کد خبر: ۴۵۰۵۲
تاریخ انتشار : ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۲۷
مستنداتی از سیر حوادث و اظهارات و اعترافات متهمان وقایع پس از انتخابات دستورالعمل میدانی منافقین در فتنه 88

به اتوبوس‌ها و مساجد حمله کنید و آتش بزنید!(پاورقی)


متهم ناصر عبدالحسینی
نماینده دادستان: بسم‌الله الرحمن الرحیم، ریاست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی  تهران، هویت متهم و اتهام وی: در این پرونده آقای ناصر عبدالحسینی با نام مستعار بهروز فرزند غلام رضا، متولد 1352، باسواد، شیعه، اهل و ساکن تهران، بازداشت موقت، متهم است به 1- محاربه از طریق عضویت و همکاری و تلاش و فعالیت مؤثر در راستای پیشبرد اهداف گروهک تروریستی منافقین. 2- تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی از طریق شرکت در اغتشاشات به دعوت گروهک تروریستی منافقین. 3- خروج غیرقانونی از کشور. 4- تشویش اذهان عمومی به قصد اخلال در نظم و امنیت کشور بدین شرح که نامبرده در سال 1386 از طریق متهم رضا خادمی به گروهک منافقین جذب و پس از ارتباط‌گیری تلفنی با ایمیل گروهک مذکور به طور غیرقانونی از کشور خارج و به قصد ]ورود به جمع‌[ آنها به قرارگاه اشرف می‌پیوندد و پس از دوره‌های آموزش در فروردین 1387 به کشور بازمی‌گردد.
مشارالیه در مدت حضور در ایران علاوه بر شناسایی و معرفی افراد جهت عضویت در گروهک تروریستی منافقین از قبیل مهدی نوری در تجمعات فراخوانی گروهک مذکور در سطح کشور نیز حاضر و فعالیت‌های تبلیغاتی از قبیل نصب عکس سرکردگان گروهک در سطح شهر تهران را انجام و اقدام به جمع‌آوری اخبار و اطلاعات در خصوص اوضاع سیاسی و اجتماعی و ارسال به گروهک تروریستی مذکور ارسال نموده است.
مشاراله صراحتا اقرار می‌نماید که با رهنمود گروهک فوق‌الذکر و به هدایت افراد و اعضای گروهک به نام خانم زهره، مأموریت یافته که در اغتشاشات و تجمعات غیرقانونی حاضر و نسبت به تخریب و احراق اموال عمومی و دولتی، اتوبوس، ساختمان های دولتی و نظامی و اخذ عکس از صحنه‌های درگیری و ارسال برای گروهک تروریستی اقدام نماید. 5- گزارش دلایل و مستندات وزارت اطلاعات در خصوص مجرمیت متهم فوق‌الذکر مبنی بر اینکه نامبرده با عضویت و همکاری با گروهک تروریستی منافقین یکی از عوامل اصلی اغتشاشات بوده است. 6- اقرار صریح متهم نسبت به اعمال انتسابی طی تحقیقات قضایی انجام شده به شرح مطروحه پرونده دال بر عضویت و همکاری مؤثر با گروهک تروریستی منافقین و حضور در اغتشاشات. 7- سایر قراین و امارات موجود در پرونده، و تقاضا می‌شود به استناد مواد 186، 189، 190، 610، 698 قانون مجازات اسلامی و ماده 34 قانون گذرنامه با رعایت مواد 42، 47، 46 قانون مجازات اسلامی متهم محاکمه و مجازات شود. با عرض معذرت تولد متهم سال 65 است که به اشتباه 56 اعلام شد.
قاضی: آقای ناصر عبدالحسینی با نام مستعار صفار بهروز فرزند غلام‌رضا، ابتدا خودتان را کاملا معرفی کنید!
دفاعیات متهم
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت ریاست دادگاه و حضار متهم، من ناصر عبدالحسینی هستم، 23 سال دارم فرزند غلام‌رضا.
قاضی: آقای عبدالحسینی، براساس کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی انقلاب تهران، اتهام شما دایر بر: ‌‌]متن کیفرخواست قرائت‌شده[، دفاعیات خود را بیان کنید! وکیل مدافع محترم در جایگاه وکلا حضور دارد.
