آسیبشناسی بیست و هشتمین نمایشگاه کتاب تهران (بخش پایانی)
عدم تناسب فرهنگ مطالعه با سند چشم انداز(گزارش روز)
لیلا کریمی
در جامعه باید سنت کتابخوانى رواج پیدا کند. کتابخوانى باید در جامعه ترویج شود؛ و این کار بر عهده همه دستگاههائى است که در این زمینه مسئولند.
بیانات رهبر فرهیخته انقلاب در دیدار مسئولان کتابخانهها و کتابداران / بیست و نهم تیرماه 1390
وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران یکی از دغدغههای مقام معظم رهبری در چند دهه اخیر بوده و این همانا ناشی از نگاه فرهنگی رهبر معظم انقلاب و علاقه ایشان به خواندن و ترویج کتاب است.
ایشان در دیدار برخی از ناشران در بیستوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گوشزد کردند که باید به گونهای برنامهریزی شود که فضای کتابخوانی در کشور توسعه و تعمیق پیدا کند. با یک برنامهریزی دقیق و تعیین اهداف مرحلهای در هر سال، همگام با برگزاری نمایشگاه کتاب و افزایش جمعیت بازدیدکننده، در فضای کتابخوانی کشور نیز پیشرفت چشمگیری به وجود آید. ایشان با تأکید بر لزوم ارزیابی محتوایی هر ساله نمایشگاه کتاب به وسیله افرادی کارشناس و صاحب صلاحیت افزودند: این ارزیابی نشان خواهد داد که آیا هر دوره نمایشگاه کتاب از نظر محتوا، نسبت به دوره قبل، تغییر و رشد داشته است یا خیر. در یک نگاه کلی رهبر فرزانه انقلاب در یک ترسیم کلی نقشه راه رسیدن به فضای مناسب کتاب و کتابخوانی را ترسیم کرده اند.
حال باید دید در این میان کارکرد نمایشگاه بینالمللی کتاب در بالا بردن سطح مطالعه در کشور چیست ؟ چه اهدافی برای رسیدن به نمایشگاه استاندارد کتاب تعریف شده است ؟
کارکرد نمایشگاه بینالمللی کتاب چیست ؟
مهدی کاموس، نویسنده در گفت و گو با گزارشگر کیهان هدف از برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و صدور پروانه نشر به ناشران، طبق مقررات آمده در وزارت ارشاد «گسترش فرهنگ مطالعه» و «ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه» عنوان میکند و ادامه میدهد: «از اینرو، کارکرد نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را باید در تاثیرش بر سطح «فرهنگ مطالعه» و «آگاهی جامعه» جستجو کرد. این جستجو از پاسخ به «فرهنگ مطالعه و سطح آگاهی جامعه چیست؟» شروع میشود و با سوالات «راههای گسترش فرهنگ مطالعه و ارتقای سطح آگاهی جامعه کدامند؟» ادامه مییابد. اما واقعیت این است که این اهداف برخاسته از وظیفه فرهنگی حاکمیت نسبت به مردم و آینده انقلاب اسلامی ایران است و خواستهاش متولی و متصدی دانستن دولتها نسبت به فرهنگ مردم است. در حالیکه، بسیاری از مسئولان فرهنگی از دهه 70 تاکنون برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را با هدف رونق اقتصاد و صنعت نشر میدانند و وظیفه رسیدن به هدف گسترش فرهنگ مطالعه به انواع نشستهای تخصصی در برنامههای جنبی نمایشگاه گذاشتهاند که مخاطبان اصلی آنها نخبگان، مسئولان و به ندرت عامه مردم است. چنانچه میبینیم برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در اهداف، کارکرد و اثرات تناقضی پنهان و کمتر شناخته شده دارد.
نگاه ساده انگارانه: فروش کتاب
در بالا بردن سطح مطالعه
این نویسنده و پژوهشگر در ادامه میافزاید: «در واقع، در نمایشگاه با هدف گسترش فرهنگ مطالعه؛ کمتر کالا محور – کتاب محور- و بیشتر خدمات محور از جنس خدمات فرهنگی است و نمایشگاه با هدف رونق صنعت نشر بیشتر کالا محور است و خدمات نیز در راستای خدمات اقتصادی است. در چنین نمایشگاهی خرید و فروش کتاب اصل است و نمایشگاه نقطه خرید و فروش کتاب، نقطه خرید و فروش کپی رایت، نقطه خرید و فروش خدمات توزیع و تبلیغ و غیره است. روشن است که در موارد بسیاری این خدمات اقتصادی و فرهنگی بر هم منطبق میشوند و هم افزایی دارند اما گسترش فرهنگ مطالعه در راستای ارتقای فرهنگ جامعه اصل نیست. بلکه تولید و فروش براساس پسند و تقاضای جامعه و افزایش آمار اصل است. از این رو اگر سادهانگارانه فروش کتاب را عامل گسترش مطالعه بدانیم کارکرد نمایشگاهی مانند نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران افزایش آمار خرید و فروش کتاب و با اغماض سرانه مطالعه و نه فرهنگ مطالعه است.»
