مطرح شدن مشکلات ابتدایی، دشمن شادکن است
فوتبال نه از امکانات، بلکه از فقدان مدیریت کارآمد رنج میبرد!
سرویس ورزشی-
آنچه که فوتبال ما را رنج میدهد، کمبود و فقدان مدیریت کارآمد است. مدیریتی که آنقدر که به فکر خودش و حفظ خودش و صندلی ریاست است، عملاً به فکر منافع ملی نیست.
ما بارها نوشتهایم و هر جا فرصتی دست داده گفتهایم که وقتی میگوئیم مدیریت فوتبال ضعیف و ناکارآمد است، منظورمان به هیچ وجه این نیست که مدیریت فعلی فوتبال از چنین وضعیتی برخوردار نیست و باز منظورمان این نیست که در صورت تغییر این مدیریت و رفتن آقای کفاشیان، وضع فوتبال اصلاح میشود. تاکنون مدیران زیادی در فوتبال عوض شده و رؤسای مختلفی این فوتبال به خود دیده است، آیا مشکل فوتبال حل شده است؟! البته این رفتن و آمدنها شاید دل بعضیها را خنک کرده، دل بعضیها را هم سوزانده باشد، اما آنچه مسلم است در وضعیت فوتبال تغییر محسوسی رخ نداده و مشکل اساسی از این رشته ورزشی حل نشده است. بنابراین وقتی حرف از مدیریت در فوتبال میزنیم و آن را ریشه همه یا بخش عمدهای از کامیابیها و موفقیتها و همچنین ناکامیها و شکستهای فوتبال میدانیم، منظورمان شخص خاصی نیست، منظورمان دوره فعلی هم- فقط- نیست، همان طور که بالاتر اشاره شد، فوتبال ما در دورههای مختلف و تقریباً اکثر دورهها، گرفتار مدیریتی بوده که شیوههایش و روشهای عملکردش برای حل مسائل و معضلات و رفع دردها و گرفتاریهای این رشته پرحاشیه و پرمسئله ناکارآمد و کند بوده است. به همین دلیل معتقدیم مثلاً اگر امروز آقای کفاشیان صندلی ریاست فوتبال را ترک کند، فرد دیگری جای او بنشیند، صرف این رفت و آمد و جابهجایی، تضمینی برای بهتر شدن وضع فوتبال نمیدهد.
تغییر روشها
مهمتر از تغییر آدمها
همانطور که بارها نوشتهایم، واقعیت تلخ درباره فوتبال ما این است که طی سالها روابط و ساختار ناسالم و جریانات ذینفوذ و مناسبات رایج و بده و بستانها و... در آن رسوب کرده، نهادینه و سخت شدهاند، به همین دلیل است که علیرغم تغییر و تفاوت اسمها و مدیریتها، «شیوهها» تقریباً یکسان بوده است و صرفنظر از بعضی تغییرات ظاهری، در فرآیند این رفت و آمدها، هیچ دگرگونی بنیادی و به اصطلاح ساختاری در فوتبال ما رخ نداده است. بنابراین چاره اساسی حل مشکلات فوتبال، تغییر این ساختار نامرئی اما رسوب شده و روابط غیررسمی اما نهادینه شده است. به همین خاطر میگوئیم و بارها گفته و باز تکرار میکنیم حرف تغییر آدمها و اسمها، دردی از دردهای فوتبال درمان نمیکند و این رشته را در مسیر بایسته و رو به پیشرفت قرار نمیدهد. آنچه که لازم و ضروری و در اولویت است، تغییر در روش و شیوههای مدیریتی است و این همه البته به معنی این نیست که مثلاً اگر تا امروز آقای کفاشیان با «خنده» با مسائل و گرفتاریهای گریهآور فوتبال برخورد میکند و پاسخ اهالی ورزش و فوتبال را میدهد، از این پس ایشان با «گریه» با مسائل برخورد کند و دیگران به جای دادن لقب «مدیر خنده» به او، «رئیس گریه» به او لقب دهند! خنده و گریه سرجای خودش! فوتبال ما برای حل مشکلات و رفع گرفتاریها و بهره بردن از تواناییهای بالقوه و امکانات مناسب و مفیدش به شیوه مدیریتی احتیاج دارد که قادر به انجام این امور باشد و شیوهای که برای حل مشکلات و پیشبرد اهدافش به کار میگیرد، کارآ و نتیجهبخش باشد.
پدر خواندهها و اختاپوسها
شیوه فعلی امتحان خود را پس داده و نشان داده که قادر به شکست ساختار رسوب شده و غالباً مخرب فعلی نیست، بلکه به خاطر قوت حریف و ضعف شیوه مدیریت، در آن هضم و حل میشود. کما اینکه تاکنون شده است. حال اگر میخواهیم از این به بعد این داستان تکرار نشود، و جریانات پدر خوانده و اختاپوسی در فوتبال مدیران بعدی را به کام خود نکشند، باید شیوه مدیریتی و روش اداره رشته پرحرف و حدیث و حاشیه ای چون فوتبال را تغییر دهیم.
