اخبار ویژه
رازگشایی همکار شرق
از بزرگترین توافق قرن!
در حالی که روزنامه زنجیرهای شرق توافق ژنو را «پیروزی بزرگ ایران و توافق بزرگ قرن» جا زده بود، عضو متواری این روزنامه میگوید در ازای امتیازات فراوان داده شد، هیچ چشماندازی برای پایان تحریمها وجود ندارد.
«فرزانه -ر» ضمن مقالهای در وبسایت روز آنلاین نوشت: اگر اقدام ایران در رقیق کردن نیمی از اورانیوم 20 درصد غنی شده را در کنار نیمه تعطیل شدن مراکز غنیسازی اورانیوم در نطنز و فوردو و نیز پذیرش بازرسیهای بیشتر آژانس قرار دهیم آنگاه با یک حساب سرانگشتی میتوان ادعا کرد که ایران تقریبا بزرگترین و صادقانهترین گامهای امکانپذیر را در جریان اجرای تعهدات خود برداشته و بزودی با نهایی شدن توافق بر سر کارخانه آب سنگین اراک و خود راکتور آبسنگین اراک میرود تا با سرعتی آرام و یک نواخت در آخرهای مسیری قرار بگیرد که باید بتوان توافق نهایی را امضا کرد. در مورد راکتور آب سنگین اراک که بر اساس طرحهای اولیه قرار بود بهرهبرداری از آن همین امسال آغاز شود ظاهرا توافقی در حال نهایی شدن است. به احتمال قریب به یقین، در پایان این توافق دیگر نه از راکتور 40 مگاواتی آب سنگین اثری باقی میماند و نه دیگر تاسیسات آب سنگین خنداب به کاری میآید. زیرا در صورتی که نیروگاه 40 مگاواتی آبسنگین تبدیل به یک نیروگاه آب سبک 40 مگاواتی شود برای خنک کردن آن نیازی به آبسنگین نیست.
وی با اشاره به موضوع باز طراحی راکتور آبسنگین اراک افزود: به گفته صالحی «قرار شده با باز طراحی راکتور آبسنگین اراک، سوخت آن را از سوخت طبیعی به سوخت غنیشده تبدیل کنیم و راکتور را به یکی از مدرنترین راکتورهای تحقیقاتی جهان مبدل کنیم. وی ادامه داد نگرانی آنها در خصوص پلوتونیوم بود که ما این مشکل را حل کردیم و آنها استقبال کردند». آنچه که وی به آن اشاره نمیکند این است که آن راکتوری که با سوخت غنیشده (نه اورانیوم خالص) کار میکند دیگر راکتور آب سنگین نیست و همان راکتور آب سبک است.
همکار روزنامه شرق نوشت: آیا با این همه حسننیت غائله به پایان میرسد؟ بیتردید نه. دولت حسن روحانی اصرار دارد که توافقنامه نهایی بین ایران و 5+1 در چهارچوب زمانی ششماهه امکانپذیر است و تلاش میکند هرچه زودتر تحریمها به پایان برسد. به رغم همه این تلاشها برای رسیدن به توافقنهایی میتوان گفت که هنوز هیچ چشمانداز قابل تصوری در مورد پایان تحریمها وجود ندارد. به دلائل مختلف هر مقام در هر سطحی هر اظهارنظر دیگری در مورد زمان پایان تحریمها مطرح کند قطعا باید آن را به حساب پرحرفی و بیمسئولیتی وی گذاشت که معمولا مصرف داخلی دارد.
وی ادامه میدهد: «وندی شرمن معاون وزارت خارجه آمریکا و مذاکرهکننده این کشور در گفتوگوهای ژنو دو ماه پیش در کمیته روابط خارجی مجلس سنا حاضر شد و لیستی از انتظارات از ایران را به کنگره ارائه داد. شرمن در این جلسه تاکید کرد که مذاکرات براساس اعتماد نیست، بلکه فقط براساس راستیآزمایی پی در پی است تا مطمئن شویم ایران به تعهدات خود پایبند است. در توافق ژنو یکچیز مشخص شده و آن هم این است که هیچچیز مورد توافق نیست تا زمانی که همه موارد یک جا مورد توافق قرار گیرد و این ما هستیم که وضعیت نهایی را میپذیریم یا رد میکنیم. ما دلیلی برای باقی ماندن فوردو و راکتور آبسنگین نمیبینیم.»