این پژوهشگر کودک و نوجوان با اشاره به اینکه مطالعه و کتابخوانی – اگر مطالعه مفید باشد- دانش افزاست و فرهنگ مطالعه بینشآور است و سطح آگاهی جامعه را میافزاید، میگوید: «روشن است که در اینجا نمایشگاه را تنها عامل گسترش فرهنگ مطالعه نمیدانم و آن را به عنوان یک عامل موثر در نظر دارم. شایستهاست وضعیت عمومی فرهنگ مطالعه را در «نظام جامع آموزشی کشور» بررسی کرد. نظام جامع آموزشی را عوامل خانواده، مدرسه(آموزش و پرورش)، دانشگاه( آموزش عالی)، رسانههای گروهی(صدا و سیما، مطبوعات)، سیاستهای فرهنگی دولتها(وزارت ارشاد اسلامی و...) و فضای محیطی جامعه تشکیل میدهند. در این میان خانواده بیشتر تحت تأثیر رسانهها و فضای محیطی جامعه است. فضای محیطی جامعه، رسانههای داخلی تحت تاثیر سیاستهای فرهنگی دولتی قرار دارند. از اینرو نقش سیاستهای فرهنگی دولتی بالاست.»
احمد شاکری منتقد و داستاننويس ؛ در زمینه سیاست فرهنگی و مدیریت فرهنگی سخن به میان میآورد و میگوید: « مدیریت فرهنگی ما به خصوص در حوزه کتاب و کتاب خوانی نیازمند یک الگوی راه و نقشه جامع برای حرکت خود در طول مدت مشخص با افق مشخص است.»
چه برنامهای برای ایران 1404 داریم؟
نویسنده رمان«انجمن مخفی» با اشاره به اینکه باید بدانیم در طول دهه حاضر و دهههای بعد و به خصوص برای ایران 1404 دقیقا چه برنامهای داریم ؛ ادامه میدهد: «چنین کلان نگری در زمینه فرهنگی مختص مجموعههایی چون ارشاد است که برای حوزه ملی برنامهریزی دارند و باید این کلان نگری صورت گیرد .معتقدم یک کمیته دایمی باید توسط ارشاد تاسیس شود که مجموعه حلقههایی را باید به هم پیوند بزند و حتما ارشاد باید متولی این امر باشد. یکی از شاخههای مهم در حوزه کتاب و کتابخوانی بحث ادبیات- رمان، زندگینامه،خاطره نوشت ها و... است. لذا لازم است با محوریت فرهنگ و بحث کتاب کمیتههای متعددی تشکیل شود و این کمیتهها در حقیقت اجزای یک سند فرهنگی را برای کل کشور ترسیم کنند. چنین کلان نگری واقعا ضرورت اولیه است برای هر گونه برنامهای در حوزه فرهنگی و به خصوص در حوزه کتاب و کتابخوانی. عموما تصمیم گیریهایی که در این زمینه میشود، مقطعی است. یا تصمیم گیریهایی که افق روشنی برای تحول و رشد آن در نظر گرفته نشده است و یا اینکه اگر هدف گذاری صورت گرفته است، هیچگونه هم افزایی با تازههای دیگر فرهنگی در حوزه کتاب و کتابخوانی ندارند.»
این منتقد ادبی با مثالی از کارکرد بنیاد ادبیات داستانی ادامه میدهد: «یکی از اهداف اساسی که برای بنیاد ادبیات داستانی ایران در زمان دولت گذشته و معاونت دکتر پرویز در نظر گرفته شد؛ این بود که برای خاص ادبیات داستانی فکر و در افقهای کلان و ملی سیاست گذاری کنند. الان اتفاقی که در بنیاد ادبیات داستانی افتاده، این است که مجموعه تبدیل به کارگزار مثلا اجرای برخی از جشنوارههای وزارت ارشاد و خانه کتاب شده است. بهطور مثال برنامه بنیاد ادبیات داستانی ( مجموعهای که باید کارکرد ملی داشته باشد) شده «راه اندازی اردوی پیادهروی نویسندگان تا دریا» است. این تقلیل دادن یک افق کلان است که چیزی جای آن را پر نمیکند. در حوزه ادبیات داستانی هیچ افق نگری در کشور وجود ندارد. در صنعت نفت و پتروشیمی همه مشخص است در 10 و 20 سال آینده به کجا باید برسند؟ سوال این است ما در حوزه ادبیات دقیقا مشخص است ما در یک یا دو دهه دیگر کجا باشیم؟ به خصوص اینکه کمیتهها باید دل نمایشگاه با هم تعامل داشته باشند. یعنی در دل نمایشگاه بحث حوزه ادبیات داستانی و نیازهای خاص ادبیات در کشور هم مطرح است؛ درحقیقت بحث حوزههای نظری و متنوع دیگر هم مطرح است.»