متهم: کلا اتهاماتی را که به من وارد شد همه آنها را قبول دارم. من از ورودم به سازمان منافقین توضیح کامل را می‌دهم، من در سال 1386با دوستم که دو ماه قبل از من وارد گروهک منافقین شده بود، صفر با گروهک منافقین آشنا کرد که بعد از چهارماه از آشنایی با گروهک منافقین با تماس‌های مکرری که آنها با من داشتند، به پایگاه اشرف رفتم که از مرز کردستان، از مرز قصرشیرین قاچاقی به پایگاه اشرف رفتم، در پایگاه اشرف آقایی به نام سیاوش در آنجا آموزش‌هایی را به من داد، آموزش‌هایی که من باید در تهران انجام می‌دادم، آموزش‌هایی مانند در شعبات شرکت کردن و به اغتشاش‌ در آوردن و در شعبه‌های اخذ رأی رفتن و از جایی که شعبه‌های خالی بود و از آنها فیلم‌برداری کنم و برای آنها ارسال کنم و بعد از دو ماه با خواهش‌های مکرر، من را از پایگاه اشرف به سمت تهران فرستادند که بعد از یک ماه من با دوستم رضا خادمی دوباره ارتباط برقرار کردم که با وی به کارهای تبلیغاتی در تهران پرداختم، نمونه‌ای از آن تبلییغات این بود که عکس سرگروهک منافقین را جلوی درب دانشگاه بزنیم و یا عکس وی را با بالن به هوا بفرستیم. در قبال این کارها مبلغی پول می‌دادند که چون آنها می‌دانستند مشکل پولی داریم، روی نقطه ضعف‌مان دست گذاشته بودند و به من پیشنهادهای خاصی داده بودند، یکی از آن پیشنهادها این بود که می‌گفتند: ما تو را به هر کشوری که خواستی، می‌فرستیم و بعد از یک مدتی تماس‌هایشان با ما قطع شد که در این دوره انتخابات که من در شهر بوشهر بودم با من تماس گرفتند که من آنجا مشغول کار بودم و به من گفتند: به شعبه‌های اخذ رأی برو و از آنجا فیلم‌ها را بفرست! و من در پاسخ گفتم: مشغول کار هستم و با آقای رضا خادمی تماس گرفتند، یک هفته بعد از انتخابات خانمی به نام زهره از شهر لندن پای تلفن به من گفت: بهروز، امروز با دوستانت به شهر برو و با درست کردن مواد منفجره و نگه‌داشتن اتوبوس و مردم را پیاده کردن، به اتوبوس‌ها حمله کنید و آنها را آتش بزنید و به مساجد حمله کنید و آنها را نیز آتش بزنید! که بعد از این  27روز با من تماس گرفتند که روز 28 من دستگیر شدم و بعد از آن دیگر تماس با آنها نداشتم و این آخرین حرف‌های من بود.
از ریاست دادگاه هم درخواست دارم که من را مورد عفو قرار دهند.
قاضی: وکیل مدافع محترم، دفاعیات خود را ارائه دهید!
