رفتار اجتماعی شهروندان و اقدام مسئولان در روزهای سرد سال چگونه باید باشد؟-بخش پایانی
تقویت همکاری های مردمی در خدمات شهری(گزارش روز)
گالیا توانگر
روزهای سرد بارندگی را نباید با رد پایی تنها در دل برف ،سقفی که چکه میکند و چتری که شکسته به یاد بیاوریم و سیاهی اش را سَر کنیم. حالا خوب میدانیم که در سایه همدلی شهروندان سقفی که چکه میکند،دلی که بیلباس گرم مانده وانگشتان بیدستکش نباید غصه هیچ یک از همشهریان و هموطنان ما باشد.روزهای سرد در سایه همیاریهای اجتماعی باید بهاری دیگر را رقم زد.دلی که از غصه همسایه و همشهری و هموطنش غافل مانده به راستی اسیر سرماست. وگرنه دلهایی که به یاد و به فکر یکدیگرند هیچگاه اسیر یخبندان نخواهند ماند.همین الان که این گزارش را میخوانید از سقفی بالای سر و یک بخاری گرم و فنجانی چای بهره مندید، هستند در راه ماندگانی که به یک پتو در انبار مانده شما محتاجند. باید در این روزهای سرد سال از مازاد امکانات خود تقسیم کرد تا هیچ پرندهای بیدانه، هیچ درراه ماندهای بیپناه و هیچ سرپرست خانواری شرمنده خانوادهاش نباشد.
برای مشارکت اجتماعی در روزهای سرد سال و رفع معضلات و چالشهای شهری بدون شک بیش از هر چیز نیازمند یک عزم جمعی هستیم. اگر بخواهیم موردی و انفرادی کار کنیم شاید آن نتیجه دلخواه را نگیریم.تشکیل گروههایی در محلات با همت مردمی و سپس شناخت سازمانهایی که میتوانند کمکهای مردمی را در روزهای سرد سال هدایت کرده و به دست محرومان واقعی برسانند، از ضروریات هستند.ضمن اینکه باید حواسمان به عملکرد خودمان هم باشد.از رانندگی در خیابانهای لغزنده گرفته تا چگونگی برخوردمان با سایر شهروندان همگی فاکتورهای بسیار مهمی هستند که یک روز کم حادثه و آرام را برای کل شهر رقم بزنیم.
نذورات فرهنگی کتاب
در کنار نذر غذا و البسه
نباید همه کارتن خوابها را با بر چسب معتاد و بزهکار نگریست. سید عباس طباطبایی معاونت امور فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه 11 تهران نگاهمان را نسبت به ساکنین گرمخانهها بازتر کرده و در گفت وگو با گزارشگر کیهان توضیح میدهد: «درراه ماندگانی هستند که برای انجام کاری به تهران آمدهاند و شب هنگام پول کافی برای رفتن به مسافر خانه ندارند. ما در روزهای سرد سال برای این افرادی که به اصطلاح ابن سَبیل خوانده میشوند،گرمخانهها را با حداقل امکانات رفاهی تدارک دیده ایم.در گرمخانهها جای خواب، تلویزیون و پذیرایی حداقلی داریم. این گرمخانهها در حال حاضر تنها مختص آقایان هستند که به زودی برای خانمها هم اقداماتی در دست انجام داریم.»
این مسئول امور اجتماعی منطقه 11 شهرداری تهران در مورد طرح دیگری تحت عنوان خیریه نان توضیح میدهد: «ما برای کسانی که در بند قوت لایموت خویش هستند،به کمک خیرین با 40 نانوایی سطح منطقه هماهنگ کرده ایم که روزانه نان رایگان دریافت کنند. از لحاظ دینی نیز به این نوع انفاق و کمک بسیار تاکید شده است.»
