تمرین عدالت ورزی ملی از تهران آباد تا خرمشهر ناآباد!
روستاهای محرزی و شنه با فاصلهای کمتر از پانصد متر کنار شهر خرمشهر واقع شدهاند. این روستاها به وسیله چهارده نهر پر آب و نیزارهای بسیار زیبا تقسیمبندی شده است. هر نهر با توجه به شرایط موجود قابلیت و پتانسیلهای زیادی در زمینه اقتصاد مقاومتی و ایجاد اشتغال، مانند پرورش ماهی و غاز دارد. اما به دلیل عدم توجه و حمایت مسئولین ذیربط، نهرهای پر آب و سرسبز به زباله دانهای اهالی روستا تبدیل شده است. اهالی روستاهای محرزی و شنه از سادات و فرزندان آنها از استعداد و هوش سرشاری بهره مندند که در میان بیتوجهی مسئولین و محرومیتهای بیشمار مورد غفلت قرار گرفته و در صورت ادامه این روند نسل سوخته این منطقه خواهند بود. اهالی روستاهای محرزی و شنه علی رغم لوله کشی آب پس از گذشت شش سال از وعده داده شده «طرح غدیر» هنوز هم آب آشامیدنی خود را خریداری میکنند. طرح آبرسانی غدیر با اولویت نخست انتقال آب به شهرهای آبادان و خرمشهر- 675 کیلومتر لوله گذاری و سیزده هزار میلیارد ریال هزینه اجرا که قرار بود تا پایان سال 1389 مشکل کمی و کیفی آب شرب چهار میلیون و هفتصد هزار نفر را در 21 شهر و 1200 روستای خوزستان برطرف نماید، تاکنون به حالت تعلیق است.تصویر «خرمشهر ناآباد» در یک مقایسه کوچک با پایتخت آباد، دل هر شهرستانی را آب میکند. از این منظر شاید بهتر باشد زینت بخشی و مدرنیزه کردن تهران و اصفهان و شیراز را متناسب با آهنگ آبادانی سایر مناطق کشور نماییم و حقیقتا برای همه ایرانیان «حقوق برابر» قائل شویم. غیراز این اگر باشد شکاف طبقاتی همچنان با رشد فزاینده بیکاری و درد کمبود امکانات حیاتی، شهرستانیها را راهی شهرهای بزرگ کرده و روند ظالمانه سرمایه سالاری، ایران را از درون دچار بحران خواهد کرد. شاید کسی در برابر این نیاز اجتماعی بگوید «چرا از حق مدرنیته تهران کم کنیم؟! بودجه شهرستانها را زیاد کنیم!» پاسخ این است که «بودجه» حتی در ثروتمندترین کشورها نیز «محدود» است و چارهای جز تخصیص عادلانه آن وجود ندارد. قطعا بخشی از حق شهرستانهای نازیبا و محروم خرج اتوبانها و پارکها و قصرهای پایتخت و مراکز استانها شده است. پس بیایید «عدالت» را با کنترل مطالبات شهرنشینها و یادآوری درد و رنج سایر هموطنانمان از نابرابری اجتماعی، «نهادینه» کنیم.