وقتی رعایت یک اصل مهم ناله و فغان جریانات مخالف ورزش سالم را بلند میکند
نظارت و کنترل یکی از اصول مدیریت علمی
مدیریت امروز بیش از هر زمان دیگری علمی شده است و در مدیریت علمی، روی اصولی تکیه میشود که نظارت و کنترل یکی از مهمترین آنها به حساب میآید.
سرویس ورزشی-
تاکنون به مناسبتهای مختلف درباره لزوم رعایت و عمل به اصل «نظارت» در ورزش، فوتبال و... بالاخره در رسانههای مکتوب و غیر آن، بارها حرف زده و مطلب نوشتهایم. تاکید کردهایم که الان سالها و بلکه قرنهاست که از انقلاب صنعتی (اواخر قرن 18)، تا به امروز شیوه مدیریت سازمانها و ادارات دگرگون شده و خیلی وقت است که دیگر شیوههای گذشته کارآمد نیست، پاسخ تشکیلات پیچیده و سازمانهای مفصل امروزی را نمیدهد. برهمین اساس هم هست که به ویژه طی یکصد و اندی سال اخیر شاهد مطرح شدن نظریات و حتی مکاتب مدیریتی از سوی اندیشمندان و محققان مختلف با ملیتهای گوناگون هستیم و... خلاصه کلام اینکه مدیریت امروز بیش از هر زمان دیگری «علمی» شده است و در مدیریت علمی، روی اصولی تکیه میشود که «نظارت» و «کنترل» یکی از مهمترین آنها است. رعایت اصول دیگر وقتی نتیجهبخش است که کار مجموعه و سازمان وقتی به سمت هدف تعیین شده و تحقق خواستههای تعریف شده به حرکت و جریان میافتد و اجرای برنامهها وقتی از مسیر منحرف نمیشود و... که اصل «نظارت» و «کنترل» از سوی مدیریت سیستم و تشکیلات به شدت و با جدیت اعمال شود. ما بارها در بحثهای انتقادی خود نسبت به ورزش و یا رشتههایی پرطرفدار چون فوتبال روی عامل «مدیریت» به عنوان ریشه و علت بسیاری از مشکلات تأکید و تکیه کردهایم و گفتهایم سایر مسائل «معلول» است. و در بحث مدیریت هم گفتهایم که آنچه موجب میشود، زحمات بسیاری از این مدیران که نیت خیر و قصد خدمت هم دارند، به نتیجه نرسد، عدم پایبندی به اصول ثابت شده و مؤثر مدیریتی و در رأس همه اصل «نظارت» و «کنترل» است. متأسفانه این اصل مهم در خیلی جاهایی که به نوعی با ورزش مرتبط هستند، بر مسائل فرهنگی و اخلاق جامعه تأثیر گذار هستند، به ویژه در مدیریت رسانه ها، در وزارت ارشاد، در صدا و سیما و... رعایت نمیشود و بزرگترین سند و شاهد غیرقابل کتمان برای اثبات سخن فوق، وضعیت فرهنگی فوتبال و همچنین سطح کیفی و فنی آن است و... اگرچشم بینا و حقیقتبین داشته باشیم، و اگر خود را به خواب نزده باشیم، با نگاهی به اوضاع فوتبال و وضعیت فنی و فرهنگی آن، بدون اینکه نیاز به سند و مدرک دیگری باشد، هر چیز قابل فهم و دریافت است و...
تأکید وزیر
اینها را در مقدمه آوردیم تا بگوئیم، خوشبختانه وزیر محترم ورزش در نشستی که چندی پیش با «بازرسان فدراسیونهای ورزشی» داشت، بر لزوم رعایت این اصل یعنی اصل نظارت و کنترل، تأکید کرد و گفت: «قصد داریم از هر نوع بیانضباطی در حوزههای ورزش از جمله فدراسیونها جلوگیری و اصلاحات لازم را اعمال نمائیم.».
... و این البته توقعی است که از هر مدیریتی که واقعاً قصد انجام کاری اساسی، ریشهای و اصلاحی دارد، میرود. مدیریت فعلی ورزش در آغاز کار، حرفهای خوبی را مطرح کرد، از مشکلات ورزش گفت، از شناختی که درباره موانع سر راه پیشرفت دارد، حکایت کرد و... خلاصه وعده داد که میخواهد طلسم خیلی از کارهای معطل و زمین مانده ورزش را بشکند، پرونده خاکخورده آنها را روی میز بگذارد و به حل آنها، حتیالامکان اهتمام ورزد، و میخواهد به اصولی که در مدیریت ثابت شده، سالهاست هم بشر تجربه کرده و هم مکتب الهی توصیه نموده که اگر به کار بسته شوند، راه پیشرفت هموار میشود، اما در ورزش ما به دلایل مختلف، به بازی گرفته نمیشوند و به بهانههای مختلف برخلاف آنها عمل میشود، بهاء بدهد و «اصولی» عمل کند و اصولی، «اصلاح» کند، چرا که اگر کار اصلاحی و هرگونه تغییری از راهش انجام نشود، به اصول اصلاح عمل نشود، حاصل آن تغییر «منفی» از کار درخواهد آمد و به جای اصلاح، افساد به بار خواهد آمد!
