کد خبر: ۴۳۷۳۸
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۱:۱۹

رابطه پست مدرنیسم و دین(پرسش و پاسخ)


پرسش:
رابطه پست مدرنیسم و دین چگونه است و آیا مبانی و اصول پست مدرنیسم با آموزه‌های دینی هماهنگی و همخوانی دارد؟
پاسخ:
 ماهیت پست مدرنیسم به نحوی است که برداشت‌های گوناگونی از آن شده است. از همین رو، در مورد ارتباط دین و پست مدرنیسم نیز برداشت‌های متفاوتی وجود دارد. از نظر برخی از نظریه‌پردازان پست مدرن، چه بسا فلسفه پست مدرنیسم به منزله مرگ خدایان و نابودی دین تلقی شده است؛  اما از نظر برخی دیگر، این مکتب به اصول بازگشت به ایمان و التزامات ایمان سنتی اشعار دارد؛ و در نظر گروه سوم، چنین فلسفه‌ای بیانگر امکان بازسازی ایده‌های مذهبی فراموش شده است.[1]
از سوی دیگر، نگاه دینداران به پست مدرنیسم نیز از همخوانی چندانی برخوردار نیست. برخی از دینداران در صدد نفی پست مدرنیسم برآمده‌اند، اما برخی دیگر آن را پذیرفته و بر آن شده‌اند که بین آموزه‌‌های دینی و احکام و لوازم پست مدرنیستی هماهنگی و سازگاری ایجاد کنند و یا حتی‌الامکان قرائتی پساتجددگرایانه از دین ارائه داده و آن را منطبق با پست مدرنیته بنمایند. [2]
پیش از  آن که هرگونه اظهارنظری در این مورد داشته باشیم، بایسته است که در مبانی هر یک از دو مقوله دین - به طور عام - و پست مدرنیسم دقت کنیم و آن‌گاه به بیان رابطه میان این دو بپردازیم. همچنین برای روشن‌تر و شفاف‌تر شدن بستر بحث، شایسته است که به نحوی مشخص و جداگانه به رابطه میان اسلام و پست مدرنیسم نیز مسیحیت و پست مدرنیسم اشاره کنیم.
اصول مواضع و دیدگاه‌های پست مدرنیسم بر نوعی دیرباوری نسبت به مبانی و مضامین ثابت و تغییرناپذیر استوار است. از همین رو، پست مدرنیسم بر انکار سه دسته از مفاهیم و مضامین ثابت پای می‌فشرد:
1. انکار تمامی مفاهیم اصولی و متعالی مربوط به سرشت انسانی
2. انکار هرگونه یکپارچگی، یکرنگی، تمامیت و جزمیت اصولی
3. انکار واقعیتی که بتوان آن را حقیقت ثابت نامید
از منظر پست مدرنیسم، اندیشه بشری به طور سرشتی فاقد هرگونه اصول غیرقابل تغییر و تبدل شناختی است. از این نظر، اندیشه دینی نیز همچون اندیشه‌های بشری دستخوش تغییر و تحول می‌باشد.
در واقع، یکی از نقاط مشترک در مدرنیته و پست مدرنیته، خط‌مشی نقد دین و اصول و مبانی آن است. آنچه را که مدرنیسم، به نام تامین استقلال انسان و استکشاف واقعیات و توانایی‌های انسانی و نیز در راستای تحقق آرزوها و امیال انسانی، در بستر دین و اصول و مبانی ثابت انجام می‌داد، پست مدرنیسم نیز دنبال کرد. از این رو، برخورد منتقدانه با دین و تعلیمات دینی، نقطه عطف مشترکی بین مدرنیسم و پست مدرنیسم تلقی می‌گردد.[3]
بدین ترتیب، پست مدرنیسم هرگز نمی‌تواند دین را با خصائص حقیقت‌انگارانه و صدق محورانه‌ای که ذاتی همه ادیان محسوب می‌شود، برتابد. در واقع، پست مدرنیسم براساس اصول و ویژگی‌هایی مانند نفی امر ثابتی نظیر حقیقت و نیز نفی فراروایت‌ها و جهان‌بینی‌های کلی دین را نیز بسان یک فرا روایت و جهان‌بینی کلی، به کنار می‌نهد. نتیجه‌ای که از مؤلفه نفی فراروایت‌ها و جز آن به دست می‌آید، موضع نسبی‌گرایانه و پلورالیستی است که خود باعث به وجود آمدن مواضع گوناگونی از سوی اندیشمندان شده است. «السدیر مکنتایر»، از جمله اندیشمندانی است که به نقد نسبیت حاصل از پست مدرنیسم پرداخته است. وی این عقیده نسبی‌گرایانه‌ را که هر سنتی می‌تواند با توجه به افق و بستر فرهنگی خود، همواره خود را بر حق بداند، خطا می‌داند و با نقد این موضع، معتقد است که باید به نقد و بررسی اندیشه‌ها و سنت‌ها پرداخت و سرانجام با معیارهای عقلانی یکی از آنها را برگزید.[4]
بنابراین با توجه به مبانی و اصول پست مدرنیسم، که مواضع نسبی‌گرایانه و پلورالیستی را به همراه دارد، دین و مبانی و ارزش‌های آن نمی‌تواند هیچ‌گونه سنخیتی با پست مدرنیسم داشته باشد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- غرب‌شناسی، ص 158
2- صورتبندی مدرنیته و پست مدرنیته، ص 407
3- غرب‌شناسی، ص 159
4- فرهنگ واژه‌ها، ص 134