توجه به معنویت ؛ راهکار مقابله با خطر فرهنگی (3)
بزرگترين مسئوليت فرهيختگان (زلال بصیرت)
اگر رهبر معظم انقلاب درباره برخي مسائل بهطور خاص تأکيد ميکنند، از آنروست كه ايشان بهمنزله يک پزشک حاذقي که دردهاي جامعه را درک ميکند، پيشبيني ميکند و دستور پيشگيري ميدهد؛ او ميفهمد که نقص بزرگ جامعه کجاست و فساد و بيماريهاي واگيردار از کجا در حال رسوخ به جامعه است و بر اين مبنا تأکيد ميکند كه جلوي آنها را بگيريد و بايد حواستان جمع باشد؛ ولي متأسفانه گوش شنوا در ديگران کم است. بيش از بيست سال است که ايشان بهطور مرتب از تهاجم فرهنگي و غارت فرهنگي و چيزهايي از اين قبيل صحبت ميكنند؛ اين واژهها از ابتكارات خود ايشان است كه در ادبيات ما رايج شد. من به ياد ندارم كه قبل از ايشان کسي صحبت از تهاجم فرهنگي و شبيخون فرهنگي كرده باشد. بههرحال، دشمنان هم در داخل و هم در خارج غافل نيستند و کار خودشان را ميکنند؛ بويژه با گسترش رسانهها، فيلمها، اينترنت و...، حتي در درون خانههاي ما هم نفوذ كردهاند و ما بايد در مقابل آن، جنبههاي فرهنگي و معنوي را دهها برابر تقويت کنيم؛ اما متأسفانه، اين نوع مسائل در حال کمرنگ شدن، و امور ديگر در حال رواج ميباشد و مسئولان کشور نيز در آن ميدمند. ما بايد در پيشرفتهاي علمي، صنعتي، رسانهاي، هنري و فيلمسازي با دنيا همتراز شويم و نبايد از آنها عقب بمانيم؛ اما اينکه مسائل ديني و معنوي چه ميشود، به راحتي ميگويند اين كارها براي حوزه علميه است و آخوندها بايد اين کار را انجام دهند. يعني اين خطر وجود دارد که معنويت در جامعه روزبهروز کمرنگ شود و جنبههاي مادي و اقتصادي و صنعتي در مقايسه با جنبههاي فرهنگي بيشتر مورد توجه قرار گيرد؛ اگر اين روند ادامه يابد، چهبسا زماني چشم باز كنيم و ببينيم در همان دامي افتادهايم که در زمان رژيم گذشته افتاده بوديم؛ اين خطري است که رهبر معظم انقلاب پيشبيني ميکنند و در فرصتهاي گوناگون به مسئولان يادآوري ميكنند و آن را با مردم در ميان ميگذارند و هر کجا متناسب با شنوندگان و مخاطبان خود آن را بيان ميكنند.
فكر و فهم ؛ اصل دينداري و فرهنگ
بههرحال، ما غير از مسئوليتي که در مقابل شهيدان داريم، مسئوليت اصلي ما در مقابل خداست. اگر باور کرديم که عالم را خدا آفريده و مال اوست و کس ديگري مالک آن نيست و باور کرديم که سعادت ما در اين است که در سايه اطاعت خدا به سعادت ابدي برسيم - آن هم زندگياي که ديگر پايان ندارد (خالدين فيها ابدا) ـ بايد تعادلي در رفتارهايمان به وجود آوريم و براي هر كاري به اندازه ضرورت آن، نيرو صرف كنيم.
اگر اين را باور کرديم، آنگاه اين پرسش مطرح ميشود كه چگونه؟ براي تقويت معنويت چه كنيم؟ افراد سادهانديش ميگويند زيارتها برويد، سينه بزنيد و گريه کنيد، معنويت اينهاست. اين افراد ميپندارند اگر در دانشگاه چند هيئت مذهبي و سينهزني به وجود آيد و اعتكافي گرفته شود، همه امور درست ميشود. چهبسا اين ديدگاه براي مردم عوام و بيسواد قابل قبول باشد؛ ولي براي افراد فرهيخته قابل قبول نيست. اصل فرهنگ، فکر و فهم است. ما بايد بفهميم براي چه خلق شدهايم، چگونه بايد رفتار کنيم، چه ارزشي براي ما حاکم است، چه چيزهايي ارزندهتر هستند و اينکه چه چيزي بايد فداي چه بشود؛ اگر اينها را نفهميم، هزار شب جمعه هم تا صبح سينهزني و گريه كنيم، مقداري از احساسات ما ارضا خواهد شد.
