اهمیت کنترل و نظارت در ورزش(نکته ورزشی)
رعایت اصل نظارت، عامل مهمی است برای اینکه هر مجموعه و تشکیلاتی در مسیر بایسته و در چارچوب برنامههای تعیین شده حرکت کند. متاسفانه بر ورزش ما چه در ابعاد فنی و چه از نظر فرهنگی، نظارت بایسته صورت نگرفته است.
سرویس ورزشی-
این نقص، صد البته به امروز و دیروز ورزش برنمیگردد، بدون تعارف در هیچ مقطعی، چه در گذشته و چه در حال، ما ورزش را با همه کارکردهای مهمی که از نظر فرهنگی، تربیتی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... دارد، جدی نگرفتهایم و اگر هم جدی گرفتهایم بیشتر در بعد «کمی» و نتیجهگیری و کسب مدال... بوده است و آنچه بیش از هر چیز در ورزش ما مغفول مانده، نقش و کارکرد فرهنگی و تربیتی آن بوده است و به همین دلیل نتوانستهایم، از آن در پرورش و تربیت نسل جوان، نسلی که بیش از همه ردههای سنی، آماج حملات آشکار و نهان دشمن و بدخواه این سرزمین است، استفاده کنیم و او را آنطور که شایسته است مطابق ارزشها و الگوهای فرهنگی و تاریخی و اعتقادی خودمان، بار بیاوریم و تحویل جامعه دهیم و چون چنین نکرده و به ورزش توجه جدی نداشتهایم و آن را و مدالهای آن را برای به رخ کشاندن حریفهای سیاسی و... خود خواستهایم، امروز وضع ورزش ما، آنطور نیست که باید باشد و انتظار میرفت.
این واقعیتی است که هر دیده بصیر و هر شخص فکور و واقعبینی به صحت آن، گواهی میدهد بنابراین دیگر حجت تمام و دوران آزمون و خطا و... به پایان رسیده است. باید برای سروسامان دادن به ورزش «کاری» کرد و طرحی نو درانداخت. باید روشهای مدیریتی دیگری را برای اصلاح آن به کار بست، روشهایی که قادر باشد موانع طبیعی و خارهای سر راه هر حرکت اصلاحی را کنار بزند. مدیریتی جهادی که به بیانضباطیها، حرکات هرج و مرجگونه و رفتارهای زیادهخواهانه و... پایان بخشد و فضای ورزش را برای کار کردن و سالم کار کردن و به میدان فراخواندن چهرههای کارآمد و متعهد و دفع جریانات منفعتجو و افراد زیادهخواه، مهیا و آماده کنند.
امروز ورزش ما برای سر و سامان یافتن بیش از هر چیز به «نظارت» و «کنترل» نیاز دارد. برای این ورزش دیگر کمکاری، وادادگی، رها کردن و... بس است. امروز سرپرست فدراسیون کاراته از «خرج شدن پاداش وزارت ورزش برای بانوان ملیپوش»، در «جای دیگر»! گلایه میکند، امروز عضو کمیسیون اصل 90 مجلس صریحا و رسما و برای چندمینبار اعلام کرد «عمده فساد فوتبال در فدراسیون مربوطه است»، امروز میشنویم دفتر و دستک یک فدراسیون از سوی نهاد بازرسی ضبط و پلمب میشود و...، امروز که میشنویم شخص وزیر ورزش از لزوم رعایت اصل «کنترل و نظارت» سخن میگوید و از بازرسان فدراسیونها میخواهد که این اصل را به شکل صحیح و منطقی (نه افراط و تفریطی) درباره فدراسیونهای مربوطه، اعمال نمایند، در چنین شرایطی که خود مسئولان نیز که از خانواده ورزش هستند، درسخوانده ورزش هستند، خط و ربطهای ورزش را، آدمها، گذشته و حال آن را میشناسند و حرف از لزوم اصلاحات ورزش و انداختن طرحی نو در ورزش و بالاخره اعمال اصول مدیریتی چون نظارت و کنترل، میزنند، دیگر معطلی جایز نیست و ادامه وضع فعلی هیچ توجیه عقلی و حرفهای و شرعی
ندارد...