موانع سختتر و رنجآورتر
خوشبختانه مدیریت فعلی ورزش برخلاف بعضی اسلاف خود، فقط به «حرف» اکتفا نکرده، و در این باره سعی کرده به وعدهها عمل کند و... البته کارهایی هم انجام شده است، کارهایی که به اندازه و حد خود، مفید است، اما کافی نیست و باید خیلی کارهای دیگر انجام داد. به گمان ما ورزش ایران مثل خیلی از حوزههای اجتماعی و... در شرایطی قرار دارد که هر چقدر هم برای آن کار انجام دهیم، باز هم کم است و کافی نیست و هر کاری که انجام میشود، و از آن کار فارغ میشویم به مصداق آیه شریفه «فاذا فرغت فانصب...» باید برای انجام کار بعدی قامت راست کنیم و... تا از وضعیت فعلی که بد نیست، اما هرگز مطلوب هم نیست، خارج شویم و پا به مرحله بعدی و بالاتر بگذاریم. مسئولان فعلی ورزش هم کارهای خوبی انجام دادهاند، انتظار میرود این کارها با قوت بیشتری و کمیت بالاتری ادامه پیداکند، هر چند که میدانیم موانع پیش راه بسیارند. در این میان موانعی آزار دهنده و رنجآورتر است که از جانب کسانی ایجاد میشود که به طور طبیعی انتظار میرود، حامی و مشوق مسئولان ورزش برای برخورد با موانع و سنگاندازیها باشند. کسانی که در کنار وزارتخانه و شخص وزیر و همکار او و حتی در ردههایی بالاتر از او قرار دارند، اما به خاطر نحوه تفکر، نوع دیدگاه، گرایش باندی و جناحی، آنجا که کار اصولی را مخالف و منافی باند و جناح و گرایش خود میبینند، با توجه به نفوذ و جایگاهی که دارند، بر سر راه و تداوم آن کار اصولی، مانع میتراشند و مسئولان ورزش را از «بالا» تحت فشار قرار میدهند که «کوتاه بیایند» و... «البته پیش از این هم به این دسته موانع و مانعسازان، مثل این مطلب، در یکی، دو سطر اشاره کرده بودیم، اینجا هم به همین قدر بسنده میکنیم، اما در آینده اگر این روش و روند ادامه پیدا کند و به بهانههای مختلف و انگیزههای جناحی مانع اقدامات اصلاحی مسئولان ورزش شوند، اگر عمری باشد، مفصلتر و شفافتر راجع به آنها سخن خواهیم گفت.
نظارت و کنترل
تأکید بر رویکرد فرهنگی، تأکید بر به کارگیری چهرههای متخصص در پستهای مدیریتی ورزش، توجه به آیندهنگری و پشتوانهسازی و راهانداختن پایگاههای استعدادیابی، باج و بها ندادن به رسانههای غوغاسالار و افراد و جریانات زیادهخواه و باجخواه و... از جمله نکات مثبتی است که میشود در کار و بار مسئولان فعلی ورزش برشمرد. مورد اخیر یعنی تأکید بر لزوم رعایت اصل «نظارت و کنترل» را هم حالا میتوان به این لیست افزود، و البته این در صورتی است که اصل ذکر شده در «عمل» هم رعایت و به طور جدی به کار بسته شود. تردیدی نداریم که در صورت رعایت این اصل، ناله و فغان جریانات مخالف ورزش سالم و افراد و باندهای منفعتطلب آن هم از طریق رسانههای اجیر شده و کارشناسنماهای بیشخصیت و... بلند خواهد شد و چنانکه تاکنون در چند مورد دیدهایم (به ویژه در فوتبال) مسئولان ورزش را به «دخالت» و «مداخله» و ضربه زدن به استقلال کاری و مدیریتی مدیران زیر مجموعه و فدراسیونها و... و حرفهایی از این قبیل، متهم میکنند. کسانی که به خود حق دخالت در امور ورزش و در کار و بار مدیران رشتههای مختلف ورزشی و... را میدهند، و این کار را حق مسلم خود میدانند، اما وقتی مدیران ارشد ورزش از سرانجام وظیفه میخواهند اصل «نظارت و کنترل» را رعایت کنند، به مداخلهگری و زیادهخواهی! و... متهم میشوند.
رعایت تعادل و انصاف
در آن جلسه البته حرفهای دیگر و تذکرات بجایی هم مطرح شد، از جمله آنجا که دکتر گودرزی بازرسان را در امر نظارت و انجام وظیفه به رعایت «اصل تعادل» دعوت میکند و میگوید: «در قضاوتها و گزارشها باید دقت شود که نه اغماض بیمورد صورت گیرد و نه با سودگیری و جهتگیری همراه باشد.» و یا معاون ایشان دکتر سجادی خطاب به بازرسان نقش حساس آنها را یادآوری و تأکید میکند: «بازرسین علاوه بر این که نقش تابلوی راهنما را در سازمانها ایفا میکنند، نقش حمایتی و صیانتی از مدیر را نیز برعهده دارند.».
ماحصل کلام اینکه هر چقدر در عملکرد خود به ویژه در ردههای مدیریتی بیشتر «اصول» شناخته، ثابت شده در آزمایشگاه علم و گذر تجربه و توصیه شده در مکاتب راستین الهی، جدی و به کار گرفته شوند، کار ورزش و رشتههای مختلف آن رو به راهتر شده و چرخ آن روانتر خواهد چرخید.