اگر واقعا خواهان اصلاح هستیم، راههای نفوذ را ببندیم
فوتبال را جدی بگیرید حداقل در حد یک رشته ورزشی!
این معامله خوبی نیست که ما با فوتبال و اجزا و ارکان انسانی و غیرانسانی آن میکنیم، این درست نیست که منصبهای مدیریتی رشتهای حساس چون فوتبال را دست هرکسی میسپاریم.این نوع مسئولیت سپردنها، عواقب دنیوی و اخروی در پی دارد.
سرویس ورزشی -
چندی قبل در همین صفحه نوشتیم چقدر خوب است کسانی که درباره آلودگیها و انحرافات فوتبال و مسببان آن خبر دقیق و مستند دارند، یا لااقل ادعای این را دارند به جای تهدید کردن و احاله دادن به آینده نامشخص، مصلحت فوتبال و منافع ملی را بر هر مصلحت دیگری ترجیح داده و اطلاعات مستند و مدرکدار خود را یا به طور علنی یا حداقل با مراجع ذیصلاح در میان بگذارند و به سهم خود گامی در جهت اصلاح وضع فوتبال بردارند.
این تقاضا را از آن جهت مطرح کردیم که سالهاست و به ویژه طی چند سال اخیر از زبان زید یا عمرو میشنویم که مسائلی را از فوتبال و بند و بستهای پشت پرده آن خبر دارد که «بزودی» یا «درآینده»، آن را با رسانهها یا با مردم در میان خواهد گذاشت و... اما در عمل هیچگاه این «بزودی» از راه نمیرسد و این «آینده» را هیچکس نمیبیند. دلیل آن هم دو علت اصلی بیشتر نمیتواند باشد: یا طرف از ابتدا حرفی برای گفتن نداشته و اگر هم داشته، فاقد سند و مدرک لازم و محکمه پسند بوده است و یا این که طرف حرفی برای گفتن هم داشته حتی حرف او با سند و مدرک لازم و موثق همراه بوده، اما به دلایل مختلف مثل مصلحتاندیشیهای شخصی، پادرمیانی، ریشسفیدی این و آن، و... بالاخره تطمیع و تهدید جریانات مفسده جو و انگل و آویزان ورزش، او را از تصمیمی که داشته یعنی حرف زدن درباره مشکلات فوتبال و به صراحت مسائل را بیان کردن، منصرف کرده و بازداشتهاند. عرض کردیم اکنون سالهاست که ما از زبان افراد مختلف اما شناخته شده در ورزش این وعده را که در آینده همه حرفها را خواهم زد، میشنویم، اما تاکنون اتفاقی نیفتاده و یکی از آن صدها و بلکه هزاران نیامده است به وعده خود عمل کند و مرد و مردانه بگوید از این فوتبال و جریانات مخرب و پشت پرده آن چه میداند و چه سند و مدرکی دارد و...؟! آخرین فردی که در این باره سخن مشابه گفته و وعده «بزودی» و آینده» را داده است، آقای علیاکبر طاهری، سرپرست باشگاه پرسپولیس است که گفته است «درباره قرارداد مانوئل ژوزه افشاگری خواهیم کرد.» آقای طاهری بیشتر توضیح میدهد: «پرونده ژوزه هم یکی از پروندههایی است که در گذشته قراردادش منعقد شده و با شکایتهایی که انجام دادهاند، الان باشگاه محکوم به پرداخت پول شده است. در آینده درباره این پرونده صحبتهایی را مطرح میکنم تا همه ببینند با این قرارداد چه خیانتهایی به باشگاه شده است.»
خیانت به باشگاه!
