کد خبر: ۴۳۳۸۰
تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۲۰:۳۷
توصیه‌های آيت الله جوادي آملي به معتکفان

« اعتكاف »؛ عبادتی چندمنظوره برای لقاء پروردگار

« اعتكاف » يكي از علائم فضيلت ممتاز ماه رجب و زرين ترين فرصت فراروي بندگان سالك الهي براي نيل به قُرب حضرت سبحان است.


از برجسته ترين دستاوردهاي فرهنگي و معنوي انقلاب اسلامي ايران نيز احياي سنّت حسنه و ممتاز اعتكاف در جامعه بوده كه سيل مشتاقان سلوك الهي را در اين فرصت مغتنم به مساجد سراسر كشور رهنمون می‌سازد .
در آستانه فرا رسيدن اين عبادت چند منظوره كه در بردارنده مجموعه‌ای غني از سنت‌های حسنه الهي است، تحليل مفسّر عظيم الشأن قرآن كريم « حضرت آيت الله جوادي آملي » از هزار توي معارف ( اعتكاف ) تحفه‌ای گرانبها براي خوانندگان عزیز است که تقدیم آنان می‌شود.
در شرايط كنوني، جهان مخصوصاً خاورميانه چشمش به نظام اسلامي ايران دوخته است. اينجاست كه قرآن و عترت را، عترت و قرآن را در كنار هم معتقد است و می‌يابد و عمل می‌كند. اينجاست كه با اخلاص توانسته است جنگ 10 ساله را، نه 8 ساله؛ جنگ 2 ساله داخلي و 8 ساله خارجي را تحمّل بكند. اينجاست كه عملاً نشان داد كَمْ مِنْ فِئَهٍ قَليلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً كَثيرِه(1). اينجاست كه وعده اِنجاز شده الهي را به جهان نشان داد و نشان می‌دهد. از اين اُمّ القُراي ديني متوقّع است كه فكر جهاني بكند. معتكفان عزيز بدانند كه براي خداي سبحان هيچ فرقي نيست كه حاجت زيد را بر آورده كنند يا حاجت جهان را. يك بحث كوتاهي در اين زمينه ارائه بشود تا وارد بحث اصلي بشويم  تا روشن بشود ما از خدا چه بخواهيم، و چقدر بخواهيم.
سخت ترين و آسان ترين كارها، مقدور و مساوي
 براي ذات أقدس إله
قدرت ذات أقدس إله نامتناهي است، اين اصل اوّل. با اراده كار می‌كند، فاعِلٌ لا بِالحَرَكات، نه با اعضاء و جوارح؛ اصل دوّم. اگر قدرتي نامتناهي بود و با اراده كار كرد، فرق بين قليل و كثير نيست؛ اصل سوّم. شما الآن با اراده و تصوّر يك قطره آب را تصوّر می‌كنيد، يك اقيانوس را هم تصوّر می‌كنيد. نه تصوّر يك قطره براي شما آسان است، نه تصوّر يك اقيانوس براي شما سخت؛ هر دو آسان است. ذات أقدس إله دو نمونه در قرآن كريم ذكر می‌كند؛ يكي آسان ترين كارهاي جهان است، يكي سخت ترين كارهاي جهان؛ می‌فرمايد: هر دو براي خدا آسان است. آسان ترين كار كشيدن سايه شاخص است. وقتي شما چراغ را برگردانيد، اين سايه شاخص گرفته می‌شود. سايه وجودي ندارد كه قبض و بسطش دشوار باشد، گسترشش با كاهشش فرق بكند. گرفتن سايه شاخص سخت نيست. فرمود: ثُمَّ قَبَضناهُ اِلِينَا قَبضاً يَسيراً (2)، يعني سَهلاً نه تَدريجاً.
