ضرورت دفاع از عزت اسلام و ایران در مقابل اقدام نمایندگان آمریکا(نگاه)
* دکتر محمدحسین محترم
در روزهای اخیر در آمریکا قانونی تصویب و به بحث گذاشته شد به نام «قانون لغو روادید و پیشگیری از سفر تروریستها به آمریکا» که براساس آن، اتباع کشورهایی که معاف از دریافت روادید سفر به آمریکا بودند در صورتی که به چهار کشور از جمله ایران سفر کرده باشند، از سفر بدون روادید به آمریکا محروم میشوند. این اقدام قانونگذاران آمریکایی را باید حلقهای از اقدامات هماهنگ آمریکاییها در سیاست ایرانهراسی و اسلامهراسی تلقی کرد.
1- بعد از حملات تروریستی پاریس و نسبت دادن آن به مسلمانان توسط مقامات و رسانههای غربی، آمریکاییها از هفته گذشته به بهانه اقدام خشونتآمیز کالیفرنیا، موج جدیدی از اسلامهراسی و ایران هراسی را در دستور کار خود قرار دادهاند.
ابتدا دونالد ترامپ فرمان اسلامستیزی در آمریکا را صادر کرد. این نامزد جمهوریخواه ریاست جمهوری آمریکا در سخنانی مشمئزکننده، مسلمانان را در جامعه آمریکا «عناصر نامطلوب» خواند و گفت «باید مسلمانان را از آمریکا اخراج کرد و آنها را راه نداد». موجی که از اسلام هراسی در آمریکا بعد از این سخنان به وجود آمده میتوان از نظرسنجیهایی که بعد از سخنان این نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شده، درک کرد. وی با این سخنانش در صدر نظرسنجیها قرار گرفت.
2- بعد از ترامپ سناتور تدکروز دیگر نامزد جمهوری خواه آمریکا، جمهوری اسلامی را به رژیمی دیکتاتور و حامی تروریسم متهم کرد.
3- در گام سوم بقیه سناتورها و نمایندگان جمهوری خواه و دموکرات آمریکا با تصویب قانون پیشگیری از سفر تروریستها به آمریکا و منع ورود کسانی که در پنج سال گذشته و یا در آینده به ایران سفر کرهاند و یا میکنند، در حقیقت با وقاحت تمام به ملت بزرگ ایران و مسلمانان توهین کردند و آنها را در ردیف تروریستها قرار دادهاند. موجی از اسلامهراسی و ایران هراسی هم که تصویب کنندگان این قانون در دنیا به راه انداختهاند، در فضای رسانهای و مجازی کاملاً قابل مشاهده است. این امر از یک سو نیازمند عذرخواهی آمریکا از ملت ایران و مسلمانان و همچنین لغو این قانون است و از سوی دیگر دولت باید برای دفاع از عزت اسلام و ملت ایران، به این اقدام وقیحانه آمریکاییها واکنش نشان دهد. البته نه با کوچکنمایی و محدود کردن آن به مسائل هستهای و در حد اظهاراتی مبنی بر اینکه با روح توافقنامه هستهای در تضاد است! چرا که این جسارت و وقاحت آمریکاییها فراتر از چنین مسائلی است و به هویت اسلام و مسلمانان و موجودیت نظام جمهوری اسلامی و شأن و عزت ملت ایران مربوط میشود.
