تفسیری از مقام اهل بیت (ع)(زلال بصیرت)
حضرت علی (ع)می فرماید: دو گروه درباره ایشان به خطا رفتهاند و هلاک شدهاند. گروهی که ایشان را انکار کرده و نشناختند و گروهی که غلو کرده و ایشان را از حد مخلوق بالاتر برده و خالق دانسته اند.گروهی در مورد اهل بیت(ع) تفریط و گروهی افراط میکنند، اما تعیین اینکه حد وسط کجاست، به سادگی امکان پذیر نیست و مثلا نمیتوان گفت اگر خداوند صد باشد و مخلوقات عادی صفر، حد وسط که اهل بیت (ع) باشند، پنجاه هستند!
ما انسانها در این جهان مادی زندگی کرده و با محسوسات سر و کار داریم و خیلی نمیتوانیم فراتر از آن را درک کنیم،به عنوان نمونه میدانیم خداوند، عالم و قادر است، اما فکر میکنیم علم وی نیز مانند ما به معنای صورت ذهنی است؛ البته در درجه بالاتری. در حالی که چنین نیست و سنخ علم خداوند با سنخ علم ما متفاوت است و ما نمیتوانیم آن را درک کنیم.
مقام نورانیت اهل بیت
همچنین اهل بیت (ع) نیز دارای مقامی هستند که قدرت درک آنها را نداریم. لذا وقتی در زیارت جامعه کبیره میخوانیم که آنها به صورت انواری خلق شدهاند که محیط بر عرش خداوند هستند یا در روایات شیعه و اهل سنت میبینیم که گفته شده اولین نوری که خلق شد، نور پیامبر (ص) و علی (ع) بود تا زمانی که در صلب عبدالله و ابیطالب قرار گرفتند، نمیتوانیم واقعیت آن را درک کنیم که چگونه بر عرش – که آن هم مادی نیست – احاطه دارند و چگونه نوری بوده اند.آیا خدائی که قدرت مطلق دارد، نمیتواند یک مخلوقی را بیافریند که همه قدرتها و امتیازات امکانی را به صورت نامحدود و بدون مرز داشته باشد؟ از نظر عقلی، چنین چیزی اشکال ندارد و محالی نیز لازم نمیآید. از این رو آیا اهل بیت (ع) نمیتوانند همان مخلوق باشند؟ چرا که در زیارت جامعه عباراتی وجود دارد که چنین برداشتی را تأیید میکند؛ مثل اینکه هر جا غم و اندوهی رفع میشود به برکت شما اهل بیت است و هر خوبی در هر کجا که وجود داشته باشد، منبع و اصلش اهل بیت هستند.لذا هر چند ائمه (ع) از لحاظ مادی، در زمانی به دنیا آمدهاند و در زمانی نیز به شهادت رسیدهاند، اما در عین حال دارای مقامی – با عنوان مقام نورانیت – هستند که همه چیز از شعاع وجود آنها خلق شده است.
مخلوقات، طفیلی وجود اهل بیت(ع)
خداوند متعال مخلوقی را خلق کرده که مخلوقات دیگر در پرتو شعاع آنها و به عبارت دیگر به طفیلی وجود آنها، خلق شدهاند. همان گونه که گاه انسان درختی را کاشته و به آن رسیدگی میکند و هدفش پرورش دادن آن درخت است، اما به طفیل وجود آن درخت، برخی گیاهان دیگر نیز از زمین میرویند. لذا حد وسط در مورد ائمه، نيمه راه ميان صفر و صد نیست، بلکه نزدیک به خداوند متعال هستند که همه چیز از شعاع وجود آنهاست.
وجود روایات متواتر از یک سو و لازم نیامدن محال از سوی دیگر، سبب تقویت این نوع تعبیر در مورد اهل بیت (ع) میشود،اما مشکل دیگری وجود دارد و آن عدم توان انسانها در درک مقام نورانیت ائمه (ع) است، که امری طبیعی است، زيرا وقتی از شناخت روح خودمان که با آن حرف میزنیم، تصمیم میگیریم، اراده میکنیم و ... عاجز هستیم، قطعا شناخت مقام نورانیت ائمه(ع) برای ما دشوارتر است.
اگر پذیرفتیم که خداوند طبق آیهای از قرآن کریم، نور است که همه کمالات را داراست، میتواند در شعاع خود انوار دیگری را بيافريند که همه کمالات امکانی را دارا باشند، البته قطعا مقام نورانیت آنها و اینکه محیط بر عرش خداوند هستند، در عرصه مادی نیست.