شاکری با طرح سوالی مبنی بر اینکه نمایشگاه کتاب چه کمکی میخواهد به حوزه ادبیات داستانی بکند؟ اظهار میدارد: «به عنوان مثال نمایشگاه کتاب چه کمکی به حوزه اقتباس ادبیات داستانی، نشر و تبلیغ و توسعه کتاب و کتاب خوانی و... میکند. آنچه سالهای سال با آن مواجهه هستیم نوعی عادت زدگی و به نوعی فکر برای هر سال و عدم افق نگری است که نمایشگاه کتاب تهران تبدیل به فروشگاه بزرگ شده است. حتی اهمیت مسئله اینقدر کم شده است که اگر یک سال تعداد بازدیدکنندگان نمایشگاه تعدادشان زیاد و فروش قابل توجهی در نمایشگاه باشد، به نظر میرسد متولیان امر را راضی نگه میدارد. یعنی گمان میکنند در اهدافشان در برگزاری نمایشگاه کتاب رسیدهاند؛ در حالیکه این هدف اصلی نمایشگاه نیست.»
«فرهنگ مطالعه» با اهداف سند چشم انداز ایران 1404 متناسب نیست
به گفته؛ مهدی کاموس - پژوهشگر و نویسنده - بررسی این مسائل نمایشگاه کتاب تهران را باید از یکسو در نداشتن نقشهراه متناسب با اهداف کلی«گسترش فرهنگ مطالعه» و «ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه» و از سوی دیگر در «سیاستگذاری فرهنگی» و «اقتصاد نشر» نامتناسب با این اهداف دانست. همچنین وضعیت فعلی «فرهنگ مطالعه» با اهداف سند چشم انداز ایران 1404 متناسب نیست. و گسترش فرهنگ مطالعه و افزایش سرانه مطالعه عمومی به مهندسی مجدد در نظام جامع آموزشی کشور و عزم و اراده ملی دارد. چگونه نمایشگاه کتاب تهران میتواند وظایف یک نمایشگاه بینالمللی را به عهده بگیرد؟ آیا شکاف بین ناشران و مخاطبان موضوعیت دارد و یا اینکه کشور ما از نظر بخش اقتصادی نشر ضعیف عمل کرده است؟ و نتوانسته است چرخه توزیع کتاب را در کشور فعال کند؟ و اما و اگرهای بسیاری وجود دارد!
ضعف در توزیع مناسب کتاب
حمید رضا شاه آبادی، نویسنده با اشاره به اینکه دو مسئله موجب شده نمایشگاه کتاب تهران نتواند کارکرد اصلی خود را داشته باشد، ادامه میدهد: «اول اینکه ضعف بزرگی در صنعت نشر ما در حوزه «توزیع کتاب» وجود دارد. در واقع امکانات توزیع در حوزه نشر ناقص است و کتاب به دست مخاطب نمیرسد. اگر نمایشگاه کتاب تهران و همچنین نمایشگاههای کتاب استانی هم از بین بروند حداقل امکان توزیع کتاب برای ناشرین از دست میرود. درواقع نمایشگاه کتاب تهران و استانی، بار نبود چرخه مناسب توزیع کتاب را به دوش میکشند و در قدم اول باید روشهای مناسبی برای توزیع کتاب فراهم شود. موسسات بزرگ پخش کتاب شکل بگیرند. فروشگاههای بزرگ کتاب تشکیل شوند تا نمایشگاه تهران بتواند به شکل نمایشگاهی شود.»
وی در ادامه میافزاید: «نکته دیگر اینکه تغییرات مکرر در مدیریتها و شیوههای برگزاری نمایشگاه کتاب تهران موجب شده است، یک تجربه واحد نهادینه نشود و نمایشگاه رشد کند و به سمت حرفهای شدن پیش برود.»
عدم تناسب مقایسه نمایشگاه کتاب تهران با نمایشگاههای دیگر بین المللی
محمد میرکیانی، مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه جهانی جام جم، یکی از مشکلات در کشور را توزیع نامناسب کتاب میداند و نمایشگاه کتاب را فرصتی برای آشنایی مخاطبان کتاب با کانالهای ناشناخته توزیع میداند .
او در ادامه میگوید: «مقایسه نمایشگاه وفروشگاه کتاب در ارتباط با نمایشگاه کتاب تهران، درست نیست. چون با ساختار فرهنگی کشورمان سازگاری ندارد. و کودکان غالبا دوست دارند خرید کنند و برخی از والدین علاقه مند هستند که از دست نویسندگان کتاب بگیرند. من در نمایشگاه شاهد این بودم که کودکانی که کتاب من را میخریدند ،والدین کودکان به من میگفتند شما کتاب را امضا کن. گام اولیه این است با فرهنگ کتاب و کتاب خوانی کودکان آشنا شوند و اینکه میگویند نمایشگاه کتاب باید محل نمایش صرف باشد در نگاه روشنفکران شکل گرفته است. مثلا یک ناشر چند میلیون هزینه غرفه کارگر و... بکند تا یک عده بیایند کتاب را ببینند و بروند و کتابی نخرند!»