«فرزانه-ر» میافزاید: شرمن در مورد برداشته شدن بخشی از تحریمها هم گفت «تمرکز ما بر حل موضوع هستهای ایران باعث نشده تا ما از موضوع حقوقبشر، حمایت از تروریسم و مداخلات ایران در کشورهای منطقه غافل شویم. ما حتی بر روی تاریخ سخت 30 ساله اخیر و سوابق رفتارهای ایران چشم نبستهایم اما باید به دیپلماسی فرصتی بدهیم.» براساس پیچیدگیهایی که اشاره رفت هنوز هیچ چهارچوبی برای رسیدن به توافق نهایی وجود ندارد چه رسد به تعیین زمانبندی برداشته شدن تحریمها.
با این اوصاف ظاهرا منظور روزنامه زنجیرهای شرق از بزرگترین توافق قرن، بزرگترین موفقیت برای آمریکا و غرب بوده و نه ایران.
وزیر ارشاد: کیهان موردی نداشته
که بتوان با آن برخورد کرد
وزیر ارشاد تلویحا اذعان کرد مطبوعات منتقد دولت رصد میشوند. علی جنتی با این وجود میگوید کیهان طی 6-7 ماه گذشته تخلفی مرتکب نشده و گزارشی در این باره به هیئت نظارت بر مطبوعات نرسیده است.
جنتی در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان (وابسته به دانشگاه آزاد) تصریح کرد که هفتهنامه 9 دی به خاطر توهین به رئیسجمهور(!؟) توقیف شده است.
در ادامه خبرنگار گویا خواستار برخورد با روزنامههایی نظیر کیهان میشود و از جمله میگوید «نشریه 9 دی نمونه بسیار رقیقی از سایر روزنامههای تندرو و دژهای پولادین بود. چرا با آنها برخورد نمیشود؟ در مذاکرات ژنو هم این روزنامهها پرچمدار مخالفان در سیاهنمایی بودند» که جنتی پاسخ میدهد: در مورد 9 دی موارد متعددی اتفاق افتاده است. هر گونه اقدامی برای نشریات در هیات نظارت تصمیمگیری میشود از اعطای مجوز فعالیت نشریه تا لغو آن و حداقل برای هر اقدام باید چهار رای هیات نظارت وجود داشته باشد. روزنامه کیهان تا امروز مواردی به این صورت نداشته است. به دلیل آشنایی آنها با قانون و تجربه و سابقهای که در این زمینه دارند، مراقبت میکنند که مستقیما مرتکب تخلف قانونی نشوند. در این دوره شش، هفت ماه گذشته تخلفی از کیهان به هیات نظارت گزارش نشده است.
در همین حال گفته میشود یک تیم وابسته به چند تن از اعضای یک سایت خبری که برخی گردانندگان آن هماکنون در دستگاههای دولتی سمتهایی دارند، تحت عنوان رصد رسانههای منتقد دولت، روزانه مطالب مجعول یا تحریف و تقطیع شده به برخی مسئولان ارشد دولت میدهند تا زمینه بدگمانی به منتقدان و بیاعتنایی دولت به نقدهای رسانهای را فراهم کنند. گفته میشود این رصدگران با وجود جاروکشیهای دقیق حتی صفحات حاشیهایسازی نشریات منتقد، مطالب چندان دندانگیری برای پروندهسازی و بولتنسازی وارونه پیدا نمیکنند.
یادآور میشود مدتی است اقدام مشابهی در خبرگزاری ایرنا علیه رسانههای منتقد دولت انجام میشود.
مشابه همین کار در دولت اصلاحات و در دفتر رئیسجمهور از سوی برخی روزنامهنگاران وابسته به حزب مشارکت انجام میگرفت اما به تدریج برخی از همان بولتننویسان- نظیر حسین باستانی- هویت واقعی خود را علنی کرده و به لندن و برخی دیگر از پایتختهای اروپایی گریختند و در خدمت شبکههایی نظیر بیبیسی و... درآمدند.
کابوس قدرت ایران
مرد افسانهای عربستان را مات کرد
برکناری رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان حاکی از ضعف تصمیمگیریها در نظام حاکمیتی نظام سعودی است.
این تحلیل را روزنامه گاردین در ارزیابی برکناری بندر بن سلطان عنوان کرد و نوشت: بندر قدرت ایران در منطقه را کابوس میدانست.
گاردین با اشاره به افول قدرت «بندر» مینویسد: این لابیگر افسانهای و جنگطلب، به مدت 22 سال سفیر عربستان در ایالات متحده بوده است و به همین دلیل به «بندر بوش» معروف شد. فعالیتهای عربستان برای ایجاد هماهنگی بیشتر در تامین سلاح شورشیان مخالف اسد در 18 ماه گذشته توسط بندر هدایت میشد. اما با توجه به پیامدهای پشتیبانی سعودی در دهه هشتاد از جهادگران عربستانی و تحت رهبری اسامه بن لادن در جریان جنگ آنها با نیروهای شوروی در افغانستان، منتقدان بنسلطان اعتقاد دارند که حمایت از گروههای افراطی در آینده به تهدیدی برای خود عربستان تبدیل خواهد شد.