تبریک و خداقوت
تیمملی فوتبال ایران با پیروزی خانگی بر عمان (2-0) پرونده مرحله اول مقدماتی مسابقات جامجهانی 2018 را با موفقیت و اقتدار پشت سر گذاشت. ضمن تبریک و خداقوت به دستاندرکاران تیمملی، مربیان و کادر فنی و بالاخره بازیکنان این تیم، امیدواریم تیمملی ایران در مرحله بعدی این رقابتها هم با موفقیت عمل کند و فوتبال ایران برای پنجمین بار جواز صعود به مرحله نهایی مسابقات جامجهانی فوتبال را بهدست آورد.
آخرین بازی تیمملی ایران، البته علاوه بر نتیجه، طبق معمول! مسائل حاشیهای و بحثهای کسلکنندهای را با خود به همراه داشت تا مثل خیلی مقاطع و موارد قبلی، بار دیگر حاشیه و حاشیهسازان متن فوتبال ما را تحتالشعاع قرار دهد و نگرانیها و سؤالاتی را در نزد اهالی فوتبال به وجود آورد و پیش بکشد.
چه حاصل از این صعود و حضورها
حواشی و مسائل آزاردهندهای که موجب میشود ما نیز بر این نکته که پیش از این بارها به آن پرداختهایم، تأکید کنیم و بپرسیم، فوتبالی که با این همه مسائل دست و پاگیر گرفتار است، این همه با مشکلات ابتدایی و کمبودهایی مقدماتی درحال سر و کله زدن است، این همه روابط و مناسبات آن غیرشفاف و ابهامآمیز است، چه اصراری دارد به جامجهانی برود؟! فوتبالی که بعضی وقتها درگیر مسائلی میشود که در حد فوتبال محلی و حتی کمتر از آن است، با صعود به جامجهانی، دنبال اثبات چه چیزی است؟ این فوتبال قبل از رفتن به جامجهانی و المپیک... و خیز برداشتن برای فتح سکو و کسب مدال باید مسائل ابتدایی و سطح پایین خود را حل کند. این باید هدف بزرگ فوتبال ایران باشد نه رفتن به جامجهانی. ما پیش از این چهار بار به جامجهانی صعود کردهایم، اما چه حاصل از این صعودها و حضورها؟ و چه درس و عبرتی از این چهار دوره قبلی گرفتهایم؟ چه بهرهای از آنها برای پیشرفت و ترقی فوتبال خود گرفتهایم؟ چه تحولی در فوتبال ما رخ داده است؟ آیا غیر از این است که هر دوره دریغ از دوره قبل؟! هر سال دریغ از پارسال؟! خوانندگان آگاه و پیگیر مطالب این روزنامه خیلی خوب میدانند که این حرف ما به معنای ضدیت این روزنامه با صعود فوتبال ایران به جامجهانی نیست! کدام عقل سلیم و کدام ایرانی که اندکی عرق ملی داشته باشد، مخالف حضور فوتبال کشورش در بزرگترین صحنه فوتبال در عرصه جهانی است؟!
هدف بزرگ، هدف کاذب
حرف ما این است که هدف بزرگ فوتبال ما، نباید صعود به جامجهانی باشد، بلکه مهمتر از آن باید سر و سامان دادن به وضع فوتبال، محکم کردن زیرساختها و ساختارسازی و بالاخره اصلاح روش مدیریتی رسوب شده در آن باشد. وقتی توانستیم این هدف را تحقق بخشیم آن وقت، موفقیتها، کسب سکوها، صعود و حضورها و... نیز به طور طبیعی از راه میرسد. آن چنانکه پیش از این و در دوران طلایی فوتبال خودمان (اواخر دهه 60 تا اواخر دهه 70 میلادی) تجربه کردهایم و آنچنان که امروز این وضعیت را درباره تیمهای پیشرفته فوتبال قاره کهن چون کره و ژاپن میبینیم و لمس میکنیم.
