رهبر معظم انقلاب شبیهترین به امام معصوم(زلال بصیرت)
بسياري از علما در راه مبارزه با دشمنان اسلام فداکاري کرده اند، يکي از افتخارات ما طلاب اين است که کتاب مهم درسي ما به نام لمعه، هم مؤلف و هم شارح آن، در راه حفظ مذهب به شهادت رسيده اند؛ چه بسا اين واقعه، تقديري الهي بوده است که همواره يادمان باشد شعار مذهب ما چيست و الگوهاي ما چه کساني هستند.
یکی از این الگوها خواجه نصيرالدين طوسي است. وي در تشکيل جامعه مسلمان واحدي با استانهاي مختلف، زحمات بسياري کشيد. او با پذيرش وزارت مغولها، آنها را به اسلام دعوت کرد و يک دولت قوي اسلامي تشکيل داد و بسياري از خدمات ماندگار اسلامي و علمي در دوره وي شکل گرفت؛ ازجمله خدماتي که وي هم در علوم اسلامي و هم در ساير علوم به کشور اسلامي ايران کرد.
عليرغم همه تلاشها، تا قبل از امام خميني(ره)، شرايط براي هيچ عالمي به وجود نيامد که بتواند تشکيل حکومت دهد؛ اما امام(ره)، به تنهايي و با استقامت به مبارزه پرداخت و تا جايي ادامه داد که مردم با پيروي از او نظامي اسلامي را تشکيل دادند و اين در زماني بود که فرهنگ غير ديني بر جامعه حاکم شده بود و دولت طاغوت خيز عظيمي براي از بين بردن معارف شيعه برداشته بود، بگونه اي که رضاخان حتي پوشيدن لباس روحانيت را ممنوع و بسياري از علما را خانهنشين کرده بود.
بر اساس اسباب ظاهري، پيروزي چنين حرکتي نامحتمل بود،قطعاً پيروزي انقلاب اسلامي، جز با تأیيدات و عنايات الهي بر امام (ره) و يارانش، حاصل نميشد؛ البته اين تأیيدات نيز به خاطر اخلاص بي اندازه و کمنظير امام (ره) در همه مراحل و ابعاد زندگياش بود و متأسفانه ما هنوز نتوانستهايم امام (ره) را خوب شناخته و ابعاد زندگياش را تبيين کنيم.
وظایف ما در قبال نهضت بینظیر امام خمینی
وظيفه اول ما اين است که دستاوردهاي انقلاب را حفظ کنيم، در واقع بايد آرمانها و ارزشهاي انقلاب و اسلام را گسترش داده، تعميق نمائيم و اگر عرضه چنين کاري وجود ندارد، حداقل نبايد اجازه دهيم آرمانها و ميراثي که عده اي با خون خود و با رشادتها و شجاعتها به دست آوردهاند، کمرنگ شود و بايد گفت متأسفانه اين ارزشها دارد کمرنگ ميشود و نهايت تأسف اينکه افرادي که خود بايد متولي احيا و ترويج اين ارزشها شوند، به تخريب آن ميپردازند! که حداقل اميدواريم ناخواسته باشد!
جامعه متمدن جامعهاي است که تقسيم کارمناسبي بين اعضاي آن صورت گرفته، هر گروهي وظيفه خاصي را بر عهده بگيرد،همان طوري که در جامعه بايد اقشاري مانند پزشک، صنعتگر، تاجر، دولتمرد و نظاير آنها وجود داشته باشد، بايد گروهي نيز براي حفظ ميراث انقلاب و ارزشها وجود داشته باشد که بطور مستقل مسئول اين امر باشد و همانگونه که اطلاعات اوليه نسبت به رعايت مسائل بهداشتي براي همه مردم لازم است، اما اين مسئله، جامعه را از داشتن پزشک متخصص بي نياز نمي کند، براي حفظ انقلاب نيز چنين است و افراد متخصصي بايد وجود داشته باشند.
ما شرمنده ملت بزرگ ايران هستيم که در عالم کم نظير هستند؛ 22 بهمن گذشته نيز نمونه اي از آن عظمت است؛ و در حالي که کمتر کسي باور ميکرد که عليرغم مشکلات مختلف کشور، چنين حرکت با عظمتي در کشور رقم بخورد، مردم ايران حماسهاي خلق کردند؛ اما بايد دانست که براي حراست از ميراث انقلاب نه تنها وجود مردم لازم است، بلکه بايد يک عده به صورت مستقل و تخصصي، براي شناخت، تعميق و گسترش ارزشهاي انقلاب تربيت شوند و در اين مسير تلاش کنند.
اما چه گروهي بهتر است وظيفه حراست از انقلاب را بر عهده گرفته، در اين زمينه مسئول و پاسخگو باشد؟ طبيعي است اگر انقلاب ما، يک انقلاب نظامي بود، افراد نظامي بهترين گزينه بودند، يا اگر انقلابي صرفا سياسي بود، بهتر بود سياستمداران به عنوان حافظ انقلاب مطرح باشند، اما بايد توجه داشت که ماهيت انقلاب اسلامي، ماهيتي فرهنگي و اسلامي است؛ لذا بايد گروهي که عهدهدار حفاظت، تعميق و گسترش فرهنگ انقلاب ميشود، اسلام شناسان يعني علما و طلاب باشند.