آنچه كه از هر كاري مهمتر است جهان را به هم زدن و جهان را دوباره ساختن است؛ كاري از اين دشوارتر فرض نمی‌شود كه مجموعه نظام كيهاني را به هم بزند، دوباره بازسازي كند، و اوّلين و آخرين كه رخت بر بسته‌اند، همه را زنده كند؛ از اين كار دشوارتر فرض نمی‌شود. فرمود: يُومَ تُبَدَّلُ الاَرضُ غِيرَ الاَرضِ وَ السَّماواتُ (3)، يعني تُبَدَّلُ السَّماواتُ غِيرَ السَّماوات؛ يعني مجموعه نظام سپهري رخت بر می‌بندد، اين يك. اِنَّ الاَوَّلِينَ وَ الآخِرينَ. لَمَجمُوعُونَ اِلَي ميقاتِ يُومٍ مَعلُوم(4)، همه را ما دوباره زنده می‌كنيم، اين دو. فرمود: ذلِكَ حَشرٌ عَلِينَا يَسير(5). اين حشر اكبر براي ما آسان است. اين يسير همانطوري كه در  قَبَضناهُ اِلِينَا قَبضاً يَسيراً، آنجا به كار رفت، اينجا هم به كار می‌رود. كشيدن يك سايه شاخص براي خدا همانند بازسازي كلّ جهان است؛ اين خداست. اگر همه كارها براي ذات أقدس إله سهل است، چرا حاجت جهاني را نخواهيم؟!
ضرورت عنايت معتكفان به بلند همتي در دعاها
اكنون كه شما معتكفان به لطف الهي اين توفيق را در سراسر ايران اسلامي داشته و داريد، مخصوصاً جوانها؛ همتتان بلند باشد. خداي سبحان در اِنجاز وعده، در برآوردن حاجت فرقي بين قليل و كثير نمی‌گذارد، از يك سو. از طرفي ما پرورده اهل بيتيم، آنها ما را به همت والا فرا خوانده اند؛ كه: اِنَّ اللهَ سُبحانَهُ وَ تَعالي يُحِبُّ مَعالِيَ الاُمُورْ وَ يَكْرَهُ سَفسافَهَا (6). خدا همت‌های بلند را دوست دارد؛ نه تنها با او مزاحمت نمی‌كند يا منع نمی‌كند؛بلکه همت بلند را دوست دارد.همت نازل،محبوب خدا نيست. شما اگر بگوئيد خدايا! ما را بيامرز، يك حدّ محبوبيت است. خدايا! همه ايراني‌ها را بيامرز، يك حد است. همه شيعيان جهان را بيامرز، يك حد است. همه مسلمين بيدار شده خاورميانه را به مقصد برسان، يك حد است. همه نا آگاهان را آگاه كن، يك حد است؛ براي خدا فرق نمی‌كند. دعاهايتان را توسعه بدهيد، خواسته هايتان را توسعه بدهيد؛ اين ذوات قُدسي اين دعاها را به ذات أقدس إله عرضه می‌كنید و خداي سبحان می‌پذيرد.
بر طرف کردن غبار آلودگي گناهان از دل، راه نيل به لقاي الهي
ذات أقدس إله راههاي فراواني گذاشته كه ما آن كَدح دشوار را از درون شروع بكنيم. اين معنا براي همه ما عُقده است كه در قرآن كريم فرمود: يا اَيُّهَا الاِنسانْ اِنَّكَ كادِحٌ اِلَي رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيه(7). تو سالكي، تو كادِحي، به طرف خدا می‌روي، با تلاش و كوشش می‌روي تا خدا را ملاقات كني. آيا خدا در برزخ است (معاذ الله)، در قيامت است، در بهشت است؛ يا اَقرَبُ اِلِينَا مِنْ حَبلِ الوَريد!
اگر او اَقرَبُ اِلِينَا مِنْ حَبلِ الوَريداست(8)، يعني تمام تلاش و كوشش ما اين باشد كه اين حجاب‌ها را بر طرف بكنيم، اين غبارها را به تعبير آيه قرآن كريم: كَلّا بَلْ رَانَ عَلي قُلُوبِهِم(9) را بر طرف كنيم؛ اين رِين را، اين غبار را، اين چرك را بر طرف كنيم تا بيدار بشويم و ببينيم. آن چشمي كه در سوره حج فرمود: برخي‌ها چشم دلشان كور است، آن را با جراحي بينا كنيم، بيدار كنيم؛ لا تَعمَي الاَبصارْ وَ لكِنْ تَعمَي القُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُور (10). اگر آن چشم دل باز باشد، ما می‌بينيم. اگر يك عدّه‌ای در دنيا خدا را مشاهده نكردند، در ظرف خودشان به اندازه خودشان؛ براي همان رِين (غباری) است كه گرفتار آن شده اند. اين دعاها، اين عبادت‌ها، اين اعتكاف‌ها سهم تعيين كننده‌ای در شستشوي اين صحنه دل دارد. اگر اين رِين‌ها بر طرف بشود، انسان به مقدار خود خدا را می‌شناسد؛ وقتي شناخت راحت است.