دفاعیات وکیل مدافع متهم
وکیل مدافع: عالی‌جناب یک حدیث قدسی داریم که می‌فرماید خداوند کسانی را که دوست داشته باشد، احتیاج ناس را در اختیارش قرار می‌دهد و او مصداقش جناب‌عالی هستید و اظهارات موکل بنده را شنیده در این سن و سال، کیفرخواست هم بنده توجه کردم بسیاری از مواردش نوشته است، قصد اخلال، اخلال در هیچ جایش نبوده است، بنده در حضور تمام شماها اعتراف می‌کنم که خیلی قصدها را در ذهن دارم، قصد که جرم نیست، در ذهن اکثر انسان‌ها قصد است قصد که جرم نیست. استحضار دارند که تحقق جرم سه تا عنصر دارد، عنصر مادی، قانونی و سوءنیت که منجر به انجام اعمال مجرمانه که مضر است به حال اشخاص دیگر یعنی خسارت وارد شود، در اظهارات این جوان با این سیما که بسیار بسیار صادقانه بود، پاک و توأم با شجاعت بود، اظهارات را که انسان می‌کند این جامعه دادگاه انقلاب است، بنده که خودم وکیل هستم لرزه به اندامم افتاده است چه برسد به وی که دارد اعتراف می‌کند، این اظهارات را که اظهاراتی است علیه غریزه و صیانت نفس انسانی که این علیه صیانت غریزه انسانی در نباتات هم است، زمانی که شما دست به نبات و گیاهی ببرید ثابت شده است که از خودش عکس‌العمل نشان می‌دهد و جمادات هم دانشگاه کشف کردند که آی کیو از صفر تا 4 است و در انسان تا 10 است. با توجه به این گونه مسائل و اقراراتی بسیار صریح و ساده و صادق و باشهامت و با عنایت و با دلایلی که در کیفرخواست دادستانی محترم است الا ماده 34 برای خروج و ورود غیرقانونی از مرز و اینکه سوابق مربوط به مجرمان دیگر را ندارد و اینکه در جرائم مربوطه سیاسی و جرائم علیه انسانی هیچ نوع اشاره‌ای به روی آن نشده است و با توجه به این‌گونه مسائل و با توجه به فقدان عنصر مادی در این پرونده که از محضر محترم دادگاه و عنایت ماده 22 از قانون مجازات اسلامی و بند «الف» از ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری و ماده 728 از قانون مجازات اسلامی موکل بنده را مورد تخفیف مجازات و صدور حکم برائت وی بفرمایید و بنده در این رابطه هم برای اینکه دفاعیاتم را کامل کرده باشم از دادگاه یک هفته استمهال می‌خواهم که دفاعیاتم را تکمیل کنم تا تقدیم محضر محترم دادگاه کنم.
متهم رضا رفیعی فروشانی
از نماینده محترم دادستان خواسته می‌شود که کیفرخواست انفرادی آقای رضا رفیعی فروشانی را قرائت کنند! متهم در جایگاه قرار بگیرد!
نماینده دادستان: متهم رضا رفیعی فروشانی فرزند حاج‌بابا، متولد 1340، اهل و ساکن تهران، متهم است به اقدام علیه امنیت کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان که براساس گزارش معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات منتج از کنترل اقدامات انجام شده و تحقیقات دادسرای امنیت تهران متهم با شروع انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران با حضور در تهران ستاد مجازی 88 را با مجوز آقای موسوی در اینترنت راه‌اندازی نموده و در سایت فیس بوک به یکی از تأثیرگذاران در القاب کذب و دروغ از جمله مسئله تقلب و اطلاع‌رسانی وقایع داخل کشور به خارج تبدیل می‌شود.
مشارالیه بعد از انتخابات با حضور در اغتشاشات گزارش لحظه به لحظه مسائل مزبور را به صورت عکس‌برداری و فیلم‌برداری به وسیله تلفن ماهواره‌ای، ای‌میل و سایت فیس‌بوک به خارج از کشور و به عناصر و عوامل سرویس‌های جاسوسی آمریکا منتقل نموده است. در همین راستا متهم اقداماتی به شرح ذیل انجام داده است:
1- نفوذ در احزاب سیاسی و تأسیس NGO با هدف‌ تأثیرگذاری و استحاله چهره‌های سیاسی و منتسبین و منسوبین آنها در راستای براندازی نرم.
2- عضویت و ارتباطات گسترده با مؤسسات آمریکایی و نهایتاً ادامه ارتباط به منظور فراهم کردن حضور مسئولین مؤسسه تایم در داخل کشور با هدف تأثیرگذاری القایی بر روی مسئولین نظام و انجام تحقیقات در ماجرای ایران گیت برای آن مؤسسات. 3- برقراری ارتباط با عناصر وابسته به سرویس اطلاعاتی آمریکا به نام خانم نورا واستراراپن و نهایتاً ارسال اطلاعات و اخبار در جریان اغتشاشات بنا به درخواست خانم مذکور، تلویحاً اینکه خانم نورا از نامبرده جهت شرکت در جلسات با حضور افسران سیا دعوت می‌کند.
