نگاهی به دیروزنامههای زنجیرهای
سیاسیکاران سوار بر موج آتش
روزنامههای زنجیرهای در شماره دیروز خود به فاجعه پلاسکو پرداخته و از ابعاد مختلفی این رویداد را بررسی و بعضا به ماهیگیری سیاسی از این ماجرای تلخ پرداختند.
روزنامه شرق در گزارشی با اشاره به این که «بهطورکلی شهرداریها، مؤسسات عمومی غیردولتیاي هستند که درواقع حکومتهای محلی (بدون قدرت سیاسی) محسوب میشوند» نوشت: «سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران» یکی از زیرمجموعههای شهرداری تهران است که مسئولیت حفظ و تأمین ایمنی ١٢ میلیون شهروند ساکن در پایتخت را بر عهده دارد. این سازمان علاوه بر عملیات آتشنشانی و نجات و امداد، به گسترش فرهنگ ایمنی و افزایش میزان آگاهی تخصصی مردم در زمینه ایمنی با هدف پیشگیری از حوادث نیز میپردازد.
نویسنده در ادامه، هدف اصلی خود یعنی هجمه به شهرداری را پیگیری کرده و نوشت : براساس ارقام رسمی، بودجه مصوب سال جاری شهرداری تهران بالغ بر ١٧هزارو ٨٠٠ میلیارد تومان است که کمتر از یک درصد آن به «سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی» اختصاص دارد؛ درحالیکه بنا بر گفته شهردار تهران و سایر مسئولان شهری، این سازمان نیاز به ادوات و تجهیزات مدرن در زمینه مهار آتش و سایر حوادث مشابه دارد، اما در برنامهریزیها به این نیاز توجهی نمیشود.
روزنامه زنجیرهای آرمان نیز بر روی آوار پلاسکو از تیتر « آینده مبهم تهران» استفاده کرد تا نشان دهد از مصیبت مردم و شهادت آتشنشانها به دنبال کاسبی سیاسی است.
این روزنامه در صفحه نخست خود بدون هیچ اشارهای به تلاشهای مجاهدانه صورت گرفته از سوی نهادهای مسئول تنها به بیانیههای تسلیت جریان سیاسی نزدیک به خود پرداخته و در یکی از سوتیترها تاکید کرد: « وزارت کشور اخطار داده بود، شهرداری عمل نکرد.»
آرمان در گزارش مرتبط با فاجعه پلاسکو نیز به جای پرداختن به مجاهدتهای صورت گرفته، شهرداری را مقصر به شهادت رسیدن آتش نشانان فداکار خوانده و نوشت: سال گذشته ۱۴۰ میلیارد تومان اعتبار از محل دو درصد عوارض برای ارتقای تجهیزات آتش نشانی مصوب شد. براساس آخرین گزارشات، تاکنون ۲۵ میلیارد تومان از این منابع به آتش نشانی پرداخت شده است.
این روزنامه زنجیرهای همچنین در یادداشتی دیگر باز شهرداری را هدف حملات خود قرار داده و نوشت: شهرداری به عنوان یک نهاد سازمان ادارهکننده شهر نمیتواند و نباید منتظر اجازه کسانی باشد که شاید هرگز به اینگونه امور فکر نکرده باشند. فروریختن این ساختمان که عمدتا محل کارگاههای تولید پوشاک آماده بود، راه توسل و واردات این تولیدات از خارج را بازتر کرد. شهرداری و شورای شهر باید تمهیدات لازم برای جلوگیری از وقوع این حوادث را به عمل میآوردند و یا آتشنشانی را تقویت میکردند، لازم است پاسخگوی این واقعه باشند.
روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد نیز در گزارشات متعدد و به نقل از چند حقوقدان وابسته به جریان اصلاحات، شهرداری را مقصر خوانده و نوشت: «از روزی که شهرداری سکوی شهردار به طرف کاخ ریاست جمهوری شد، مدیریت شهرداری تهران از مدیریت بنیانی و بنیادی به یک مدیریت ظاهری، ظاهرسازی، رنگولعابی تبدیل شد. نورافشانی و گلکاری در تهران انجام شد، اما دریغ از کارهای بنیادی.به باور و نظر من شهرداری مقصر اصلی است.»
روزنامه زنجیرهای مردمسالاری نیز با سیاسی کردن فاجعه پلاسکو در تناقضی عجیب و در ستون سرمقاله نوشت: «نگرش سیاسی، نه فقط نسبت به این حادثه، بلکه نسبت به هر حادثه دیگری که با جان انسانها سر و کار دارد مذموم است. به همین دلیل وظیفه همگان این است که بدون نگرش سیاسی به این حادثه بنگرند [ولی] شهرداری مقصر اصلی حادثه است، چراکه با مالکان ساختمان پلاسکو مماشات کرد.»