این نقص، صد البته به امروز و دیروز ورزش برنمیگردد، بدون تعارف در هیچ مقطعی، چه در گذشته و چه در حال، ما ورزش را با همه کارکردهای مهمی که از نظر فرهنگی، تربیتی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... دارد، جدی نگرفتهایم و اگر هم جدی گرفتهایم بیشتر در بعد «کمی» و نتیجهگیری و کسب مدال... بوده است و آنچه بیش از هر چیز در ورزش ما مغفول مانده، نقش و کارکرد فرهنگی و تربیتی آن بوده است و به همین دلیل نتوانستهایم، از آن در پرورش و تربیت نسل جوان، نسلی که بیش از همه ردههای سنی، آماج حملات آشکار و نهان دشمن و بدخواه این سرزمین است، استفاده کنیم و او را آنطور که شایسته است مطابق ارزشها و الگوهای فرهنگی و تاریخی و اعتقادی خودمان، بار بیاوریم و تحویل جامعه دهیم و چون چنین نکرده و به ورزش توجه جدی نداشتهایم و آن را و مدالهای آن را برای به رخ کشاندن حریفهای سیاسی و... خود خواستهایم، امروز وضع ورزش ما، آنطور نیست که باید باشد و انتظار میرفت.
این واقعیتی است که هر دیده بصیر و هر شخص فکور و واقعبینی به صحت آن، گواهی میدهد بنابراین دیگر حجت تمام و دوران آزمون و خطا و... به پایان رسیده است. باید برای سروسامان دادن به ورزش «کاری» کرد و طرحی نو درانداخت. باید روشهای مدیریتی دیگری را برای اصلاح آن به کار بست، روشهایی که قادر باشد موانع طبیعی و خارهای سر راه هر حرکت اصلاحی را کنار بزند. مدیریتی جهادی که به بیانضباطیها، حرکات هرج و مرجگونه و رفتارهای زیادهخواهانه و... پایان بخشد و فضای ورزش را برای کار کردن و سالم کار کردن و به میدان فراخواندن چهرههای کارآمد و متعهد و دفع جریانات منفعتجو و افراد زیادهخواه، مهیا و آماده کنند.
امروز ورزش ما برای سر و سامان یافتن بیش از هر چیز به «نظارت» و «کنترل» نیاز دارد. برای این ورزش دیگر کمکاری، وادادگی، رها کردن و... بس است. امروز سرپرست فدراسیون کاراته از «خرج شدن پاداش وزارت ورزش برای بانوان ملیپوش»، در «جای دیگر»! گلایه میکند، امروز عضو کمیسیون اصل 90 مجلس صریحا و رسما و برای چندمینبار اعلام کرد «عمده فساد فوتبال در فدراسیون مربوطه است»، امروز میشنویم دفتر و دستک یک فدراسیون از سوی نهاد بازرسی ضبط و پلمب میشود و...، امروز که میشنویم شخص وزیر ورزش از لزوم رعایت اصل «کنترل و نظارت» سخن میگوید و از بازرسان فدراسیونها میخواهد که این اصل را به شکل صحیح و منطقی (نه افراط و تفریطی) درباره فدراسیونهای مربوطه، اعمال نمایند، در چنین شرایطی که خود مسئولان نیز که از خانواده ورزش هستند، درسخوانده ورزش هستند، خط و ربطهای ورزش را، آدمها، گذشته و حال آن را میشناسند و حرف از لزوم اصلاحات ورزش و انداختن طرحی نو در ورزش و بالاخره اعمال اصول مدیریتی چون نظارت و کنترل، میزنند، دیگر معطلی جایز نیست و ادامه وضع فعلی هیچ توجیه عقلی و حرفهای و شرعی
ندارد...