جواد کامور بخشایش، نویسنده هم در خصوص توزیع نامناسب کتاب میگوید: «فضای اطلاع رسانی در خصوص کتاب را باید قویتر بکنیم. ما در یک جامعه فرهنگی زندگی میکنیم اما یک شبکه مخصوص معرفی کتاب نداریم. چه اشکالی دارد شبکهای مختص معرفی کتاب به صورت 24 ساعته باشدو خود ناشران هم حمایت مالی میکنند. ولی هیچ وقت این اتفاق نمیافتد .ای کاش مسئولین فرهنگی به این بیندیشند که اگر یک شبکه کتاب راه اندازی کنند مخاطب را چند گام به کتاب نزدیک میکنیم و در شبکه اطلاع رسانی عظیم کشوری، کارشناس کتاب درباره کتابهای مختلف بحث و بررسی کند و مخاطب حق انتخاب دارد. متاسفانه در این 10 روزه نمایشگاه میخواهیم انبوه اطلاعات را به ذهن مخاطب بیندازیم. شاید من مخاطب نهایت بتوانم از وجود چند کتاب مفید اطلاع یابم.»
نمایشگاه کتاب، مشکلات نشر را مرتفع نمیکند
سید علی کاشفی خوانساری با عنوان اینکه انتظار معقولی از نمایشگاه نیست که مشکلات نشر را مرتفع کند، میگوید: «چرخه توزیع کتاب با برنامهریزیهای زیر بنایی و اساسیتر میتواند اصلاح شود که تناسبی با قابلیتهای نمایشگاه ندارد. نمایشگاه کتاب نهایتا در چرخه اقتصادی ناشران و دسترسی مردم به کتابها نقش ایفا کند. مشکلات نشر زیربناییتر است عدم زمینههای لازم در اطلاع رسانی کتاب، نقاط عرضه کتاب قاعدتا در کتاب فروشیها باشد نه نمایشگاههای کتاب، وجود ناشران غیرحرفهای در فضای نشر که به حوزه کتاب ضربه میزنند.»
احمد شاکری، منتقد و نویسنده هم با اشاره به اینکه در دنیا، نمایشگاه کتاب با کارکرد خاص خودش تعریف دارد. میگوید: «اگر ما در حوزه تبلیغ و توزیع کتاب دقیق، به روز و جامع عمل بکنیم. اگر در حوزه نشر به روز باشیم و از آفت طولانی مدت چرخه نشر رها شویم؛ سوال این است نمایشگاه به چه کار میآید ؟ مخاطبین زیادی از اقصی نقاط کشور زمان و انرژی بسیار زیادی صرف میکنند تا با مشکلات خاص به نمایشگاه بیایند تا چند جلد کتاب تهیه کنند؛ اگر چرخه توزیع و نشر کامل باشد حضور مخاطبان برای خرید چند جلد کتاب در تهران موضوعیتی ندارد و برای چه منظوری نمایشگاه برگزار شود .در حقیقت عدم وجود افق کلان موجب شده برخی از دغدغهها و هدف گذاریهای اصلی و موضوعات اولویتدار به حاشیه برود و بدتر از آن ما کم کم اصل موضوع را فراموش میکنیم و خودمان را راضی کرده ایم که نمایشگاه تنها فروشگاه باشد و به این میبالیم که این میزان فروش داشته ایم. در حالیکه اگر منطقی فکر کنیم همین میزان فروش میتواند در طول سال اتفاق بیفتد بدون اتلاف وقت و انرژی صورت گیرد.»
حوزه فرهنگ درگیر برنامههای جزیی
وی با انتقاد به سیاستهای فرهنگی میافزاید: «عموما دولتها در حوزه فرهنگ به جای سیاست گذاری کلان و جامع و واقعیت بینانهای در طول سالها پی ریزی کنند؛ آنها بعضا مبتلا به برنامههای جزیی شدند که اصلا مشخص نیست که چه هندسه و ساختار کلی را کامل میکند. لذا برای آن باید برنامهریزی کرد و اتاق فکر و مجموعه کمیتههای که راجع به مقوله فکر میکنند، در نظر بگیرند. در برنامه هایمان دچار نوعی تقلید از برنامههای فرهنگی غرب هستیم. کسانی که با فضای غرب آشنا هستند تلاش میکنند که کپیبرداری کنند از برنامههایی که با ذات فرهنگی و اجتماعی غرب سنخیت دارد و آن را به حوزه کتاب و کتابخوانی ما وارد میکنند. لذا در این حوزه کتاب و کتاب خوانی تئوری پردازی و نظریه پردازی و مبنای فکری و اطلاعات جامع و به روز، افق و برنامهریزی دقیق میخواهیم که این موارد مغفول است.»
به گفته این منتقد ادبی؛ متاسفانه در دولت مردان ما عزم جدیای برای حل اساسی کار نیست .در حوزه ادبیات هم همین طور است.
احمد شاکری در ادامه بیان میکند: «آنقدر که دولت عزم جدی دارد که ممیزی را به چالش بکشاند وآنقدر که دغدغه برگزاری جشنواره در حوزه ادبیات دارد، کار بنیادی انجام نمیدهد. یعنی بیشتر برنامههایی به تعبیر ظاهری و روسطحی انجام میدهد تا در بیلان کاریشان اعلام کنند. در حقیقت در حوزه ادبیات داستانی بانی وجود ندارد و متاسفانه قرار بود که بنیاد ادبیات داستانی بانی این کار باشد که عملا با اضافه شدن بخش شعر بنیاد از کارکرد اصلی اش خارج شد و فکر نمیکنم کار جدی انجام دهد.»
