به یاد شهید «محمود زندیان» حنابندان میدان شهادت (حدیث دشت عشق)
کاسه آب از دستهای لرزان مادر پشت سر مسافرش ریخته شد.
قطره های آب دوان دوان به دنبال قدمهای استوارش میدوید تا نگاههای آخر او را برای پدر و مادر در زلالی خود جای دهد و لحظههای دلتنگی تسکین دهنده بیقراری شان باشد. پیچوخم کوچه به بدرقه او قدمهای آخرش را مینگریستند و مانده بودند چه طور رفتن دوباره محمود را در باورشان بگنجانند. رفتنی که بوی آخرین دیدار را داشت. هنوز دستانشان به نشانه خداحافظی بالا بود و اشکهایشان جاری که محمود آخرین نگاهش را از آنان گرفت و مثل همیشه آرام و باوقار به جبهه رفت. او حضور در جبهه را بر هر چیز مقدم میدانست تا جایی که در گزینش سپاه شرط عضویتش را رفتن به جبهه اعلام کرده بود.
والفجر 8 نزدیک بود و او برای جانفشانی مهیا. خود را به منطقه رساند. در همان شب عملیات، مجلس حنابندان به راه انداخت، همه رزمندگان دست و موی خودرا خضاب کردند و همه مهیای شهادت شدند.
روز فردا دلاورانه در برابر دشمن ایستاد و همانجا جانش را تقدیم محبوبش کرد. پیکر پاکش نزدیک به 70 روز میهمان خاک جبههها بود و پس از آن به دیارش بازگشت.
شهید «محمود زندیان»، سال 1346 در اصفهان متولد شد و 1364/12/11 در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید.