ضرورت شکر نعمت رهبري(زلال بصیرت)
عقل و وحي دو عامل مهم براي شناخت تکليف در هر زمان است، بايد توجه داشت که گاهي استدلالات عقلي افراد، با هم متفاوت است، همانطور که در عمل به دستورات وحي و بيانات اهل بيت(ع) نيز چه بسيار پيش ميآيد که افراد با توجه به اوضاع و شرايط، در تعيين مصداق با هم اختلاف پيدا ميکنند؛ يکي شرايط را بر شرايط صلح حديبيه و ديگري بر شرايط سيدالشهدا(ع) تطبيق ميکند و همين سبب ميشود که در مقام عمل، همه به تصميم واحد نرسند.
به طور طبيعي در فعاليتهاي عقلي، کساني که بهره بيشتري از عقل داشته و در اثر تجربه، مهارت استفاده از عقل را بهتر ياد گرفتهاند، بهتر ميتوانند از آن استفاده کنند. در خصوص شناخت دين و وحي نيزهمه ما به عنوان اصل مشترک قبول داريم که براي غيرمتخصصان، فهم فقيه اعلم،حجت است و در زمينه عمل اجتماعي نيز سخن وليفقيه به عنوان راهنماي دين و نايب امام زمان (عج)، بايد مورد تبعيت قرار گيرد.
عليرغم وجود اين اصول و پذيرش آن توسط افراد، باز هم مشکل ديگري وجود دارد، البته اين مشکل از زمان خلقت آدم (ع) وجود داشته و تا زماني که دنيا برقرار است، نيز وجود خواهد داشت و آن اين استکه انسان خواستههايي دارد (اعم از فردي و گروهي) که هم در فهم عقلانياش اثر سوء ميگذارد و هم در استفاده از کتاب و سنت؛ و به عبارت بهتر، وقتي انسان چيزي را دوست دارد، ناخودآگاه در جهت آن استدلال ميکند و حتي در استدلال به آيات، گاهي دهها آيه از آيات محکم را نميبيند و به يک آيه متشابه استدلال ميکند! البته بگذريم از کساني که به مرحلهاي از سقوط رسيدهاند که آگاهانه و عليرغم اينکه ميدانند راهشان ناصواب و به ضرر جامعه است، تنها براي منافع شخصي يا گروهي خود اقدام به انجام کاري ميکنند.
هوای نفس ومنافع شخصی،نابودکننده مجاهدتها
اين خواستهها، ميتوانند سبب انحراف هر شخصي بشوند؛ چنانکه فردي که پيامبر(ص) او را سيف الاسلام ناميد، اولين شخصي بود که بعد از به خلافت رسيدن حضرت علي(ع)، در مقابل او ايستاد؛ همچنين کساني بودند که در رکاب حضرت علي(ع) با معاويه جنگيدند، اما زير عَلَم فرزند معاويه، فرزند همان علي(ع) را در کربلا با آن وضع فجيع به شهادت رساندند و به نام دين و اسلام، با امام معصوم(ع) کاري کردند که با هيچ مشرکي انجام نميدهند.
اين اتفاقات فقط منحصر به گذشته نبوده است، افرادي سالها براي پيروزي انقلاب زحمت کشيده و حتي زندانها رفته و شکنجهها را تحمل کردهاند، اما وقتي کار به منافع شخصيشان رسيد، بگونهاي رفتار کردند که گويا اصلا انقلابي در کار نبوده و اهميتي نداشته است.
غير از معصومين(ع) همه انسانها در معرض چنين انحرافاتي هستند لذا اولا ما بايد همواره به خدا پناه ببريم از اينکه مبادا در دام هواي نفس بيفتيم؛ و توجه داشته باشيم که يک انسان مؤمن، مستقيما در برابر احکام خدا نميايستد، بلکه به اسم دين، کار خود را توجيه ميکند! ثانيا مراقب باشيم کساني که ميخواهند به خاطر انگيزههاي شخصي و گروهي شان، مصالح اسلام را فدا کنند، بشناسيم تا بازيچه دست کسي واقع نشويم.
همه دورههاي انقلاب داراي حساسيت بوده و امروز در يکي از حساسترين مقاطع تاريخ انقلابمان قرار داريم، مراقب باشيم تا در اين راه کساني را مورد حمايت و تبعيت قرار ندهيم که به دنبال هواي نفس بوده و تنها براي پيش بردن کار خود، نام دين و انقلاب را بر زبان جاري ميکنند و هر جا هم که لازم باشد از الفاظ زيبا مانند وحدت استفاده ميکنند.