اعتكاف نتيجه مهمي كه دارد آن است كه اين غبارها،‌ اين چرك‌ها شستشو می‌شود. وقتي شستشو شد، انسان خالق خود را می‌شناسد، به مقداري كه مقدور اوست. آن مقداري كه مقدور ماست، از درون بتوانيم خدا را بشناسيم، وظيفه‌مان را عمل بكنيم؛ با اين بركات اعتكاف حل است.
جايگاه متعالي « اعتكاف »، ظرف مجموعه‌ای
 از عبادت‌ها و اركان دين
اعتكاف يك فرصتي است، مجموعه چند عبادت. ويژگي اعتكاف اين است كه يك تلفيق مبارك و با يُمن و بركت است. ما يك نماز داريم كه از آن به عنوان ستون دين تعبير شده است و چون كتاب،كتاب حكيم است: وَ القُرآنِ الحَكيم(11)؛ و دين،دين حكمت و عقل است،درهيچ جاي قرآن يا روايات نيآمده كه شما نماز بخوانيد! براي اينكه دين، قرآن و روايات،نماز را به عنوان ستون دين معرفي كرده‌اند، يك. ستون را كه كسي نمی‌خواند، ستون را اقامه می‌كند، دو. بايد حرف‌ها هماهنگ باشد، سه. آن ديني كه می‌گويد: اَلصَّلاهُ عَمُودُ الدّين(12)، همان دين می‌گويد: اَقيمُوا الصَّلاه (13). اگر می‌گفت نماز ستون دين است، بعد می‌گفت نماز بخوانيد كه اين ناهماهنگ بود. نماز كه ستون دين است، درمسأله اعتكاف حضور دارد.
روزه كه جُنَّهٌ مِنَ النّار(14) و سپر آتش است، با همه جلال و شكوهي كه دارد،‌ شرط اعتكاف است. اين اعتكاف چه قدرتي است كه تازه روزه گرفتن شرط آن است!! شما می‌بينيد وضو گرفتن عبادت است، امّا به پايگاه نماز كه نمی‌رسد! چون به پايگاه نماز نمی‌رسد، مقدّمه و شرط نماز است! روزه با همه جلال و شكوهي كه دارد، به پايگاه اعتكاف نمی‌رسد؛ و گرنه شرط اعتكاف نبود!!اينكه گفته شد: بُنِيَ الاِسلامُ عَلي خَمس؛ نماز هست، روزه هست، زكات هست، حج هست، ولايت هست (15)؛ بخش وسيعي از اين مباني پنج گانه را شما در اعتكاف می‌بينيد. نماز را كه می‌بينيد، روزه كه با آن جلال و شكوه وصف شده است و يكي از مباني خمسه اسلام است تازه شرط اعتكاف است، می‌بينيد. بخش وسيعي از اعمال اِحرام حج و عمره در اعتكاف هست؛ آثار حج را شما در اعتكاف می‌بينيد. آثار ولايت كه مشهود در اعتكاف است. يك عبادت تلفيقي مركب از نماز و روزه و حج و اينها را می‌بينيد. غالباً فتوا دادند خريد و فروش حرام است، همانطوري كه درباره نماز جمعه گفته شد: اِذَا نُودِيَ لِلصَّلاهِ مِنْ يُومِ الجُمعَه فَاسْعَوا اِلَي ذِكرِ الله (16).خريد و فروش كه حرام است، شمّ طيب كه حرام است، لمس و مسح نساء كه حرام است، فلان كار كه حرام است، فلان كار كه حرام است. شما آثار حج را می‌بينيد، آثار عمره را می‌بينيد، آثار صوم را می‌بينيد، آثار نماز را می‌بينيد؛ اين مجموعه به علاوه جمع بندي آثار مشعر و مِنا را می‌بينيد.