گاردین معتقد است: کنار گذاشته شدن بندر خیلی هم غیر منتظره نبود. در بحبوحه تنشهای بیسابقه در روابط واشنگتن و ریاض، نشانههایی از کاهش حمایتها از او دیده میشد که این مسئله در وضعیت شورشیان سوری به شکل محسوسی اثر گذاشته است. یک ناظر عالیرتبه میگوید: «دیدگاه بندر به شدت سیاه و سفید است و به نظر میرسد که او در مورد اطمینان از براندازی اسد، به پادشاه قولهای بیش از حدی داده بود.»
این روزنامه خاطر نشان کرده است: گفته میشود بندر بن سلطان ضمن بیماری، به شدت از افسردگی رنج میبرد. او چند ماه پیش نتوانست در جلسه فوقالعاده با دیوید کامرون راجع به سوریه که در ویلای کامرون برگزار شد، شرکت کند.
روزنامه انگلیسی ادامه میدهد: انتقادات بیپرده بندر از باراک اوباما به خاطر امتناع دولت ایالات متحده از حمله به سوریه در پی حملات شیمیایی به حومه دمشق در آگوست گذشته، به شدت آمریکا را ناراحت کرده بود. اندکی بعد او در اعتراض به سیاستهای واشنگتن در قبال سوریه، اسرائیل و از همه مهمتر آغاز بهبود روابط با تهران، از محدود کردن تعامل با آمریکا سخن گفته بود. از نظر این شاهزاده، ایران رقیب شماره یک عربستان در منطقه و به منزله کابوسی برای این کشور است. همچنین به ادعای یکی از چهرههای شاخص عرب، بندر با امیر قطر به خاطر دست تنها گذاشتن همسایه بزرگ خود در حمایت از نیروهای مخالف اسد با عصبانیت برخورد کرده است.
گاردین فاش کرد: انجام مذاکرات برای قراردادهای تسلیحاتی عظیم عربستان، از جمله توافق معروف 43 میلیارد پوندی الیمامه با بریتانیا، به عهده بندر بوده است. البته بندر متهم است که به طور مخفیانه یک میلیارد پوند از شرکت BAE دریافت کرده است.
این روزنامه با بیان اینکه «بندر غیر از جنگ سوریه، در سرنگونی محمد مرسی توسط نظامیان مصر نقشآفرینی کرده»، به بحران گسترده در حاکمیت سعودی پرداخت و نوشت: ناظران میگویند، تصمیمگیریها در ریاض به شکل ضعیفی انجام میشود. ملک عبدالله 90 ساله و ضعیف است و شاهزاده سلمان، ولیعهد این کشور 78 سال دارد. انتخاب چند روز پیش شاهزاده مقرن 68 ساله به عنوان جانشین ولیعهد، مسئله جانشینی در عربستان را دوباره در کانون توجهات قرار داده است.
یزید سایق محقق بنیاد کارنگی میگوید: «ابهام در جانشینی شاه سعودی احتمالا بر عدم شفافیت و قطعیت در سیاستگذاریهای خارجی این رژیم بیافزاید. تصمیمگیریهای به شدت شخصی کنونی ممکن است به خاطر تعدد مراکز قدرت شاهزادههایی باشد که خود را برای رقابت بر سر جانشینی ملک عبدالله آماده میکنند.»
مورخ آمریکایی: احمقانه است
که با ملت ایران طلبکارانه حرف میزنیم
یک پژوهشگر و مورخ آمریکایی از مخالفت واشنگتن با سفیر جدید ایران در سازمان ملل ابراز شگفتی کرد و گفت: این مخالفت در حالی است که ما پیش از این یک قاتل و کودتاچی ارشد سیا را به عنوان سفیر به ایران فرستاده بودیم!
جان ریکادو کول ضمن مقالهای در وبسایت تروثدیگ به مخالفت دولت اوباما با سفارت حمید ابوطالبی در مقر سازمان ملل پرداخت و نوشت: ابوطالبی سفیر ایران در چند کشور اروپایی بود و سیاستمداران واشنگتن او را به مشارکت در به گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی در سال 1979 متهم کردند.