جالب اينکه چنين افرادي وقتي از همه جا شکست ميخورند، از وحدت دم ميزنند و جالبتر آنکه اگر فرصتي بيابند ميگويند وحدت يعني اينکه هر چه ما بگوئيم بايد ملاک عمل قرار گيرد.
همه انسانها داراي هواي نفس هستند و دوست دارند هم منافعشان تأمين شود و هم مردم براي آنها مديحه سرايي کنند،بايد مراقب باشيم تا اسير هواهاي نفساني نشده، از وظيفه شرعي خود غافل نشويم.
انسان همواره دوست دارد، خودش را تبرئه کند و هيچ تقصيري را به گردن نگيرد؛ اين در حالي است که طبق حديث، انسان مؤمن همواره به خودش بدگمان است. از اين رو بايد هرگاه فهميديم در زمينهاي اشتباه کردهايم، آن را پذيرفته، عذرخواهي کرده، و در صدد اصلاح و جبران برآئيم.
ضرورت شکرگزاری به خاطر نعمت عظیم رهبری
خداوند، نعمتي به ما داده است که در طول 14 قرن، بي نظير است و آن وجود رهبري در رأس نظام اسلامي است که در همه ابعاد از جامعيت برخوردار است. در مقابل چنين نعمتي بايد، بياندازه شکرگزار خداوند بود و سعي و تلاش کرد که ديگران نيز بتوانند از آن استفاده کنند؛ اما حماقت عدهاي تا حدي است که نه تنها قدر اين نعمت را ندانسته، بلکه او را رقيب خود ميدانند!
امتي را سراغ نداريم که عليرغم اينکه معصوم(ع) در ميانشان ظاهر نيست، خداوند اين همه وسائل معرفت، شناخت راه صحيح و روشن بودن مسير را برايشان فراهم کرده باشد و اين به برکت زحمات علماست.
حتي اگر در زمان امام معصوم(ع) حضور داشتيم، معلوم نبود که وسائل معرفت و شناخت، بيش از اين در اختيار ما قرار داشته باشد؛ همان گونه که امام صادق(ع) در روايتي ميفرمايند که دوست دارم فلاني و فلاني در مسجد نشسته و فتوا دهند و مردم عمل کنند؛ يعني حتي در زمان حضور امام معصوم(ع) نيز بايد دستورات و احکام را از علما آموخت، و امروز به برکت زحمات و تلاشهاي علما، راه معرفت و شناخت تا حد زيادي باز و قابل دسترس است.
خداوند متعال به اين مردم، حضرت امام(ره) را داد که از نظر شجاعت، صلابت، پاکي، صداقت، اخلاص، دورانديشي، گذشت، صبر و تحمل، فداکاري و روشنبيني بينظير بود و بعد از او نيز نسخه بدل وي از هر جهت را به اين مردم داده است.
بايد هرکاري انجام ميدهيم ببينيم براي خداست و يا نه. طبق وعده الهي، انجام کار مخلصانه براي خداوند و توکل به قادر متعال سبب اصلاح امور و نصرت و پيروزي ميشود.
انسان ناسپاس است و عليرغم اين همه نعمت و وعدههاي الهي، به جاي تکيه بر خدا و اميد به عنايت ولي عصر(عج)، به شيطنتها و فريب کاريهاي خودش متکي است. در عرصه فردي و اجتماعي، هر قدمي که برداريم، اگر براي رضاي خدا نباشد، بسيار ضرر کردهايم و گويا گنجي را از دست دادهايم که هيچ چيز جاي آن را نميگيرد و اگر کاري کنيم که موجب خشم خدا باشد، زياني را براي خودمان خريدهايم که هيچ چيز جبرانش نميکند.
وظيفه ما بندگي است و بايد ببينيم خدا از ما چه ميخواهد؛ البته تلاش براي تشخيص وظيفه نيز خودش عبادت است، اما قدم نهايي زماني است که به وظيفهاي که شناختهايم، عمل کنيم. اگر هم در زمينهاي همه تلاش خود را کرديم و نتوانستيم وظيفه را بشناسيم، بايد سکوت کنيم. البته چنين مواردي بسيار کم است، چرا که حتي اگر با مشورت ديگران هم نتوانستيم وظيفه را بفهميم، خداوند نعمت رهبري را به ما داده است که با اشاره او ميتوان وظيفه را شناخت؛ به شرط اينکه خودمان بخواهيم.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام ظله) در ديدار جمعي از اعضاي جبهه پايداري و برخي نمايندگان مجلس؛ قم ؛ 6/7/94
زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.