کد خبر: ۴۴۴۳۰
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۶

سانسور اندیشه!(نکته)

پنجشنبه شب، از شبکه‌های سیمای جمهوری اسلامی، تصاویر دخترکی یمنی نمایش داده شد.

پژمان کریمی

دخترک، نحیف و رنجور، در برابر دوربین، رو به اصحاب تکفیر و جانیان سعودی، از شکیبایی و مقاومت گفت! از ایمان و توکل ملت‌اش به خداوند یکتا گفت! از سرانجام جنایت و جنایت‌پیشگان گفت!
کلامی ساده داشت اما محتوای کلامش، از پاکی و خلوص و از روشن‌بینی و روحیه‌ای انقلابی حکایت می‌کرد؛ خصوصیاتی که در میان انسان‌های به ظاهر «بزرگ»، کمتر یافت می‌شود!
تصاویر این دخترک پرشور یمنی، مرا به یاد دخترکی اهل لبنان انداخت.
در سال 2006، در خلال جنگ تموز یا همان جنگ 33 روزه، در برابر دوربین، دخترکی لبنانی، دیده شد! او هم چون دخترک یمنی، از شکیبایی و مقاومت، از ایمان و توکل ملت‌اش و از عاقبت جنایت و جنایت‌پیشگان گفت!
و دیدیم که سرانجام تجاوز ارتش صهیونیستی به لبنان چه شد؛ شکست خفت‌آوری که به تعبیری؛ افسانه شکست‌ناپذیری ارتش عبری را در اذهان ملتها، نابود کرد.
آن دخترک لبنانی در حالی از «کوچکی» و «پستی» و شکست محتوم متجاوزان گفت که در داخل کشور ما، طیف مدعی اصلاحات، از شکست حزب‌ا...، به‌عنوان نتیجه روشن جنگ تموز سخن می‌گفت. در بیرون مرزهای ما، تحلیل‌گران سیاسی و نظامی، از برتری روشن ارتش صهیونیستی در پایان جنگ، حکایت می‌نمودند. حق هم داشتند: ذهن دنیا‌زده آنان، با فرمول‌های زمینی و محاسبات مادی، نبرد «حق و باطل» را تحلیل می‌کرد. سیاست‌پیشگان مرعوب داخلی و خارجی، مانند آن دخترک لبنانی، ایمان و بصیرت نداشتند! بله؛ بصیرت! بصیرت برآمده «ایمان الهی» است و با «سن و سال» سنجیده نمی‌شود!
بصیرت، افق‌ آینده را در پیش چشم می‌نهد! قدرت تحلیل اعطا می‌کند و بذر فهم درست وقایع را در دل و ذهن و چشم انسان می‌نهد!
دخترک یمنی هم، آنچه را در افق آینده می‌دید، به زبان آورد. آنچه را به مدد اتکایش درک و فهم نموده، به «فریاد» تصویر کرد!
او هم در هنگامی از پیروزی، سخنی راند، که تحلیل‌گران بیمار دل و دنیاباوران پست، توان درک قدرت ایمان و مقاومت و معجزه‌سازی شهادت را ندارند! او- آن دخترک یمنی- یقین دارد که خون برادران و خواهران‌اش، هم‌وطنانش و همنوعانش، به هدر نمی‌رود.
او یقین دارد یاری مظلوم، فعل جاری پروردگار است! مقصد شکیبایی و مقاومت، ظفر است!
و آیا شگفت‌انگیز نیست که در سال 1386 در لبنان و در سال 1394 در یمن، دو دخترک، دو مظلوم، در دو خطه هدف تجاوز، از قدرت‌ ایمان و پیروزی- آن هم در دل ویرانه‌های جنگ- سخن می‌گوید؟!
با تاسف باید گفت؛ در جهانی به سر می‌بریم که رسانه‌ها- اغلب- چنین صحنه‌های شگفتی را نمی‌بینند و نمی‌خواهند که مخاطبانشان شاهد چنین صحنه‌هایی باشند!
زیرا چنین صحنه‌هایی، مخاطب را وادار به «اندیشیدن» می‌کند! و این چیزی نیست که «رسانه» امروز- با تعریف لیبرالیستی- و «هنر» امروز با تعریف اومانیستی، بپسندد!
رسانه و هنر امروز، مخاطب را بدون اندیشه بار می‌آورد تا هرگونه که صاحبان «زر و زور»- صاحبان رسانه- می‌پسندند، «مخاطب» بازی داده شود!
آنان که از ضرورت «نبود سانسور» به عنوان احترام به مخاطب سخن می‌گویند، خود وقیحانه «اندیشه» را «سانسور» می‌کنند!
قطع امواج «العالم» و «پرس‌تی‌وی» در نقاط مختلف دنیا، از جمله آمریکا و انگلیس، اگر سانسور اندیشه نیست، پس چیست؟
بزرگ نمودن نام شبه هنرمندان مخالف دین الهی، در جشنواره‌های گوناگون و تقدیس آنان و اندیشه معرفی کردن «اوهام نفسانی»‌شان، آیا مصداق سانسور نیست؟!
دنیا؛ نیازمند شگفتی است! شفگتی برآمده از «شاهد» بودن!
شاهد بودن به تجلی «ایمان و مقاومت و بصیرت»! شاهد بودنی که از رهگذار گواهی‌دهی و نظاره‌گری‌«رسانه و هنر» برمی‌آید!
دنیا، نیازمند اندیشیدن است! اندیشیدنی که از قبل شگفتی حاصل از صحنه‌های ناب انسانی، مظلومیت و بصیرت، ظهور می‌یابد!

captcha