وی درزمینه کمک به بانوان به طرح اشتغالزایی برای زنان سرپرست خانوار اشاره کرده و میگوید: «زن سرپرست خانوار وقتی به معاونت اجتماعی مراجعه میکند،اگر تخصص و هنری داشته باشد با توجه به تخصصی که دارد به مراکز کار مربوط به تخصصش معرفی میشود. اما اگر تخصصی نداشته باشد ما سعی میکنیم ماهیگیری یادش دهیم و در صورتی که سن و توانایی وی ایجاب کند،هنر و حرفهای بیاموزند.در این زمینه مراکز اشتغال و سرمایه گذاران خیر که برای اشتغال زایی حاضرند کمک داشته باشند، با ما همکاری دارند.در واقع ما از پتانسیل نزدیکی منطقه 11 شهرداری تهران با بازار برای ساماندهی افراد نیازمند در جهت اشتغال بهره میگیریم.»
طباطبایی درزمینه یخچالهای تعبیه شده در برخی میادین شهر برای حفظ نذورات مردمی و دسترسی نیازمندان به غذا در روزهای سرد سال توضیح میدهد: «کمکهای ما در سه شاخه غذا، البسه و کتاب است.جایگاههایی در سطح منطقه11 طراحی کرده ایم که شکل و شمایل کلبه مانندی دارند و در آنها یخچال، جایگاه لباس و قفسه کتاب وجود دارد.در این کلبه آینههای بزرگی هم قرار دادهایم. افراد آسیب دیده که مراجعه میکنند،لحظهای خود را در آینه ببینند و با خود فکر کنند چه اتفاقی افتاده که از خانواده جدا مانده و به این روزهای افتادگی درافتاده اند؟! مردم میتوانند در هر سه شاخه نذورات خود را به این جایگاهها بسپارند تا نیازمندان بهرهمند شوند؛ بخصوص در ایام سرد سال که نیاز به لباس گرم و غذا بیشتر احساس میشود.»
از این مسئول امور اجتماعی شهرداری منطقه 11 تهران در مورد قفسه کتاب در کلبه نذورات سوال میکنم. وی پاسخ میدهد: «شهروندانی که کتابهای مازاد دارند میتوانند با انفاق آنها در نذر فرهنگی مشارکت داشته باشند.خیلی از نوجوانان وجوانان علاقهمند به کتاب و کتابخوانی داریم که پول تهیه کتاب ندارند.جدای از کمک به کم بضاعتها این شیوه خوبی است که تمامی اقشار جامعه کتاب هایشان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند واز همدلیهای فرهنگی یکدیگر برخوردار شوند.»
سازمانهای مسئول پیشگیری کم کارند
علیرضا خسروی نماینده مردم سمنان، مهدیشهر و سرخه در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون عمران با اعلام اینکه اعضای کمیسیون عمران جلساتی با آقای محمد باقرنوبخت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور داشته اند؛ درگفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «به نظر من پول، برنامه ریزیها و تخصیص اعتبار دست سایر سازمان هاست و بعد انتظار داریم مدیریت بحران کارها را به سرانجام برساند.»
وی در باب تشکیل کار گروهی با حضور اعضای کمیسیون عمران برای پیگیری وضعیت سیل زدگان اخیر بویژه دراستان ایلام به دستور دکتر لاریجانی میگوید: «سید مهدی هاشمی رئیس کمیسیون عمران سه نامه برای آقای اسماعیل نجار رئیس سازمان مدیریت بحران کشور فرستادند که تا کنون جواب دو نامه را دریافت کردهایم و منتظر دریافت پاسخ سومین نامه هستیم تا با دست پرتری بتوانیم به کمک آسیب دیدگان سیل زده برویم.»
خسروی عضو کمیسیون عمران مجلس گلهمندانه ادامه میدهد:«البته ما هرساله با همین حوادث طبیعی مواجه هستیم و به صورت مقطعی اقداماتی انجام میشود، ولی در زمینه پیشگیری و مقاومسازیها و نیز بهبود بسترها که در دست سازمانهای مختلف است و بودجهاش را نیز دریافت کرده اند، شاهد هیچگونه اقدام موثری نبوده و برخوردی نیز با مسئولینی که کم کاری وتخلف داشتهاند، صورت نمیگیرد.»
