مخالفت همسایهها برای تجمیع مانعی بزرگ بر سر راه نوسازی بافتهای فرسوده شهری
نوسازی بافتهای فرسوده در شهرهای مختلف از جمله اقدامات مهمی است که طی سالهای گذشته مورد توجه مردم و مسئولان قرار گرفته است، هرچند در دورههای مختلف مدیریت شهری یا مدیریت کلان اجرایی این کار شدت و ضعفهایی داشته و با توجه به پهنه گسترده بافتهای فرسوده در مناطق مختلف کشور و به ویژه شهر تهران همچنان با نقطه مطلوب نوسازی فاصله زیادی احساس میشود.
این روزها که خبرهایی از زلزله و لرزش شهرهای مختلف کشور در بین خبرها بیش از گذشته خودنمایی میکند دوباره بحث نوسازی بافتهای فرسوده در کانون توجه مسئولان و رسانهها قرار گرفته است. اهمیت موضوع تا جایی است که با نگاهی به برخی شهرهای محل وقوع زلزله متوجه میشویم خانههایی که پیش از این جزء بافت فرسوده به شمار میرفته اما نوسازی شدهاند در حوادث اخیر کمترین آسیب را دیدهاند.
اما اگر به طور خاص بخواهیم در مورد شهر تهران بگوییم باید به این نکتهاشاره کنیم که در گستره عظیم شهر تهران مناطق و محلات زیادی وجود دارد که بخش عمده خانههای آن دارای عمر بالا و فاقد استحکام و مقاومت در برابر حوادث هستند. در هر محلهای به خصوص محلههای قدیمی و بافت مرکزی شهر هنوز در کنار خانههای نوسازی شده خانههای غیر مقاوم و قدیمی بسیاری به چشم میخورند. در سالهای گذشته با حمایتهای مدیریت شهری و دولت و همچنین پرداخت وامهای نوسازی بافت فرسوده و... افراد زیادی اقدام به نوسازی منازل قدیمی خود کردهاند و یا در مشارکت با همسایگان و سازندگان املاک از طرح تجمیع یعنی تخریب دو یا چند منزل قدیمی و ساخت یک مجتمع نوساز و مقاوم و مدرن استفاده نموده اند، اما همانطور که گفته شد هنوز تعداد بسیار زیادی از منازل قدیمی و غیر ایمن در سطح شهر وجود دارند که عمر برخی از آنها به چند دهه قبل بر میگردد و در صورت وقوع حادثهای همچون زلزله میتواند بسیار خطرناک و فاجعه آفرین باشد.
دلایل مختلفی برای نوسازی نکردن این املاک قدیمی میتوان در نظر گرفت از اعتقاد برخی شهروندان به داشتن ملک شخصی غیر آپارتمانی و دوری از آپارتماننشینی یا بالا بودن هزینههای ساخت بنا از قبیل مصالح، خدمات، جواز شهرداری، سختی بازپرداخت وامهای بانکی، رکود معاملات مسکن، ترس از ساخت خانههای جدید فاقد استاندارد لازم و...، اما دلایل دیگری برای این موضوع وجود دارد؛ از جمله اینکه برخی از خانههای قدیمی دارای زمینهای با متراژ کمتر از 100 متر هستند و اگر قرار بر تخریب و ساخت این خانههای قدیمی به صورت مستقل باشد طبق قوانین شهرسازی نهایتا چند واحد حدود 50 متری یا کمتر ساخته خواهد شد که این متراژ واحدها برای خیلی از مالکان راضیکننده و دارای جاذبه نیست. اینجاست که طرح تجمیع دو یا چند ملک کنار هم به صورت مشارکتی مناسبتر به نظر میرسد.
اما طرح تجمیع در مواقعی خود دارای مشکلاتی است. مثل اینکه ممکن است از دو یا چند ملک همجوار یک یا دو مالک راضی به ساخت و تجمیع نباشند. به طور مثال یک ملک که در وسط چند ملک دیگر قرار گرفته حاضر نباشد مشارکت کند یا در یک مجتمع مسکونی قدیمی و غیر ایمن چند واحدی همه ساکنان راضی به تخریب و نوسازی باشند اما یک همسایه رضایت ندهد. اینجاست که عملا طرح تجمیع و مشارکت در نوسازی منازل قدیمی مختل میشود که نمونههای مستندی از این دست که دارای خانههای فرسوده با قدمت بیش از 50 سال هستند در تماس با روزنامه به طرح مشکل خود پرداختهاند.
در همین زمینه یکی از مدیران دفتر نوسازی بافتهای فرسوده یکی از مناطق مرکزی شهرداری تهران در گفت و گو با خبرنگار کیهان با تایید وجود چنین مشکلاتی در نوسازی بافتهای فرسوده اذعان داشت: با توجه به بها دادن قانون به مالکیت خصوصی و نبود قانون و راه کار خاصی برای رفع این مشکل، جز جلب رضایت مالک ناراضی کار دیگری نمیتوان انجام داد.
به گفته این مسئول، اگر مشکل در یک مجتمع مثلا 16 واحدی قدیمی باشد که فرض کنیند 15 واحد راضی به نوسازی و یک واحد مخالف باشد و به هیچ عنوان از قبیل فروش واحد و... راضی نشود میتوان با طرح شکایت و طبق نظر و حکم قاضی مشکل را حل کرد مثلا مجبور به فروش و واگذاری واحد شود، هر چند ممکن است این پروسه قضایی بیش از یک سال طول بکشد اما در مورد املاک همجوار در صورت مخالفت یک مالک، کاری نمیتوان انجام داد؛ هرچند مسئولان نوسازی بافت فرسوده در شهرداری فراتر از وظیفه قانونی خود اقدام به دادن مشاوره به مالک ناراضی میکنند ولی اگر در هر صورت وی رضایت ندهد کاری نمیتوان کرد.
با توجه به سخنان این مسئول شهری باید گفت اگر نوسازی بافتهای فرسوده که این روزها اهمیت ویژهای دارد و میتواند از تبعات آتی غیر قابل جبران در حوادث احتمال جلوگیری کند به این دلایل متوقف شود در آینده خسارتهای زیادی به جای میگذارد. بنا بر اینجا دارد ضمن احترام به حق مالکیت شهروندان، مجلس شورای اسلامی، دولت و تا حدی شوراهای شهر و شهرداریها به فکر تبیین قوانین و راهکارهایی برای رفع چنین موانعی بر سر راه نوسازی بافتهای فرسوده باشند و سیاستهای تشویقی و یا هر اقدام مناسب دیگری را در نظر بگیرند پیش از آنکه دیر شود.
از این نکته نیز نباید غافل شد که سیاستهای تشویقی برای سایر املاک واقع در بافت فرسوده از قبیل کاهش سود وامهای بانکی و افزایش بنا و تضمین استانداردها با نظارت قوی و... نیز نقش زیادی در استقبال شهروندان از نوسازی بافتهای فرسوده دارد. فراموش نکنیم که کشور ما یک سرزمین زلزلهخیز است و نهضت نوسازی بافتهای فرسوده میتواند از بسیاری حوادث تلخ در آینده جلوگیری کند.