به یاد سردار شهید «حمید باکری»
قلبی پر از ایمان و عشق به شهادت داشت(حدیث دشت عشق)
شهید «حمید باکری» در آذر سال 1334 در شهرستان اروميه چشم به جهان گشود. سال 1355 ظاهراً برای تحصيل به خارج از كشور سفر کرد. ابتدا به تركيه و از تركيه جهت گذراندن دوره چريكي عازم سوريه شد و بعد به آلمان رفته و در دانشگاه فقط يك هفته در كلاس درس حاضر شد. سال 57 به عضويت سپاه درآمد و به عنوان فرمانده عمليات با گروهكها و احزابي كه بعد از انقلاب شروع به فعاليت كرده بودند به مبارزه ميپرداخت. در عمليات پاكسازي منطقه سرو و آزادسازي مهاباد، پيرانشهر و بانه نقش مهم و اساسي داشت و در آزادسازي سنندج با همكاري فرمانده عملياتي منطقه با استفاده از طرحهاي چريكي كمر ضد انقلاب را در منطقه شكست و باعث گرديد كه سنندج پس از مدتها آزاد گردد. با شروع جنگ به جبهه آبادان شتافت و فرماندهي خط مقدم ايستگاه 7 آبادان را به عهده گرفت و به سازماندهي نيروهاي مردمي پرداخت.
در عمليات بيتالمقدس فرمانده گردان تيپ نجف اشرف بود و بالاخره با لشكر اسلام پيروزمندانه وارد خرمشهر شد و بعد از عمليات رمضان براي فعاليت دائمي در سپاه مصمم گرديد. در عمليات موفقيتآميز «مسلمبنعقيل» بعنوان مسئول خط تيپ عاشورا استقامتش در ارتفاعات سومار يادآور صبوري و شجاعت ياران امام حسين علیهالسلام بود. بعد ازوالفجر مقدماتي به عنوان معاون لشكر 31 عاشورا راه را ادامه داد و بالاخره در عمليات خيبر بيسيم خبر تصرف پل مجنون (كه به افتخارش پل حميد ناميده شد) در عمق 60 كيلومتري عراق را اطلاع داد. و عاقبت با دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نيروهاي زرهي دشمن، فقط با نارنجك و آرپيجي و كلاش ولي با قلبي پر از ايمان و عشق به شهادت، خودش و يارانش برای حفظ آن پل مهم جنگيدند و در همانجا به لقاءالله پيوست.
در عمليات بيتالمقدس فرمانده گردان تيپ نجف اشرف بود و بالاخره با لشكر اسلام پيروزمندانه وارد خرمشهر شد و بعد از عمليات رمضان براي فعاليت دائمي در سپاه مصمم گرديد. در عمليات موفقيتآميز «مسلمبنعقيل» بعنوان مسئول خط تيپ عاشورا استقامتش در ارتفاعات سومار يادآور صبوري و شجاعت ياران امام حسين علیهالسلام بود. بعد ازوالفجر مقدماتي به عنوان معاون لشكر 31 عاشورا راه را ادامه داد و بالاخره در عمليات خيبر بيسيم خبر تصرف پل مجنون (كه به افتخارش پل حميد ناميده شد) در عمق 60 كيلومتري عراق را اطلاع داد. و عاقبت با دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نيروهاي زرهي دشمن، فقط با نارنجك و آرپيجي و كلاش ولي با قلبي پر از ايمان و عشق به شهادت، خودش و يارانش برای حفظ آن پل مهم جنگيدند و در همانجا به لقاءالله پيوست.