کد خبر: ۱۰۸۳۳
تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۳ - ۲۲:۲۷

نجابت خانواده ورزش (ضربه آزاد)

در کنار انتشار آمار و ارقام عجیب و غریبی که این روزها پیرامون قراردادهای کلان و سطح بالا در فوتبال بی‌کیفیت و سطح پایین خودمان می‌شنویم، و تعجب و افسوس می‌خوریم، عبارات و جملات و گاه اظهارنظرهای عجیب و غریب‌تری هم به گوشمان می‌رسد که نمی‌دانیم از شنیدن این حرف‌ها بخندیم، گریه کنیم، فرار کنیم، توی سر خودمان بزنیم و...؟! اظهارنظرهایی که به نوعی خود گویای مظلومیت و نجابت خانواده ورزش هم هست. مظلومیت و نجابتی که باعث شده طی سال‌های سال به این جماعت آدم‌های غیرورزشی به عنوان مدیر و مسئول و آقابالاسر و رئیس فدراسیون و سرپرست و رئیس هیئت مدیره و عضو هیئت مدیره و... تحمیل شود و آنان با بزرگواری و متانت این آدم‌های تازه از گرد راه رسیده و اغلب ورزش‌نشناس را تحمل کنند و...
جالب این است همین از گرد راه رسیده‌ها که روز اول خیلی با متانت و تواضع و لبخندهای نمکین و شرمگینانه وارد می‌شوند بعد از اینکه یکی، دو سال در فضا و محیط ورزش رفت و آمد کردند، به لطف رسانه ملی، چهره‌شان در نزد ورزشی‌ها شناخته شد و... دیگر آن خنده‌های ملیح نمکین و آن متانت و تواضع و این طور حرف‌ها را کنار می‌زنند و مثلا یکی از آنها در حالی که خیلی امر بهش مشتبه شده، خود را منجی ورزش و چه‌گوارای این عرصه! که می‌خواهد ریشه بدفرهنگی را بسوزاند و با لمپنیسم مبارزه‌ای بی‌امان برپا کند، اینجا و آنجا به ویژه پیش چهار تا آدم از مرحله پرت رخنه کرده در رسانه‌های سطحی معرفی می‌کند و... آن یکی هم- علی رغم شناختی که از او داشتیم و احتمالا تحت تاثیر القائات اطرافیان خود قرار گرفته- حالا کارش به جایی ‌رسیده که قهرمان پرافتخار و با شخصیتی همچون امیررضا خادم را دیگر «عددی» نمی‌داند که در یک برنامه ورزشی کنارش بنشیند... چرا که «دوست نداشته با یک کشتی‌گیر که حالا سیاسی شده و... هم‌کلام شوم.»! سوال ما از ایشان و دیگران و کسانی که مثل ایشان فکر می‌کنند، این است، پس چطور وقتی شما از عالم سیاست یا راهنمایی رانندگی یا شهرداری یا ... وارد ورزش می‌شوید، توقع دارید همه تحویلتان بگیرند و به شما احترام بگذارند و... که می‌گذارند هم، اما شما حاضر نیستید در یک برنامه ورزشی کنار یک چهره که جزو عصاره‌های ورزش ایران است بنشینید...؟!