4- تلاش گسترده جهت ایجاد شبکه ماهواره‌ای غیرقانونی خصوصی برای حزب اعتماد ملی علی‌رغم مخالفت شورای عالی امنیت ملی با ایجاد چنین شبکه‌ای، و نشست و لابی با آقایان کروبی، فرزندان و نمایندگان ایشان در ایران و امارات و هماهنگ نمودن این اقدامات با سرویس امارات و انجام ملاقات با خانم جیلیان برنز از مسئولان پایگاه براندازی آمریکا علیه ایران در دوبی. 5- شرکت دربرنامه آموزشی و آزمون بی‌بی‌سی در قبرس که با حضور 20 نفر از ایرانیان برگزار شد. 6- ارتباط با یکی از عناصر اطلاعاتی آمریکا به نام خانم می‌سی مبشر که در اغتشاشات متهم موظف به ارسال گزارشات لحظه‌ای به وی بوده است. توضیح اینکه خانم می‌سی در جریان حمله آمریکا به عراق با حضور در بغداد و همچنین جنگ اسرائیل علیه لبنان با حضور در جنوب لبنان برای آمریکائیان فعالیت نموده است. 7- جاسوسی به مدت 2 سال به عنوان منبع کددار با اخذ حقوق ماهیانه برای سرویس امارات که مستقیماً با سرویس اطلاعاتی آمریکا و انگلیس مبادلات اطلاعاتی دارند. در همین خصوص متهم نسخه‌ای از کلیه اخبار و اطلاعات جمع‌آوری شده را در اختیار سرویس اطلاعاتی امارات قرار داده است. 8- ارتباط و ارسال اخبار اغتشاشات برای خانم آزیتا اردلان از عناصر ضدانقلاب و سلطنت‌طلب مقیم آمریکا. 9- جمع‌آوری آثار اجتماعی ناشی از تحریم‌های آمریکا علیه ایران و انتخابات برای شبکه ماهواره‌ای 75 و انجام ملاقات متعدد با خانم نازی بیگدلی از عناصر عوامل شبکه در دوبی.
لهذا با توجه به تحقیقات انجام شده و اقاریر صریح متهم و مستندات موجود، مجرمیت متهم محرز و مسلم بوده، لذا به استناد ماده 500 و 505 قانون مجازات اسلامی با رعایت موارد 46و 47 تقاضای اشد مجازات برای متهم را خواستاریم.
قاضی صلواتی: ابتدا از آقای رضا رفیعی‌فروشانی خواسته می‌شود که خودشان را معرفی کنند!
دفاعیات متهم
متهم: رضا رفیعی فروشانی، فرزند حاج‌بابا، متولد 1340 تهران، دارای مدرک دکترای اقتصاد از آمریکا.
قاضی صلواتی: آقای رضا رفیعی‌فروشانی فرزند حاج‌بابا، براساس کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب تهران، اتهام شما اقدام علیه امنیت کشور از طریق جاسوسی به نفع بیگانگان قرائت شده، دفاعیات خود را شروع کنید! ضمناً وکیل مدافع متهم در جایگاه وکلا حضور دارند، بفرمایید!
رضا رفیعی‌فروشانی: اگر اجازه بدهید من یک عقبه‌ای از خودم اول اعلام کنم. من از کودکی در اروپا تحصیل کردم. برای دوره دبیرستان به یک کالج آمریکایی در اروپا رفتم و از همان اول به روزنامه‌نگاری و پیگیری وقایع جهان علاقه‌مند بودم. حتی در دبیرستان هم رشته‌هایی در این مورد، در کلاس‌های ورد افرز World Affairs یعنی وقایع جهان برمی‌داشتم که زیرنظر استادان آمریکایی تحصیل می‌کردم و از طریق همان استادان در تشکل‌های دانش‌آموزی شرکت می‌کردم مثلاً در زمانی که شوروی سابق وارد افغانستان شده بود مدرسه ما تظاهراتی در مقابل سفارت شوروی سابق برگزار کرد که من در آن تظاهرات شرکت کردم.
