قتل پدر دختر مورد علاقه برای گرفتن جواب مثبت!
خواستگار شکست خورده وقتی نتوانست پدر دختر مورد علاقهاش را برای ازدواج راضی کند اقدام به قتل این پدر توسط 2 آدمکش اجیرشده کرد.
به گزارش مهر مرکز فوریتهای پلیسی 110 از وقوع یک فقره قتلی خبر داد که در راهروی خانهاش در اثر ضربات متعدد چاقو جان داده بود.
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» و به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
دختر مقتول که موضوع قتل را به پلیس اطلاع داده بود در تحقیقات اولیه به کارآگاهان گفت: داخل خانه نشسته بودیم که زنگ در به صدا درآمد. مرد جوانی پشت آیفون بود و نام پدرم را آورد و از من خواست که به پدرم بگویم که به در منزل مراجعه کند.
لحظاتی بعد صدای فریاد پدرم به گوش رسید. خودمان را به مقابل در خانه رسانده و در آنجا با جسد خونین پدرم روبهرو شدیم.
در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان در تحقیقات نامحسوس پلیسی خود اطلاع پیدا کردند که فردی به نام «حمید» خواستگار دختر مقتول است که درخواست ازدواج وی با مخالفت شدید مقتول روبهرو شده بود. با توجه به اطلاعات به دست آمده و احتمال نقش حمید در جنایت، دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت.با دستگیری «حمید» وی در اظهارات اولیه منکر هرگونه اطلاع از جنایت شده اما زمانی که دلایل کارآگاهان مبنی بر شناسایی خودرو وی در محل جنایت در مقابل وی قرار گرفت، وی به ناچار لب به اعتراف گشود و به نقش و معاونت خود در ارتکاب جنایت اعتراف کرد.«حمید» در اعترافات اولیه به کارآگاهان گفت: «چند سالی است که با دختر قربانی آشنا شدهام اما هر بار که به خواستگاری میرفتم، مقتول با ازدواج من و دخترش مخالفت میکرد تا اینکه در نهایت تصمیم گرفتیم تا از مقتول زهر چشم گرفته و او را بترسانم. برای این کار به سراغ دو نفر از دوستانم رفته و از آنها خواستم تا با چاقو چند ضربه به مقتول بزنند تا او حساب کار دستش بیاید. آنها ابتدا قبول نمیکردند اما با اصرارهای من قبول کردند.»
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع «قتل عمد» و به دستور بازپرس شعبه دهم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
دختر مقتول که موضوع قتل را به پلیس اطلاع داده بود در تحقیقات اولیه به کارآگاهان گفت: داخل خانه نشسته بودیم که زنگ در به صدا درآمد. مرد جوانی پشت آیفون بود و نام پدرم را آورد و از من خواست که به پدرم بگویم که به در منزل مراجعه کند.
لحظاتی بعد صدای فریاد پدرم به گوش رسید. خودمان را به مقابل در خانه رسانده و در آنجا با جسد خونین پدرم روبهرو شدیم.
در ادامه رسیدگی به پرونده، کارآگاهان در تحقیقات نامحسوس پلیسی خود اطلاع پیدا کردند که فردی به نام «حمید» خواستگار دختر مقتول است که درخواست ازدواج وی با مخالفت شدید مقتول روبهرو شده بود. با توجه به اطلاعات به دست آمده و احتمال نقش حمید در جنایت، دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت.با دستگیری «حمید» وی در اظهارات اولیه منکر هرگونه اطلاع از جنایت شده اما زمانی که دلایل کارآگاهان مبنی بر شناسایی خودرو وی در محل جنایت در مقابل وی قرار گرفت، وی به ناچار لب به اعتراف گشود و به نقش و معاونت خود در ارتکاب جنایت اعتراف کرد.«حمید» در اعترافات اولیه به کارآگاهان گفت: «چند سالی است که با دختر قربانی آشنا شدهام اما هر بار که به خواستگاری میرفتم، مقتول با ازدواج من و دخترش مخالفت میکرد تا اینکه در نهایت تصمیم گرفتیم تا از مقتول زهر چشم گرفته و او را بترسانم. برای این کار به سراغ دو نفر از دوستانم رفته و از آنها خواستم تا با چاقو چند ضربه به مقتول بزنند تا او حساب کار دستش بیاید. آنها ابتدا قبول نمیکردند اما با اصرارهای من قبول کردند.»