وزارت کار مقصر است
روزنامه زنجیرهای شرق نیز در این زمینه نوشت : چهار هزار نفر بیکار شدند. این ماحصل آتشسوزی و فروریختن ساختمانی است که نماد تهران مدرن بود؛ چهارهزارنفری که در کارگاههای زیر ١٠ نفر مشغول کار بوده و به لطف قانون کار، در شمول قوانین مربوط به بازرسی و نظارت ایمنی و حفاظت محیط کار قرار نداشتند. همین شد که کارفرمایان خرد مجتمع تجاری «پلاسکو» بیآنکه به کسی پاسخگو باشند، مسائل ایمنی را پشت گوش انداختند و البته کارفرمای اصلی (بنیاد مستضعفان) هم پیگیر ماجرا نشد. ساختمانی با ایمنی نازل که حتی به شبکه گاز شهری هم متصل نبود، هرروز و هرشب میزبان کارگرانی بود که نان خود را به هر بهایی میخواستند، حتی بدون بیمه و امکانات کافی. حالا که از مجموع ٥٦٠ واحد این مجتمع تجاری ١٧ طبقه، زیر صد واحد مشمول بیمه اموال (و نه ملک) بودند و مغازهداران و کارفرمایان خرد آن هم، طعم ورشکستگی را میچشند، دیگر امیدی به اشتغال این تعداد گسترده از کارگران آن هم تنها دو ماه مانده به عید نوروز نیست.
این روزنامه در ادامه وزارت کار را مقصر ماجرا دانسته و به نقل از یک فعال کارگری نوشت: حتی اگر درخواستی از سوی مالکان برای اتصال به شبکه ملی گاز نشده باشد، همین مسئله هم دارای اشکال است، زیرا وزارت کار بررسی نکرده که وسایل گرمایشی استاندارد است یا خیر که اگر نیست، وزارت کار باید از آنها میخواست تا آنها ملزم شوند از طرف قرارداد که بنیاد مستضعفان است، بخواهند به شرکت ملی گاز درخواست اتصال به شبکه ملی گاز را بدهد. به طریق اولی مقصر اصلی سازمانی است که باید بازرسی میکرده و نکرده است. وزارت کار، پس از آن مالک اصلی کارگاههاست که این کارگاهها را بدون داشتن امکانات لازم برای کار و تولید در اختیار مستأجران گذاشته و آنها هم بدون اینکه ملزم باشند چنین نکردهاند.
شرق در ادامه به نقل از این فعال کارگری تاکید میکند: اكنون آنكه مسئول است وزارت كار است. اين وزارتخانه بايد به اين چهار هزار كارگر چه بيمه داشته باشند و چه نه، بيمه بيكاري بدهد؛ زيرا اين وزارت كار بوده كه موظف به بازرسي بوده و از وظيفه خود تخطي كرده است. وزارت كار ملزم به پرداخت بيمه همه اين چهار هزار كارگري است كه در اين حادثه بيكار شدهاند.
در این زمینه روزنامه اعتماد نیز طی گزارشی نوشته است: باز هم نگاهها متوجه بنياد مستضعفان است. صاحب ٣٧ ساله ساختمان پلاسكو كه اميد همه براي داشتن بيمه آتشسوزي و بيمه مسئوليت به اوست. اما يك خبر غافلگيركننده نشان ميدهد بنياد مستضعفان دو ماه قبل ساختمان پلاسكو را در قالب واگذاري ساختمانهاي دردسرساز واگذار كرده است. به دنبال بدحسابيهاي كسبه، بنياد مستضعفان نيز تصميم گرفته پلاسكو را به اعضاي هياتمديره ساختمان واگذار كند.در خصوص چنين اتفاقاتي بيمه مركزي نيز برنامهاي تاكنون نداشته است.
ربط کشتن غیر اخلاقی شتر به ماجرای پلاسکو!
شرق در یادداشتی دیگر به نقل از یک استادیار مؤسسه مطالعات بازرگانی نوشت : جامعه و اقتصاد ایران در اعماق خود بهدور از استانداردها عمل میکند و هزینههای جانی و مالی مختلفی را از این محل رقم میزند. شاید سنتهای نادرستی مانند کشتن غیراخلاقی (؟!) شتر در مناسبتهای خاص و با هیجان به تماشای آن ایستادن یا اعدام در ملأ عام و با هیجان به استقبال آن رفتن نیز دراینباره اثرگذار باشند. خلاصه کنیم؛ آتشسوزی و فروریزی ساختمان پلاسکو در کنار سایر حوادث مکرر و رفتار هیجانی و غیرمنطقی مردم دلالت بر نبود استانداردها در اقتصاد و جامعه ما و قفلشدگی نظاممند دارد.
کسی حق ندارد درباره ترامپ حرف بزند
جز افراد شیک پوش وزارت خارجه!