در جامعه باید سنت کتابخوانى رواج پیدا کند. کتابخوانى باید در جامعه ترویج شود؛ و این کار بر عهده همه دستگاههائى است که در این زمینه مسئولند.
بیانات رهبر فرهیخته انقلاب در دیدار مسئولان کتابخانهها و کتابداران / بیست و نهم تیرماه 1390
وضعیت کتاب و کتابخوانی در ایران یکی از دغدغههای مقام معظم رهبری در چند دهه اخیر بوده و این همانا ناشی از نگاه فرهنگی رهبر معظم انقلاب و علاقه ایشان به خواندن و ترویج کتاب است.
ایشان در دیدار برخی از ناشران در بیستوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گوشزد کردند که باید به گونهای برنامهریزی شود که فضای کتابخوانی در کشور توسعه و تعمیق پیدا کند. با یک برنامهریزی دقیق و تعیین اهداف مرحلهای در هر سال، همگام با برگزاری نمایشگاه کتاب و افزایش جمعیت بازدیدکننده، در فضای کتابخوانی کشور نیز پیشرفت چشمگیری به وجود آید. ایشان با تأکید بر لزوم ارزیابی محتوایی هر ساله نمایشگاه کتاب به وسیله افرادی کارشناس و صاحب صلاحیت افزودند: این ارزیابی نشان خواهد داد که آیا هر دوره نمایشگاه کتاب از نظر محتوا، نسبت به دوره قبل، تغییر و رشد داشته است یا خیر. در یک نگاه کلی رهبر فرزانه انقلاب در یک ترسیم کلی نقشه راه رسیدن به فضای مناسب کتاب و کتابخوانی را ترسیم کرده اند.
حال باید دید در این میان کارکرد نمایشگاه بینالمللی کتاب در بالا بردن سطح مطالعه در کشور چیست ؟ چه اهدافی برای رسیدن به نمایشگاه استاندارد کتاب تعریف شده است ؟
کارکرد نمایشگاه بینالمللی کتاب چیست ؟
مهدی کاموس، نویسنده در گفت و گو با گزارشگر کیهان هدف از برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و صدور پروانه نشر به ناشران، طبق مقررات آمده در وزارت ارشاد «گسترش فرهنگ مطالعه» و «ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه» عنوان میکند و ادامه میدهد: «از اینرو، کارکرد نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را باید در تاثیرش بر سطح «فرهنگ مطالعه» و «آگاهی جامعه» جستجو کرد. این جستجو از پاسخ به «فرهنگ مطالعه و سطح آگاهی جامعه چیست؟» شروع میشود و با سوالات «راههای گسترش فرهنگ مطالعه و ارتقای سطح آگاهی جامعه کدامند؟» ادامه مییابد. اما واقعیت این است که این اهداف برخاسته از وظیفه فرهنگی حاکمیت نسبت به مردم و آینده انقلاب اسلامی ایران است و خواستهاش متولی و متصدی دانستن دولتها نسبت به فرهنگ مردم است. در حالیکه، بسیاری از مسئولان فرهنگی از دهه 70 تاکنون برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را با هدف رونق اقتصاد و صنعت نشر میدانند و وظیفه رسیدن به هدف گسترش فرهنگ مطالعه به انواع نشستهای تخصصی در برنامههای جنبی نمایشگاه گذاشتهاند که مخاطبان اصلی آنها نخبگان، مسئولان و به ندرت عامه مردم است. چنانچه میبینیم برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در اهداف، کارکرد و اثرات تناقضی پنهان و کمتر شناخته شده دارد.
نگاه ساده انگارانه: فروش کتاب
در بالا بردن سطح مطالعه
این نویسنده و پژوهشگر در ادامه میافزاید: «در واقع، در نمایشگاه با هدف گسترش فرهنگ مطالعه؛ کمتر کالا محور – کتاب محور- و بیشتر خدمات محور از جنس خدمات فرهنگی است و نمایشگاه با هدف رونق صنعت نشر بیشتر کالا محور است و خدمات نیز در راستای خدمات اقتصادی است. در چنین نمایشگاهی خرید و فروش کتاب اصل است و نمایشگاه نقطه خرید و فروش کتاب، نقطه خرید و فروش کپی رایت، نقطه خرید و فروش خدمات توزیع و تبلیغ و غیره است. روشن است که در موارد بسیاری این خدمات اقتصادی و فرهنگی بر هم منطبق میشوند و هم افزایی دارند اما گسترش فرهنگ مطالعه در راستای ارتقای فرهنگ جامعه اصل نیست. بلکه تولید و فروش براساس پسند و تقاضای جامعه و افزایش آمار اصل است. از این رو اگر سادهانگارانه فروش کتاب را عامل گسترش مطالعه بدانیم کارکرد نمایشگاهی مانند نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران افزایش آمار خرید و فروش کتاب و با اغماض سرانه مطالعه و نه فرهنگ مطالعه است.»