مسأله مهمتر این است که چه رابطهای بین مقام نورانیت و بدن جسمانی آنها وجود دارد و کسانی که انوار الهی هستند و همه کمالات امکانی را دارا هستند، به چه دلیل به عبادت میپردازند؟ چرا که عبادت برای رسیدن به کمال است و آنها همه کمالات را دارا هستند.اهل بیت (ع) در مقام نورانیت خود، انواری بسیط هستند که همه کمالات را دارند،اما باید توجه داشت که تجلی کمالات در دنیای مادی به صورت تدریجی است.علم و درک کسی که هشتاد سال به مطالعه و تحقیق و کسب علم بپردازد، در مقابل درک لحظهای اهل بیت (ع) در لحظه جنینی، بسیار کمتر است؛ لذا امروز میبینیم بزرگان اولیاء خدا وقتی مشکلی برایشان پیش میآید، به شیر خواره سید الشهدا (ع) متوسل میشوند.
وجود اهل بیت (ع) در بین سایر مخلوقات – بلا تشبیه – مانند زنبورهای ملکه است نسبت به سایر زنبورها. همان گونه که همه زنبورها از یک مادر به دنیا میآیند، اما برخی ملکه و برخی کارگر میشوند، در بین همه اولاد آدم نیز، فقط چهارده نفر به مقام اهل بيت میرسند و این ظرفیت را دارند.جسم اهل بیت (ع) در واقع شعاعی از وجود نورانیت آنهاست و از آنجا که تکامل در جهان مادی به صورت تدریجی است، آنها نیز به عبادت میپردازند و سیر تکامل جسمانی آنها مانند سایر انسان هاست، البته در افق دیگری.
رابطه با اهل بیت(ع)
حال باید پرسید رابطه ما با اهل بیت (ع) که دارای چنین مقامی هستند، چگونه است و جایگاه توسل و شفاعت اهل بیت (ع) کجاست؟ نوعی تفکر در برخی از روشنفکران غیرشیعی وجود دارد که براساس آن معتقدند بالاخره اهل بیت (ع) نیز افرادی مانند سایر انسانها هستند و همان گونه که ما تکالیفی داریم، آنها نیز همان تکالیف را دارند و هر چیز بر ما واجب باشد بر آنها نیز واجب است. لذا چه نیازی به توسل و استمداد از کسانی وجود دارد که بندهای مثل ما هستند؟
ازرسول خدا (ص) روایت شده که یک ضربه علی (ع) در روز جنگ خندق برتر از تمام عبادات جن و انس است. شاید در بدو امر، این تعبیر، یک تعبیر شاعرانه و مبالغه آمیز به شمار آید. چون اینکه تنها یک عمل علی (ع) برابر با عبادت میلیاردها جن و انس باشد، شبیه به مبالغه است. اما مگر نمیشود فرض کرد که نماز یک نفر، ثوابی ده برابر، صد برابر، هزاران یا میلیاردها برابر ثواب نماز دیگری داشته باشد؟ لذا هیچ محالی پیش نمیآید که یک عمل و عبادت شخصی به خاطر برخي مبادی نفسانی مانند معرفت و اخلاص، افضل از عبادات همه جن و انس باشد؛ آن هم عبادت کسی که در حدی از معرفت است که میگوید اگر همه جن و انس جمع شوند و سخنی خلاف من بگویند، در عقیده ام شک نمیکنم!
هدف از خلقت انسان، عبادت و رسیدن به کمال است، وقتی خداوند بندهای مانند علی (ع) دارد که یک عبادتش از همه عبادات ثقلین بالاتر است، قطعا با وجود وی و امثال وی - اهل بیت (ع) – حکمت و هدف خلقت خداوند محقق شده است و نیازی به مخلوقات دیگر نبوده است، اما سایر مخلوقات به طفیل وجود آنها خلق شده اند.
خداوند متعال، از سر لطف ،راهی را قرار داده است که امثال ما که نمیتوانند به حد نصاب کمال برسند، به اهل بیت (ع) که کاملترین افراد هستند، متوسل شوند تا آنها برایشان استغفار کنند و خدا گناهان و کمبودهایشان را ببخشاید.
ما که به طفیل وجود علی (ع) خلق شدهایم و طبیعتا عیبهایی را در انجام تکلیف داشتهایم، لطف خداوند شامل حالمان شده تا مهمان اهل بیت(ع) باشیم و از طرفی، محبتی نیز در دل اهل بیت (ع) قرار داده که آنها نیز برای ما استغفار کنند؛ لذا با توسل به اهل بیت (ع) و استمداد از آنها، خداوند نقصها و کمبودهایمان را میبخشد و میتوان گفت چیزی نیست که در سایه توسل نتوان به آن رسید.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام ظله) در دیدار با جمعی از طلاب مدرسه علمیه رشد. قم؛ مهرماه 93
زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.