وحدت حوزه و دانشگاه از نگاه امام خميني(ره)
«بنياد تبيين انديشههاي امام خميني(ره) در دانشگاهها» 2 سالي ميشود که فعاليت خود را آغاز کرده و مطالب خود را در وبسايت khatteemam.ir منتشر ميکند . در اين وانفسايي که برخي توهمات خود را به امام(ره) منتسب ميکنند و برخي ديگر در توهم انتقال ژنتيکي افکار امام(ره) به سر ميبرند؛ اين گروه به همت جمعي از بچههاي دانشجو راه اندازي شده تا با دست خالي جبراني باشد بر کم کاري دستاندرکاران دفتر حفظ و نشر آثار امام(ره). مطلب زير را دوستانمان در همين بنياد تهيه کردهاند و با توجه به اين ايام که مصادف با روز وحدت حوزه و دانشگاه شده، خواندنش خالي از لطف نيست:
«بنياد تبيين انديشههاي امام خميني(ره) در دانشگاهها» 2 سالي ميشود که فعاليت خود را آغاز کرده و مطالب خود را در وبسايت khatteemam.ir منتشر ميکند . در اين وانفسايي که برخي توهمات خود را به امام(ره) منتسب ميکنند و برخي ديگر در توهم انتقال ژنتيکي افکار امام(ره) به سر ميبرند؛ اين گروه به همت جمعي از بچههاي دانشجو راه اندازي شده تا با دست خالي جبراني باشد بر کم کاري دستاندرکاران دفتر حفظ و نشر آثار امام(ره). مطلب زير را دوستانمان در همين بنياد تهيه کردهاند و با توجه به اين ايام که مصادف با روز وحدت حوزه و دانشگاه شده، خواندنش خالي از لطف نيست:
تاسيس دانشگاه در ايران از همان ابتدا با چند منظور اساسي همراه بود. گرچه اخذ علوم جديد و آموزش آن به جوانان ايران و گسترش دانش جديد به عنوان عامل مهم پيشرفت کشور از اهداف اعلام شده تاسيس دانشگاه در ايران محسوب مي شد ولي اهداف اساسي ديگري هم وجود داشت که بدون اعلام عملا براي رسيدن به آن تلاش مي شد. حتي براي رسيدن به اهداف اعلام نشده تکاپوي محسوس و غيرمحسوس بيشتري انجام ميگرفت ؛ به طوري که اهداف آموزشي و تعليماتي دانشگاه يا عملا به حاشيه مي رفت و يا اينکه راهي براي تقويت راه وصول به اهداف اعلام نشده بود.برخي اهداف اعلام نشده تاسيس دانشگاه در دوره رضاخان و پسرش عبارت بود از : انتقال فرهنگ غربي و استعماري به ايران از طريق دروازهاي به نام دانشگاه پرورش قشري غرب زده در ميان نخبگان و تحصيل کردگان ايجاد کارخانه و کارگاهي براي استحاله جوانان و سوق دادن آنها به طرف پذيرش فرهنگ غرب ايجاد ذهنيت غرب محوري در ميان جامعه علمي کشور و مبالغه در بزرگ جلوه دادن و بي نقص نماياندن دستاوردهاي غرب ايجاد تفرقه و دوگانگي در جامعه از طريق ايجاد فضاي اختلاف و تضاد در بين اهل دانشگاه و حوزه و….
