کد خبر: ۷۷۰۰۸
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۱۷
روش غلطی که در 20 سال اخیر بر مدیریت فوتبال حاکم بوده است

صعود به جام جهانی هدف‌گذاری انحرافی در فوتبال



سرویس ورزشی -
 وقتی قرار باشد به هر شکل و شیوه‌ای - مثلا گلخانه‌ای - به جام جهانی صعود کنیم، دیگر چه ضرورتی است که کار خودمان را سخت کنیم و به تقویت لیگ و باشگاه‌ها بپردازیم و... چه خوشمان بیاید چه بدمان بیاید، این واقعیت غیرقابل انکار است و این هدف و روش کاری در 20 سال اخیر بر مدیریت فوتبال ما حاکم شده است.
با حذف تیم‌های تراکتورسازی و ذوب‌آهن، دو نماینده باقیمانده فوتبال ایران در کوران جام باشگاه‌های آسیا، پرونده مسابقات امسال هم برای فوتبال ما مختومه اعلام شد، بدون اینکه طی آن افتخاری تازه برای فوتبال ایران ثبت شده باشد. ناکامی جدید در عرصه رقابت‌های باشگاهی قاره کهن در حالی برای فوتبال ما چهره بست که پیش از این در همان مرحله «پلی‌آف»، نماینده چهارم ما یعنی نفت از گردونه رقابت‌ها خارج شده بود و در پایان مرحله اول نیز قهرمان فصل قبل لیگ برتر یعنی سپاهان در ادامه ناکامی‌های خود در لیگ، با کسب نتایجی ضعیف و کسب تنها سه امتیاز از 6 بازی، حذف شده بود. تراکتورسازی تبریز که برای اولین‌بار به مرحله دوم صعود کرده بود، همچنین ذوب‌آهن اصفهان (قهرمان جام حذفی فصل گذشته) هر دو در مصاف با حریفانی از امارات (النصر و العین) در مجموع دو بازی رفت و برگشت شکست خورده و با کنار رفتن این دو تیم، سناریوی تکراری جام باشگاه‌های آسیا برای فوتبال ما به نمایش درآمد و تقریبا آنچه از قبل انتظار می‌رفت، محقق شد.
اشکال اساسی
تا ما فکری اساسی به حال فوتبال خود نکنیم و نخواهیم اصولی و عقلایی درباره آن عمل کنیم، این داستان حالا حالاها و در سال‌های آتی هم برای فوتبال ایران به رشته تحریر درخواهد آمد. داستانی غم‌انگیز و کسل‌کننده، که هر دوره فقط نام نقش‌آفرینان آن تغییر می‌کند. هر اهل فن و کارشناسی که با چم و خم فوتبال آسیا آشنا باشد، سوابق و پیشینه آن را بشناسد، با تیم‌ها و کشورهای فعال در عرصه فوتبال قاره آشنا باشد، می‌داند، توان بالقوه و نهفته فوتبال ایران با کشورهایی نظیر امارات و عربستان و قطر و... اصلا قابل مقایسه نیست اما اشکال اساسی و درد مهلک آن است که از این توان و داشته‌ها به درستی استفاده نمی‌شود. تلاش برنامه‌ریزی شده و تدبیری مناسب و کارساز برای به فعلیت درآوردن این توانایی‌های بالقوه و این استعدادهای نهفته صورت نمی‌گیرد.
هدف‌گذاری انحرافی در فوتبال
مسئولان و مدیران فوتبال ما که خیلی وقت‌ها «غیرفوتبالی» بوده‌اند، راه را حسابی گم کرده و هدف را اشتباه گرفته‌اند و این طور وانمود می‌کنند و بوق‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای آنها هم چنین در ذهن مردم القاء کرده‌اند که هدف و تنها هدف فوتبال و  معنی پیروزی و موفقیت در فوتبال، «صعود به جام جهانی» است. این است که چند سالی است همه هم و غم و تلاش دست‌اندکاران فوتبال ما این شده که اگر در سطح رده‌های پایه، نوجوانان و جوانان، توفیقی حاصل نمی‌شود و افتخاری که نشانه پیشرفت در این رده باشد، حتی در سطح قاره آسیا کسب نمی شود، اگر سال‌های سال است که شکست و ناکامی را پشت قباله تیم امید ما نوشته‌اند و آنان در هر دوره شکست خورده قبلی و قطعی رقابت‌های مقدماتی المپیک به حساب می‌آیند، اگر سال‌های سال است و دوره‌های مختلف است که باشگاه‌های ما در سطح رقابت‌های قاره‌ای در همان دور اول و دوم و حداکثر سوم حذف می‌شوند، و اگر و اگر و اگر و... اینها هیچ‌کدام مهم نیست، مهم این است که ما چهارسال یک‌بار،  به هر شکل و ترفند و ترتیبی که شده، به جام جهانی رفته و در آنجا حداکثر سه بازی انجام داده و... هر نتیجه‌ای هم که خود در آنجا کسب کنیم منت سر عالم و آدم می‌گذاریم که ما به جام جهانی رفته‌ایم و از حالا تا چهار سال دیگر هم همه‌چیز را قربانی می‌کنیم و همه داشته‌ها  و امکانات را به خدمت می‌گیریم تا صعود به جام‌جهانی را برای بار چندم تحقق بخشیم!
کلاه گذاشتن سر مردم!