تجلّي اعمال مخصوص مناسك حج در اعتكاف
شما در جريان مشعر يك عبادت داريد و آن عبادت شبانه است، ديگر، روز در مشعر برنامه نداريد. شما در عرفات برنامه روزانه داريد، شب در عرفات برنامه نداريد، وقوفي در عرفات واجب نيست. در بيتوته مِنا بالأخره شب بيتوته است، نه روز؛ روز ذبح و قرباني است، نه شب! امّا شما در اعتكاف يك وحدت پيچيده شبانه داريد. اينچنين نيست كه شب‌ها فارغ باشيد، نظير ماه مبارك رمضان! درست است انسان با فرارسيدن مغرب افطار می‌كند، ولي همچنان معتكف است. همه محرّمات اعتكاف در حال شب هم حرام است. اين نظير صوم ماه مبارك رمضان نيست كه محرّمات، مال روز باشد، شب حلال باشد! چه شبش حرام، چه روزش حرام؛ اين چه عبادت تلفيقي است! اين 3 شبانه روز انسان مهمان كيست؟
نيل انسان به مقام فرشته خوئي، اثر تربيتي قرآن و عترت
مرحوم صاحب جواهر در اوائل صوم گفته، سيّد (ره) در بحث‌های صوم مستحب. فرمود: در فضيلت روزه همين بس كه انسان شبيه فرشته می‌شود. اين بحث، بحث فقهي نيست! شما اين سطح از بحث‌ها را كه در فقها نداريد. به ما گفتند روز فرشته باش، شب فرشته باش براي چه؟! براي چه؟ فرشته باشد كه چه؟ چكار بكني؟ نخور كه به تو خوراكي بدهيم؟! نپوش كه به تو پوشاكي بدهيم؟! اگر حكيم سنائي گفت:
 تو فرشته شوي اَر جهد كني، از پي آنك                 
 برگ توت است به تدريج كنندش اطلس (17)
اين طليعه راه است! از حكيم سنائي بيش از اين متوقّع نيست! او حكيم است، يك انسان عالم و دانشمندي است. فرمود: شما اگر چنانچه بخواهي تربيت بشوي، يك ابزار ديني باز است. بهترين پارچه‌ها و پرده‌های جهان طبيعت همان پرنيان است، يعني حرير. اين حرير را كي ساخت؟ يك كرم ابريشم. كرم ابريشم چه چيزي را حرير ساخت؟ برگ توت را.
اگر يك برگ توت تربيت بشود، می‌شود پرنيان. اگر يك انسان تربيت بشود، می‌شود فرشته. اگر يك برگ توتي كه در زباله‌ها می‌رود، وقتي استاد ببيند می‌شود پرنيان؛ حالا چرا انسان فرشته نشود؟! شما در سوره مباركه انبياء بحث فرشته‌ها را چه می‌بينيد؟ بَلْ عِبادٌ مُكرَمُون. لا يَسبِقُونَهُ بِالقُولْ وَ هُمْ بِاَمرِهِ يَعمَلُون (18). در زيارت جامعه در وصف اهل بيت (عليهم السَّلام) چه می‌بينيد؛ بَلْ عِبادٌ مُكرَمُون. لا يَسبِقُون… (19)، شما با ملائكه روبروئيد.
آدم وقتي معتكف می‌شود براي اينكه باسواد برگردد؛ چرا فقط به آن مرحله نازل بسنده كند؟! شما يك چنين عبادت تلفيقي را كجا می‌بينيد؟ ما عبادت ليليّه داريم، نظير مشعر و بيتوته مِنا؛ عبادت نهاريّه داريم، نظير موقف عرفات، يا نظير صوم؛ امّا تلفيق ليل و نهار را كجا داريم كه شب و روز بسته است و يك عبادت است؟ همان كاري كه شب واجب است، روز واجب است؛ همان كاري كه شب حرام است، روز حرام است. اين اعتكاف براي آن است كه انسان بتواند به درون خود سفر كند؛ آنوقت نه بيراهه می‌رود، نه راه كسي را می‌بندد.