روزنامه زنجیرهای شرق در یادداشتی به مراسم تحلیف و روی کار آمدن ترامپ رئیسجمهور جدید آمریکا پرداخته و سیاست ایران در قبال وی و بایستههای آن را تشریح کرد!
در این یادداشت آمده است: به نظرم در ایران باید ترامپ را در این «دوره آزمون و آزمایش و آموزش» سنجید. پس سیاستورزی در این سو نیز جریان دارد و ما نیز حتما سیاستورزیم. و آخر اینکه در دورهای که ما «ترامپ تست تایم» مینامیم که میتواند کوتاه هم باشد، سیاستورزی ما باید چگونه باشد و از چه رویههای رفتاری پیروی کند؟ تا در این دوره در مواجهه با چنین رئیسجمهوری خاص در آمریکا، ما نیز خاص رفتار کرده و بهینهتر از روشهایمان و داشتههایمان استفاده کنیم. پیشنهاد میکنم در این دوره کوتاه: فقط مسئولان رسمی و کتوشلوارپوشان سیاست خارجی درخصوص موارد میان ایران و آمریکا سخن گویند. از ارسال پیامهای متفاوت و متناقض پرهیز کنیم. از پراکنش شعارهای تند، توهینآمیز و تحقیرآمیز بهویژه نسبت به رئیسجمهور آمریکا خودداری کنیم.
زنجیره ایها به دنبال برجامهای بعدی!
روزنامه زنجیرهای آرمان نیز یادداشتی با عنوان «آینده روابط ایران و آمریکای ترامپ» تاکید کرده است: «در موضوع سوریه با توجه به چارچوبی که ایران، روسیه و ترکیه به آن دست یافتند و اخیرا برای نشست آتی از آمریکا هم دعوت شده، به نظر میرسد میتوان به راه حل بحران سوریه رسید. حضور آمریکا در نشست آتی نشان میدهد روسها به خوبی واقف هستند که بدون آمریکا بحران در سوریه حل نمیشود، اما ادامه چارچوب فعلی با حضور آمریکا برای ایران هم میتواند نتایج مثبتی را به همراه آورد.»
ارتباط دادن حل بحران سوریه با حضور آمریکا در نشست آتی در حالی از سوی نشریات زنجیرهای صورت میگیرد و متعاقب آن سیاست برجام 2 و 3 پیگیری میشود که مذاکرات هستهای منتهی به توافق هستهای به هیچ نتیجه ملموسی برای مردم منتهی نشده و از سوی دیگر زنجیرهایها هیچ توجهی به نقش آمریکا در ایجاد، تسلیح و تقویت گروهکهای تروریستی در منطقه نداشته و ندارند.
سیاست اقتصادی که جواب نداد
روزنامه اعتماد در گزارشی به موضوع کاهش سود بانکی و شکست آن پرداخته و نوشت: صحبتهاي تازه وليالله سيف، رئيس كل بانك مركزي پرده از عدم موفقيت سياست كاهش نرخ سود برميدارد. چند ماه پيش وقتي شوراي پول و اعتبار كاهش نرخ سود بانكي به ١٥ درصد را به بانكها ابلاغ كرد؛ صحبتها بر سر موافقت بانكها بر سر اين نرخ و غيردستوري بودن اين مصوبه بود اما صحبتهايي كه از دل نشست رئيس كل بانك مركزي با مديران بانكها بيرون ميآيد، گواهي است بر اينكه بانكها نه تنها توافقي روي اين نرخ نداشتند بلكه براي دادن نرخ سود بيشتر به سپردهگذاران به يك كارزار قيمتي وارد شدهاند. تعبيري كه البته سيف از آن به عنوان جنگ قيمت نام ميبرد و از بانكها ميخواهد به جاي جنگ قيمت در نرخ سود رقابت مثبت داشته باشند.
مردم اشتباهشان را تکرار نکنند، قابل جبران نیست!
مدعیان اصلاحات همواره آرای مردم را زمانی که در تائید آنان بوده و یا یکی از این جریان و حزب را بر مصادر کلیدی بگمارد قبول داشتهاند و زمانی که مردم انتخاب دیگری کنند این انتخاب را قبول نکرده و آن را اشتباه میخوانند.
شاید این تلقی و برداشت از نظر برخی اشتباه به نظر برسد، ولی سخنان محمد علی نجفی مشاور رئیسجمهور که در شماره دیروز روزنامه زنجیرهای آفتاب یزد منعکس و به صراحت انتخاب سال 84 مردم اشتباه خوانده شد، موید این برداشت است.
محمد علی نجفی مشاور رئیسجمهور در این زمینه گفت: در انتخابات آینده تصمیم بسیار مهم و حساسی را باید اتخاذ کنیم و اگر مردم اشتباه بزرگ دیگری از نوع اشتباه سال 84 انجام دهند، فکر نمیکنم فرصت جبرانی برای آن باقی بماند.