آموزش زبان از تهدید نفوذ فرهنگی تا فرصت بینظیر تبلیغ ارزشهای بومی
محمد محمدی- دبیر زبان انگلیسی
اشاره:
آموزش در تعاریف مختلف آن به معنای تسهیل یادگیری، انتقال فرهنگ و سامان دادن به اندیشهها است. نگاهی اجمالی به تاریخ تمدن ملل گوناگون نشان میدهد هر تمدنی که بتواند از طریق آموزش صحیح از دانشهای ملل دیگر بهره جسته، دانش و ارزشهای فرهنگ بومی خود و تفکر منطقی همراه با ارزشسنجی را به نسل جدید منتقل کند و خودباوری را در وجود آنها بارور نماید، چشمه جوشانی خواهد بود که در گستره تاریخ میتواند به حیات خود ادامه داده و نوزایی روزافزون را تجربه کند. فرهنگ و تمدن عظیم اسلامی و فرهنگ والای ایرانیان از این نمونهاند که در آن نقش آموزش و انتقال فرهنگ به روشنی آشکار است.
لذا هیچ مقولهای همچون آموزش و پرورش نسل جدید در جهت انتقال میراث فکری، علمی و فرهنگی گذشتگان و آگاهی از دانشهای جدید نیازمند سرمایهگذاری، برنامهریزی، دقت، بازبینی و بهکارگیری افراد متخصص و متعهد نیست.
در عصر حاضر که دامنه تحولات و نیازهای آموزشی و فرهنگی به سرعت در حال تغییر، نو آوری و به روز شدن است، اهمیت فرهنگ و برنامهریزی هوشمندانه به منظور انتقال ارزشهای فرهنگ اسلامی و ملی به نسل جدید و آگاهی از فرهنگ و دانش سایر تمدنها امری حساس و خطیر است و سوء برنامهریزی و فقدان اندیشه راهبردی در این زمینه در آیندهای نه چندان دور خسارتبار خواهد بود.
نهاد آموزش و پرورش به عنوان گستردهترین بخش اجرایی کشور، عهدهدار وظیفه خطیر آموزش و انتقال فرهنگ و دانش است. از زمینههای آموزش و انتقال فرهنگ، آموزش زبان و ادبیات فارسی به عنوان هویت مشترک ملی، زبان عربی به عنوان زبان قرآن کریم و زبان انگلیسی به عنوان زبان بینالمللی است.
در این مقاله پس از طرح مسئله و بیان مشکل به ارائه راهکارهای عملی در زمینه ایجاد تحول بنیادین در آموزشگاههای زبان خارجی میپردازیم.
طرح مسئله:
عدم تعادل و برنامهریزی صحیح و فقدان یک برنامه راهبردی مشخص در زمینه آموزش زبانهای خارجی در سطح جامعه امری کاملا مشهود است و به راحتی میتوان بوستانی را مشاهده کرد که به حال خود رها شده است.
از طرفی در مدارس شاهد ضعف پایه زبان دانشآموزان هستیم تا جایی که برخی دانشآموزان با اتمام تحصیلات متوسطه و حتی دانشگاه از انجام یک مکالمه عادی ناتوان هستند. این معضل در میان دانشآموختگان رشتههایی همچون حقوق و روابط بینالملل، بازاریابی، مدیریت جهانگردی، مبلغان مذهبی، کارشناسان فرهنگی و هنری، مربیان تیمهای ملی و محققان رشتههای مختلف سبب فرصتسوزی علمی، اقتصادی و فرهنگی شده است.