هنگامي که امام خميني به پا خاست. اصلاح ابعاد منفي و استعماري دانشگاه را نيز يکي از اهداف انقلاب اسلامي برشمرد و به طور مکرر در اين باره سخن گفت . امام خميني که اصلاح مراکز علمي و فرهنگي (دانشگاه حوزه و…) را زمينه و مقدمه اصلاح جامعه مي دانست معتقد بود که تا بين دانشگاه و حوزه پيوند استوار برقرار نشود نه انقلاب به ثمر مي رسد و نه جامعه به درستي اصلاح ميشود و اگر هم انقلاب به ثمر برسد و اصلاحي نيز در جامعه صورت بگيرد بدون پيوند حوزه و دانشگاه اصلاح و انقلاب دوامي نخواهد يافت . به همين دليل بود که امام خميني مي فرمود : "بايد توجه داشته باشيد! بايد دانشگاهها و مدارس و همه جا توجه داشته باشند! دانشگاه پيوند خودش را با فيضيه محکم کند. و فيضيه محکم کند پيوستگي خودش را به دانشگاه. شما دو قشري هستيد که اگر اصلاح بشويد اصلاح مي شود ملتها. و اگر خداي نخواسته شما اصلاح نشويد يا منزوي بشويد مملکتتان و کساني که مي توانند در مملکت کاري بکنند منزوي خواهند شد و قدرتهايي که منافع خودشان را از دست دادهاند به ميدان مي آيند و يک حکومت وجيه المله مي آورند روي کار و آن حکومت وجيه المله تمام چيزهاي ما را به باد فنا خواهد داد!" (1)امام خميني نقش استعمار و عوامل آن را در پديد آمدن اختلاف بين حوزه و دانشگاه همواره مورد تاکيد قرار مي داد و در اين باره ميفرمود :"عوامل استعمار به ما که مي رسند مي گويند تيپ جوان و تحصيلکرده و دانشجو فاسد شده اند عقايد مذهبي و ملي خود را از دست داده اند و سر به بيراهه نهاده اند و چشم و گوش بسته مقلد بيگانگانند و به شما که مي رسند ميگويند مراجع و روحانيون خرافي و مرتجعند و واقعيات زمان را درک نمي کنند و متابعت از آنها سير قهقهرايي و عقبگرد است و شرط تعالي و ترقي اين است که از اين عناصر فناتيک و امل و عقايدشان چشم بپوشيم و فاصله بگيريم ! ما و شما در اين بين وظيفه داريم علي رغم خواست و کوشش تفرقه جويان و مستعمرين روابط معنوي و فکري خود را عميقتر نموده و در هر حال تفاهم کنيم و متفقا با استفاده از تجارب و اطلاعات و نيروي يکديگر موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقي و تعالي خود را فراهم نماييم. شما جوانان تحصيلکرده مردان آتيه و فردا و رجال و شخصيتهاي آينده اجتماعيد بايد بهوش و بيدار باشيد و با تمامي عوامل عقب افتادگي و تفرق و ذلت ملتهاي خود مبارزه کنيد …." (2)
ايشان همچنين در جاي ديگري فرموده اند: "جوانهاي ما را همچنان منقلب کرده بودند که نسبت به شما يک نحوه ديگر فکر ميکردند چنانچه شما هم نسبت به آنها يک طور ديگر فکر مي کرديد و هر دو فکر فکرهاي وارداتي تبليغاتي بود. هم آن طوري که دانشگاه درباره شماها فکر مي کرد « يک مشت آخوند… » و هم اين طوري که شما نسبت به دانشگاه که همچو به طور مطلق « يک دسته فکلي نمي دانم کذا » اين هر دو تبليغات بود که جدا کنند طبقه جواني که بعدها بايد مقدرات يک مملکت را در دست بگيرد از شما جدا کنند. اصلا برنامه اين است که شما را از طبقه فعال جوان جدا بکنند يعني طبقهاي که روشن هستند و مرجع امور خواهند شد و شما را هم از آنها و آنها را هم از شما و دو قوه اي که دو قوه مفکره يک ملت هست اينها را مقابل هم قرار بدهند تا کارهايشان همه خنثي بشود. نه دانشگاهي بتواند کار خودش را انجام بدهد کار صحيح و نه شما بتوانيد کار صحيح . شما را در مقابل هم قرار بدهند و خودشان هر کاري مي خواهند بکنند و ما راجع به آن قضاياي آنها بي تفاوت باشيم خودمان تو سر هم بزنيم ." (3)
