بحرانهای کمرشکن پنجه در پنجه اتحادیه اروپا
این روزها مقامات اروپایی یک به یک درخصوص سرنوشت و آینده مجموعه خود هشدار میدهند. در یکی از این موارد، نخستوزیر هلند هشدار داده است اگر پذیرش مهاجرین متوقف نشده و جلوی حضور آنها در مرزهای اروپا گرفته نشود، سرنوشتی مانند امپراتوری رم در انتظار اروپای واحد خواهد بود. فارغ از آدرسهای نادرستی که مقامات غربی درخصوص بحران پناهجویان میدهند، کلیت این اظهارات و موارد مشابه دال بر افزایش ضریب آسیبپذیری اروپای واحد دارد. موضوعی که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت. در این خصوص لازم است سه نکته مهم درنظر گرفته شود:
1- زمانی که اتحادیه اروپا تشکیل شد، موسسین این مجموعه انواع ساز و کارهای ممکن را برای جلوگیری از افزایش ضریب آسیبپذیری این مجموعه را به کار بستند. نهادگرایی موجود در اتحادیه اروپا و پایبندی کشورهای عضو این مجموعه در بروکسل حکم یک مرجع و نقطه اتصال را در بین اعضای اتحادیه اروپا داشت. این نقطه اتصال روز به روز از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپا پررنگتر میشد. سرانجام زمانی فرا رسید که اتحادیه اروپا در نزد شهروندان این منطقه حکم یک نهاد مستحکم را پیدا کرد. اتحادیه اروپا حکم بازیگر بزرگی را پیدا کرده بود که ظاهراً براساس اصول رئالیستی حاکم بر روابط بینالملل خطر و آسیبی آن را تهدید نمیکرد. مقامات اروپایی نیز سعی داشتند مجموعه متبوع خود را در نزد شهروندان اروپایی به یک ارزش اجتماعی و سیاسی و دستاورد بزرگ تبدیل کنند. تأسیس منطقه یورو و انعقاد توافقنامه شنگن نیز این روند را تقویت کرد.
2- هشدار نسبت به سقوط اتحادیه اروپا و حتی منطقه یورو و پیمان شنگن تا قبل از وقوع بحران اقتصادی در اروپا حکم یک خط قرمز نامحسوس را در معادلات سیاسی و رسانهای این مجموعه داشت. حتی گروههای مخالف اروپای واحد نیز در کشورهای خود در انزوای کامل به سر میبردند. ملیگرایی موجود در برخی کشورهای اروپایی جای خود را به نهادگرایی در اروپا داده بود. با این حال پس از وقوع بحران اقتصادی (که تبلور آن را در کشور یونان شاهد بوده و هستیم) معادله کاملاً بالعکس شد. در این میان برخی اقتصاددانان و اهالی سیاست صراحتاً احتمال فروپاشی منطقه یورو را مطرح میکردند. این روند با کشیده شدن دامنه بحران به کشورهای دیگر عضو اتحادیه اروپا مانند اسپانیا، پرتغال، قبرس و... تکمیل شد. در چنین شرایطی بود که اعتراضات اقتصادی و اجتماعی به اعتراضاتی گسترده علیه نهادگرایی حاکم بر اروپا تبدیل شد. در اینجا بود که معادله بهطور کامل بر هم ریخت.
3- با افزوده شدن بحرانهای اجتماعی و امنیتی به بحرانهای اقتصادی، امروزه اروپای واحد در وضعیت دشوارتری به سر میبرد. مقامات اروپایی هماکنون قدرت تصمیمسازی خود را در فضای بحرانی ایجاد شده از دست دادهاند. هماکنون نه تنها پیمانهای مشترک در اروپا و حتی توافقنامه شنگن به چالش کشیده شدهاند، بلکه کلیت وجود اتحادیه اروپا مورد بحث و چالش قرار گرفته است. موضوع مطرح شده جنبهای کاملاً ماهوی و زیربنایی دارد. اعتراضات و انتقاداتی که امروز به اروپای واحد وارد میشود ماهیت و هویت این مجموعه را به چالش کشیده است. هشدارهایی از جمله هشدار اخیر نخستوزیر هلند و یا سایر هشدارهایی که حول محور فروپاشی اتحادیه اروپا بیان میشود، جملگی نشاندهنده بحرانی است که سرتاسر قاره سبز را احاطه کرده است. هر اندازه زمان میگذرد بر شدت و حدت این هشدارها افزوده میشود. اتحادیه اروپا در برهه فعلی نسبت به هر زمان دیگری آسیبپذیرتر نشان میدهد. این آسیبپذیری خود را در جنبههای مختلفی نشان میدهد. افزایش ضریب آسیبپذیری اروپا پیام واحدی است که میتوان از موضعگیریهای اخیر در خصوص این مجموعه استنباط کرد. مصدر این آسیبپذیری نه ارتباطی به بحران پناهندگان و نه مهاجرین جنگزده دارد، بلکه این بحران نشأت گرفته از معادلات داخلی کشورهای اروپایی و بحرانهایی است که مرهون سیاستهای نادرست سران اروپایی طی سالهای گذشته بوده است.
منبع: تسنیم