کد خبر: ۴۴۷۰۷
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۷:۴۲

جایگاه نمایشگاه کتاب در «فرهنگ مطالعه»

مهدی کاموس

هدف از برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و صدور پروانه نشر به ناشران طبق مقررات آمده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی «گسترش فرهنگ مطالعه» و «ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه» است. از این‌رو،‌ کارکرد نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران را باید در تاثیرش بر سطح «فرهنگ مطالعه» و «آگاهی جامعه»  جستجو کرد. این جست‌وجو از پاسخ به «فرهنگ مطالعه و سطح آگاهی جامعه چیست؟»  شروع می‌شود و با سوالات «راه‌های گسترش فرهنگ مطالعه و ارتقای سطح آگاهی جامعه کدامند؟» ادامه می‌یابد. اما واقعیت این است که این اهداف برخاسته از وظیفه فرهنگی حاکمیت نسبت به مردم و آینده انقلاب اسلامی ایران است و خواسته‌اش متولی و متصدی دانستن دولت‌ها نسبت به فرهنگ مردم است. در حالیکه، بسیاری از مسئولان فرهنگی از دهه ۷۰ تاکنون برگزاری نمایشگاه کتاب تهران را با هدف رونق اقتصاد و صنعت نشر می‌دانند و وظیفه رسیدن به هدف گسترش فرهنگ مطالعه به انواع نشست‌های تخصصی در برنامه‌های جنبی نمایشگاه گذاشته‌اند که مخاطبان اصلی آنها نخبگان، مسئولان و به ندرت عامه مردم است. چنانچه می‌بینیم برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در اهداف، کارکرد و اثرات تناقصی پنهان و کمتر شناخته شده دارد.
در واقع، در نمایشگاه با هدف گسترش فرهنگ مطالعه؛ کمتر کالا محور – کتاب محور- و بیشتر خدمات محور از جنس خدمات فرهنگی است و نمایشگاه با هدف رونق صنعت نشر بیشتر کالا محور است و خدمات نیز در راستای خدمات اقتصادی است. در چنین نمایشگاهی خرید و فروش کتاب اصل است و نمایشگاه نقطه خرید و فروش کتاب، نقطه خرید و فروش کپی رایت، نقطه خرید و فروش  خدمات توزیع و تبلیغ و غیره است. روشن است که در موارد بسیاری این خدمات  اقتصادی و فرهنگی بر هم منطبق می‌شوند و هم افزایی دارند اما گسترش فرهنگ مطالعه در راستای ارتقای فرهنگ جامعه اصل نیست. بلکه تولید و فروش براساس پسند و تقاضای جامعه و افزایش آمار اصل است. از این رو اگر ساده‌انگارانه فروش کتاب را عامل گسترش مطالعه بدانیم کارکرد نمایشگاهی مانند نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران افزایش آمار خرید و فروش کتاب و با اغماض سرانه مطالعه و نه فرهنگ مطالعه است. مطالعه و کتابخوانی – اگر مطالعه‌ مفید باشد- دانش افزا ست و فرهنگ مطالعه بینش‌آور است و سطح آگاهی جامعه را می‌افزاید. روشن است که در اینجا نمایشگاه را تنها عامل گسترش فرهنگ مطالعه نمی‌دانم و آن را به عنوان یک عامل موثر در نظر دارم. شایسته‌است وضعیت عمومی فرهنگ مطالعه را در «نظام جامع آموزشی کشور» بررسی کرد. نظام جامع آموزشی را عوامل خانواده، مدرسه(آموزش و پرورش)، دانشگاه (آموزش عالی)، رسانه‌های گروهی(صدا و سیما، مطبوعات)، سیاست‌های فرهنگی دولت‌ها (وزارت ارشاد اسلامی و...) و فضای محیطی جامعه  تشکیل می‌دهند. در این میان خانواده بیشتر تحت تأثیر رسانه‌ها و فضای محیطی جامعه است. فضای محیطی جامعه، رسانه‌های داخلی تحت تاثیر سیاست‌های فرهنگی دولتی قرار دارند. از این‌رو نقش سیاست‌های  فرهنگی دولتی بالاست.
اما در نمایشگاه گسترش فرهنگ مطالعه به صورت جامع در نظر گرفته نمی‌شود. در میزان مصرف هر کالا دو اصل «دسترسی» و «رضایت» و در اصل رضایت دو عامل «لذت» و «فایده» تعیین‌کننده هستند. و نمایشگاه تنها به اصل دسترسی آسان از طریق تجمع بزرگ ده‌روزه ناشران پاسخ می‌‌دهد. زیرا امکان دسترسی آسان و سریع به کتاب در ایران کم است. تعداد کتابخانه‌های عمومی، راسته‌های کتابفروشی و خریدهای محدود در فضای مجازی پاسخگوی تقاضا و دسترسی آسان به کتاب در کشور پهناور ایران نیست.
اما در مطالعه کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی، لذت مطالعه یکی از عوامل اساسی رضایتمندی و ترویج کتابخوانی است. در واقع، خواننده‌ای که لذت مطالعه را درک نکند به خواننده مستمر و پایدار تبدیل نمی‌شود و سیر مطالعاتی را نمی‌پیماید. در حوزه مطالعه‌ای‌ مفید و مؤثر اصل مهم پایداری و استمرار در مطالعه است. مطالعه‌ای‌ مفید و پایدار است که فرهنگ مطالعه را معنا می‌دهد. روشن است که نمایشگاه کتاب تهران کارکرد معناداری در حوزه مطالعه مفید و پایدار ندارد و بیشتر در حوزه دسترسی آسان نقش دارد و به رضایتمندی کمتر می‌رسد.
بررسی این مسائل نمایشگاه کتاب تهران را باید از یک‌سو در نداشتن نقشه‌راه متناسب با اهداف کلی«گسترش فرهنگ مطالعه» و «ارتقای سطح آگاهی و فرهنگ جامعه»  و از سوی دیگر در «سیاست‌گذاری فرهنگی» و «اقتصاد نشر» نامتناسب با این اهداف دانست.
در پایان اینکه  وضعیت فعلی «فرهنگ مطالعه»با  اهداف سند چشم انداز ایران 1404 متناسب نیست و گسترش فرهنگ مطالعه و افزایش سرانه مطالعه عمومی به مهندسی مجدد در نظام جامع آموزشی کشور و عزم و اراده ملی دارد.