از دیگر سو با رشد و گسترش آموزشگاههای زبان خارجی و کتابهای مربوطه، خوشبختانه تغییر و تحول قابل توجهی در زمینه آموزش زبانهای خارجی ایجاد شده و وجود خیل عظیم زبانآموزان به ویژه فراگیران زبان انگلیسی، آیندهای متفاوت از گذشته را برای جامعه ایران رقم خواهد زد. زمانی فقط در بالای شهر و اکنون در پایین شهر و در مناطق کمتر توسعه یافته و حاشیه شهرها تعداد قابل توجهی از دانشآموزان از طبقات مختلف اجتماع از خردسالان گرفته تا جوانان و بزرگسالان، در آموزشگاههای زبان به فراگیری زبان انگلیسی مشغولند و این میتواند به معنی تسلط ایشان به زبان خارجی در جهت دسترسی و استفاده آسانتر از آخرین منابع علمی و فرهنگی از طریق کتب، مقالات و سایتهای علمی و آموزشی، همچنین توانایی مکالمه و مفاهمه با افرادی از سایر ملل در جهت تسهیل تجارت و جذب توریست باشد. این امر فی نفسه بسیار مطلوب و خواستنی است همچون باران که حتی گاهی برایش دعا میکنیم و از بارش آن خدا را شاکر میشویم، در حالی که همین باران رحمت اگر در مسیر صحیحی هدایت نشود به سیلی مخرب بدل میشود!
فلسفه آموزش زبان از دیدگاه امام راحل که بر مبنای دانستن زبان خارجی و انتقال فرهنگ و ارزشهای بومی است گویای اهمیت و هدف این مقوله است؛ ایشان فرمودند: پیشتر به زبان (خارجی) احتیاج نبود. امروز احتیاج است. .... امروز مثل دیروز نیست که صدای ما از ایران بیرون نمیرفت امروز ما میتوانیم در ایران باشیم و در همه جای دنیا با زبان دیگری تبلیغ کنیم.
همچنین تاکیدات و دلمشغولیهای رهبر معظم انقلاب در زمینه فرهنگ و توصیههای ایشان مبنی بر لزوم ساماندهی مواد و محتوای کتب آموزش زبان خارجی در آموزشگاهها (که بارها بیان شده اما طرحی در این زمینه ارائه و اجرا نشده است) و توجه ایشان به ادبیات فارسی و آموزش زبان فارسی به غیرفارسیزبانان نشانگر اهمیت زبان و فرهنگ از دیدگاه ایشان است. (فرهنگ همچون هوایی است که تنفس میکنیم.)
یادگار استعماری
در هر دوره تاریخی زبانی به عنوان زبان واسطه در مناطق مختلف جهان مطرح بوده است. زبان انگلیسی پس از برتری نظامی و اقتصادی آمریکا در جنگ جهانی دوم و استقرار سازمان ملل در این کشور، توسعه علمی دانشگاهها و نگارش کتابهای مرجع در بسیاری از دانشها، سهل و ساده بودن از جهت یادگیری، برتری رسانهای بهویژه نقش هالیوود و نقش برجسته نویسندگان، ناشران و زبانشناسان آمریکایی و انگلیسی و از مهمتر از همه استعمار انگلیس توانست خود را به عنوان یک زبان بینالمللی به جهانیان دیکته کند.
زبان انگلیسی که امروزه فراگیری آن امری مهم و ضروری شده است همان گونه که ابزار انتقال دانشهای نوین است، وسیلهای برای انتقال فرهنگ و حتی ارزشها میباشد که این فرهنگ به طور طبیعی متفاوت از فرهنگ ملی ما و در مواردی متضاد با باورها، سبک زندگی و منافع ملی ماست.
نیک میدانیم که زبان فقط «تلفظ کلمه و گرامر» نیست بلکه یادگیری بیبرنامه و شروع آن از خردسالی بدون توجه کافی به زبان مادری میتواند به طور ناخودآگاه به اصالت یافتن زبان بیگانه و به تدریج به اصیل شدن و ارزشمندی سینما، ادبیات، سبک زندگی، جهانبینی، هنر و موسیقی، اصطلاحات و ضربالمثلها و در یک کلام به اصیل جلوه دادن فرهنگ بیگانه در برابر فرهنگ خودی بیانجامد. زبانآموزانی را تصور کنید که از 5 یا 10سالگی تا دوره نوجوانی هفتهای حداقل سه ساعت در کلاس زبان که در حقیقت یک فضای فرهنگی است حضور دارند و به همراه یادگیری واژگان و گرامر، فیلم و موسیقی، شعر، اصطلاحات و ضربالمثل انگلیسی را نیز میآموزند در حالی که ممکن است معادل فارسی آن ضربالمثل را ندانند و حتی چند بیت شعر فارسی هم بلد نباشند!