بعد از اخذ دیپلم از اروپا به آمریکا رفتم و در زمانی که در دانشگاه آمریکا تحصیل می‌کردم با آقای ویلیام مک وورتر آشنا شدم. آقای ویلیام مک وورتر رئیس منطقه آمریکای لاتین مجله تایم بودند که این دوستی در آینده موجب و منجر به همکاری من با مجله تایم شد. پس از پایان این دوره تحصیلی به ایران برگشتم و بعد از آن دوباره برای ادامه تحصیل به اروپا رفتم و در سال 1986 آقای مک وورتر رئیس شعبه دفتر مجله تایم در آلمان غربی بودند که از من خواستند که با ایشان درمورد تهیه گزارش روی پروژه ایران‌گیت همکاری کنم که من هم با ایشان همکاری داشتم در این زمینه و بعد از آن به ایران برگشتم، رسماً به عنوان نماینده ویژه مجله تایم در ایران معرفی شدم و مسئولیت من شرکت در کنفرانس‌های مطبوعاتی ریاست‌جمهوری و طرح سوالات هدفمند مجله تایم از ریاست جمهوری و برقراری مصاحبه اختصاصی با سران جمهوری اسلامی بود.
من این جا یک توضیحی بدهم در مورد مجله تایم، فکر کنم لازم باشد، مجله تایم در 8 میلیون نسخه در سراسر دنیا توزیع می‌شود و یکی از موثرترین نشریات جهانی در شکل‌گیری افکار عمومی جهانیان است و این مجله با داشتن دو بازوی قوی زیرمجموعه خودش که یکی شرکت فیلم‌سازی برادران وارنرز Warners در هالیوود هست و دیگری شرکت معظم خبری CNN، نقشی بسیاری اساسی در تولید خبر و پخش خبر در جهان دارد که ما همان طوری که مشاهده کردیم و در زمان حمله آمریکا به عراق در حقیقت با استفاده از این زیرمجموعه‌ها و همپایی با پنتاگون آمریکا، توانستند جنگ را لحظه به لحظه به تصویر بکشند تا به جهانیان ارائه بدهند. من برای این مجله فقط نماینده ویژه بودم هیچ خبری ارسال نمی‌کردم و هیچ همکاری هم با دفتر خبری تهران آنها نداشتم. همزمان در منطقه آزاد کیش من فعالیت‌های اقتصادی خودم را می‌کردم. یک وب‌سایت هم در جزیره کیش راه‌اندازی کرده بودم که در آن وب‌سایت هم جاذبه‌های سرمایه‌گذاری در کیش را تبلیغ می‌کردم، هم اینکه از مسئولین کسانی که می‌آمدند به جزیره کیش سفر می‌کردند به خصوص از جناح اصلاح‌طلب من با آنها مصاحبه می‌کردم و این مصاحبه‌ها را در وب‌سایت جزیره کیش می‌گذاشتم.
در همان ایام از BBC  با من تماس گرفتند و به من طلاع دادند که یک آزمونی دارند در قبرس و از من دعوت کردند که در این آزمون شرکت کنم. من به هزینه ‌‌BBC به قبرس رفتم، متوجه شدم که غیر از من حدود 20 نفر دیگر را از ایران دعوت کردند و ‌‌‌BBC در آن‌جا اعلام کرد که قصد گسترش فعالیت‌های فارسی‌زبانی خودش را دارد و ما 20 نفر را در هتل‌های مختلف پراکنده کردند و تک به تک مصاحبه کردند که من با آنها به نتیجه‌ای نرسیدم و به ایران برگشتم.
در زمانی هم که در ایران بودم به پیشنهاد یک سری دوستان مقیم اروپا یک NGOای راه‌اندازی کردم که این NGO با یک سری از دوستان همفکر خودم باز از جناح اصلاح‌طلب راه‌اندازی شد و با اعضای انجمن سفر به اروپا داشتیم و تعدادی افراد ایرانی را به دانشگاه‌های اروپا بردیم و تحویل دادیم.
