باید از تخریب، تحقیر و رواج حرمتشکنی دستبرداشت
عقبماندگی فرهنگی در ورزش!(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
اتفاقاتی که در مراسم جشن یکی از باشگاههای معروف و پرطرفدار کشورمان رخ داد، موجب ناراحتی و رنجش بزرگان و پیشکسوتان این تیم شد اما دامنه ناراحتی به این محدود نشد، بلکه بسیاری از اهالی ورزش، از شخص وزیر محترم گرفته تا دیگر مسئولان ارشد ورزش و فوتبال و... بالاخره رسانهها و علاقهمندان فوتبال و حتی طرفداران آن باشگاه را دربرگرفت. اینکه ماجرا از چه قرار بود و در آنجا چه اتفاقاتی افتاد که موجب این واکنشهای انتقادی شد، سؤالی است که پاسخ آن را اکثر اهالی ورزش و علاقهمندان فوتبال میدانند. در اینجا به بهانه این اتفاق که مشابه آن تقریباً هر روز و هر هفته در ورزش و بیشتر در فوتبال رخ میدهد- ولو صورت و شکل آن فرق کند- میخواهیم بار دیگر بر ضرورت جدی گرفتن امر فرهنگ و پرداختن به امور فرهنگی در ورزش و رشتههای پرمخاطبی چون فوتبال تأکید کنیم. متأسفانه علیرغم همه نوشتهها و گفتهها و تذکرات که با محوریت توجه به امر فرهنگ در ورزش، مطرح میشود هنوز که هنوز است و آن طور که انتظار میرود، این موضوع جدی گرفته نمیشود و ظاهراً با وجود تأکیدات ظاهری و تأییدات صوری، اهمیت موضوع درک نشده است، که اگر شده بود، این همه اتفاق که همه از رواج ضد ارزشهای فرهنگی در ورزش حکایت میکند و دل دوستداران را میسوزاند و کلاس و شأن و احترام جامعه ورزش را پایین میآورد، در ورزش آن هم در بالاترین سطوح آن اتفاق نمیافتاد.
این هفته مراسم جشن فلان باشگاه پرطرفدار و معروف، حادثهساز میشود و از فقر فرهنگ و جدی نگرفتن این مقوله مهم و حیاتی حکایت میکند و هفته گذشته در یکی از حساسترین و بزرگترین بازیهای لیگ که چشم علاقهمندان به فوتبال را به خود دوخته و فقط نزدیک نود هزار تماشاگر را به ورزشگاه کشانده بود، اتفاقاتی تلخ و تأسفبار میافتد که اولاً در سطح فوتبال محلات هم نظیر آن دیده نشده یا خیلی خیلی کم رخ داده و ثانیاً از سوی کسانی سر میزند که «بازوبند» کاپیتنی را که روزی روزگاری در این فوتبال و در این گونه تیمها ارزشی خاص ومعنایی بس عمیق داشت، به بازو بسته بودند و نقش بزرگتر یک تیم ریشهدار را در فوتبال ما ایفا میکرد و... هفته قبل از آن و هفتههای قبلتر از آن و روز پیش از آن و روز بعد از آن و... و خلاصه هر دم از این باغ بری میرسد و مرتب این گونه اتفاقات که سخت بوی فقر فرهنگی و بیتعارف، در بعضی جاها «عقبماندگی» میدهد در فوتبال ما تکرار میشود! اتفاقاتی که از آن سخت بوی مشمئزکننده حرمتشکنی، قدرناشناسی، بداخلاقی، زیادهخواهی، بازیکنسالاری و... به مشام میرسد، اینکه بالاتر، از واژه «عقبماندگی» استفاده کردیم، خوانندگان فهیم و علاقهمندان اصیل ورزش، ما را خواهند بخشید، اما درباره این اتفاقات تأسفبار و سطح پایین و دعواهای خالهزنکی و حرمتشکنی و مسخرهبازی، آن هم در سطوح بالای فوتبال از سوی تیمهای بزرگ آیا میشود از کلمه و لفظ دیگری استفاده کرد؟ این یک اصل کلی است که جامعه و انسان وقتی رشد یافت از نظرعقلی و ذهنی به اصطلاح «رشید» شد، آن وقت قدر داشتهها و امکانات خود را در بعد مادی و انسانی میداند، و از آنها بهینه استفاده میکند (در این باره مرحوم شهید مطهری، سخنرانی و نوشتهای تحت عنوان «رشد اسلامی» دارد که حتماً باید به آن مراجعه شود). خوب وقتی مشاهده میشود که در بسیاری جاها از سوی کسانی و تشکیلاتی افرادی و مدیرانی و مدیریتهایی که انتظار نمیرود، اتفاقات تأسفبار ذکر شده رخ میدهد، آیا نباید دلیل آن را «عقبماندگی» و به تعبیری دیگر «رشد نیافتگی» دانست؟!
