را از آنها بيرون بياورند.
* اين مطلب بخشي از مقاله مفصل 
«کارنامه بحران‌هاي پس از انقلاب» است.