4- بعد از آنکه چند نفر با تفکرات وهابی حادثه تیراندازی کالیفرنیا را با چهارده کشته رقم زدند، آمریکاییها، ایران را مجازات و به نوعی تحریم میکند. شاید این اقدام آمریکاییها حکایت آن ضربالمثل باشد که «گنه کرددر بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری». سؤال این است چرا ایران که نه ایدئولوژی افراطی دارد و نه ارتباطی با اقدامات تروریستی داشته و دارد، باید مجازات شود، اما عربستان و سعودی تبارها که هم مروج تفکر وهابیت و افراطیگری هستند و هم حامی تروریستها و هم عامل اقدامات تروریستی از جمله حادثه کالیفرنیا، مجازات نمیشوند؟ اکنون که نقش آلسعود در حادثه یازده سپتامبر و حمایتهای گسترده از تروریستها در سوریه و دیگر نقاط جهان بر همگان روشن شده!، چرا هر بار دست به اقدامات تروریستی میزنند، بلیط خروج دریافت میکنند؟ چرا زمانی که مشخص شد سعودیها پانزده نفر از نوزده هواپیماربای حادثه یازده سپتامبر را تشکیل دادند، روادید شهروندان و دانشجویان اتباع سعودی لغو نشد، اما هم آن زمان و هم این زمان روادید ایرانیها و هر آن کس که به ایران سفر کرده باشد، محدود شد؟ آمریکا باید به این تناقض پاسخ دهد. مجلس نمایندگان آمریکا در حقیقت ناتوان از مجازات آهنگر گناهکار در بلخ، میخواهد مسگر بیگناه در شوشتر را گردن بزند. لذا قانون جدید آمریکا فقط سفر کسانی را محدود میکند که ربطی به تروریسم ندارند، اما مظنونان اصلی به تردد خود بدون محدودیت ادامه میدهند.
5- براساس قانون جدید افرادي که داراي تابعيت دوگانه از يکي از چهار کشور از جمله ایران هستند نيز مشمول معافيت دريافت رواديد نخواهند بود، حتي اگر هرگز به اين کشورها سفر نکرده باشند. اولا چرا یکی پیدا نمیشود به بهانه حقوق بشر، از حقوق از دست رفته این افراد دفاع کند؟ چگونه است که وقتی جاسوسی بعلت جاسوسی و اقدامات خلاف امنیت کشور بازداشت میشود، عدهای در داخل ایران و خارج مدافع او میشوند، از شخص اوباما و جان کری گرفته تا بیبیسی و دیگر رسانههای بیگانه، اما افراد زیادی که سرگرم زندگی خود هستند و مراوداتی با سرویسهای جاسوسی ندارند، هیچ مدافعی پیدا نمیکنند تا از حقوقشان دفاع کنند؟ ثانیا آمریکا، ایران را به دلیل اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و تروریستها و مجازات جاسوسانی که قصد از بین بردن آسایش و امنیت مردم را دارند، به نقض حقوق بشر متهم میکند. حال آمریکاییها با تصویب این قانون باید به افکار عمومی پاسخ دهند این رفتار خلاف حقوق بشری چگونه با ادعاهایشان در دفاع از حقوق بشر قابل توجیه است؟ ثالثا افراد معدودی که سر از رسانههای خارجی درآوردند و همچنین خود آن رسانهها که به بهانه و ادعای نقض حقوق بشر در ایران، فضاسازی و جنگ روانی ایجاد میکنند، برای مخاطبین خود چه پاسخی دارند؟ و نکته تاسفبارتر اینکه برخی از رسانههای داخلی که هر روز چند مجرم و محکوم قضایی مرتبط با سرویسهای جاسوسی را تیتر صفحه اول خود میکنند، هیچ خبری از تضییع حقوق افراد زیادی که هیچگونه ارتباطی با سرویسهای جاسوسی ندارند، تیتر نکردند و حتی بدون هیچگونه اشارهای به آسانی از کنار آن گذشتند، چنانکه از کنار توهین به ملت ایران گذشتند!
