نگاهی به فیلم «هیهات»
تجربه جدید روایت مفاهیم عاشورایی در سینما
آرش فهیم
«هیهات» جزو آن دسته از کلماتی است که تصویر و تصوری فراتر از معنای لفظی خود یافته؛ واژهای است که هویت و حس و حالی مستقل از آن خودش دارد و یادآور تاریخ و جغرافیای دلباختگی و جانبازی است. وقتی این عبارت خاص، سرلوحه یک فیلم و نام آن قرار میگیرد، همه منتظر تماشای اثری پر از حماسه و شور و غوغا هستند؛ فیلم «هیهات» نیز با همین هدف ساخته شده تا در قالب چهار اپیزود (فصل) به روایتی امروزین از مفاهیم عاشورایی بپردازد. اما با یک فیلم تجربهگرا و خاص روبهرو هستیم که به نظر میرسد، به جز اپیزود پایانی، نسبت به نام خود -هیهات- آرامتر و سر بهراهتر است.
ساختار روایی این فیلم را اپیزودیک مینامند. به طور معمول، این ساختار درباره آثاری به کار میرود که حاصل درهمآمیزی چند روایت با پس زمینه و موضوع مشترکی است و هر اپیزود با یک فصل مشترک، با سایر اپیزودها مرتبط میشود. اما فیلم «هیهات» را در اصل نمیتوان یک فیلم اپیزودیک دانست و بهتر است به جای این عنوان، آن را یک فیلم ترکیبی نامید. چون به جای چهار اپیزود، ما با چهار فیلم کوتاه طرف هستیم که به جز موضوع کلان آنها، هیچ ارتباط ماهوی و روایی دیگری با هم ندارند.
بدون تردید عاشورا و جنبش انقلابی امام حسین(ع) زیربنای مقاومت بوده است. هم در دوران انقلاب اسلامی، هم در دوران دفاع مقدس، هم امروز در خاکریزهای جنگهای منطقهای، آنچه پشتوانه همه دلاوریها و پیروزیهای ما بوده، خون و روح حسین(ع) است. روحی که از مرزهای ما فراتر رفته و امروز در سوریه، عراق، بحرین، یمن، لبنان، فلسطین، افغانستان و ... رسوخ کرده است و عامل ایستادگی مظلومان در برابر ظالمان است. علیرغم این اهمیت، ادای دین سینمای ایران به واقعه کربلا تقریبا هیچ است. به طوری که هنوز هم به مناسبت تاسوعا و عاشورا، فیلم «روز واقعه» گل سرسبد فیلمهایی است که در تلویزیون به نمایش درمیآید. فیلم «رستاخیز» هم با صرف هزینه هنگفتی، اثر چندان دلپذیری در روایت قیام حسینی نیست و به خاطر مشکلات خاص خود همچنان پشت سد عدم مجوز اکران مانده است. البته «مختارنامه» هم که یک سریال عظیم و باشکوه محسوب میشود و طی پنج، شش سال اخیر به همین مناسبت به نمایش درمیآید. به همین دلیل، همه علاقهمندان و دغدغهمندان سینما منتظر بودند تا ببینند آیا فیلم «هیهات» میتواند این خلأ سنگین را پر کند یا نه؟
بهتر است ابتدا از فصل آخر فیلم به کارگردانی «هادی مقدمدوست» شروع کنیم که یک خطشکنی ماهرانه و چشمنواز و دلپذیر از موضوع مغفول و مظلوم این روزهاست؛ مدافعان حرم. مقدم دوست برای این بخش، در زمانی اندک و کوتاه، هم به موضوع عاشورا میپردازد، هم دلدادگی آدمها به حسین(ع) و کربلای او. هم مقاومت و رزم و نبرد با ظلم را نشان میدهد و هم شهادت در راه دفاع از حرم اسوههای کربلا را. البته روایت این بخش از فیلم هم، به روز است و از دریچه شبکههای اجتماعی و ابزارهای مدرن و جدید ارتباط جمعی استفاده میکند. کاری که جذابیت فیلم را هم دو چندان ساخته است.
بخش دوم و سوم فیلم اما فقط تصاویر زیبا و کارت پستالی را نمایش میدهند و فاقد داستان و محتوای قابل تأملی هستند. بخش دوم به کارگردانی هادی نائیجی، سعی در پیوند محرم با دفاع مقدس دارد. یک جانباز (با بازی حمید فرخنژاد) بعد از مرخص شدن از آسایشگاه و بازگشت به آبادان، مینزارهایی را میبیند که هنوز پاکسازی نشدهاند و قربانی میگیرند. پس خودش دست بهکار میشود و با یک ماشین خنثیسازی مین، به دل آتش و انفجار میزند. این بخش هم گرچه دارای مضمون محترم و قابل تأملی است. اما بسیار ضعیف پرداخت شده است.
اپیزود سوم فیلم نیز به کارگردانی سید روحالله حجازی، از کارگردانی خوبی برخوردار است و به نمایش تصاویر و نماهایی بکر و پرجاذبه از حاشیه حرم امام حسین(ع) در کربلا میپردازد. اما این بخش هم در همین حد باقی میماند. به طوری که هیچ مفهوم به روز و مهمی ندارد. نهایت برداشتی که از این بخش میشود این است که خانوادههای بیسرپرست و فقیر عراقی، بهتر است به جای گدایی از مردم، حاجت خود را از امام حسین(ع) بخواهند.
فصل اول فیلم «هیهات» نیز به کارگردانی دانش اقباشاوی، روایت یک جوان است که قصد دارد مادرش را به زیارت کربلا ببرد. این بخش از فیلم، دارای جذابیت دراماتیک بالایی است اما نمیتواند از نظر منطقی و عقلانی مخاطب خود را اقناع کند.
در مجموع، «هیهات» به عنوان یک تجربه توسط چهار کارگردان جوان و نوظهور سینمای ایران در حوزه نمایش دراماتیک مفاهیم عاشورایی، یک اتفاق مهم و ارزشمند محسوب میشود. به امید اینکه این گونه تجربیات دائم تکرار شوند و در این صورت، میتوان شاهد فیلمهای بهتری هم در این زمینه بود.