kayhan.ir

کد خبر: ۱۱۲۰۶۶
تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۱
ردّ خون - 2

وقتی یهودیان قربانی تروریسم صهیونیستی می‌شوند



سراسر اين كتاب پر از كينه‏توزى است، و بگين به هيچ وجه سعى ندارد آن را پنهان سازد. بلكه در آن، آشكارا اعتراف مى‏كند.
«دكارت گفته است: من مى‏انديشم، پس من وجود دارم. و من مى‏گويم من مى‏جنگم، پس من وجود دارم.»موضع تروريسم صهيونيستى بر يك نظريه استوار است كه خلاصه‏ آن چنين است:
وجود اعراب به هيچ وجه قانونى و مشروع نيست، و آن‏چه براى اكثريت عرب‏ها «مشروع» مى‏نمايد، تنها يك «نامشروع» بريتانيايى است. از اين رو بگين اذعان مى‏كند كه ايرگون با همكارى حزب تجديدنظر‌طلب صهيونيستى ژابوتنسكى، و سازمان بتار در اروپاى شرقى، وظيفه‏ خود دانسته است كه على‏رغم مخالفت انگليس و عرب‏ها با انتقال غير قانونى يهوديان، هزاران يهودى را به صورت «غير قانونى» به فلسطين بياورد.
بگين، كتاب و جنبش خود را انقلاب نام نهاد. اين پوشش همان اصل صهيونيستى است كه نامشروع را مشروع جلوه مى‏دهد. و در حقيقت چيزى جز يك پرده‏پوشى بر تروريسم صهيونيستى خون‏خوار و سفاك كه جنبش او را تشكيل مى‏داد نمى‏باشد. بر اساس اين اصل، لزومى ندارد كه تروريسم صهيونيستى تنها بر ضد اعراب باشد؛ زيرا گاهى به اقتضاى منافع، عليه يهوديان نيز به كار مى‏رود. بگين در كتاب خود درباره‏ ماجراى غرق شدن كشتى پاتريا كه با محموله‏اى از يهوديان مهاجر به بندر رسيد چنين سخن گفته است:
«كشتى پاتريا، كه با محموله‏اى از مهاجران يهودى به بندر حيفا رسيد، هرگز نتوانست از بندر خارج شود. زيرا تروريست‏هاى يهودى (لفظ تروريست‏ها را خود بگين به كار برده است) براى جلوگيرى از حركت آن، بمبى در داخل آن كار گذاشته بودند. پس از اين كه بمب منفجر شد، بيش از دويست يهودى كشته يا غرق شدند.»بنابراين، از نظر بگين نه تنها كشتار فلسطينى‏ها، بلكه كشته شدن يهوديان بهتر از آن است كه جلوى ورود آن‏ها به فلسطين گرفته شود. فقط او به اين دليل كه مقامات انگليسى از پياده شدن مهاجران يهودى از كشتى به بندر حيفا مخالفت كرده بودند، اقدام تروريستى صهيونيست‏ها در انفجار كشتى را توجيه كرده است.
علاوه بر هرتزل، ژابوتنسكى و بگين، تاكنون تعداد بسيارى از رهبران صهيونيسم درباره‏ توجيه عمليات تروريستى صهيونيست‏ها برضد عرب‏ها كتاب نوشته‏اند و در اين كتاب‏ها، زمينه‏هاى فكرى و اعتقادى تروريسم را براى يهوديان آماده ساخته‏اند. اگر بخواهيم در ميان انبوه مطالب كتاب‏هايى كه تا‌كنون صهيونيست‏ها درباره‏ اقدامات جنايتكارانه و تروريستى خود نوشته‏اند زمينه‏هاى فكرى و اعتقادى تروريسم صهيونيستى را بيابيم، به اين نتيجه خواهيم رسيد كه تروريسم صهيونيستى، به لحاظ فكرى و عقيدتى، بر موضوعات و مقدماتى استوار است. بعضى از آن‏ها عبارتند از:
1. ايمان مطلق به نظامى‏گرى و پرورش نسل صهيونيستى بر اساس اين مشى.
2. نفى مطلق حقوق طبيعى فلسطينى‏ها؛ تا حدى كه جنايت براندازى نژاد عرب براى صهيونيست‏ها، در حد خود، كار مطلوبى شود.
3. توجيه به كارگيرى هر شيوه و وسيله‏اى - هرقدر كه جنايتكارانه باشد - براى تحقق اهداف صهيونيسم در سرزمين اسرائيل؛ تا جايى كه ترور و ايجاد رعب و وحشت امرى عادى و روزمره شود.
4. تكيه بر قانون «حق برترى مطلق» صهيونيست‏ها؛ به گونه‏اى كه ديگر ابناى بشر در مرتبه‏اى پست‏تر از آنان قرار گيرد.
5. از نظر صهيونيست‏ها هدف از پذيرش و ورود به كهونت صهيونيستى (باورداشتن عقايد صهيونيستى)، نجات ميهن يهودى است. لذا كينه‏ كوركورانه نسبت به مسلمانان، به صورت بخشى از ايمان يهوديان در مى‏آيد؛ و در راه آرمان‏هاى صهيونيسم، سرزمين اسرائيل از وجود مسلمانان پاكسازى مى‏شود.
6. جاسوسى از ديگران؛ تا جايى كه براى عملى كردن هدف‏هاى خود، از دست‌زدن به هيچ جنايتى روى‏گردان نشود.
7. ايمان به آن كه انتقال «غير قانونى» يهوديان به فلسطين، به هر شيوه و وسيله‏اى كه انجام شود، تنها يك مرحله از عمليات اسكان صهيونيستى در اين سرزمين است.
دلايل بى‏شمار ديگرى نيز در منابع مختلف وجود دارد، كه زمينه‏هاى فكرى و عوامل عقيدتى تروريسم صهيونيستى را روشن مى‏سازد. موشه مِنوهِن، يكى از يهوديان ضد صهيونيست اسرائيلى، در اين باره مى‏نويسد:
«ما اولين فارغ‏التحصيلان «معبد مقدس» ملى‏گرايى سياسى يهودى بوديم كه خود را وقف كرده، «داوطلب» رهايى «ميهن يهودى» به هر قيمت شديم، تا فلسطين را از تمام آن‏ها كه غيريهودى هستند -«گوييم»- پاكسازى كنيم... من مى‏دانم كه از كجا صحبت بكنم؛ زيرا در تمام اين مدت از فعاليت‏هاى «دسته‏ خود» پيروى مى‏كردم. من يك زندگى كامل را وقف كردم تا توانستم از اين فلسفه‏ ابتدايى كوركورانه درباره‏ مليت‏گرايى يهودى، كه در آن نوعى خودخواهى بيمارگونه‏ دسته جمعى مى‏بينم، رهايى يابم. اين مليت‏گرايى خود را چنان «مطلق» مى‏پندارد كه گويا همه‏ دنيا مديون آن هستند، و خود به هيچ‏چيز و هيچ‏كس پاى‏بند نيست.»
بر اساس زمينه‏ اعتقادى و فكرى تروريسم صهيونيستى، آن‏ها خود را از همه‏ ضوابط متعارف اخلاقى كه تمامى مردم به آن التزام دارند آزاد كردند؛ و ارتكاب هر جنايتى را، هرقدر هم وحشتناك و وحشيانه باشد، براى خود مجاز مى‏دانند. همه‏ اين جنايت‏ها، و از جمله جنايت و ترور، به نام و براى «دولت صهيونيستى» انجام مى‏گيرد.
زمينه‏ها و پشتوانه‏هاى فكرى و اعتقادى تروريسم صهيونيستى، با مراجعه به پيشينه تاريخى، و سوابق فعاليت‏هاى تروريستى جنبش صهيونيسم و سازمان‏هاى تروريستى روشن مى‏شود.