6- برخي از اعضاي کنگره آمريکا طي سالهاي گذشته به ايران رفت و آمد داشتند، بسياري از نخستوزيرها، وزراي خارجه و دولتمردان کشورهاي آمريکايي و اعضاي پارلمانهاي اروپا و حتي بعضي از اساتيد غربی هم به ايران سفر کردهاند که با اين اوصاف مشمول اين قانون ميشوند. آیا همه آنها با تروریستها در ارتباط هستند؟
7- نمایندگان آمریکا حتی صدها نفر از ایرانیها و دانشجویان و اساتید دانشگاههای ایران را هم که برای شرکت در مجامع علمی قصد سفر به آمریکا دارند جزء تروریستها محسوب کردهاند! توهین از این بالاتر به قشر فرهیخته و دانشگاهی ما؟ کسانی که در فضاهای سیاسی خود را سینه چاک دانشجو و دانشگاه نشان میدهند، چرا اکنون در قبال توهین به دانشجویان و دانشگاهیان واکنش نشان نمیدهند؛ و چرا یک کلمه در دفاع از آنها سخن نمیگویند؟ چرا کسانی که خود را قیم دانشجویان میدانند این اقدام آمریکا را محکوم نمیکنند؟ چرا کسانی که با دم زدن از اعتدال، به دنبال بزک کردن چهره وقیح آمریکا هستند، و دیگران را به تندروی متهم میکنند و آنها را کلاغ مینامند، اکنون در مقابل تروریست خواندن دانشجو و دانشگاهی ساکت هستند؟
8- از آنجایی که کشورهای اروپايي دنبالهرو آمریکا هستند و سیاست مستقلی از خود ندارند، این نگرانی وجود دارد که انجام چنين اقدامي به عنوان گام نخست براي ساير اقدامات مشابه تلقي شود و برخي از نهادها در اتحاديه اروپا نيز تلاش کنند اقدامات مشابهي را در اين اتحاديه به تصويب برسانند. در گام نخست از این نگرانی توني ابوت، نخست وزير پيشين استراليا که به «راهب ديوانه» معروف است، ادعا کرده « غرب بايد برتري آشکار خود را بر فرهنگي که کشتن آدمها را به نام خدا توجيه ميکند، نشان دهد و هيچکس نميتواند مشکل بزرگي به نام اسلام را انکار کند.» اظهارات توني ابوت در تقبيح فرهنگ اسلامي و تمجيد از فرهنگ غربي در حالي منتشر ميشود که اظهارات دونالد ترامپ نامزد ميلياردر آمريکا بر ضد مسلمانان موجي از اعتراضها را در جهان اسلام و دنیا برانگيخته است.
9- قانون جدید آمریکا علاوه بر اینکه بیانگر سیاست تناقض آمیز و دوگانه آمریکایی هاست، نشاندهنده اين واقعیت است که آمریکاییها ازهر حزبی،نه تنها درک درست و فهم صحیحی از مبارزه واقعی با تروريسم ندارند، بلکه خود پدر تروریسم هستند.
10- خوشبین نباشید، نهایتا یکی از همین نامزدهای ریاست جمهوری که چنین دیدگاههایی نسبت به اسلام و ایران و جمهوری اسلامی دارند، رئیس جمهور آینده آمریکا خواهد شد و همین نمایندگان و سناتورها هم همچنان کنگره و سنا را در اختیار دارند.
اینکه همزمان با اجرای برجام و ادعای کاهش تنش زدایی بین ایران و دنیا چنین اقداماتی صورت میگیرد خود جای تامل و اما و اگر فراوان دارد. نگاه کينه آلود آمریکاییها به ایران با لبخند هیچ وقت عوض نمیشود، بلکه استکبار و در راس آن آمریکا باید از ما اقتدار ببیند؛ چرا که هر بهانهاي را ابزار قرار ميدهند براي تحقیر و تهدید و تحریم ملت ایران برای ایران هراسی و اسلامهراسی. این سیاست ثابت و لایتغیر آمریکاست. بزک کردن چهره آمریکا هم امکانپذیر نیست چون هرچه برخی بزک کنند، اقدامات خود آمریکاییها این بزکها را پاک میکند. شاید اگر آن زمان که با تروریست خواندن آقای ابوطالبی، وی را به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل به آمریکا راه ندادند، ایستادگی میکردیم، اکنون شاهد چنین اقدامی وقیحانهتر و در گسترهای بیشتر نبودیم. اقدام کنگره آمريکا درس عبرت است. فاعتبروا یا اولی الالباب.