در دور دوم انتخابات آقای خاتمی هم به علاقه شخصی خودم کمک به ستادهای آقای خاتمی را شروع کردم، برای ستاد سیمرغ یک وب‌سایت اینترنتی راه‌اندازی کردم که اخبار و گزارشات و تصاویری که به من می‌دادند روی این وب‌سایت می‌گذاشتم و در عین حال ستادهای رای خارج از کشور هم روی وب‌سایت شخصی خودم و وب‌سایت جزیره کیش اعلام می‌کردم تا اینکه بعد از این دوران من برای کار به امارات، به شهر رسانه‌های دوبی رفتم.
در آن‌جا فعالیت من راه‌اندازی ارتباط ایستگاه‌های تلویزیونی در امارات با ماهواره‌های عربی بود، عرب‌ست و نایل‌ست و در آن زمان بود که آقای افخمی با من مرتبط شدند و اظهار داشتند که یک کانال تلویزیونی خصوصی برای حزب اعتماد ملی راه‌اندازی کنیم برایشان و این کانال متعلق به حاج‌آقا کروبی است که حدود 400 هزار دلار هم هزینه کردند برای این کانال راه‌اندازی شد ولی به دلایلی هیچ‌گاه به بهره برداری نرسید که یکی از آن دلایل اعلام شورای امنیت ملی ایران بود که همکاری با آن جرم است.
این اقدام من موجب شد که من تحت نظر سرویس‌های امنیتی قرار گرفتم، از کنسولگری آمریکا خیلی پیگیر قضیه بودند که این چه شخصی بود که این کانال تلویزیونی را می‌خواسته راه‌اندازی کند و من ملاقاتی با خانم جولیا برنز داشتم از کنسولگری که بعدا که تحقیق کردم دیدم ایشان فراتر از کنسولگری آمریکا هستند و این‌جا هم لازم است یک توضیحی در مورد ایشان بدهم.
خانم جولیا برنز، همسر آقای نیکولاس برنز هستند که یکی از مسئولین ارشد وزارت امور خارجه آمریکا در زمینه ایران هستند و خانم جولیا برنز مسئول میز ایران در وزارت امور خارجه آمریکا در امارات بودند و این میز را در ساختمان «ورود تریت سنتر»، همان ساختمانی که کنسولگری آمریکا در آن‌جا قرار دارد، راه‌اندازی کرده بودند که ما خودمان شاهد بودیم  آن موقع که بشقاب‌های ماهواره‌ای و مخابراتی فراوانی را روی آن ساختمان گذاشتند که این قدر مشهود شده بود که با یک پوستر تبلیغاتی پوشاندند و ما و افرادی که ساکن دوبی بودیم می‌دانستیم که این جا تبدیل شده به یک تله برای نخبگان ایرانی و یک مرکز برای کسب اطلاعات در مورد ایرانیان ساکن دوبی و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و ایرانیانی که برای اخذ ویزای آمریکا به دوبی می‌آیند و بدون اطلاع از اینکه پا به چه مرکزی می‌گذارند به نام مصاحبه، ویزا و غیره در حقیقت از آنها اطلاعات کسب می‌شود برای این مرکز. ارتباط من هم در همین حدی که اعلام کردم بود.
چند وقت بعد خانم نازی بیگلری در دوبی با من تماس گرفتند. ایشان در مورد تاثیر تحریم‌های آمریکا به ایران تحقیقاتی داشتند انجام می‌دادند و چون رشته من اقتصاد بود با من تماس گرفتند و گفتند می‌توانم در این مورد برایشان تحقیق کنم که من به ایران آمدم مهرماه پارسال کارهای اقتصادی خودم را دنبال می‌کردم تا اینکه متوجه شدم که آقای خاتمی قصد شرکت در انتخابات را دارند و من سعی کردم که به ستادهای آقای خاتمی نزدیک بشوم و اعلام همکاری کنم که با کنار کشیدن آقای خاتمی قضیه منتفی شد. تا اینکه آقای موسوی وارد صحنه شدند و آقای خاتمی و اصلاح‌طلبان حمایت از آقای موسوی را اعلام کردند. من هم یک صفحه‌ای روی فیس‌بوک داشتم که آن صفحه را به یک ستاد مجازی برای تبلیغ انتخابات و تبلیغ آقای موسوی تبدیل کردم.