ما در درجه اول امیدواریم که آقای طاهری به وعده خود عمل کند و سرنوشت «آینده اقای طاهری» به سرنوشت «آینده دیگران» دچار نشود! و بعد هم توقع داریم وقتی به گفته خود ایشان بحث «خیانت به پرسپولیس» و به تعبیر دیگری خیانت به فوتبال مطرح است، این آینده زیاد طول نکشد و در اولین فرصت همه متوجه شوند در این قرارداد (با مانوئل ژوزه)، چه خیانتهایی به باشگاه پرسپولیس و طرفداران آن شده است از طریق همین حرفهای مستند و محکمه پسند است که میتوان ردپای جریانات مخرب و ضد ورزش را که در آن و رشتههای مطرح و جذاب و پربینندهای چون فوتبال، رخنه و نفوذ کردهاند، پیدا کرد.
با مردم در میان بگذارید
اگر واقعا خواهان اصلاح وضع فوتبال هستیم، راههای نفوذ و رخنه را ببندیم. اگر کسانی که واقعا دلسوز فوتبال هستند، ایران را دوست دارند، نگران آینده جوانان ایرانی هستند، میخواهند در این باره کاری انجام دهند، از وضعیت تیمهای ریشهدار و مردمی در تهران مثل استقلال و پرسپولیس و در شهرستانها مثل ملوان و صنعت نفت، سپاهان و تراکتور و فجر سپاسی و... رضایت ندارند و میخواهند از این که هستند، به مراتب بهتر باشند، و کسانی که اطلاعاتی دارند، دستی بر آتش دارند و در قبال فرهنگ جامعه و اخلاق و مناسبات رایج در جامعه ورزش و... آن، حساسیت دارند، بیایند و حرفهایشان را صریح و شفاف - تاکید میکنیم - و مستند، بامردم در میان بگذارند، یا اگر این را مصلحت نمیبینند، با مسئولان در میان بگذارند، و البته مسئولان هم فقط سر تکان ندهند و شنونده صرف نباشند! بلکه برای مبارزه با خرابیها و تقویت آبادیها و نکات مثبت، دست به عمل قاطعانه و بایسته و قانونی بزنند، شک نباید کرد که وضع فوتبال و ورزش ما به مراتب بهتر از این خواهد شد.
میدانداری حرافان و بیهنرها
یکی از دلایلی که وضع ورزش و رشتههایی مثل فوتبال آن طور که دلخواه مردم است، آنطور که شأن این سرزمین بزرگ و پرافتخار است، رو به راه نیست و گاه بسیار هم برخلاف انتظار است، همین است که آنهایی که باید حرف بزنند، آنهایی که آلوده به جریانات آلوده و انگل و آویزان ورزش نیستند و... به دلایل مختلف، سکوت کرده و گوشه انزوا برگزیدهاند و کسانی که حرفی برای گفتن ندارند، یا برای رضایت و خوشایند جریانات مخرب و پدرخوانده ورزش، به میدان میآیند، گوی سخن پراکنی و حرافی را از همگان ربوده و با حرفهای بی سر و ته و تحیلهای غلط و اشتباه و غیرمنصفانه خود، عملا حرفی برای حل مشکلات ورزش یا روشن شدن زوایای پنهان ورزش نمیزنند و... و چون چنین وضع و شرایطی حاکم است، به طور طبیعی ورزش ما علیرغم پیشرفتهایی که داشته، فوتبال ما با وجود تواناییهای بالقوه و ظرفیت فراوانی که دارد، نمیتواند آنطور که لازم است رضایت مخاطبان خود را جلب کند، و نمیتواند از داشتههای غنی و سرمایههای مادی و غیرمادی خود استفاده کند و چون چنین بوده امروز تیمهای بزرگ و پرطرفداری مثل استقلال یا همین پرسپولیس کماکان در بند مشکلات ابتدایی و اولیه خود گرفتار هستند و از این دو سرمایه بزرگ و نظیر آن با ظرفیتهای چشمگیری که دارند، استفاده نمیشود. البته منظورمان از حرف زدن و شفاف و صریح سخن گفتن هم این نیست که طی آن دست کسی «رو» شود و چهرهای «افشا» شود و با این و آن تصفیه حسابی صورت گیرد و... بلکه بیشتر از آن جهت است تا بدانیم مثلا بر سر این فوتبال چه آوردهایم، با تیمهای بزرگ و پرطرفدار چه معاملهای کرده و چه رفتاری داشتهایم و... تا حداقل در آینده اگر واقعا قصد اصلاح ندانم کاریها و آباد کردن خرابیها و... را داشته باشیم، از راهی نرویم که قبلا رفتهایم و همان کارهایی را تکرار نکنیم که قبلا انجام داده و نتیجه نگرفتهایم!