به نظر میرسد عرصه زبان عرصه زورآزمایی تمدنهای بزرگ است. حذف زبان فارسی از مکاتبات رسمی در شبه قاره هند و مطرح شدن زبان انگلیسی در این کشور و رسمالخط انگلیسی در ترکیه نمونهای تاریخی، تاسفبار و آموزنده از این رقابت است! شاید آگاهی نیاکان ما و برخورد مناسب آنها در جلوگیری از این شکست باعث میشد سرنوشت دیگری برای زبان فارسی و مردم ایران رقم بخورد.
در کتب آموزشی آموزشگاهها که عموما توسط استادان دانشگاههای آکسفورد و کیمبریج تالیف شدهاند به ویژه کتابهای سطح متوسط به بالا در حالی که به فرهنگها، موسیقی ملل و آثار دیدنی و افراد مشهور و رهبران سیاسی و ورزشکاران کشورهای مختلف اشاره شده متاسفانه نامی از ایران یا ایرانیان تمدنساز نیست.
شاید برخی بگویند یادگیری زبان بیگانه به همراه فرهنگ مربوط به آن امری طبیعی و اجتنابناپذیر است در پاسخ این عزیزان باید گفت آری! کسی که فرضا زبان انگلیسی، عربی، ژاپنی یا هندی میآموزد، طبیعی است که باید از اصطلاحات، ضربالمثلها، لباسها و سبک پوشش و زندگی مردمان آن کشور، انواع غذاها و آیینهای آنان مطالبی را بداند. اما در زمینه ارزشها مسئلهای است که باورپذیری کودک و نوجوان به ویژه از کتاب او را در آینده به پذیرش ارزشهایی که به طور زیرکانه، ضمنی و غیرمستقیم مطرح میشوند؛ ترغیب خواهد کرد.
در حقیقت به همراه زبان، فرهنگ نیز آموخته میشود و فراتر از فرهنگ که شیوه زندگی است، ارزشهای فرهنگی بیگانه نیز همچون جهانیسازی، اصالت سرمایه، نمایش قدرت مادی و فرهنگی غرب، فقدان تفکر خداباوری و دهها مورد دیگر ترویج میشوند.
شبیخون فرهنگی خاموش
آیا در انگلیس و آمریکا نهاد آموزش و پرورش اجازه حضور فرهنگی ایران را در مدارس و آموزشگاهها همانگونه که ما به آنها اجازه دادهایم میدهد؟ اگر اجازه میدهند تا در کنار آموزش زبان فارسی ارزشهای خود را نیز آموزش دهیم پس چرا استفاده نکردهایم و اگر اجازه نمیدهند پس چگونه است که ما راه را اینگونه گشودهایم؟!
آیا با قطع شبکههای خبری ایران در ماهوارههای جهان، ساخت فیلمهای ایرانهراسانه مثل 300، تغییر نام خلیج فارس، تحریم دانشگاه و دانشجوی ایرانی و مبارزه با قرآن و دختران محجبه میخواهند اجازه دهند ما نیز در آنجا زبان فارسی را به همراه فرهنگ و ارزشهای خودمان آموزش دهیم؟! یا اینکه راه زیرکانهای را در پیش گرفته و با استخدام ایرانیان غربگرا در نگارش کتابها و دایرهالمعارفها، ایران و زبان فارسی را از دریچه نگاه آنان مینگرند؟
تعامل فرهنگی با تمدنی که بنگاه سخنپراکنیاش (بیبیسی) به هنگام گزارش عزاداری ماه محرم که بخشی از فرهنگ و ارزشهای ماست به جای مخابره میلیونها نذری که اهدا میشود و یا اشعاری که عاشقانه سروده میشوند به چند مورد قمهزنی یا بمبگذاری انتحاری و اختلافات فرقهای اشاره میکند و آنها را برجسته مینماید چگونه ممکن است؟
آیا زبانآموز ما که کودکی خام و معصوم است پس از سالها خواندن و از بر کردن محتوای این کتابها دچار حس تحقیر و خودباختگی نمیشود و در شناخت دشمن دچار تردید نمیگردد؟ کتابهایی که حتی متاسفانه یک بار هم در آنها نامی از خداوند خالق زیبایی و مهربانی نیامده است! اگر مذهب را که برمبنای خداباوری است احتمالا به بهانه دوری از اختلافات مذهبی(!) از کلیه کتابهای خود حذف کردهاند چگونه است که سیاست و قومیت را کنار نگذاشتهاند؟!
