فرافکنی حزب اشرافی درباره نوکیسههای رانتخوار
عضو مرکزیت حزب کارگزاران در فرافکنی آشکار گفت: 200 هزار خانوار نوکیسه رانتخوار در کشور وجود دارد.
سعید لیلاز از بازداشتیهای فتنه 88 و مرتبط با سفارت انگلیس، در جمع «حزب جوانان ایران اسلامی» گفته است: افزایش شکاف طبقاتی و شکلگیری یک طبقه رانتخوار نوکیسه از پیامدهای دولت قبل است.
این طبقه نوکیسه شاید بیش از 200 هزار خانوار نباشد، اما به قدری در دوره قبل ثروت در دست خود تجمیع کرده است که امروزه صدها میلیارد دلار ثروت دارند؛ البته بکارگیری ثروت اینها میتواند گره رشد اقتصادی کشور و خروج از رکود را حل کند، اما مشکل اینجاست که این طبقه نوکیسه به رانتخواری عادت کرده است و در شرایط برابر و در فضای قانونی و شفاف حاضر نیستند سرمایهگذاری کنند و انتظار دارند برای سرمایهگذاری، دولت به آنها رانت بدهد.
به گزارش ایلنا او تأثیرگذاری تحریمها بر اقتصاد ایران و اینکه گفته میشود تحریمها اقتصاد ایران را به زانو درآورد و مشکلات اقتصادی کنونی ناشی از تحریمها هستند را یک اشتباه و در صورت عامدانه بودن یک «دروغ بزرگ» خواند و افزود: برای رد گم کردن سوء مدیریت دولت پیشین و وقوع فسادهای بیسابقه، گناه شرایط کنونی اقتصادی کشور را به گردن تحریمها میاندازند.
وی در ادعای دیگری گفت: عبور از روحانی در شرایط کنونی بیش از آنکه خطری برای جریان اصلاحطلبی باشد، خطری عمده برای نظام است؛ چون با شرایط کنونی قیمت نفت و مشکلات فعلی در اقتصاد کشور که محصول سوء مدیریتها و سیاستهای دولت پیشین و مشکلات ساختاری اقتصاد کشور است، تنها با انضباط اقتصادی میتوان اقتصاد کشور را احیا کرد، کاری که روحانی در 3 سال گذشته به انجام آن اهتمام داشته و در بسیاری از حوزهها نیز موفق بوده است.
درباره این سخنان شایان ذکر است؛ اولاً حزب کارگزاران و مدیریت اشرافی و رانتخیز آن، ریلگذار ویژهخواری و نوکیسگی در مقیاس دولتی است چنان که برخی اعضا و وابستگان این حزب از نداری مطلق به داراییهایی صدها و هزار میلیاردی رسیدهاند. ایجاد تورم 50 درصدی در کنار تشدید شکاف طبقاتی و سانسور تجمل از جمله یادگارهای حاکمیت کارگزاران است. بابک زنجانی از جمله متهمان فساد اقتصادی که رسانههای مدعی اصلاحطلبی با نام او بازی میکنند، 30 شهریور 92 در مصاحبه با نشریه کارگزارانی آسمان تصریح کرد: «زمانی که در پادگان ولی عصر تهران سرباز بودم، آقای هاشمی رفسنجانی برای بازدید به آنجا آمدند، گفتند تعدادی سرباز برای ریاست جمهوری، بانک مرکزی و جاهای مختلف انتخاب کنند. وقتی به عنوان سرباز به بانک مرکزی رفتم گفتند شما باید به عنوان راننده، آقای نوربخش را جابهجا کنید. حدود 5 ماه از سربازیام مانده بود. من در دفتر آقای نوربخش کار ثبت نامهها را انجام میدادم، بعد هم رانندگی آقای نوربخش را میکردم. بعد از خدمت... آقای نوربخش 5-4 جا را انتخاب کرده بود و برای کنترل بازار به آنها دلار میداد تا در بازار پخش کنند. دلار 300 تومان بود و همه میگفتند دلار میخواهد هزار تومان شود. مردم میرفتند شب تا صبح در صف بانکها میخوابیدند تا دلار بگیرند و در بازار بفروشند. آقای نوربخش به من گفت شما هم بیا در این مجموعههایی که دارند دلار تزریق میکنند و 4 یا 5 نفر بودند، کارکن. اولین روز 17 میلیون دلار ارز در بازار توزیع کردم و اولین کارمزد من هم 17 میلیون تومان (2 دهه پیش) بود. با آن پول هم یک دفتر در میرداماد (خیابانی که بانک مرکزی نیز همان جاست) خریدم. هر روز دلار میگرفتم و در بازار میفروختم... (درباره عکس با هاشمی و خاتمی و روحانی) من پیش این آقایان رفتم تا جایزه بگیرم... تا حالا سه چهار بار آقای هاشمی را از نزدیک دیدهام. بعد از انتخابات خدمت ایشان رفتم و توضیحی درباره کارهایم به ایشان دادم. بیشتر از 8 سال است که عکس ایشان در اتاقم هست.»
ثانیاً ژست ایجاد انضباط اقتصادی هم به کارگزاران و متحدان بدسابقه دولت فعلی نمیخورد؛ یک قلم سند برای این ادعا فیشهای حقوقی نجومی و نامشروع برخی مدیران از 30 و 57 و 87 میلیون تا 234 میلیون تومان است. مقامات دولتی اذعان میکنند از یک سال پیش، مطلع شدهاند اما دست روی دست گذاشتهاند تا مدیران مذکور کار خود را پیش ببرند.
ثالثاً این تعبیر که «ادعای تحریمها، اقتصاد ایران را به زانو درآورد و مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمها هستند، دروغ بزرگ است» حرف بسیار درستی است. اما سؤال این است که چه کسانی در دولت و در میان حامیان آن، همین دروغ بزرگ را در طول 3 سال گذشته تا به امروز تحویل مردم کردهاند و حتی پس از برجام حاضر نیستند سهم 70 تا 90 درصدی «سوء مدیریت»و «بیتدبیری» در مشکلات اقتصادی را برطرف کنند.
رابعاً با همین استدلال اخیر آقای لیلاز عبور مردم و کشور از شیوه مدیریت کارگزارانی- مدیریت نکردن!- آقای روحانی نه تنها خطر نیست بلکه عین ضرورت و صواب برای کشور است.