خواهش ما از خوانندگان محترم این مطلب این است اگر دلیل و عامل دیگری برای این وضعیت و وقوع این حوادث ضد فرهنگی قائل هستند، حتماً با قلم شیوای خود برای ما ارسال نمایند و ما را راهنمایی کنند. وقتی پای «عقبماندگی» و رشد نایافتگی در میان باشد، آن وقت خیلی از ابزار و اتفاقاتی که بالقوه میتوانند برای ورزش و جامعه و مردم و فوتبال و... مفید باشند، عملاً به شکل منفی عمل میکنند و بر «ضد کارکرد»های مثبت خود عمل میکنند وگرنه کسی با لیگ، فوتبال، مسابقه، جشن، پول، رسانه، تلویزیون، هیجان، پخش مستقیم و... مخالف نیست، اما به شرطی که ظرفیت استفاده صحیح از این وسایل باشد، و اگر نباشد، همه اینها به شکل منفی عمل کرده و موجب خسران و ضررهای فنی، فرهنگی و اخلاقی میشود. بیتعارف و بدون رودربایستی، این وضعیت است که امروز فوتبال ما به آن گرفتار آمده و این معاملهای است که ما با داشتههای خود انجام میدهیم. جشن میگیریم، حرمتشکنی میشود، اوقات تلخی به وجود میآید، پیشکسوتان گلهمند میشوند و... بازی صد هزار نفری برگزار میکنیم، در آنجا رفتارهایی سر میزند که باعث تأسف همگان میشود، حرمتشکنی میشود، دعوا و درگیری پیش میآید، حرفهای ناشایست مثل نقل و نبات ردو بدل میشود و...
روزنامه منتشر میکنیم، برنامه تلویزیونی میسازیم، پخش مستقیم میکنیم و... اما طوری رفتار میکنیم که اعصاب و روانها به هم میریزد، لذت بردن از تماشای بازی، به ورزشگاه رفتن، روزنامه خواندن، برنامه دیدن و... بیمعنی میشود و... الخ
سخن را کوتاه کنیم. باز هم میگوئیم و تا عمر و فرصت داشته باشیم خواهیم نوشت که پیشرفت ورزش (و هر عرصه دیگری) در گروی سلامت و اصلاح فرهنگ است، غیر از این، ول معطلی و اتلاف وقت و سرمایه است. برای اصلاح امر فرهنگ هم، اولاً باید این موضوع را جدی بگیریم، ثانیاً برنامه و فکر و عمل مدبرانه داشته باشیم و ثالثاً همه به میدان بیایند و در این راه به سهم خود کاری انجام دهند.
مدیر محترم مرکز اطلاعرسانی وزارت ورزش در واکنش به اتفاقات اخیر در جایی گفته است: «سرخابیها باید علاوه بر ورزش به کار فرهنگی نیز بپردازند» ضمن تأیید سخن ایشان، اضافه میکنیم این فقط سرخابیها نیستند که باید در ورزش، کار فرهنگی انجام دهند و مراقب شأن و کلاس خود و هواداران خود باشند و در جامعه موجب بدآموزی نشوند، بلکه همه و همه به ویژه رسانهها، باید در این باره نقش مورد انتظار را که جزو وظایف اصلی و کارکردهای مهم آنهاست ایفا نمایند و دست از تخریب و تحقیر و رواج حرمتشکنی بردارند که صریحاً و کاملاً مستدل عرض میکنیم نقطه آغاز خیلی از این ناهنجاریهایی که امروز در ورزش ما به وفور هست و قبلاً کمتر بود، از همین رسانهها، به ویژه رسانههای تأثیرگذار و برنامههای پرمخاطب کلید خورده است و...