افسانه غرانیق(پرسش و پاسخ)
پرسش:
در مورد افسانه غرانیق که معروف به آیات شیطانی است، توضیح دهید که منشأ پیدایش آن چه بوده و در بطلان سند آن چه استدلالهایی را میتوان مطرح کرد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به حدیثی از ابن عباس در کتابهای اهل سنت اشاره کردیم که مورد استناد دشمنان و مخالفان قرار گرفته و در پی آن به سه دلیل جهت بطلان این سند پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
رابعا: آیاتى که بعد از ذکر نام بتها در این سوره آمده، همه در بیان مذمت بتها و زشتى و پستى آنها است و با صراحت مىگوید: اینها اوهامى است که شما با پندارهاى بى اساس خود ساختهاید و هیچگونه کارى از آنها ساخته نیست. قرآن میفرماید: «اینها فقط نامهایى است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشتهاید (نامهایى بىمحتوا و اسمهایى بىمسمّى)، و هرگز خداوند دلیل و حجتى بر آن نازل نکرده آنان فقط از گمانهاى بىاساس و هواى نفس پیروى مىکنند در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است!.» (النجم ـ 23،إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى)
با این مذمتهاى شدید چگونه ممکن است چند جمله قبل از آن، مدح بتها شده باشد بعلاوه قرآن صریحا یادآور شده که خدا تمامى آن را از هر گونه تحریف و انحراف و تضییع حفظ مىکند چنان که در آیه شریفه مىخوانیم: «ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم!». (حجر ـ 9، «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».)
خامسا: مبارزه پیامبر (ص) با بت و بتپرستى یک مبارزه آشتىناپذیر و پىگیر و بىوقفه از آغاز تا پایان عمر او بوده است، پیغمبر اکرم (ص) در عمل نشان دادند که هیچگونه سازش و انعطافى در مقابل بت و بتپرستى- حتى در سختترین حالات- از خود نشان ندادند!!با این وصف چگونه ممکن است چنین الفاظى بر زبان مبارکشان جارى شود؟
سادسا: حتى آنها که پیامبر اسلام (ص) را از سوى خدا نمىدانند و مسلمان نیستند او را انسانى متفکر و آگاه و مدبر مىدانند که در سایه تدبیرش به بزرگترین پیروزیها رسید. آیا چنین کسى که شعار اصلیش لا اله الا اللَّه و مبارزه آشتى ناپذیر با هر گونه شرک و بت پرستى بوده، و عملا نشان داده است که در ارتباط با مسئله بتها حاضر به هیچگونه سازشى نیست، چگونه ممکن است برنامه اصلى خود را رها کرده و از بتها این چنین تجلیل به عمل آورد؟!
از مجموع این بحث بخوبى روشن مىشود که افسانه غرانیق ساخته و پرداخته دشمنان ناشى و مخالفان بیخبر است که براى تضعیف موقعیت قرآن و پیامبر(ص) چنین حدیث بى اساسی را جعل کردهاند. لذا تمام محققان اسلامى اعم از شیعه و اهل تسنن این حدیث را قویا نفى و تضعیف کردهاند و به جعل جاعلین نسبت دادهاند. (مجمع البیان، تفسیر فخر رازى، قرطبى، فى ظلال، تفسیر صافى، روح المعانى و المیزان و تفسیرهاى دیگر ذیل آیات مورد بحث)
البته بعضى از مفسران توجیهى براى این حدیث ذکر کردهاند که تنها بر فرض ثبوت اصل حدیث، قابل ذکر است و آن اینکه پیامبر اسلام(ص) آیات قرآن را آهسته و با تانى مىخواند، و گاه در میان آن لحظاتى سکوت مىکرد، تا دلهاى مردم آن را بهخوبى جذب کند، هنگامى که مشغول تلاوت آیات سوره نجم بود و به «آیهأَ فَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى» رسید بعضى از شیطان صفتان (مشرکان لجوج) از فرصت استفاده کرده و جمله «تلک الغرانیق العلى و ان شفاعتهن لترجى» را در این وسط با لحن مخصوصى سر دادند تا هم دهن کجى به سخنان پیامبر (ص) کنند و هم کار را بر مردم مشتبه سازند، ولى آیات بعد به خوبى از آنها پاسخ گفت و بت پرستى را شدیدا محکوم کرد.» (تفسیر «قرطبى» جلد 7 ص 4474 «مرحوم طبرسى» در «مجمع البیان» نیز آن را به عنوان یک احتمال آورده است.)
از اینجا روشن مىشود اینکه بعضى خواستهاند داستان غرانیق را نوعى انعطاف از ناحیه پیامبر(ص) نسبت به بت پرستان به خاطر سرسختى آنها و علاقه پیامبر(ص) به جذب آنان به سوى اسلام بدانند و از این راه تفسیر کنند، مرتکب اشتباه بزرگى شدهاند، و نشان مىدهد که این توجیهگران، موضع اسلام و پیامبر(ص) را در برابر بت و بتپرستى درک نکردهاند و مدارک تاریخى معتبری که مىگوید دشمنان هر بهایى را حاضر شدند به پیامبر (ص) در این زمینه بپردازند و او قبول نکرد و ذرهاى از برنامه خود عدول ننمود را ندیدهاند، و یا عمدا تجاهل مىکنند. (به نقل از تفسیر نمونه، ج14، ص 142- 145)
در مورد افسانه غرانیق که معروف به آیات شیطانی است، توضیح دهید که منشأ پیدایش آن چه بوده و در بطلان سند آن چه استدلالهایی را میتوان مطرح کرد؟
پاسخ:
در بخش نخست پاسخ به این سوال به حدیثی از ابن عباس در کتابهای اهل سنت اشاره کردیم که مورد استناد دشمنان و مخالفان قرار گرفته و در پی آن به سه دلیل جهت بطلان این سند پرداختیم. اینک در بخش پایانی دنباله مطلب را پی میگیریم.