تولید محتوا به جای برخورد سلبی
رویکرد آموزش و پرورش یا وزارت ارشاد ما در این زمینه منفعلانه و سلبی بوده (مانند حذف برخی واژگان و تصاویر) که بازخورد مناسبی نیز در میان زبانآموزان نداشته است. در حالی که باید دانست مشکل اصلی فقط تصاویر نبوده بلکه محتوای مطالب باید ارزیابی شوند و به جای حرکت سلبی که سهلالوصول است میبایست حرکتی ایجابی و خلاقانه صورت گیرد.
کتب زبان مدارس نیز نیازمند تغییر و تحول جدی هستند. شاید تنها کتاب سیاه و سفید دبیرستان کتاب زبان انگلیسی باشد. کتابهایی که بعضا بیش از دو یا سه دهه از تالیف آنها میگذرد، روش تدریس و مطالب آنها علیرغم تخصص بالای مولفان، قدیمی و مبتدی است و در این زمانه فناوریهای نوین، این کتابها هنوز در عصر تلگراف و تلفن سکهای به سر میبرند! وجود این ضعفهای آشکار نیز دانشآموز علاقهمند به زبان را به سمت آموزشگاههای زبان میکشاند.
لابی آموزشی قدرتمند
در سطح شهر آموزشگاهها با تبلیغات فراوان و بعضا هزینههای گزاف و شعارهای گاه صحیح و گاه کذب سعی در جذب و جلب مخاطب بیشتر دارند و آموزشگاهی با سرمایه کمتر به سختی میتواند قابلیت علمی و آموزشی خود را معرفی و عرضه نماید. کتابها و سطحبندی علمی و سنی آنها از یک آموزشگاه تا آموزشگاه مجاور متفاوت بوده و سلیقهای ارائه میشوند و اولیاء نیز از انتخاب آموزشگاه توانمندتر و متعهدتر بر اساس معیارهای صحیح و علمی ناتوان هستند.
مربیان آموزشگاهها نیز حکایت خود را دارند. هرچند مربیان توانمند و دلسوز فراوانی در بین آنها وجود دارد با این حال برخی از آنها که کودک و نوجوان زبانآموز را به جهت آموزش و تربیت به او میسپاریم، نه در زمینه مربیگری دورهای دیده، نه به اهمیت آموزش و پرورش و نقش والای معلمی واقف بوده و نه حتی از روشهای تدریس آگاهی دارند.
در این عرصه گسترده تهدیدها و فرصتها بر مسئولین و سیاستگذاران فرهنگی آموزش و پرورش و دبیران و مربیان فرض است که با برنامهریزی صحیح و ارائه یا اجرای راهکارهای سودمند از این فرصت عظیم فرهنگی در جهت استفاده بهینه گام بردارند.
ارائه راهکار:
طرح مسئله و مشکل بدون ارائه راهکارهای عملی در جهت اصلاح، کاری بیهوده است. اینجانب پس از بررسیهای فراوان و تجربه سالها تدریس و تالیف کتابی با موضوع روشهای تدریس زبان خارجی و تجربه اداره آموزشگاه، به امید ایجاد انسجام و رفع آشفتگیهای موجود و استفاده از فرصت ترویج ارزشهای بومی به خیل عظیم زبانآموزان در آموزشگاههای زبان و تربیت صحیح نسل آینده؛ پیشنهادهایی قابل اجرا ارائه میکنم.
