لباس جدید تیم ملی فوتبال و اما و اگرهای مطرح شده
جایگاه اقتصاد مقاومتی در ورزش ما کجاست؟!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
هفته گذشته از لباس جدید تیم ملی فوتبال ایران رونمایی شد و شرکتی گمنام و غیرمطرح از کشور ایتالیا، به عنوان اسپانسر جدید، از لباس تیم ملی رونمایی کرد. در این مراسم مسئولان فدراسیون فوتبال حضور داشتند، اما از ملیپوشان و اعضاء کادر فنی تیم ملی خبری نبود و این نکته عجیب موردتوجه خیلی از رسانهها قرار گرفته آن را منعکس کردند. نکته جالب دیگر این بود که قرارداد با شرکت ایتالیایی- که هرگز در میان «برندهای» دنیا، مطرح نیست- در آخرین روزها (و شاید آخرین روز؟) ریاست آقای کفاشیان بر تشکیلات فوتبال اتفاق افتاد!
طبق معمول و روال چند ساله اخیر که بر آسمان فوتبال ما فضایی از سوء تفاهم و بدبینی و اتهام پراکنی و... حاکم شده است، درباره این قرارداد هم حرف و حدیثهای زیاد مطرح شده و در رسانههای مختلف، بازتاب یافته و... که ما به راستی نمیدانیم چقدر از این دعواها، بر سر حق و دفاع از منافع ملی است و چقدر دعوای دلالی و پورسانت بگیری و سهمخواهی و... این طور حرفهاست که در فوتبال فلک زده ما، نظیر آن فراوان دیده میشود؟! منظور ما از اشاره به این خبر و اتفاق بیشتر از آن روی بود تا به بهانه آن، بپرسیم و یادآور شویم که جای «اقتصاد مقاومتی» در ورزش و فوتبال ما کجاست؟!
آیا در این باره که از سوی رهبر انقلاب به عنوان شعار سال انتخاب شده است، ورزش و مدیران ورزش (و به تبع آن فوتبال) برای خود مسئولیت و وظیفهای قائل هستند؟ آیا این آقایان محترم فراتر از حرف، در این باره «اقدام و عملی» هم انجام داده یا قصد انجام آن را دارند؟ آیا در همین ماجرای قرارداد با شرکت ایتالیایی، این موضوع مد نظر بوده، و با سبک و سنگین کردن، انعقاد این قرارداد را با شعار سال ناهمخوان و متضاد ندیده، و بر این اساس اقدام به موافقت و امضای قرارداد کردهاند؟ آیا اصولاً شرکتهای تولید کننده داخلی از بنیه و بضاعت لازم برای اینکه جایگزین تولیدکنندگان خارجی باشند و نقش اسپانسر تیم ملی را بازی کنند، برخوردار هستند، یاخیر؟ اگر جواب مثبت است، چرا مسئولان فوتبال با آنها قرارداد نمیبندند و عملاً به شعار اقتصاد مقاومتی جامه عمل نمیپوشانند؟ و اگر جواب منفی است، پای خیلی مسائل خارج و فراتر از فوتبال و ورزش به وسط کشیده میشود وضعیت اقتصادی و مناسبات رایج و حاکم در آن باید از سوی کارشناسان و متخصصان تحلیل شود که چرا در آن علیرغم همه شعارها و توصیهها و توقعات، تولید کننده ایرانی در زمینههای مختلف از جمله ورزش، حمایت نمیشوند و... نتیجه آن میشود که علیرغم وجود چند تولید کننده با سابقه داخلی، باید پیراهن تیم ملی جمهوری اسلامی ایران را یک تولیدکننده خارجی تهیه و نقش «حامی» را بازی کند و...؟ آیا اگر قوانین مناسبی در این باره وجود ندارد، چرا مسئولان ذیربط برای اصلاح قوانین جاری و یا برطرف کردن خلاءهای قانونی اقدام نمیکنند تا لااقل به جای شرکتهای گمنام و کم سابقه، شرکتهای بزرگ و نامدار، پا پیش بگذارند و اگر حامی ایرانی فعلاً در این باره قادر نیست میدانداری کند، شرکتهای معتبر با اجناس مرغوب به جای شرکتهای مجهولالهویه با اجناس «بنجل» ظاهر شوند...؟ متأسفانه در تحلیل یک موضوع ظاهراً ساده و ورزشی پای خیلی مسائل به میان میآید و عملکرد خیلی از سازمانها و تشکیلات غیر ورزشی باید تحلیل شود و... اینها، هم از حوصله این مقال خارج است و هم از عهده و تخصص این قلم! بنابراین در این باره به همین مختصر اکتفا میکنیم و با این امید که عزیزانی که به ما میگویند درباره این مسائل، سکوت نکنیم، ملاحظه کنند که ما سکوت نمیکنیم، اما صرف نوشتن ما دردی را دوا نمیکند و خیلی مسائل در ورزش و فوتبال «معلول» است و «سرچشمه» مشکلات، در جاهای دیگری است که... رفع و حل آن عوامل مخرب و ضد منافع ملی، به عزم و همت و «اقدام و عمل»، مسئولان فراتر از ورزش و فوتبال نیاز دارد و...