بنيانگذار کبير انقلاب همچنين تأکيد ويژه اي بر ضرورت وجوب پيوندهاي ناگسستني ميان اين دو گروه از جامعه علمي کشور داشتند و مي فرمودند: "تمام توجه به اين باشد که قشر دانشگاهي با قشر ـ عرض مي کنم که ـ مدارس قديمه اينها با هم جوش بخورند. يکي از کارهايي که اينها در سالهاي طولاني کردند اين بود که دانشگاهي که يک عضو مهمي در هر کشوري است با روحانيت که يک عضو مهمي در کشور ماست اينها را از هم جدا کنند اين را دشمن او کنند او را دشمن اين با تبليغات تبليغاتشان هم مع الاسف در خود ماها در همه اثر کرده بود که اين طايفه آن طايفه را قبول نداشتند و احيانا لعن ميکردند آن طايفه هم آن طايفه را همين طور اثرش اين بود که نتيجه را ديگران مي گرفتند ما دعوا مي کرديم ديگران نتيجه مي بردند ." (4)امام خميني درباره نقش استعمارگران و دشمنان اسلام در پديد آوردن اختلاف بين حوزه و دانشگاه به قدري مطمئن بود که هر صداي اختلاف انگيزي را برآمده از حنجره استعمار و اجنبي مي دانست و مي فرمود : "اساتيد دانشگاه بدانند که اگر دانشگاه را بسازند کشورشان را بيمه کرده اند تا آخر. و معلم هاي دبيرستان و دبستان و همه جا که مهيا مي کنند بچهها را براي دانشگاه بدانند که اگر آنجا مهذب کردند اين بچه ها را و اين بچه ها را مومن به بار آوردند و مومن تحويل دانشگاه دادند و دانشگاه مومن تحويل ملت داد کشور خودشان را از همه آسيبها نجات داده اند. آنهايي که در اين امر اخلال مي کنند ـ خداي نخواسته اگر باشد ـ آنها اشخاصي هستند که خدمتگزار يکي از دو قدرت هستند و خيانت به ملت مي کنند. آنهايي که اگر ديديد که بين شما و فيضيه ميخواهند جدايي بيندازند فيضيه هم ديد که بين آنها و دانشگاهيها مي خواهند جدايي بيندازند بدانيد که اين يک دست اجنبي در کار است و آنها ميخواهند که شما دو قشر را مثل سابق از هم جدا کنند و منافع خودشان را در اين بين ببرند چنانچه بردند و ديديم ." (5)
امام خميني به وحدت حوزه و دانشگاه به قدري حساس بودند که در وصيتنامه الهي و سياسي خود نيز به اين موضوع اشاره کردند و به دو کانون مهم علمي و فرهنگي کشور (حوزه و دانشگاه ) توصيه نمودند که همواره مراقب توطئه هاي دشمنان اسلام در اين باره باشند و به هيچوجه اجازه ندهند اين پيوند استواري که در پيروزي انقلاب اسلامي و استمرار آن نقش محوري داشت از ميان برود. امام خميني در وصيتنامه الهي و سياسي خود چنين فرمود :"توصيه اين جانب آن است که نسل حاضر و آينده غفلت نکنند و دانشگاهيان و جوانان برومند عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علوم اسلامي پيوند دوستي و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه هاي دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد اين که فرد يا افرادي را ديدند که با گفتار و رفتار خود در صدد است بذر نفاق بين آنان افکند او را ارشاد و نصيحت نمايند و اگر تاثير نکرد از او روگردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ريشه دواند که سرچشمه را به آساني مي توان گرفت ." (6)اميد است حوزه و دانشگاه به عنوان دو کانون مهم علمي و فرهنگي کشور همواره بر اين سخن امام خميني(ره)توجه ويژه داشته باشند و با استمرار پيوند و همدلي همواره تيري بر قلب دشمنان دين و ميهن باقي بمانند
1 ـ صحيفه امام جلد 14 ص 187 و 188
2 ـ همان جلد دوم ص 177
3 ـ همان جلد 9 ص 503 تا 513
4 ـ همان جلد 7 ص 403 تا 417
5 ـ همان جلد 16 ص 509
6 ـ همان جلد 21 ص 169 تا 206