رابعا: آیاتى که بعد از ذکر نام بتها در این سوره آمده، همه در بیان مذمت بتها و زشتى و پستى آنها است و با صراحت مىگوید: اینها اوهامى است که شما با پندارهاى بى اساس خود ساختهاید و هیچگونه کارى از آنها ساخته نیست. قرآن میفرماید: «اینها فقط نامهایى است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشتهاید (نامهایى بىمحتوا و اسمهایى بىمسمّى)، و هرگز خداوند دلیل و حجتى بر آن نازل نکرده آنان فقط از گمانهاى بىاساس و هواى نفس پیروى مىکنند در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است!.» (النجم ـ 23،إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّیْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَ لَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى)
با این مذمتهاى شدید چگونه ممکن است چند جمله قبل از آن، مدح بتها شده باشد بعلاوه قرآن صریحا یادآور شده که خدا تمامى آن را از هر گونه تحریف و انحراف و تضییع حفظ مىکند چنان که در آیه شریفه مىخوانیم: «ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم!». (حجر ـ 9، «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ».)
خامسا: مبارزه پیامبر (ص) با بت و بتپرستى یک مبارزه آشتىناپذیر و پىگیر و بىوقفه از آغاز تا پایان عمر او بوده است، پیغمبر اکرم (ص) در عمل نشان دادند که هیچگونه سازش و انعطافى در مقابل بت و بتپرستى- حتى در سختترین حالات- از خود نشان ندادند!!با این وصف چگونه ممکن است چنین الفاظى بر زبان مبارکشان جارى شود؟
سادسا: حتى آنها که پیامبر اسلام (ص) را از سوى خدا نمىدانند و مسلمان نیستند او را انسانى متفکر و آگاه و مدبر مىدانند که در سایه تدبیرش به بزرگترین پیروزیها رسید. آیا چنین کسى که شعار اصلیش لا اله الا اللَّه و مبارزه آشتى ناپذیر با هر گونه شرک و بت پرستى بوده، و عملا نشان داده است که در ارتباط با مسئله بتها حاضر به هیچگونه سازشى نیست، چگونه ممکن است برنامه اصلى خود را رها کرده و از بتها این چنین تجلیل به عمل آورد؟!
از مجموع این بحث بخوبى روشن مىشود که افسانه غرانیق ساخته و پرداخته دشمنان ناشى و مخالفان بیخبر است که براى تضعیف موقعیت قرآن و پیامبر(ص) چنین حدیث بى اساسی را جعل کردهاند. لذا تمام محققان اسلامى اعم از شیعه و اهل تسنن این حدیث را قویا نفى و تضعیف کردهاند و به جعل جاعلین نسبت دادهاند. (مجمع البیان، تفسیر فخر رازى، قرطبى، فى ظلال، تفسیر صافى، روح المعانى و المیزان و تفسیرهاى دیگر ذیل آیات مورد بحث)
البته بعضى از مفسران توجیهى براى این حدیث ذکر کردهاند که تنها بر فرض ثبوت اصل حدیث، قابل ذکر است و آن اینکه پیامبر اسلام(ص) آیات قرآن را آهسته و با تانى مىخواند، و گاه در میان آن لحظاتى سکوت مىکرد، تا دلهاى مردم آن را بهخوبى جذب کند، هنگامى که مشغول تلاوت آیات سوره نجم بود و به «آیهأَ فَرَأَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى وَ مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى» رسید بعضى از شیطان صفتان (مشرکان لجوج) از فرصت استفاده کرده و جمله «تلک الغرانیق العلى و ان شفاعتهن لترجى» را در این وسط با لحن مخصوصى سر دادند تا هم دهن کجى به سخنان پیامبر (ص) کنند و هم کار را بر مردم مشتبه سازند، ولى آیات بعد به خوبى از آنها پاسخ گفت و بت پرستى را شدیدا محکوم کرد.» (تفسیر «قرطبى» جلد 7 ص 4474 «مرحوم طبرسى» در «مجمع البیان» نیز آن را به عنوان یک احتمال آورده است.)
از اینجا روشن مىشود اینکه بعضى خواستهاند داستان غرانیق را نوعى انعطاف از ناحیه پیامبر(ص) نسبت به بت پرستان به خاطر سرسختى آنها و علاقه پیامبر(ص) به جذب آنان به سوى اسلام بدانند و از این راه تفسیر کنند، مرتکب اشتباه بزرگى شدهاند، و نشان مىدهد که این توجیهگران، موضع اسلام و پیامبر(ص) را در برابر بت و بتپرستى درک نکردهاند و مدارک تاریخى معتبری که مىگوید دشمنان هر بهایى را حاضر شدند به پیامبر (ص) در این زمینه بپردازند و او قبول نکرد و ذرهاى از برنامه خود عدول ننمود را ندیدهاند، و یا عمدا تجاهل مىکنند. (به نقل از تفسیر نمونه، ج14، ص 142- 145)