طنز دانشجویی
دانشجویی بیخوابی موبایلبازی!
مسعود بنی قاسم فعال دانشجویی
اندر حکایت دانشجویی آن است که چون به فصل امتحانات میرسد و قضای الهی بر آن میشود که هرچه در طول ترم خوابیده و خورده باشد در امتحان پایان ترم عذاب سخت و هولناکی بر او وارد میشود که یکی از آن ها گذشتن از خواب است و چنان به بیداری چنگ میزند که حال کسی را دارد که در دریای نامتناهی در حال غرق شدن است و به هر شیء شناور روی آب توسل میجوید که او را نجات دهد.
اما مدتی است که خیل عظیمی از دانشجویان علاوه بر تحمل بیخوابی ایام امتحانات که بسیار تلخ و ناگوار و زجرآور است، گونهای از بیخوابی را بر خود هموار کردهاند که چنان حلوای شیرینی مینماید اما غافل از آنکه زهری است بر پیکره نحیفشان!
در باب نوع و جنس این زهر، نوشتهای بدست آمده که گویا نامهای است قدیمی در ایام نه چندان دور به زبان پارسی شیرین که مرادی برای مریدان به یادگار گذاشته و نصایح و لطایف ظریفی در آن است که قسمتی از آن به شرح ذیل آمده است و عنایت به آن خالی از لطف نیست:
آورده اند «شیخ چون به مجلس مریدان وارد شد و برکرسی جلوس کرد همه را سربه زیر دید و گمان برد که مریدان همه در جیب مراقبت به سر میبرند و از این رو است که احترام استاد به عرض ارادت تمام و کمال ادا نکردند. پس از کرسی پایین آمد و به سمت جمعیت شد. چون به اول نفر رسید دید صفحهای بر دست دارد نورانی و با دست دیگر هر از گاهی به لطافت اشارهای به آن صفحه مینماید و آن صفحه منور از حالی به حالی دگر در میآید ... چون به بعدی رسید همین را دید ... بعدی و بعد نیز چنین بود. شیخ در فکر فرو رفته بود که به ناگه از میان مریدان بانگی بر آمد که «ای دوستان چه نشستهاید که دژخیم بر ما «attack» برده است و چون و چنان کنیم که در تنگناییم» و جمع مریدان به تکاپویی سخت افتاد و پیر جمع همچنان در تفکر به سر میبرد که بر مریدان چه رفته است؟! یکی از رندان که در بین مریدان بود چون حال شیخ خود را دید اجازت خواست و گفت ای شیخ اینان جملگی با هم از بازار موبایل میآیند و به صورت اقساطی موبایل هوشمند تهیه کرده و بدان مستغرق گشتهاند و وای بر ما که چه شود عاقبت کار؟!
شیخ چون این حال را در جمله یاران دید بسیار بسیار متاسف و خشمگین و حتی angry شد و فریاد زد و رسالهای فی الحال خطاب به مریدان بفرمود که توتیای چشم مریدان شد و حلقه گوششان و در قسمی از آن اینگونه آمده است: «هان ای عزیزان من بدانید و آگاه باشید که آنچه که شما امروز با خویش نمایید زهری است که در کام مبارکتان شیرین آید و خود ندانید که چه میفرمایید با خویشتن خویش به واسطه آن. همین ملعبهای که به دستان مبارک گرفتهاید و صورت خود بر آن بسایید و به آن خیره گشتهاید چنان که گویی شیشه عمرتان است
«smart phone»نامندش و رهروان آن بر دو قسم اند که یا مکتبشان «اندرویدی» است و یا به فرقه «آی.او.اس» درآمدهاند و هر که به مکتب اینان درآید از ما نیست. القصه، ای مریدان من از آن تبری بجویید که صلاح دنیا و آخرتتان در آن است.»
گویند مریدان چون حال شیخ خود به این گونه دیدند بسیار بسیار ناراحت و پشیمان شدند و موبایلها و تبلتها را بر سر و صورت خود کوفتند و خونها جاری شد و چشمها از حدقهها درآوردند و شارژرها به دندان دریدند و انگشتها در پریز برق نمودند و حالشان چون شد و شیخ چون منقلب شدن و توبه یاران بدید خشنود گشت و شد آنچه شد.»
متن بالا هر چند منبع محکم و سند استواری ندارد لکن بیانگر قدمت تاریخی وابستگی نسل جوان ماست به اشیاء نوظهور که مصداق بارزش در این روزها همین موبایلهای هوشمند هستند که هوش و دل بردهاند از همه.
امروز دیگر در کمتر دانشگاهی دیده میشود که دانشجویی از این قبیل دستگاههای ارتباطی هوشمند در دست نداشته باشد و با آن مشغول بازی و یا گفتوگو و چت کردن با عزیز دیگری نباشد و یا در بهترین حالت مشغول کندوکاو در صفحات اینترنتی است و به طوری محو تماشای صفحه موبایل خود است و از دنیای اطراف دل کنده است که اگر دنیا را سیل ببرد کمتر از 5 درصد احتمال دارد که او متوجه شود و یا فرصت شود تلاشی برای نجات خود کند و یا مثال دیگر هنگامی است که وارد مترو، این اژدها مار خوش خط و خال عظیم الجثه میشود در حالیکه با بدترین شرایط هم این روند را ادامه میدهد یعنی اگر داخل مترو در اوج شلوغی جای سوزن انداختن نباشد و حتی نتوان به راحتی نفس کشید او گوشی خود را در فاصله ای مناسب از خود نگه میدارد؛ حتی شاید مجبور باشد دستش را از زیر بغل فرد دیگر رد کند و در آن طرف شخص ثانی موبایلش را نگه دارد و از آنجا سایر مراحل بهره بردن از موبایل را ادامه دهد. و وقتی هم که به خانه میرسد نه چیزی برای خوردن درخواست میکند و آبی برای نوشیدن، بلکه فقط و فقط به دنبال قدرت آنتن دهی مودم و متصل شدن سریع به اینترنت است و ادامه کار.
به طور خلاصه میتوان گفت نتایج کارشناسی کارشناسان که خود هم به دلیل موبایل بازی بیش از حد و اندازه وقت تحقیق در این زمینه را نداشتند نشان میدهد وابستگی بیش از حد به هر چیز نوعی اعتیاد است و اعتیاد هم همان وابستگی بیش از حد است و اصلا خوب نیست به جان آدمیّت!