کول افزود: «در رابطه با خشم و آزردگی شدید واشنگتن باید گفت آمریکا خود در گذشته کار بدتر از آن را با ایران کرد و ریچارد هلمز را به عنوان سفیر به ایران فرستاد. سازمان سیا در سال 1953 به همراه ژنرالها و سایر عناصر ضد اصول دموکراسی در ایران برای براندازی محمد مصدق نخستوزیر منتخب این کشور توطئه کرد. گناه مصدق لیبرال اریستوکرات این بود که درست پس از ملی کردن صنعت نفت ایران به قدرت رسید. آمریکا رضا پهلوی را به تاج و تخت برگرداند و او به دیکتاتوری غیرقابل تحمل و دستنشانده طرفدار آمریکا تبدیل شد.»
تحلیلگر آمریکایی مینویسد: هلمز عامل سیا در دهههای 1950 و 1960 و طراح قتلهای سیاسی بود. وی مدتی معاون مدیر سیا بود و بین سالهای 1966 تا 1973 مدیر این سازمان شد. هلمز یک قاتل زنجیرهای بود.
کول خاطرنشان کرد: هلمز در سالهای 1973 تا 1977 از سوی دولت «ریچارد نیکسون» به عنوان سفیر آمریکا در ایران انتخاب شد. اعزام عامل سیا و مدیر سابق این سازمان به عنوان سفیر به کشوری که «سیا» موجب نابودی دموکراسی در آن شده بود، سیلی سختی به صورت مردم ایران بود، مسئلهای که آنها از آن خبر داشتند.
کول در رابطه با ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران تأکید کرد: این اتفاق دقیقا به این خاطر رخ داد که از سفارت آمریکا در تهران به عنوان مقر طراحی کودتای 1953 استفاده میشد. وقتی که دولت «جیمی کارتر» با درمان شاه در آمریکا موافقت کرد، انقلابیون ایران هشدار دادند که این اقدام پیش درآمد به تاج و تخت رساندن دوباره وی از سوی واشنگتن است.
کول یادآور شد: در حقیقت، ناتوانی آمریکا در تفکیک فعالیتهای جاسوسی از حقههای کثیف و عملیات مخفیانه و نیز تفکیک این عملیات و حقهها از دیپلماسی بود که در اواخر سال 1979، زندگی دیپلماتهای آمریکایی را به خطر انداخت. با این وصف، انتخاب ابوطالبی به سمت سفیر ایران در سازمان ملل به عنوان توهین در نظر گرفته میشود، اما اعزام هلمز به تهران به عنوان سفیر آمریکا به واقع کاری احمقانه بود.
اظهارات این مورخ آمریکایی ضمنا پاسخی به اظهارات سخیف کسانی چون اصغرزاده و زیباکلام و اصلاحطلبان مشابه آنهاست. زیباکلام اخیرا مدعی شده بود معرفی ابوطالبی مانند این است که آمریکاییها عامل کودتای 28 مرداد را به ما معرفی کنند. ما در معرفی ابوطالبی مقصر هستیم و نباید این کار را میکردیم(!)
دولت عدم همراهی مردم را
بررسی کند
یک روزنامه اصلاحطلب از دولت خواست علت عدم اعتماد و همراهی مردم در امر انصراف از دریافت یارانه را بررسی کند.
آفتاب یزد مینویسد: دولت در نخستین دعوت گسترده از مردم برای یاری رساندن در جهت ساماندهی اقتصاد کشور با واکنش منفی آحاد مختلف جامعه روبهرو شد. چرایی این پاسخ منفی قابل تأمل و بررسی است. چرا دولت در نخستین همهپرسی مبنی بر انصراف از دریافت یارانه با بیاعتنایی مردم مواجه شد. چرا دولت در این مرحله با پاسخ منفی جامعه روبهرو گردید. بیاعتمادی مردم به درخواست دولت در دهمین ماه روی کار آمدن طبعاً دلایل قابل توجهی دارد.
این روزنامه خاطرنشان کرد: اعتماد مردم به دولت به منزله سرمایه اجتماعی میباشد، اگر دولت در این مقطع نگران کاهش از دست دادن اعتماد سرمایههای اجتماعی نباشد و به آسیبشناسی این رفتار معنیدار نپردازد، قطعاً در آینده با چالشهای اجتماعی پیچیدهتری روبهرو خواهد شد. رئیسجمهور چارهای ندارد که به عجز دولتش در جلب اعتماد ملت در این مسئله خاص و مقطع کنونی مبادرت ورزد، این نکته پرمعنایی است که هرگز نباید از چشم مشاوران و دولتمردان کابینه روحانی پوشیده بماند.
از بزرگترین توافق قرن!