این پژوهشگر کودک و نوجوان با اشاره به اینکه مطالعه و کتابخوانی – اگر مطالعه مفید باشد- دانش افزاست و فرهنگ مطالعه بینشآور است و سطح آگاهی جامعه را میافزاید، میگوید: «روشن است که در اینجا نمایشگاه را تنها عامل گسترش فرهنگ مطالعه نمیدانم و آن را به عنوان یک عامل موثر در نظر دارم. شایستهاست وضعیت عمومی فرهنگ مطالعه را در «نظام جامع آموزشی کشور» بررسی کرد. نظام جامع آموزشی را عوامل خانواده، مدرسه(آموزش و پرورش)، دانشگاه( آموزش عالی)، رسانههای گروهی(صدا و سیما، مطبوعات)، سیاستهای فرهنگی دولتها(وزارت ارشاد اسلامی و...) و فضای محیطی جامعه تشکیل میدهند. در این میان خانواده بیشتر تحت تأثیر رسانهها و فضای محیطی جامعه است. فضای محیطی جامعه، رسانههای داخلی تحت تاثیر سیاستهای فرهنگی دولتی قرار دارند. از اینرو نقش سیاستهای فرهنگی دولتی بالاست.»
احمد شاکری منتقد و داستاننويس ؛ در زمینه سیاست فرهنگی و مدیریت فرهنگی سخن به میان میآورد و میگوید: « مدیریت فرهنگی ما به خصوص در حوزه کتاب و کتاب خوانی نیازمند یک الگوی راه و نقشه جامع برای حرکت خود در طول مدت مشخص با افق مشخص است.»
چه برنامهای برای ایران 1404 داریم؟
نویسنده رمان«انجمن مخفی» با اشاره به اینکه باید بدانیم در طول دهه حاضر و دهههای بعد و به خصوص برای ایران 1404 دقیقا چه برنامهای داریم ؛ ادامه میدهد: «چنین کلان نگری در زمینه فرهنگی مختص مجموعههایی چون ارشاد است که برای حوزه ملی برنامهریزی دارند و باید این کلان نگری صورت گیرد .معتقدم یک کمیته دایمی باید توسط ارشاد تاسیس شود که مجموعه حلقههایی را باید به هم پیوند بزند و حتما ارشاد باید متولی این امر باشد. یکی از شاخههای مهم در حوزه کتاب و کتابخوانی بحث ادبیات- رمان، زندگینامه،خاطره نوشت ها و... است. لذا لازم است با محوریت فرهنگ و بحث کتاب کمیتههای متعددی تشکیل شود و این کمیتهها در حقیقت اجزای یک سند فرهنگی را برای کل کشور ترسیم کنند. چنین کلان نگری واقعا ضرورت اولیه است برای هر گونه برنامهای در حوزه فرهنگی و به خصوص در حوزه کتاب و کتابخوانی. عموما تصمیم گیریهایی که در این زمینه میشود، مقطعی است. یا تصمیم گیریهایی که افق روشنی برای تحول و رشد آن در نظر گرفته نشده است و یا اینکه اگر هدف گذاری صورت گرفته است، هیچگونه هم افزایی با تازههای دیگر فرهنگی در حوزه کتاب و کتابخوانی ندارند.»
این منتقد ادبی با مثالی از کارکرد بنیاد ادبیات داستانی ادامه میدهد: «یکی از اهداف اساسی که برای بنیاد ادبیات داستانی ایران در زمان دولت گذشته و معاونت دکتر پرویز در نظر گرفته شد؛ این بود که برای خاص ادبیات داستانی فکر و در افقهای کلان و ملی سیاست گذاری کنند. الان اتفاقی که در بنیاد ادبیات داستانی افتاده، این است که مجموعه تبدیل به کارگزار مثلا اجرای برخی از جشنوارههای وزارت ارشاد و خانه کتاب شده است. بهطور مثال برنامه بنیاد ادبیات داستانی ( مجموعهای که باید کارکرد ملی داشته باشد) شده «راه اندازی اردوی پیادهروی نویسندگان تا دریا» است. این تقلیل دادن یک افق کلان است که چیزی جای آن را پر نمیکند. در حوزه ادبیات داستانی هیچ افق نگری در کشور وجود ندارد. در صنعت نفت و پتروشیمی همه مشخص است در 10 و 20 سال آینده به کجا باید برسند؟ سوال این است ما در حوزه ادبیات دقیقا مشخص است ما در یک یا دو دهه دیگر کجا باشیم؟ به خصوص اینکه کمیتهها باید دل نمایشگاه با هم تعامل داشته باشند. یعنی در دل نمایشگاه بحث حوزه ادبیات داستانی و نیازهای خاص ادبیات در کشور هم مطرح است؛ درحقیقت بحث حوزههای نظری و متنوع دیگر هم مطرح است.»