اینکه می‌گوییم، مسئولان و دست‌اندرکاران فوتبال، راه و هدف را گم کرده‌اند، یعنی همین که بالاتر عرض شد. وقتی هدف این شد، دیگر رسیدگی ریشه‌ای به وضع فوتبال شعاری است که هرگز عملی نمی‌شود، اصلاح شکل و ساختار باشگاه‌ها ضرورتی است که هرگز جدی گرفته نمی‌شود (سرنوشت نفت و ملوان و برق شیراز و ابومسلم و فجرسپاسی و... را نگاه کنید). توجه به رده‌های سنی پایه، اصلی است که برای رشد ریشه‌ای و اساسی فوتبال از نان شب هم واجب‌تر است، اما در فوتبال ما به بازی گرفته می‌شود! و... پرداختن و تقویت لیگ فوتبال در دسته‌های مختلف آن، به ویژه دسته برتر آن، برای شکل‌گیری و تقویت تیم ملی، اهمیتی غیرقابل انکار دارد، اما وقتی قرار باشد به هر شکل و شیوه‌ای - مثلا گلخانه‌ای- به جام جهانی صعود کرده سر مردم و عوام را کلاه گذاشت، دیگر چه ضرورت و مرضی! است که کار خودمان را سخت کنیم و به تقویت لیگ و باشگاه‌ها بپردازیم و... چه خوشمان بیاید چه بدمان بیاید، این واقعیت غیرقابل انکار است و این هدف و روش کاری است که در این بیست ساله اخیر، بر مدیریت فوتبال ما حاکم شده است.
چماقی به نام صعود!
می‌بینید نتیجه بخش هم بوده است، طی این بیست سال، در سه دوره جام جهانی  حضور داشته‌ایم (98 فرانسه، 2006 آلمان  و 2014 برزیل)، اما این نحوه صعود و نتیجه‌گیری آنقدر که به کام مسئولان بوده و برخی از آنها از آن حربه‌ای ساخته‌اند برای پز دادن به این و آن و چماقی ساخته‌اند برای اینکه با آن بر سر هر مخالف و منتقدی بکوبند، که من آنم که تیم به جام جهانی برده‌ام! و... به نفع فوتبال و در جهت پاسخگویی به خواسته‌های مردم و انتظارات علاقه‌مندان نبوده است- درست است فوتبال ما چهار دوره به جام جهانی صعود کرده، اما چرا طی سال‌های اخیر فوتبال ما متناسب با این صعودها و حضورها رشد نیافته و پیشرفت نداشته است؟ ما به سهم خود از طرفداران جدی و پر و پا قرص صعود فوتبال - و همه رشته‌ها!- در بالاترین‌سطح رقابت‌های بین‌المللی، جهانی هستیم. کدام ایرانی وطن‌دوست و کدام انسان دارای عقل سالم و فکر مثبتی است که دوست نداشته باشد فوتبال کشورش به جام جهانی برود، ورزش مملکتش و جوانان سرزمینش در عرصه‌های بین‌المللی، قاره‌ای، جهانی و المپیکی ندرخشد؟! حرف ما روشن است می‌گوییم این صعود و حضورها باید از راهش و در امتداد یک برنامه سازنده و فکورانه رخ دهد تا همیشگی و دائمی باشد و حضور ما هر دوره بهتر از دوره قبلی باشد. ما می‌گوئیم این صعودها، نباید شکل فریبکارانه داشته باشد و به پاک کردن صورت مسأله و انحراف اذهان و به بازی گرفتن افکار عمومی منجر شود و مردم را به سطحی‌اندیشی و ظاهربینی عادت دهد و سطح توقعات آنان را پایین بیاورد.
تفکر غلط، هدف غلط‌تر
خدا رحمت کند مرحوم بیهقی،‌ پدر علم تاریخ ایران را که می‌گفت: «از سخن، سخن بزاید»، صحبت از ناکامی اخیر فوتبال در جام باشگاه‌های آسیا بود که حرف به اینجا کشیده شد. باید هم البته کشیده می‌شد، چون ما اعتقاد داریم، برای حل مشکلات باید سراغ سرچشمه‌ها رفت و البته ضمن توجه و در نظر داشتن «علل قریب» (نزدیک)، از «علل بعید» (دور) غافل نبود. فوتبال ما در جام باشگاه‌های آسیا باز هم ناکام شد، و باز هم در آینده، به طور منطقی و محاسبه عقلایی- با اتفاقات و حوادث عجیب و غریب کار نداریم- حذف و ناکام خواهد شد، چون طرز تفکری که مدیریت فوتبال ما را سامان داده و شکل بخشیده غلط است. این طرز تفکر غلط، هدف غلط‌تری را به عنوان مقصد نهایی فوتبال ایران تعیین کرده است و برای رسیدن به این مقصد است که عملاً و فراتر از شعارها و ژست‌ها و سخنرانی‌ها، آنان همان طور که بالاتر اشاره شد به آنچه که ساز و کار فوتبال را سامان می‌بخشد، ساختار و پایه‌های آن را مستحکم می‌سازد و... (مثل باشگاه‌ها، رده‌های پایه، امیدها، لیگ، مسائل فرهنگی و اخلاقی و...) بی‌توجه هستند و همه هم و غم خود را بر این نهاده که به هر صورت که شده به جام جهانی صعود کنند و... و با کمک بلندگوهای اجیر شده و بوق‌های تبلیغاتی خود هیاهو به راه اندازند و صدای منتقدان دلسوز و کارشناسان اصیل را محو کنند و چنین وانمود نمایند که فوتبال ما موفق است، مدیران آن دارند به درستی کار خود را انجام می‌دهند، چرا که این فوتبال به جام جهانی راه یافته و در رنکینگ جهانی در رتبه مقبولی قرار گرفته است و...!