در حالی که روزنامه زنجیرهای شرق توافق ژنو را «پیروزی بزرگ ایران و توافق بزرگ قرن» جا زده بود، عضو متواری این روزنامه میگوید در ازای امتیازات فراوان داده شد، هیچ چشماندازی برای پایان تحریمها وجود ندارد.
«فرزانه -ر» ضمن مقالهای در وبسایت روز آنلاین نوشت: اگر اقدام ایران در رقیق کردن نیمی از اورانیوم 20 درصد غنی شده را در کنار نیمه تعطیل شدن مراکز غنیسازی اورانیوم در نطنز و فوردو و نیز پذیرش بازرسیهای بیشتر آژانس قرار دهیم آنگاه با یک حساب سرانگشتی میتوان ادعا کرد که ایران تقریبا بزرگترین و صادقانهترین گامهای امکانپذیر را در جریان اجرای تعهدات خود برداشته و بزودی با نهایی شدن توافق بر سر کارخانه آب سنگین اراک و خود راکتور آبسنگین اراک میرود تا با سرعتی آرام و یک نواخت در آخرهای مسیری قرار بگیرد که باید بتوان توافق نهایی را امضا کرد. در مورد راکتور آب سنگین اراک که بر اساس طرحهای اولیه قرار بود بهرهبرداری از آن همین امسال آغاز شود ظاهرا توافقی در حال نهایی شدن است. به احتمال قریب به یقین، در پایان این توافق دیگر نه از راکتور 40 مگاواتی آب سنگین اثری باقی میماند و نه دیگر تاسیسات آب سنگین خنداب به کاری میآید. زیرا در صورتی که نیروگاه 40 مگاواتی آبسنگین تبدیل به یک نیروگاه آب سبک 40 مگاواتی شود برای خنک کردن آن نیازی به آبسنگین نیست.
وی با اشاره به موضوع باز طراحی راکتور آبسنگین اراک افزود: به گفته صالحی «قرار شده با باز طراحی راکتور آبسنگین اراک، سوخت آن را از سوخت طبیعی به سوخت غنیشده تبدیل کنیم و راکتور را به یکی از مدرنترین راکتورهای تحقیقاتی جهان مبدل کنیم. وی ادامه داد نگرانی آنها در خصوص پلوتونیوم بود که ما این مشکل را حل کردیم و آنها استقبال کردند». آنچه که وی به آن اشاره نمیکند این است که آن راکتوری که با سوخت غنیشده (نه اورانیوم خالص) کار میکند دیگر راکتور آب سنگین نیست و همان راکتور آب سبک است.
همکار روزنامه شرق نوشت: آیا با این همه حسننیت غائله به پایان میرسد؟ بیتردید نه. دولت حسن روحانی اصرار دارد که توافقنامه نهایی بین ایران و 5+1 در چهارچوب زمانی ششماهه امکانپذیر است و تلاش میکند هرچه زودتر تحریمها به پایان برسد. به رغم همه این تلاشها برای رسیدن به توافقنهایی میتوان گفت که هنوز هیچ چشمانداز قابل تصوری در مورد پایان تحریمها وجود ندارد. به دلائل مختلف هر مقام در هر سطحی هر اظهارنظر دیگری در مورد زمان پایان تحریمها مطرح کند قطعا باید آن را به حساب پرحرفی و بیمسئولیتی وی گذاشت که معمولا مصرف داخلی دارد.
وی ادامه میدهد: «وندی شرمن معاون وزارت خارجه آمریکا و مذاکرهکننده این کشور در گفتوگوهای ژنو دو ماه پیش در کمیته روابط خارجی مجلس سنا حاضر شد و لیستی از انتظارات از ایران را به کنگره ارائه داد. شرمن در این جلسه تاکید کرد که مذاکرات براساس اعتماد نیست، بلکه فقط براساس راستیآزمایی پی در پی است تا مطمئن شویم ایران به تعهدات خود پایبند است. در توافق ژنو یکچیز مشخص شده و آن هم این است که هیچچیز مورد توافق نیست تا زمانی که همه موارد یک جا مورد توافق قرار گیرد و این ما هستیم که وضعیت نهایی را میپذیریم یا رد میکنیم. ما دلیلی برای باقی ماندن فوردو و راکتور آبسنگین نمیبینیم.»