شاکری با طرح سوالی مبنی بر اینکه نمایشگاه کتاب چه کمکی میخواهد به حوزه ادبیات داستانی بکند؟ اظهار میدارد: «به عنوان مثال نمایشگاه کتاب چه کمکی به حوزه اقتباس ادبیات داستانی، نشر و تبلیغ و توسعه کتاب و کتاب خوانی و... میکند. آنچه سالهای سال با آن مواجهه هستیم نوعی عادت زدگی و به نوعی فکر برای هر سال و عدم افق نگری است که نمایشگاه کتاب تهران تبدیل به فروشگاه بزرگ شده است. حتی اهمیت مسئله اینقدر کم شده است که اگر یک سال تعداد بازدیدکنندگان نمایشگاه تعدادشان زیاد و فروش قابل توجهی در نمایشگاه باشد، به نظر میرسد متولیان امر را راضی نگه میدارد. یعنی گمان میکنند در اهدافشان در برگزاری نمایشگاه کتاب رسیدهاند؛ در حالیکه این هدف اصلی نمایشگاه نیست.»
«فرهنگ مطالعه» با اهداف سند چشم انداز ایران 1404 متناسب نیست
به گفته؛ مهدی کاموس - پژوهشگر و نویسنده - بررسی این مسائل نمایشگاه کتاب تهران را باید از یکسو در نداشتن نقشهراه متناسب با اهداف کلی«گسترش فرهنگ مطالعه» و «ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه» و از سوی دیگر در «سیاستگذاری فرهنگی» و «اقتصاد نشر» نامتناسب با این اهداف دانست. همچنین وضعیت فعلی «فرهنگ مطالعه» با اهداف سند چشم انداز ایران 1404 متناسب نیست. و گسترش فرهنگ مطالعه و افزایش سرانه مطالعه عمومی به مهندسی مجدد در نظام جامع آموزشی کشور و عزم و اراده ملی دارد. چگونه نمایشگاه کتاب تهران میتواند وظایف یک نمایشگاه بینالمللی را به عهده بگیرد؟ آیا شکاف بین ناشران و مخاطبان موضوعیت دارد و یا اینکه کشور ما از نظر بخش اقتصادی نشر ضعیف عمل کرده است؟ و نتوانسته است چرخه توزیع کتاب را در کشور فعال کند؟ و اما و اگرهای بسیاری وجود دارد!
ضعف در توزیع مناسب کتاب
حمید رضا شاه آبادی، نویسنده با اشاره به اینکه دو مسئله موجب شده نمایشگاه کتاب تهران نتواند کارکرد اصلی خود را داشته باشد، ادامه میدهد: «اول اینکه ضعف بزرگی در صنعت نشر ما در حوزه «توزیع کتاب» وجود دارد. در واقع امکانات توزیع در حوزه نشر ناقص است و کتاب به دست مخاطب نمیرسد. اگر نمایشگاه کتاب تهران و همچنین نمایشگاههای کتاب استانی هم از بین بروند حداقل امکان توزیع کتاب برای ناشرین از دست میرود. درواقع نمایشگاه کتاب تهران و استانی، بار نبود چرخه مناسب توزیع کتاب را به دوش میکشند و در قدم اول باید روشهای مناسبی برای توزیع کتاب فراهم شود. موسسات بزرگ پخش کتاب شکل بگیرند. فروشگاههای بزرگ کتاب تشکیل شوند تا نمایشگاه تهران بتواند به شکل نمایشگاهی شود.»
وی در ادامه میافزاید: «نکته دیگر اینکه تغییرات مکرر در مدیریتها و شیوههای برگزاری نمایشگاه کتاب تهران موجب شده است، یک تجربه واحد نهادینه نشود و نمایشگاه رشد کند و به سمت حرفهای شدن پیش برود.»
عدم تناسب مقایسه نمایشگاه کتاب تهران با نمایشگاههای دیگر بین المللی
محمد میرکیانی، مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه جهانی جام جم، یکی از مشکلات در کشور را توزیع نامناسب کتاب میداند و نمایشگاه کتاب را فرصتی برای آشنایی مخاطبان کتاب با کانالهای ناشناخته توزیع میداند .
او در ادامه میگوید: «مقایسه نمایشگاه وفروشگاه کتاب در ارتباط با نمایشگاه کتاب تهران، درست نیست. چون با ساختار فرهنگی کشورمان سازگاری ندارد. و کودکان غالبا دوست دارند خرید کنند و برخی از والدین علاقه مند هستند که از دست نویسندگان کتاب بگیرند. من در نمایشگاه شاهد این بودم که کودکانی که کتاب من را میخریدند ،والدین کودکان به من میگفتند شما کتاب را امضا کن. گام اولیه این است با فرهنگ کتاب و کتاب خوانی کودکان آشنا شوند و اینکه میگویند نمایشگاه کتاب باید محل نمایش صرف باشد در نگاه روشنفکران شکل گرفته است. مثلا یک ناشر چند میلیون هزینه غرفه کارگر و... بکند تا یک عده بیایند کتاب را ببینند و بروند و کتابی نخرند!»