طلاب براي حفظ اين ميراث عظيم، علاوه بر معلومات فقه و اصول و معلومات عمومي درباره اسلام و تشيع، بايد معلومات تخصصي نيز داشته باشند، طلاب به عنوان مبلغان اسلام، بايد در چند بعد فعاليت و آگاهي داشته باشند: يک سري امور کلي است که مربوط به معارف اسلام بوده و هميشه ثابت و براي مبلغ ضرورت دارد و يک سري امور نيز مربوط به شرايط و اوضاع فعلي جامعه است که بايد بر آن تسلط داشته باشند.
قرآن کريم میفرماید:« الذين يبلغون رسالات الله ويخشونه ولا يخشون أحدا إلاالله»هرچند اين آيه واضح است و ابهامي ندارد، اما آيات قرآن لطايفي دارند که نکات ناگفته زيادي در آنها وجود دارد. اول چيزي که از اين آيه فهميده ميشود اين است که محتواي تبليغ بايد رسالات الله باشد؛ لذا مراد از تبليغ، آن تبليغاتي نيست که امروزه معمولا با استفاده از هر روشي، براي مسائل اقتصادي استفاده ميشود و در دانشگاههاي دنيا تدريس ميشود؛ بلکه بر خلاف ديگر تبليغات، آنچه در تبليغ ديني مهم است، محتواست، هر چند ممکن است از برخي روشهاي عام تبليغي نيز به عنوان ابزار تبليغ ديني بهره برد.
علم به رسالات الله شرط لازم چنين تبليغي است، طبق آيه شريفه، مهمترين ويژگي چنين مبلغي اين است خشيت و ترس از خداوند متعال و نترسيدن از احدي به جز او داشته باشد؛ چرا که آفت ترس، مهمترين آفتي است که ميتواند فرد را از هدفش بازدارد و يا حتي آن را به ضد هدف تبديل کند.
ترس از نقص در اموال، از دست دادن مقام و آبرو، شکنجه، تبعيد و حتي ترس از تعرض به نواميس و خانواده فرد، از جمله ترس هايي است که ميتواند مبلغ را از هدفش باز دارد،چه بسيار بودند ياران امام (ره) که سالها در زندان و شکنجه به سر بردند و حتي برخي مانند آيت الله سعيدي بعد از سالها تحمل زندان و شکنجه، در زندان به شهادت رسيدند؛ و طبيعي بود که اگر آنها از شکنجه ترس داشتند، چنين در راه خدا استقامت نمي کردند.
نقش ملامتگری در ممانعت از پیشرفت کار
يکي از مهمترين عوامل که بيشترين نقش را در بازداشتن مبلغ از انجام وظيفه ايفا ميکند، ملامت و سرزنش از ناحيه دوستان است؛ بسياري از دوستان در قالب دلسوزي، فرد را به خاطر داشتن چنين هدف والايي سرزنش ميکنند؛ البته افراد در اين مقام متفاوت هستند؛ برخي با اندک ملامتي از راه برميگردند و عدهاي سرسختتر و پايدار ترند.
ملامت بقدري قدرت دارد که گاه فرد تنها براي رفع آن ملامت حاضر است، جان خود را فدا کند، اگر تاريخ مجاهدان صدر اسلام تا به حال را ملاحظه کنيد، موارد زيادي را خواهيد ديد که عقب نشينيها، انحرافها، و سقوطها در اثر ترس و خوف از ملامت ملامتگران بوده است؛ حتي در صدر اسلام برخي نه به خاطر خدا، بلکه از ترس ملامت به جنگ رفته و جان خود را دادند.
بنده مصاديق فراواني در طول تاريخ انقلاب، سراغ دارم که افراد وظيفه شان را ميشناختند، اما انجام وظيفه نکردند تا مبادا از سوي دوست، خانواده، هم حزبي و... مورد ملامت قرار گيرند.
هر کس ميخواهد وليّ واقعي اهل بيت (ع) و مبلغ راستين اسلام باشد، نبايد از ملامت مردم ناراحت شود؛ ولو آنکه همه مردم شعار مرگ بر او را سر دهند؛ و از طرف ديگر نيز نبايد تشويق همه مردم او را خوشحال کند، ولو آنکه همه شعار زنده باد براي او سر دهند؛ بلکه تنها و تنها بايد ببيند نظر خدا و قرآن در اين باره چيست؟ هر کجا خدا اعلام حرکت کرد، حرکت و هر کجا اعلام توقف کرد، بايستد و از احدي نترسد.
مبلغ واقعي بايد پيام خدا و رسالات الهي را به مردم برساند و نه پيام هوي و هوس، حزب و نظاير آن را،هر کسي بايد به خودش نظر کند که آيا کاري که انجام ميدهد به خاطر خداي متعال است و يا نفع و ضرر خودش را در نظر گرفته است.
در عصر حاضر مصاديق بارز مبلغ رسالات الله که «يخشونه و لا يخشون احدا الاالله» باشند، امام (ره) و بعد از ايشان رهبر معظم انقلاب هستند، با توجه به تجربياتي که در طول هشت دهه از زندگي خود داشتهام، ميتوانم قسم ياد کنم که در عالم احدي را اشبه به امام معصوم، از رهبر معظم انقلاب نميشناسم.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام عزه) در همايش عمارهاي ولايت؛ قم؛ 1394/11/30
زلال بصیرت روزهای پنجشنبه منتشر میشود