«فرزانه-ر» میافزاید: شرمن در مورد برداشته شدن بخشی از تحریمها هم گفت «تمرکز ما بر حل موضوع هستهای ایران باعث نشده تا ما از موضوع حقوقبشر، حمایت از تروریسم و مداخلات ایران در کشورهای منطقه غافل شویم. ما حتی بر روی تاریخ سخت 30 ساله اخیر و سوابق رفتارهای ایران چشم نبستهایم اما باید به دیپلماسی فرصتی بدهیم.» براساس پیچیدگیهایی که اشاره رفت هنوز هیچ چهارچوبی برای رسیدن به توافق نهایی وجود ندارد چه رسد به تعیین زمانبندی برداشته شدن تحریمها.
با این اوصاف ظاهرا منظور روزنامه زنجیرهای شرق از بزرگترین توافق قرن، بزرگترین موفقیت برای آمریکا و غرب بوده و نه ایران.
وزیر ارشاد: کیهان موردی نداشته
که بتوان با آن برخورد کرد
وزیر ارشاد تلویحا اذعان کرد مطبوعات منتقد دولت رصد میشوند. علی جنتی با این وجود میگوید کیهان طی 6-7 ماه گذشته تخلفی مرتکب نشده و گزارشی در این باره به هیئت نظارت بر مطبوعات نرسیده است.
جنتی در مصاحبه با روزنامه فرهیختگان (وابسته به دانشگاه آزاد) تصریح کرد که هفتهنامه 9 دی به خاطر توهین به رئیسجمهور(!؟) توقیف شده است.
در ادامه خبرنگار گویا خواستار برخورد با روزنامههایی نظیر کیهان میشود و از جمله میگوید «نشریه 9 دی نمونه بسیار رقیقی از سایر روزنامههای تندرو و دژهای پولادین بود. چرا با آنها برخورد نمیشود؟ در مذاکرات ژنو هم این روزنامهها پرچمدار مخالفان در سیاهنمایی بودند» که جنتی پاسخ میدهد: در مورد 9 دی موارد متعددی اتفاق افتاده است. هر گونه اقدامی برای نشریات در هیات نظارت تصمیمگیری میشود از اعطای مجوز فعالیت نشریه تا لغو آن و حداقل برای هر اقدام باید چهار رای هیات نظارت وجود داشته باشد. روزنامه کیهان تا امروز مواردی به این صورت نداشته است. به دلیل آشنایی آنها با قانون و تجربه و سابقهای که در این زمینه دارند، مراقبت میکنند که مستقیما مرتکب تخلف قانونی نشوند. در این دوره شش، هفت ماه گذشته تخلفی از کیهان به هیات نظارت گزارش نشده است.
در همین حال گفته میشود یک تیم وابسته به چند تن از اعضای یک سایت خبری که برخی گردانندگان آن هماکنون در دستگاههای دولتی سمتهایی دارند، تحت عنوان رصد رسانههای منتقد دولت، روزانه مطالب مجعول یا تحریف و تقطیع شده به برخی مسئولان ارشد دولت میدهند تا زمینه بدگمانی به منتقدان و بیاعتنایی دولت به نقدهای رسانهای را فراهم کنند. گفته میشود این رصدگران با وجود جاروکشیهای دقیق حتی صفحات حاشیهایسازی نشریات منتقد، مطالب چندان دندانگیری برای پروندهسازی و بولتنسازی وارونه پیدا نمیکنند.
یادآور میشود مدتی است اقدام مشابهی در خبرگزاری ایرنا علیه رسانههای منتقد دولت انجام میشود.
مشابه همین کار در دولت اصلاحات و در دفتر رئیسجمهور از سوی برخی روزنامهنگاران وابسته به حزب مشارکت انجام میگرفت اما به تدریج برخی از همان بولتننویسان- نظیر حسین باستانی- هویت واقعی خود را علنی کرده و به لندن و برخی دیگر از پایتختهای اروپایی گریختند و در خدمت شبکههایی نظیر بیبیسی و... درآمدند.
کابوس قدرت ایران
مرد افسانهای عربستان را مات کرد
برکناری رئیس دستگاه اطلاعاتی عربستان حاکی از ضعف تصمیمگیریها در نظام حاکمیتی نظام سعودی است.
این تحلیل را روزنامه گاردین در ارزیابی برکناری بندر بن سلطان عنوان کرد و نوشت: بندر قدرت ایران در منطقه را کابوس میدانست.
گاردین با اشاره به افول قدرت «بندر» مینویسد: این لابیگر افسانهای و جنگطلب، به مدت 22 سال سفیر عربستان در ایالات متحده بوده است و به همین دلیل به «بندر بوش» معروف شد. فعالیتهای عربستان برای ایجاد هماهنگی بیشتر در تامین سلاح شورشیان مخالف اسد در 18 ماه گذشته توسط بندر هدایت میشد. اما با توجه به پیامدهای پشتیبانی سعودی در دهه هشتاد از جهادگران عربستانی و تحت رهبری اسامه بن لادن در جریان جنگ آنها با نیروهای شوروی در افغانستان، منتقدان بنسلطان اعتقاد دارند که حمایت از گروههای افراطی در آینده به تهدیدی برای خود عربستان تبدیل خواهد شد.