اولين قدم و اصليترين راه؛ خودشناسي و خودسازي
راه اصلي و قدم اول اين است که ما درباره اين مسائل بيشتر بينديشيم، بيشتر آنها را مورد توجه قرار دهيم و درباره آنها مطالعه و بحث كنيم. تا زماني كه اين مسائل را باور نکنيم، با صرف اين رفتارهاي خشک، کاري انجام نخواهد شد؛ البته نسبت به نبودش، بهتر است؛ اما کار اساسي نيست. ما بايد در کنار اين مسائل، بكوشيم يکسري دورههاي آموزشي داشته باشيم؛ اگر امكان آن فراهم نبود، دستكم يک دوره مطالعاتي دربارة مسائل ضروري ديني داشته باشيم و درباره آن بحث و گفتوگو داشته باشيم تا مسئله بهطور كامل برايمان حل شود. صرف اينکه مروري داشته باشيم، كفايت نميكند و چهبسا امروز يادمان باشد و فردا فراموش كنيم و در نهايت نيز پرسشهاي بيپاسخي دربارة برخي مسائل در ذهنمان باقي بماند. اگر اين امكان وجود داشته باشد كه استادي به ما درس بدهد، ايده آل است؛ اما اگر نبود، خودمان - به صورت فردي يا گروهي - جلسات مطالعه و بحث داشته باشيم. براي مثال، هر هفته يا ماه يك كتاب مشخص را در چندين جلسه مطالعه و درباره آن گفتوگو و آنها را نقد و بررسي كنيم تا مسئله بهطور كامل براي ما حل شود. پس از آن، بايد برنامههاي عملي داشته باشيم که براساس اين بينشها، رفتارهاي خودمان را تنظيم و برنامهريزي كنيم؛ يعني در يک کلمه خودشناسي و خودسازي. اگر چنين برنامهاي را براي خودمان تنظيم کرديم و جدي گرفتيم، انشاءالله از بسياري از آفات مصونيت پيدا ميکنيم؛ نه تنها خودمان، بلكه ميتوانيم ديگران را هم اصلاح کنيم؛ ميتوانيم در شهر و كشور خودمان و پس از آن در كشورهاي ديگر نيز تأثيرگذار باشيم.
توجه به مسائل فرهنگي
بزرگترين مسئوليت فرهيختگان
بزرگترين مسئوليت قشر فرهيخته جامعه، مسائل فرهنگي است. البته خدماتي که به جامعه ارائه ميشود، بايد تقسيم شود؛ براي مثال يكي داروساز و ديگري پزشك و يا دندانپزشك ميشود؛ يعني نيازهاي جامعه ايجاب ميكند كه وظايف تقسيم شود؛ اما متأسفانه درباره مسائل فكري و فرهنگي، چندان احساس مسئوليت نميكنيم و حتي برخي پروندهاش را هم از وظايف دولت جدا كردهاند و مهمترين وظايف دولت را زندگي مادي و امنيت کشور ميدانند! و وظيفة ديگري براي خود قائل نيستند. برخي ميپندارند منظور از فرهنگ، موسيقي و حركات موزون و اين نوع مسائل است؛ ولي منظور ما از فرهنگ، ارزشها و باورهاي اسلامي است. اين کمبود را بايد قشر فرهيخته جامعه، يعني دانشجويان مورد توجه قرار دهند، دربارهاش فکر کنند، خودشان را تقويت کنند تا ابتدا خود آنها در مقابل افکار انحرافي و شبهههاي غلط واكسينه شوند و بعد بتوانند ديگران را معالجه کنند. اين وظيفه ربطي به مأموريتهاي مادي و پول گرفتن در مقابل کار ندارد؛ اينها يک وظيفة انساني الهي است که انسان بايد خودش بكوشد اين کارها را انجام بدهد، خودش را اصلاح کند و براي اصلاح جامعه بکوشد. اين چيزي است که خدا بر عهده انبيا، سپس ائمه اطهار و بعد هم عالمان و فرهيختگان جامعه گذاشته است.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام ظله) در ديدار جمعي از دانشجويان دانشگاه بينالمللي امام خميني قزوين ؛ قم ؛ 4/2/94
زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.