پاسخ به چند ادعای توجیهگران تراریخته
* آیا در صورت ممنوعیت واردات محصولات تراریخته بحران شدید کمبود روغن و گرانی گوشت به وجود میآید؟
* خیر: اولا تنها 30 درصد کلزا و ذرت تولیدی جهان تراریخته است و در بدبینانهترین حالت، باید در شرایط حاضر 70٪ روغن مصرفی کشور از منابع غیر تراریخته تامین شود.
* ثانیا: مصرف متوسط سالانه روغن در ایران 20 کیلوگرم به ازای هر ایرانی است و حدود 40٪ از متوسط سرانه جهانی (12/5 کیلوگرم) زیادتر است. اولین وظیفه دولتمردان کاهش مصرف روغن در ایران است.
* آنها که تا دیروز معتقد به تولید داخلی محصولات تراریخته بودند و واردات محصولات تراریخته را خیانت به کشاورزی مملکت میدانستند، امروز با مصوبه کمیسیون کشاورزی مجلس مبنی بر ممنوعیت تولید و واردات محصولات تراریخته بهپا خاستهاند و گوشت کیلویی 100 هزار تومان را نتیجه ممنوعیت واردات خوراک دام تراریخته عنوان میکنند!!! پس مشخص میشود که آنها به فکر اعتلای کشاورزی نیستند و به فکر سود خودشان و شرکتهایشان از محل انحصار تولید و واردات تراریختهها هستند.
* آیا سازمان بهداشت جهانی سلامت تراریختهها را تایید کرده است؟
* این سازمان فقط «تراریختههای موجود در بازار» را تایید میکند. چنانچه ذرتهای تراریخته Mon810 و Bt176 زمانی در بازار بودند و به دلیل شکایات کشاورزان اروپایی و آمریکایی مبنی بر افزایش مرگ و میر دامها از بازار خارج شدند!!! پس این جمله سازمان بهداشت جهانی «رافع هرگونه مسئولیتی» از جانب این سازمان است؟
* گیاهان تراریخته در ایران از دیدگاه قوانین و اسناد بالادستی:
* اولا باید بررسی نمود که چه کسانی در مشاوره و تدوین این اسناد و قوانین ایفای نقش نمودهاند؟ آیا این افراد ذینفع تجاری بودهاند یا خیر؟
* ثانیا: ماده 2 قانون ایمنیزیستی مسئولیت تولید و واردات محصولات تراریخته را برعهده بخش غیردولتی نهاده است. لذا هرگونه ورود دولت در این زمینه و ایجاد بار مالی وجاهت قانونی ندارند.
* ثالثا: محصولات تراریخته بخش کوچکی از کاربردهای مهندسی ژنتیک در بیوتکنولوژی کشاورزی است. بنابراین تفسیر به رای سند زیست فناوری برای توجیه واردات و کشت تراریختهها مشهود است و انحراف اهداف این سند محسوب میشود.
* آیا واردات و کشت گیاهان تراریخته با اهداف اقتصاد مقاومتی سازگار است؟
خیر، به دلایل زیر:
* ترویج نسل قدیم فناوری
* استفاده از ژنها و ابزار بیگانگان
* عدم مالکیت فکری محصولات تراریخته
* تهدید کشاورزی و امنیت غذایی کشور
* عدم اتکای تراریختهها به دانش درونزا و وابستگی به سموم آمریکایی نظیر راندآپ (گلایفوسیت)
* چه کشورهایی کشت محصولات تراریخته را ممنوع کردهاند؟
38 کشور نظیر: روسیه، آلمان، فرانسه، سوئیس، رژیم اشغالگر قدس، اتریش، ترکیه، عربستان، نروژ، سوئد، هلند، بلژیک، ایتالیا، فنلاند، مجارستان، بلغارستان، یونان، مالزی، دانمارک، نیوزلند،اسکاتلند، ایرلند، صربستان، لهستان و...
* آیا واردات و تولید محصولات تراریخته در اولویت قرار دارد؟
خیر. زیرا بزرگترین مشکل کشاورزی کشور سوء مدیریت است. برای افزایش تولید، ارتقای عملکرد و مقابله با آفات و بیماریها و پدیدههایی نظیر شوری و خشکی روشهای بسیار کمخطرتری وجود دارد که مورد غفلت مدیران و برنامهریزان قرار گرفته است.
* آیا گزارش دانشگاه علوم پزشکی یزد، در مورد ارزیابی ایمنی و سلامت تغذیهای برنج تراریخته بیطرف است؟
خیر، به دلایل زیر:
* در گزارش فوق تنها منابع بینالمللی مورد استناد قرار گرفته که در هیچ کدام از این کشورها برنج تراریخته تجاری نشده است!!
* گزارش مذکور فقط در جهت تایید برنج تراریخته تدوین شده است و گزارشهای تخلفات برنج طلایی و آنالیز متابولیک برنج تراریخته ایرانی منعکس نشده است!
* اگر واقعا برنج تراریخته بیخطر است، چرا کشورهایی که این آزمایشات را انجام دادهاند تا این لحظه آن را به تولید انبوه و تجاری نرسانیدهاند!!
* اینکه برنج تراریخته تولید شده در سایر کشورها خطرات کمتری دارد، دلیل بر تایید برنج تراریخته ایرانی نیست!! لازم است آزمایشات مورد به مورد انجام و منتشر شود.
* چرا ارزیابیهای مخاطرات برنج تراریخته ایرانی منتشر نمیشود؟؟
* چرا ایران باید بزرگترین ریسک موجود را قبول کند و تنها کشوری باشد که برنج تراریخته را به سفرههای مردم کشورش روانه میکند؟؟
* چرا علیرغم اینکه بیش از 20 سال از تولید برنج تراریخته در کشورهای چین، آمریکا و سوئیس میگذرد این محصولات کماکان صرفا به عنوان یک دستاورد پژوهشی در کانون توجه قرار دارند و تجاری نشدهاند؟
* چرا به این حقیقت اشاره نمیشود که برنج و پنبه تراریخته ایرانی حاوی ژن مقاومت به آنتیبیوتیک «آمپیسیلین» است و مطابق قوانین سازمان بهداشت جهانی این ژن فقط برای مقاصد تحقیقاتی مجاز است و اجازه تجاریسازی و مصرف ندارد؟