گاردین معتقد است: کنار گذاشته شدن بندر خیلی هم غیر منتظره نبود. در بحبوحه تنشهای بیسابقه در روابط واشنگتن و ریاض، نشانههایی از کاهش حمایتها از او دیده میشد که این مسئله در وضعیت شورشیان سوری به شکل محسوسی اثر گذاشته است. یک ناظر عالیرتبه میگوید: «دیدگاه بندر به شدت سیاه و سفید است و به نظر میرسد که او در مورد اطمینان از براندازی اسد، به پادشاه قولهای بیش از حدی داده بود.»
این روزنامه خاطر نشان کرده است: گفته میشود بندر بن سلطان ضمن بیماری، به شدت از افسردگی رنج میبرد. او چند ماه پیش نتوانست در جلسه فوقالعاده با دیوید کامرون راجع به سوریه که در ویلای کامرون برگزار شد، شرکت کند.
روزنامه انگلیسی ادامه میدهد: انتقادات بیپرده بندر از باراک اوباما به خاطر امتناع دولت ایالات متحده از حمله به سوریه در پی حملات شیمیایی به حومه دمشق در آگوست گذشته، به شدت آمریکا را ناراحت کرده بود. اندکی بعد او در اعتراض به سیاستهای واشنگتن در قبال سوریه، اسرائیل و از همه مهمتر آغاز بهبود روابط با تهران، از محدود کردن تعامل با آمریکا سخن گفته بود. از نظر این شاهزاده، ایران رقیب شماره یک عربستان در منطقه و به منزله کابوسی برای این کشور است. همچنین به ادعای یکی از چهرههای شاخص عرب، بندر با امیر قطر به خاطر دست تنها گذاشتن همسایه بزرگ خود در حمایت از نیروهای مخالف اسد با عصبانیت برخورد کرده است.
گاردین فاش کرد: انجام مذاکرات برای قراردادهای تسلیحاتی عظیم عربستان، از جمله توافق معروف 43 میلیارد پوندی الیمامه با بریتانیا، به عهده بندر بوده است. البته بندر متهم است که به طور مخفیانه یک میلیارد پوند از شرکت BAE دریافت کرده است.
این روزنامه با بیان اینکه «بندر غیر از جنگ سوریه، در سرنگونی محمد مرسی توسط نظامیان مصر نقشآفرینی کرده»، به بحران گسترده در حاکمیت سعودی پرداخت و نوشت: ناظران میگویند، تصمیمگیریها در ریاض به شکل ضعیفی انجام میشود. ملک عبدالله 90 ساله و ضعیف است و شاهزاده سلمان، ولیعهد این کشور 78 سال دارد. انتخاب چند روز پیش شاهزاده مقرن 68 ساله به عنوان جانشین ولیعهد، مسئله جانشینی در عربستان را دوباره در کانون توجهات قرار داده است.
یزید سایق محقق بنیاد کارنگی میگوید: «ابهام در جانشینی شاه سعودی احتمالا بر عدم شفافیت و قطعیت در سیاستگذاریهای خارجی این رژیم بیافزاید. تصمیمگیریهای به شدت شخصی کنونی ممکن است به خاطر تعدد مراکز قدرت شاهزادههایی باشد که خود را برای رقابت بر سر جانشینی ملک عبدالله آماده میکنند.»
مورخ آمریکایی: احمقانه است
که با ملت ایران طلبکارانه حرف میزنیم
یک پژوهشگر و مورخ آمریکایی از مخالفت واشنگتن با سفیر جدید ایران در سازمان ملل ابراز شگفتی کرد و گفت: این مخالفت در حالی است که ما پیش از این یک قاتل و کودتاچی ارشد سیا را به عنوان سفیر به ایران فرستاده بودیم!
جان ریکادو کول ضمن مقالهای در وبسایت تروثدیگ به مخالفت دولت اوباما با سفارت حمید ابوطالبی در مقر سازمان ملل پرداخت و نوشت: ابوطالبی سفیر ایران در چند کشور اروپایی بود و سیاستمداران واشنگتن او را به مشارکت در به گروگان گرفتن دیپلماتهای آمریکایی در سال 1979 متهم کردند.