در روزهای اخیر در آمریکا قانونی تصویب و به بحث گذاشته شد به نام «قانون لغو روادید و پیشگیری از سفر تروریستها به آمریکا» که براساس آن، اتباع کشورهایی که معاف از دریافت روادید سفر به آمریکا بودند در صورتی که به چهار کشور از جمله ایران سفر کرده باشند، از سفر بدون روادید به آمریکا محروم میشوند. این اقدام قانونگذاران آمریکایی را باید حلقهای از اقدامات هماهنگ آمریکاییها در سیاست ایرانهراسی و اسلامهراسی تلقی کرد.
1- بعد از حملات تروریستی پاریس و نسبت دادن آن به مسلمانان توسط مقامات و رسانههای غربی، آمریکاییها از هفته گذشته به بهانه اقدام خشونتآمیز کالیفرنیا، موج جدیدی از اسلامهراسی و ایران هراسی را در دستور کار خود قرار دادهاند.
ابتدا دونالد ترامپ فرمان اسلامستیزی در آمریکا را صادر کرد. این نامزد جمهوریخواه ریاست جمهوری آمریکا در سخنانی مشمئزکننده، مسلمانان را در جامعه آمریکا «عناصر نامطلوب» خواند و گفت «باید مسلمانان را از آمریکا اخراج کرد و آنها را راه نداد». موجی که از اسلام هراسی در آمریکا بعد از این سخنان به وجود آمده میتوان از نظرسنجیهایی که بعد از سخنان این نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام شده، درک کرد. وی با این سخنانش در صدر نظرسنجیها قرار گرفت.
2- بعد از ترامپ سناتور تدکروز دیگر نامزد جمهوری خواه آمریکا، جمهوری اسلامی را به رژیمی دیکتاتور و حامی تروریسم متهم کرد.
3- در گام سوم بقیه سناتورها و نمایندگان جمهوری خواه و دموکرات آمریکا با تصویب قانون پیشگیری از سفر تروریستها به آمریکا و منع ورود کسانی که در پنج سال گذشته و یا در آینده به ایران سفر کرهاند و یا میکنند، در حقیقت با وقاحت تمام به ملت بزرگ ایران و مسلمانان توهین کردند و آنها را در ردیف تروریستها قرار دادهاند. موجی از اسلامهراسی و ایران هراسی هم که تصویب کنندگان این قانون در دنیا به راه انداختهاند، در فضای رسانهای و مجازی کاملاً قابل مشاهده است. این امر از یک سو نیازمند عذرخواهی آمریکا از ملت ایران و مسلمانان و همچنین لغو این قانون است و از سوی دیگر دولت باید برای دفاع از عزت اسلام و ملت ایران، به این اقدام وقیحانه آمریکاییها واکنش نشان دهد. البته نه با کوچکنمایی و محدود کردن آن به مسائل هستهای و در حد اظهاراتی مبنی بر اینکه با روح توافقنامه هستهای در تضاد است! چرا که این جسارت و وقاحت آمریکاییها فراتر از چنین مسائلی است و به هویت اسلام و مسلمانان و موجودیت نظام جمهوری اسلامی و شأن و عزت ملت ایران مربوط میشود.