باری، بعد از صعود تیمملی فوتبال ایران از مرحله اول مقدماتی جامجهانی، آنطور که اخیراً در این فوتبال و درباره تیمملی رسم شده است، باز شاهد حرکات سؤال برانگیز و اظهارات جنجالی کارلوس کیروش سرمربی تیمملی بودیم! لب حرفها و گلایههای کیروش و همکاران او در تیمملی و حتی بازیکنان تیمملی این است که تیمملی از حداقل امکانات هم برخوردار نیست و مسئولان به وعدههای خود در این زمینه عمل نکردهاند. در اینباره برای مثال کاپیتن تیمملی اظهار داشت که تیمملی برای تمرین نه زمین دارد، نه لباس تمرین مناسب دارد و نه...! به خاطر همین مسائل است که بالاتر گفتیم فوتبالی که بنابراین گفتهها، در کلاس محلات است، چه اصراری دارد به جامجهانی برود و خود را در کلاس جهانی مطرح کند. با این کار خودش را میخواهد فریب دهد یا دیگران را...؟ و اصلاً استخدام یک مربی در سطح بالای فوتبال جهان و کاملاً حرفهای و به کارگیری او در این فوتبال که باز بنا بر گفتهها و ادعاها- که از سوی مسئولان امر و مدیران فوتبال و به ویژه شخص رئیس فدراسیون بیپاسخ میماند- از لحاظ امکانات از سطح محلات و روستاها هم کمتر است، با چه هدف و انگیزهای صورت میگیرد؟
مدیریت دشمن شادکن!
ما البته مطمئن هستیم واقعیات غیر از این است. فوتبال ما ازلحاظ امکانات و داشتهها، آنقدر غنی هست که تیمملیاش با مشکلات ابتدایی دست به گریبان نباشد، و آنقدر در آن پول در گردش هست و جابهجا میشود که تیمملی آن محتاج امکانات اولیه مثل توپ و زمین و پیراهن نباشد. علاوه بر اینها و مهمتر از همه این فوتبال حتی از نظر فنی نیز آنقدر توانمند هست که بتواند خواستهها و انتظارات دوستدارانش را برآورده و عملی سازد، چنانکه سابقه درخشان این رشته حداقل در سطح قاره کهن آنقدر روشن و خیرهکننده هست که برای قانع کردن هر مخاطب دیرباوری کافی و بسنده باشد، آنچه که فوتبال ما را رنج میدهد، همان است که بالاتر گفتیم، این فوتبال امروز و سالها از کمبود و فقدان مدیریتی کارآمد رنج میبرد. مدیریتی که آنقدر که به فکر خودش و حفظ خودش و صندلی ریاست است، عملاً به فکر منافع ملی نیست و به همین خاطر در دام جریانات مزاحم و آویزان و زیادهخواه در فوتبال- که به طور پنهانی و مرئی سالهاست بسیاری از خط و ربطهای فوتبال را تعیین میکنند- گرفتار و به آنها بدهکار میشود. ما میپرسیم این که مربی تیمملی، کاپیتان تیمملی از فقدان امکانات لازم اولیه انتقاد میکنند و عملاً آن را در رسانهها جار میزنند، یعنی چه؟ مگر بارها و همین چند روز پیش رهبر انقلاب از تلاش دشمنان برای ناکارآمد نشان دادن نظام در عرصههای مختلف، سخن نگفت و در این باره هشدار نداد...؟ آیا اینکه تیمملی از فقدان امکانات بدیهی و ابتدایی در رنج باشد، نشانه کارآمدی مدیریت فوتبال است یا ناکارآمدی آن؟ آیا این وضع دشمن شادکن است یا دوست شادکن...؟!
ارزش پیراهن، جایگاه تیمملی
ما نمیگوئیم خدای ناکرده این کارها به عمد صورت میگیرد و این کوتاهی با غرض از مسئولان سرمیزند، بلکه فعلاً اعتقاد داریم، مسئولان محترم در عرصه ورزش و رشتهای مثل فوتبال بعضی وقتها چنان درگیر مشغولیتها میشوند که متوجه مسئولیتهایی که برعهده دارند، نیستند و... به هرحال باز تأکید میکنیم و باور داریم که فوتبال ما برای بهتر شدن، حرکت کردن در مسیر پیشرفت و کامیابی، امکانات و رشتههای کافی را در اختیار دارد، باید که مدیریتی توانمند با شیوه و روش کارآمد، به میدان آید تا از این امکانات و داشتهها در جهت اهداف ملی فوتبال استفاده کند. این کار بدون شک سخت است، اما حتماً شدنی است. امید داریم همان طور که - علیرغم انتقاداتی که به طور طبیعی از حیث فنی و رفتاری به او وارد است- ارزش پیراهن تیمملی را احیاء کرد، حد و مرزها را تا حدودی تثبیت کرد و البته تاوان سنگینی هم به این خاطر پس دارد میدهد، مدیریت فدراسیون- فردش هرکس میخواهد باشد، اسمش هرچه میخواهد باشد- با عملکرد و روشهای کارساز خود، شخصیت و احترام و جایگاه فوتبال ایران را احیاء کند، بدون شک این کار شدنی است. «اقدام و عمل» قاطع و جهادی میخواهد.