«فوتبالزده» نیستیم
واقعیت آن است که ما با رشتههایی پرطرفدار و تاثیرگذار چون فوتبال درست عمل نکردهایم، به طوری که امروز از زبان سرپرست باشگاه پرسپولیس میشنویم که درباره این تیم سوءمدیریتها و رفتارهای غلط در حد «خیانت» صورت گرفته است. ما برای آنکه فوتبال را اصلاح کنیم، باید نگرش و رفتار خود را در هر جا که هستیم و هر مسئولیت و نقشی که در عرصه فوتبال بازی میکنیم، تغییر دهیم. این حرف همیشگی ما حداقل درباره فوتبال بوده و هست. بارها هم تاکید کردهایم که تکیه ما روی رشتهای پرطرفدار مثل فوتبال از سر «فوتبالزدگی» نیست، بلکه از آن روست که چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه باور کنیم، چه نکنیم، فوتبال در دنیای امروز فراتر از یک رشته ورزشی و یک منبع اقتصادی، به عنوان یک حربه فرهنگی و ابزار فرهنگساز و یک سلاح سیاسی برای پیشبرد اهداف و سیاستها مورد استفاده قرار میگیرد. از این روست که بارها به سهم خود نوشتهایم ولو کسی توجه نکند، ولو کسی این حرفها را جدی نگیرد - رشتهای جهانی و تاثیرگذار چون فوتبال را جدی بگیرید. از آن همانگونه که حرف میزنیم، استفاده کنید، اگر نه، و آن را، کارکردهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تربیتی و... آن را قبول ندارید، حداقل در حد یک رشته ورزشی آن را جدی بگیرد.
ورزش «حقالناس» است
این معامله خوبی نیست که ما با فوتبال و اجزا و ارکان انسانی و غیرانسانی آن میکنیم. این درست نیست که منصبهای مدیریتی رشتهای حساس چون فوتبال را دست هرکسی میسپاریم. این نوع مسئولیت سپردنها عواقب دنیوی و اخروی در پی دارد. فوتبال ارث پدری کسی نیست، مال مردم است، باید در خدمت جوانان مردم باشد، مال بنده و فلان صاحب منصب موقتی ورزش نیست که بر اساس میل و سلیقه و گرایش باندی و فامیلی و شخصی، برایش رئیس تعیین کنیم.
ورزش مال مردم است، «حقالناس» است، باید آن را طوری اداره و هدایت کنیم و برای آن، چنان مدیران و مسئولانی در نظر بگیریم که جز خدمت به ناس و شاد کردن دل مردم، هدف و آرمان دیگری نداشته باشند. حرف ما درباره فوتبال از سر بیخیالی و غفلت و الکی خوشی و... نیست، بلکه از آن روست که معتقدیم که چون در همه جای دنیا این رشته را جدی گرفتهاند، جریانات استکباری در دنیا برای آن نقشه دارند و سعی میکنند آن را در همه جای دنیا - از جمله در کشور ما- تمام و کمال، در خدمت خود و اهداف خود به کار گیرند، میگوئیم ما هم در این باره هشیار باشیم و مثلا رشتهای جذاب و تاثیرگذار مثل فوتبال را و ابزار فرهنگ ساز و موثری چون رسانه را به حال خود رها نکنیم، دست هر کسی نسپاریم و از آن در جهت بهبود وضع ورزش، افتخارآفرینی کشور در عرصههای جهانی و بینالمللی و ورزش، و بالاخره ایجاد روحیه نشاط و حس اعتماد به نفس در میان جامعه و نزد جوانان استفاده کنیم.