4- بعد از آنکه چند نفر با تفکرات وهابی حادثه تیراندازی کالیفرنیا را با چهارده کشته رقم زدند، آمریکاییها، ایران را مجازات و به نوعی تحریم میکند. شاید این اقدام آمریکاییها حکایت آن ضربالمثل باشد که «گنه کرددر بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری». سؤال این است چرا ایران که نه ایدئولوژی افراطی دارد و نه ارتباطی با اقدامات تروریستی داشته و دارد، باید مجازات شود، اما عربستان و سعودی تبارها که هم مروج تفکر وهابیت و افراطیگری هستند و هم حامی تروریستها و هم عامل اقدامات تروریستی از جمله حادثه کالیفرنیا، مجازات نمیشوند؟ اکنون که نقش آلسعود در حادثه یازده سپتامبر و حمایتهای گسترده از تروریستها در سوریه و دیگر نقاط جهان بر همگان روشن شده!، چرا هر بار دست به اقدامات تروریستی میزنند، بلیط خروج دریافت میکنند؟ چرا زمانی که مشخص شد سعودیها پانزده نفر از نوزده هواپیماربای حادثه یازده سپتامبر را تشکیل دادند، روادید شهروندان و دانشجویان اتباع سعودی لغو نشد، اما هم آن زمان و هم این زمان روادید ایرانیها و هر آن کس که به ایران سفر کرده باشد، محدود شد؟ آمریکا باید به این تناقض پاسخ دهد. مجلس نمایندگان آمریکا در حقیقت ناتوان از مجازات آهنگر گناهکار در بلخ، میخواهد مسگر بیگناه در شوشتر را گردن بزند. لذا قانون جدید آمریکا فقط سفر کسانی را محدود میکند که ربطی به تروریسم ندارند، اما مظنونان اصلی به تردد خود بدون محدودیت ادامه میدهند.
5- براساس قانون جدید افرادي که داراي تابعيت دوگانه از يکي از چهار کشور از جمله ایران هستند نيز مشمول معافيت دريافت رواديد نخواهند بود، حتي اگر هرگز به اين کشورها سفر نکرده باشند. اولا چرا یکی پیدا نمیشود به بهانه حقوق بشر، از حقوق از دست رفته این افراد دفاع کند؟ چگونه است که وقتی جاسوسی بعلت جاسوسی و اقدامات خلاف امنیت کشور بازداشت میشود، عدهای در داخل ایران و خارج مدافع او میشوند، از شخص اوباما و جان کری گرفته تا بیبیسی و دیگر رسانههای بیگانه، اما افراد زیادی که سرگرم زندگی خود هستند و مراوداتی با سرویسهای جاسوسی ندارند، هیچ مدافعی پیدا نمیکنند تا از حقوقشان دفاع کنند؟ ثانیا آمریکا، ایران را به دلیل اعدام قاچاقچیان مواد مخدر و تروریستها و مجازات جاسوسانی که قصد از بین بردن آسایش و امنیت مردم را دارند، به نقض حقوق بشر متهم میکند. حال آمریکاییها با تصویب این قانون باید به افکار عمومی پاسخ دهند این رفتار خلاف حقوق بشری چگونه با ادعاهایشان در دفاع از حقوق بشر قابل توجیه است؟ ثالثا افراد معدودی که سر از رسانههای خارجی درآوردند و همچنین خود آن رسانهها که به بهانه و ادعای نقض حقوق بشر در ایران، فضاسازی و جنگ روانی ایجاد میکنند، برای مخاطبین خود چه پاسخی دارند؟ و نکته تاسفبارتر اینکه برخی از رسانههای داخلی که هر روز چند مجرم و محکوم قضایی مرتبط با سرویسهای جاسوسی را تیتر صفحه اول خود میکنند، هیچ خبری از تضییع حقوق افراد زیادی که هیچگونه ارتباطی با سرویسهای جاسوسی ندارند، تیتر نکردند و حتی بدون هیچگونه اشارهای به آسانی از کنار آن گذشتند، چنانکه از کنار توهین به ملت ایران گذشتند!