1. تالیف کتابهای آموزش زبان توسط استادان برجسته ایرانی یا غیرایرانی و انتشار آن توسط ناشران دولتی و یا ناشران موفق خصوصی در جهت معرفی مفاخر علمی، فرهنگی، ورزشی و هنری جهان و ایران و همچنین معرفی جاذبههای گردشگری ایران و جهان و سبک زندگی منطبق با ارزشهای اخلاقی و خانوادهمحور و اشاره به نکات مثبت فرهنگهای دیگر همچون کارآفرینی تلاش و کارگروهی و نمایش حقایق تمدن غرب.
2. برگزاری آزمون جامع زبان توسط آموزش و پرورش یا سازمان سنجش با معرفی آموزشگاهها و پس از آن ارائه مدرک دیپلم زبان توسط آموزشگاه - مشابه امتحانات نهایی مدارس یا آزمونهای استاندارد سازمان فنی و حرفهای.(جالب است بدانیم برای مهارتی مانند خیاطی آزمون استاندارد طراحی شده اما در مورد زبان چنین طرحی وجود ندارد!)
3. معرفی کتابهای مورد تایید آموزش وپرورش جهت تدریس در دورههای مختلف و به عنوان منابع آزمون جامع از طریق سایت رسمی آموزش وپرورش در جهت هدایت آموزشگاهها به استفاده ازکتب مورد تایید.
4.برگزاری دورههای فشرده تربیت مربی زبان توسط آموزش و پرورش یا دانشگاه فرهنگیان و ارائه مدرک مربیگری با تاکید بر روشهای تدریس زبان و فلسفه تعلیم و تربیت وترغیب آموزشگاهها مبنی بر بهکارگیری این دسته از مربیان با ارائه امتیاز ویِژه در رتبهبندی آموزشگاه.
5.رتبهبندی سالانه آموزشگاهها بر اساس تمامی معیارهای موجود به اضافه میزان موفقیت فارغالتحصیلان آنها در آزمون دیپلم، میزان استفاده از کتب معرفی شده از آموزش و پرورش و جذب مربیان دوره دیده و نمایش امتیاز به صورت ستاره در تابلوی هر آموزشگاه از یک تا پنج ستاره.
6. استفاده از ترجمه به عنوان یکی سؤالات آزمون در امتحانات مدارس و آموزشگاهها در جهت افزایش کاربرد زبان فارسی به ویژه یادگیری و کاربرد معادل فارسی اصطلاحات و ضربالمثلهای خارجی و آموزش شیوه صحیح نگارش فارسی و انگلیسی و ترجمه فیلمهای ارزشمند فارسی به انگلیسی در آموزشگاهها.
7. استفاده از ظرفیت صدا و سیما به ویژه شبکههای آموزش و پرستیوی در تهیه فیلمهای آموزشی
8. ایجاد تغییر وتحول در کتب زبان انگلیسی مدارس و ارائه متونی کوتاه متنوع، جذاب و نوین بر اساس تحولات و نیازهای جدید.
9. برگزاری سالانه المپیاد زبان انگلیسی و سایر زبانهای خارجی و بهویژه شرقی در سطح کشور با تاکید بر ترجمه متون اسلامی و ادبیات فارسی به منظور تربیت و بهکارگیری افراد برتر در این آزمون به عنوان سفیران فرهنگی، راهنمایان گردشگری، مترجمین متعهد، مدرسان زبان و غیره.
10. ترویج سایر زبانهای بینالمللی همچون روسی، چینی،کرهای، ژاپنی و غیره در آموزشگاهها و مراکز آموزش عالی با دعوت و بهکارگیری اساتید این زبانها از کشورهای مبدا همسو با رویکرد نگاه به شرق و به منظور ارتباط بیواسطه با ملل شرقی در زمینههای تجاری، صنعتی، فرهنگی و گردشگری.