ریاست الهیه سالک استیلای بر نفوس و قلوب است(سلوک عارفانه)
(بدان ای سالک طریق حق!) ریاست حقه، آن استیلایی است که از جانب خدا باشد. چون جاه، به معنای استیلای بر نفوس یا منزلت در قلوب است، لذا منحصر در خدای متعال است و در معارف ما نیز حب و طلب آن، نکوهش نشده است.
ملک نیز از نظر علمی، کلامی، فلسفی و قرآنی تنها از آن خداوند است...
خداوند که مالک حقیقی است، یعنی ایجادکننده مملوک خویش است، هرگونه تسلطی بر مخلوقات خویش دارد و سلطهاش نیز بلامنازع است. همان طور که هیچ مانعی ندارد یک مالک، در مایملک خود تصرف کند و آن را به دیگری واگذار نماید، خداوند هم که تنها مالک حقیقی عالم است، قادر است که ملک و سلطنت خود را به اولیای خود واگذار نماید. لذا ریاست تمام انبیا و اولیا، موهبتی الهی است که از آن به «ریاست الهیه» تعبیر میشود. بر همین اساس، خدای متعال میتواند در ملکی که به اولیای خود میدهد، محدودیت لحاظ کند و حکومت خویش را به طور کامل و مطلق به پیغمبرش تفویض ننماید. لذا باید بگوییم که هیچ پیغمبری، حتی انبیای اولوالعزم هم از جانب خود، حقی برای حکومت ندارند، مگر اینکه خدا این حق شخصی خود را به آنها واگذار کند، چه رسد که انسانهای معمولی با آنکه جایگاه معنوی ندارند، حق داشته باشند که بر احدی حکومت کنند. چون هیچ کس مالک بشریت نیست که حق حکومت بر آنان را داشته باشد، جز خدای قادر متعال. (1)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- رسائل بندگی، آیتالله شیخ مجتبی تهرانی، ص305