وی در رابطه با گلایه خود به مصادیقی نیز اشاره داشته و میگوید: «برای مثال در سیل ایلام سدی نیمه کاره رها شده بود. بر روی یک بخشهایی که باید محل جاری شدن رود باشد از جریان آب جلو گیری به عمل آورده و با بِتُنریزی اقدام به ایجاد جاده کرده اند.این اقدام باعث میشود که از حجم بستر رودخانه کم شود. ضمنا در بالا دست رود تجمع نخالهها به کم شدن حجم بستر رود دامن زده است. در مثال دیگری میتوان به سیل نکا اشاره کرد. دائما میگویند در حاشیه رودخانه نباید ساخت و ساز صورت پذیرد. پس برای این همه ساخت وسازکه به عینه شاهدش هستیم، از کجا مجوز میگیرند؟! بنابراین مدیریت بحران تنها میتواند بر بخش کوچکی از چالش مدیریت داشته و کارهایی انجام دهد. مابقی قضیه بر میگردد به خیلی قبلتر از وقوع سیل و مباحث پیشگیری، مقاومسازی و تقویت بسترها را در بر میگیرد. دراین مهم نیز دستگاهها و سازمانهای بسیاری دخیلند.اصل نواقص را باید در عملکرد این قبیل سازمانها جستوجو کرد.»
بار موازی کاریها را کم کنیم
زندگی اجتماعی دو وجه دارد:یک وجه سفید و دیگری سیاه. وجه سفید آن روی بسامان و قانونمند زندگی است که مردم در سایه مشارکتهای اجتماعی خود بر روی نظم و قانون مدنی روزمرهگیشان را سپری میکنند؛ اما وجه تاریک زندگی اجتماعی آن بخشی را شامل میشود که آسیب دیدگان اجتماعی به شیوهای نابسامان و دور از قانون مدنی روزگار میگذرانند.
در طول تاریخ زندگی بشری خیلی از مصلحین اجتماعی سعی کردهاند این بخش تاریک را به روشنی برده و آسیب دیدگان را به زندگی در مسیر قانونهای مدنی بازگردانند. بدون شک در این مسیر مشارکتهای اجتماعی مردمی میتواند سهم قابل توجهی در کمک به آسیب دیدگان اجتماعی داشته باشد.
مجید کاشانی جامعه شناس، استاد دانشگاه و پژوهشگر در گفت و گو با گزارشگر کیهان ضمن بیان مطالب بالا درمورد گروههای مختلف آسیب دیدگان اجتماعی وطبقه بندی این قشرتوضیح میدهد: «گروه آسیب دیدگان اجتماعی به 12 تا 18 زیرمجموعه طبقه بندی شده است. متکدیان کارتن خواب، معتادان ولگرد، کودکان بیسرپرست، بخشی ازکودکان کار، زنان بیسرپرست وبی خانمان، سالمندان ازمهاجرین که متکدی نیز هستند، دختران فراری،ورشکستگان و...همگی نمونههایی از زیر مجموعه آسیب دیدگان اجتماعیاند. درفصول سرد سال به دلیل اینکه کارتن خوابی جان آسیب دیدگان اجتماعی را تهدید میکند، هم مردم وهم مسئولان توجه بیشتری به ساماندهی و اسکان موقتی این گروهها داشته و به اصلاح احساسات عمومی بیشتردرگیر مسئله آسیب دیدگان اجتماعی میشود.رسانهها نیزبنابراحساسات انسانی و نیز تعهدی که پایبندش هستند اخبار مربوط به این اقشار را بیشتر انعکاس میدهند. ناگفته نماند که این مسئله آسیب دیدگان اجتماعی درهمه جوامع بشری از جوامع صنعتی گرفته تا جوامع درحال توسعه دیده میشود. مردم دربرخی ازکشورها با تشکیل «سمن»هایی سعی دارند درموردساماندهی آسیب دیدگان اجتماعی نقش پر رنگی داشته وسهم قابل توجهی از کمک به سازمانهای مسئول این امر داشته باشند.»