6- برخي از اعضاي کنگره آمريکا طي سالهاي گذشته به ايران رفت و آمد داشتند، بسياري از نخستوزيرها، وزراي خارجه و دولتمردان کشورهاي آمريکايي و اعضاي پارلمانهاي اروپا و حتي بعضي از اساتيد غربی هم به ايران سفر کردهاند که با اين اوصاف مشمول اين قانون ميشوند. آیا همه آنها با تروریستها در ارتباط هستند؟
7- نمایندگان آمریکا حتی صدها نفر از ایرانیها و دانشجویان و اساتید دانشگاههای ایران را هم که برای شرکت در مجامع علمی قصد سفر به آمریکا دارند جزء تروریستها محسوب کردهاند! توهین از این بالاتر به قشر فرهیخته و دانشگاهی ما؟ کسانی که در فضاهای سیاسی خود را سینه چاک دانشجو و دانشگاه نشان میدهند، چرا اکنون در قبال توهین به دانشجویان و دانشگاهیان واکنش نشان نمیدهند؛ و چرا یک کلمه در دفاع از آنها سخن نمیگویند؟ چرا کسانی که خود را قیم دانشجویان میدانند این اقدام آمریکا را محکوم نمیکنند؟ چرا کسانی که با دم زدن از اعتدال، به دنبال بزک کردن چهره وقیح آمریکا هستند، و دیگران را به تندروی متهم میکنند و آنها را کلاغ مینامند، اکنون در مقابل تروریست خواندن دانشجو و دانشگاهی ساکت هستند؟
8- از آنجایی که کشورهای اروپايي دنبالهرو آمریکا هستند و سیاست مستقلی از خود ندارند، این نگرانی وجود دارد که انجام چنين اقدامي به عنوان گام نخست براي ساير اقدامات مشابه تلقي شود و برخي از نهادها در اتحاديه اروپا نيز تلاش کنند اقدامات مشابهي را در اين اتحاديه به تصويب برسانند. در گام نخست از این نگرانی توني ابوت، نخست وزير پيشين استراليا که به «راهب ديوانه» معروف است، ادعا کرده « غرب بايد برتري آشکار خود را بر فرهنگي که کشتن آدمها را به نام خدا توجيه ميکند، نشان دهد و هيچکس نميتواند مشکل بزرگي به نام اسلام را انکار کند.» اظهارات توني ابوت در تقبيح فرهنگ اسلامي و تمجيد از فرهنگ غربي در حالي منتشر ميشود که اظهارات دونالد ترامپ نامزد ميلياردر آمريکا بر ضد مسلمانان موجي از اعتراضها را در جهان اسلام و دنیا برانگيخته است.
9- قانون جدید آمریکا علاوه بر اینکه بیانگر سیاست تناقض آمیز و دوگانه آمریکایی هاست، نشاندهنده اين واقعیت است که آمریکاییها ازهر حزبی،نه تنها درک درست و فهم صحیحی از مبارزه واقعی با تروريسم ندارند، بلکه خود پدر تروریسم هستند.
10- خوشبین نباشید، نهایتا یکی از همین نامزدهای ریاست جمهوری که چنین دیدگاههایی نسبت به اسلام و ایران و جمهوری اسلامی دارند، رئیس جمهور آینده آمریکا خواهد شد و همین نمایندگان و سناتورها هم همچنان کنگره و سنا را در اختیار دارند.
اینکه همزمان با اجرای برجام و ادعای کاهش تنش زدایی بین ایران و دنیا چنین اقداماتی صورت میگیرد خود جای تامل و اما و اگر فراوان دارد. نگاه کينه آلود آمریکاییها به ایران با لبخند هیچ وقت عوض نمیشود، بلکه استکبار و در راس آن آمریکا باید از ما اقتدار ببیند؛ چرا که هر بهانهاي را ابزار قرار ميدهند براي تحقیر و تهدید و تحریم ملت ایران برای ایران هراسی و اسلامهراسی. این سیاست ثابت و لایتغیر آمریکاست. بزک کردن چهره آمریکا هم امکانپذیر نیست چون هرچه برخی بزک کنند، اقدامات خود آمریکاییها این بزکها را پاک میکند. شاید اگر آن زمان که با تروریست خواندن آقای ابوطالبی، وی را به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل به آمریکا راه ندادند، ایستادگی میکردیم، اکنون شاهد چنین اقدامی وقیحانهتر و در گسترهای بیشتر نبودیم. اقدام کنگره آمريکا درس عبرت است. فاعتبروا یا اولی الالباب.