جواد کامور بخشایش، نویسنده هم در خصوص توزیع نامناسب کتاب میگوید: «فضای اطلاع رسانی در خصوص کتاب را باید قویتر بکنیم. ما در یک جامعه فرهنگی زندگی میکنیم اما یک شبکه مخصوص معرفی کتاب نداریم. چه اشکالی دارد شبکهای مختص معرفی کتاب به صورت 24 ساعته باشدو خود ناشران هم حمایت مالی میکنند. ولی هیچ وقت این اتفاق نمیافتد .ای کاش مسئولین فرهنگی به این بیندیشند که اگر یک شبکه کتاب راه اندازی کنند مخاطب را چند گام به کتاب نزدیک میکنیم و در شبکه اطلاع رسانی عظیم کشوری، کارشناس کتاب درباره کتابهای مختلف بحث و بررسی کند و مخاطب حق انتخاب دارد. متاسفانه در این 10 روزه نمایشگاه میخواهیم انبوه اطلاعات را به ذهن مخاطب بیندازیم. شاید من مخاطب نهایت بتوانم از وجود چند کتاب مفید اطلاع یابم.»
نمایشگاه کتاب، مشکلات نشر را مرتفع نمیکند
سید علی کاشفی خوانساری با عنوان اینکه انتظار معقولی از نمایشگاه نیست که مشکلات نشر را مرتفع کند، میگوید: «چرخه توزیع کتاب با برنامهریزیهای زیر بنایی و اساسیتر میتواند اصلاح شود که تناسبی با قابلیتهای نمایشگاه ندارد. نمایشگاه کتاب نهایتا در چرخه اقتصادی ناشران و دسترسی مردم به کتابها نقش ایفا کند. مشکلات نشر زیربناییتر است عدم زمینههای لازم در اطلاع رسانی کتاب، نقاط عرضه کتاب قاعدتا در کتاب فروشیها باشد نه نمایشگاههای کتاب، وجود ناشران غیرحرفهای در فضای نشر که به حوزه کتاب ضربه میزنند.»
احمد شاکری، منتقد و نویسنده هم با اشاره به اینکه در دنیا، نمایشگاه کتاب با کارکرد خاص خودش تعریف دارد. میگوید: «اگر ما در حوزه تبلیغ و توزیع کتاب دقیق، به روز و جامع عمل بکنیم. اگر در حوزه نشر به روز باشیم و از آفت طولانی مدت چرخه نشر رها شویم؛ سوال این است نمایشگاه به چه کار میآید ؟ مخاطبین زیادی از اقصی نقاط کشور زمان و انرژی بسیار زیادی صرف میکنند تا با مشکلات خاص به نمایشگاه بیایند تا چند جلد کتاب تهیه کنند؛ اگر چرخه توزیع و نشر کامل باشد حضور مخاطبان برای خرید چند جلد کتاب در تهران موضوعیتی ندارد و برای چه منظوری نمایشگاه برگزار شود .در حقیقت عدم وجود افق کلان موجب شده برخی از دغدغهها و هدف گذاریهای اصلی و موضوعات اولویتدار به حاشیه برود و بدتر از آن ما کم کم اصل موضوع را فراموش میکنیم و خودمان را راضی کرده ایم که نمایشگاه تنها فروشگاه باشد و به این میبالیم که این میزان فروش داشته ایم. در حالیکه اگر منطقی فکر کنیم همین میزان فروش میتواند در طول سال اتفاق بیفتد بدون اتلاف وقت و انرژی صورت گیرد.»
حوزه فرهنگ درگیر برنامههای جزیی
وی با انتقاد به سیاستهای فرهنگی میافزاید: «عموما دولتها در حوزه فرهنگ به جای سیاست گذاری کلان و جامع و واقعیت بینانهای در طول سالها پی ریزی کنند؛ آنها بعضا مبتلا به برنامههای جزیی شدند که اصلا مشخص نیست که چه هندسه و ساختار کلی را کامل میکند. لذا برای آن باید برنامهریزی کرد و اتاق فکر و مجموعه کمیتههای که راجع به مقوله فکر میکنند، در نظر بگیرند. در برنامه هایمان دچار نوعی تقلید از برنامههای فرهنگی غرب هستیم. کسانی که با فضای غرب آشنا هستند تلاش میکنند که کپیبرداری کنند از برنامههایی که با ذات فرهنگی و اجتماعی غرب سنخیت دارد و آن را به حوزه کتاب و کتابخوانی ما وارد میکنند. لذا در این حوزه کتاب و کتاب خوانی تئوری پردازی و نظریه پردازی و مبنای فکری و اطلاعات جامع و به روز، افق و برنامهریزی دقیق میخواهیم که این موارد مغفول است.»
به گفته این منتقد ادبی؛ متاسفانه در دولت مردان ما عزم جدیای برای حل اساسی کار نیست .در حوزه ادبیات هم همین طور است.
احمد شاکری در ادامه بیان میکند: «آنقدر که دولت عزم جدی دارد که ممیزی را به چالش بکشاند وآنقدر که دغدغه برگزاری جشنواره در حوزه ادبیات دارد، کار بنیادی انجام نمیدهد. یعنی بیشتر برنامههایی به تعبیر ظاهری و روسطحی انجام میدهد تا در بیلان کاریشان اعلام کنند. در حقیقت در حوزه ادبیات داستانی بانی وجود ندارد و متاسفانه قرار بود که بنیاد ادبیات داستانی بانی این کار باشد که عملا با اضافه شدن بخش شعر بنیاد از کارکرد اصلی اش خارج شد و فکر نمیکنم کار جدی انجام دهد.»