این پژوهشگر مسائل اجتماعی در ادامه به چالشهای پیش روی ساماندهی آسیب دیدگان اجتماعی پرداخته و میگوید: «یکی از مهمترین چالشهای پیش روی ساماندهی این قشر در کشورمان عدم هماهنگیهای بین سازمانی در اجرای طرحهای مشابه و مشترک است. بهگونهای که هنوز هم بطور کاملا مشخص مردم نمیدانند برای ارائه کمک هایشان به کدام نهاد مسئول مراجعه داشته باشند. وگرنه در جامعه ما که یک جامعه دینی نیز هست،خیلی از اقشار جامعه حتی با امکانات متوسط قصد و نیت کمک دارند.ضمن اینکه خیلی از برنامههای مشابه موازی کاری شده، در صورتی که اگر هماهنگی منسجم بین سازمانی میبود،مسلما با اتحاد بر قدرت اثر بخشی برنامههای اجرایی افزوده میشد.»
کمکهای مردمی نباید فرصتی
برای سوء استفاده واقع شوند
کاشانی ضمن ابراز خرسندی از اینکه در حال حاضر به مدد افزایش دانش جمعی و نیز پارهای تبلیغات اکثر مردم به این باور رسیدهاند که کمک به جمع آوری و ساماندهی آسیب دیدگان اجتماعی به منزله کمک به داشتن یک جامعه سلامت است، میگوید: «بعضا دیده شده که مردم بهطور خودجوش اقدام به اعطای البسه گرم و غذا به برخی از کارتن خوابها میکنند و گاها بیش از حد نیز به آنها لطف و مهربانی نشان میدهد. این مهرورزیها باید از کانالهای مشخصی صورت گیرد تا به عدالت و در حد نیاز بین این قبیل آسیب دیدگان توزیع شود.اینگونه نباشد که به یک آسیب دیده هیچ کمکی نشود و دیگری تا آن حد مورد لطف واقع شود که تلاش برای بهبود وضعیت خود را فراموش کرده و صرفا به کمکهای مردمی وابستگی پیدا کند.به هر جهت کارتن خواب جوان را باید تا آن حد توانمند کرد که برای خود شغلی دست و پا کند ویا به کارتن خواب معتاد باید کمک به شکلی باشد که از وضعیت فعلی خود روی برگردانده و برای بیرون آمدن از مشکل اعتیاد همت کند.»
وی درتکمیل صحبت هایش میگوید: «برای کمک و مشارکت عمومی در جهت ساماندهی آسیب دیدگان اجتماعی بهطور حتم باید از پتانسیل مراکز مذهبی در جامعه دینیمان نظیر مساجد، تکایا و یا حتی گروههای مذهبی درمحلات استفاده کرد.ضمن اینکه کمکها ازطریق سازمانهای متولی امر نظیر سازمان رفاه شهرداری به دست این افراد برسد تا ترحم مردمی ودلسوزیهای عمومی باعث سوء استفاده افراد نشده و به گسترش تکدی گری و وابستگی صرف به کمکهای مردمی منجر نشود.
چرا که اگر از دلسوزیها سوء استفاده گردد، بیم آن میرود که جمعیت بیشتری به جمع متکدیان و آسیب دیدگان سرازیر شود. در کل کمکها و مشارکتهای مردمی از طریق کانالهای شناخته شده، مطمئن و مسئول میتواند گام موثر و سنجیدهای درساماندهی این قشر باشد و بخش تیره زندگی اجتماعی را به سمت بخش روشن در سایه قانون و مشارکتهای مدنی رهنمون سازد.»