کول افزود: «در رابطه با خشم و آزردگی شدید واشنگتن باید گفت آمریکا خود در گذشته کار بدتر از آن را با ایران کرد و ریچارد هلمز را به عنوان سفیر به ایران فرستاد. سازمان سیا در سال 1953 به همراه ژنرالها و سایر عناصر ضد اصول دموکراسی در ایران برای براندازی محمد مصدق نخستوزیر منتخب این کشور توطئه کرد. گناه مصدق لیبرال اریستوکرات این بود که درست پس از ملی کردن صنعت نفت ایران به قدرت رسید. آمریکا رضا پهلوی را به تاج و تخت برگرداند و او به دیکتاتوری غیرقابل تحمل و دستنشانده طرفدار آمریکا تبدیل شد.»
تحلیلگر آمریکایی مینویسد: هلمز عامل سیا در دهههای 1950 و 1960 و طراح قتلهای سیاسی بود. وی مدتی معاون مدیر سیا بود و بین سالهای 1966 تا 1973 مدیر این سازمان شد. هلمز یک قاتل زنجیرهای بود.
کول خاطرنشان کرد: هلمز در سالهای 1973 تا 1977 از سوی دولت «ریچارد نیکسون» به عنوان سفیر آمریکا در ایران انتخاب شد. اعزام عامل سیا و مدیر سابق این سازمان به عنوان سفیر به کشوری که «سیا» موجب نابودی دموکراسی در آن شده بود، سیلی سختی به صورت مردم ایران بود، مسئلهای که آنها از آن خبر داشتند.
کول در رابطه با ماجرای گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران تأکید کرد: این اتفاق دقیقا به این خاطر رخ داد که از سفارت آمریکا در تهران به عنوان مقر طراحی کودتای 1953 استفاده میشد. وقتی که دولت «جیمی کارتر» با درمان شاه در آمریکا موافقت کرد، انقلابیون ایران هشدار دادند که این اقدام پیش درآمد به تاج و تخت رساندن دوباره وی از سوی واشنگتن است.
کول یادآور شد: در حقیقت، ناتوانی آمریکا در تفکیک فعالیتهای جاسوسی از حقههای کثیف و عملیات مخفیانه و نیز تفکیک این عملیات و حقهها از دیپلماسی بود که در اواخر سال 1979، زندگی دیپلماتهای آمریکایی را به خطر انداخت. با این وصف، انتخاب ابوطالبی به سمت سفیر ایران در سازمان ملل به عنوان توهین در نظر گرفته میشود، اما اعزام هلمز به تهران به عنوان سفیر آمریکا به واقع کاری احمقانه بود.
اظهارات این مورخ آمریکایی ضمنا پاسخی به اظهارات سخیف کسانی چون اصغرزاده و زیباکلام و اصلاحطلبان مشابه آنهاست. زیباکلام اخیرا مدعی شده بود معرفی ابوطالبی مانند این است که آمریکاییها عامل کودتای 28 مرداد را به ما معرفی کنند. ما در معرفی ابوطالبی مقصر هستیم و نباید این کار را میکردیم(!)
دولت عدم همراهی مردم را
بررسی کند
یک روزنامه اصلاحطلب از دولت خواست علت عدم اعتماد و همراهی مردم در امر انصراف از دریافت یارانه را بررسی کند.
آفتاب یزد مینویسد: دولت در نخستین دعوت گسترده از مردم برای یاری رساندن در جهت ساماندهی اقتصاد کشور با واکنش منفی آحاد مختلف جامعه روبهرو شد. چرایی این پاسخ منفی قابل تأمل و بررسی است. چرا دولت در نخستین همهپرسی مبنی بر انصراف از دریافت یارانه با بیاعتنایی مردم مواجه شد. چرا دولت در این مرحله با پاسخ منفی جامعه روبهرو گردید. بیاعتمادی مردم به درخواست دولت در دهمین ماه روی کار آمدن طبعاً دلایل قابل توجهی دارد.
این روزنامه خاطرنشان کرد: اعتماد مردم به دولت به منزله سرمایه اجتماعی میباشد، اگر دولت در این مقطع نگران کاهش از دست دادن اعتماد سرمایههای اجتماعی نباشد و به آسیبشناسی این رفتار معنیدار نپردازد، قطعاً در آینده با چالشهای اجتماعی پیچیدهتری روبهرو خواهد شد. رئیسجمهور چارهای ندارد که به عجز دولتش در جلب اعتماد ملت در این مسئله خاص و مقطع کنونی مبادرت ورزد، این نکته پرمعنایی است که هرگز نباید از چشم مشاوران و دولتمردان کابینه روحانی پوشیده بماند.