حل پيچيده ترين مشكلات محلي، و بين‌المللي
در سايه دعاي معرفت شناسانه
آنوقت چنين انساني اگر بگويد خدايا! تو را به عصمت زهرا خاورميانه را نجات بده، اين دعايش مستجاب است! الآن اينها منتظر اعتكاف شمايند. شما دلتان می‌خواهد با شمشير مشكل حل بشود، هيچ وقت اينطور نبود؛ هيچ وقت با شمشير جهان اداره نشد! اين بيان نوراني امام(ره) كه فرمود: خون بر شمشير پيروز است، براي هميشه است. دعا هم اينچنين است! وقتي وجود مبارك رسول گرامي (ص) فاتحانه وارد مكه شد، ابوسفيان متحيّرانه قدم می‌زد، می‌گفت: يا لِيتَ شِعرِي بِمَاذَا غَلَبَنِي؛ چه جور شد آنها پيروز شدند، ما شكست خورديم؟!سربازان ما بيشتر بود، ما سواره نظام داشتيم، ما مسلّح داشتيم؛ آنها پياده نظام بودند، جمعيّتشان كم بود؛ آنها با چوب می‌جنگيدند، ما با شمشير می‌جنگيديم؛ آنها با خرما تغذيه می‌كردند، ما با كباب، سربازانمان را اداره می‌كرديم! وجود مبارك حضرت از پشت رسيد، دست مبارك روي دوش نَحس ابوسفيان گذاشت، فرمود: بِاللهِ غَلَبتُك(20)؛ اين الآن هست.
شب زنده‌داري، مركب رسيدن انسان به لقاي خدا
شما می‌بينيد در سحرها گفتند كه: بهترين راه اين است كه شما سحرهايتان را دريابيد. برهان قرآن كريم هم اين است كه: اِنَّ ناشِئَهَ اللِّيلِ هِيَ اَشَدُّ وَطئاً وَ اَقوَمُ قِيلاً (21). جريان سحرخيزي كه نشئه خاص دارد. براي اينكه نه مزاحم دروني هست، نه مزاحم بيروني هست؛ انسان خوابيده، خستگي اش بر طرف شده، عوامل بيروني هم در خوابند؛ هيچ كسي مزاحم آدم نيست. اِنَّ ناشِئَهَ اللِّيلِ هِيَ اَشَدُّ وَطئاً وَ اَقوَمُ قِيلاً.
درباره سحر بيان نوراني امام عسكري (ع) بايد كاملاً ملحوظ باشد. وجود مبارك امام يازدهم فرمود: مسافر بالأخره يك  زاد (توشه) می‌خواهد، يك راحله (مرکب). اگر بخواهي بي‌زاد بروي، با زاد بي‌راحله بروي دشوار است. با زاد و راحله بروي، اين آسان است. «زاد» را كه قرآن كريم در سوره بقره مشخص كرد، فرمود: تَزَوَّدُوا فَاِنَّ خِيرَ الزّادِ التَّقوي(22)، تقوا زاد است. «راحله» را كي گفته؟ آني كه عِدل قرآن است.
وجود مبارك امام عسكري (ع) چه فرمود؟ فرمود: اِنَّ الوُصُولَ اِلَي اللهِ (سُبحانَهُ وَ تَعالي) سَفَرٌ لا يُدرَكُ اِلّا بِامتِطاءِ اللِّيل(23). مگر نمی‌خواهيد به لقاء الله برويد؟ مگر كادِح إلي الله نيستيد؟ می‌خواهي پياده بروي يا سواره؟ پياده برويد خيلي سخت است. اِنَّ الوُصُولَ اِلَي اللهِ سَفَرٌ لا يُدرَكُ اِلّا بِامتِطاءِ اللِّيل. « اِمتطاء » باب افتعال است، يعني اَخَذُ المَطيّه؛ (مَطيه) آن مركب راهوار را می‌گويند. مگر نمی‌خواهي سواره بروي؟ اين نماز شب مركب راهوار تو است. پاشو، يك مقداري نماز شب ا بخوان، سواره برو؛ بدون اِمتطاء نمی‌شود. اين تازه مال ماهاست كه به زحمت برخي از حرف‌های آنها را می‌فهميم. آنها كه يك قدري جلوترند، مِنّا اَهلَ البَيت هستند مثل سلمان؛ با آنها يك جور ديگر حرف زدند. مرحله اوّل تحصيل (زاد) است كه ما بارها می‌گوئيم و می‌شنويم. مرحله دوّم تحصيل (راحله) است، آدم زاد را براي چه می‌خواهد؟ راحله را براي چه می‌خواهد؟ براي اينكه به مقصد برسد.
بيانات معظم‌له در اوّلين جشنواره سراسري
 فرهنگي هنري اعتكاف     ـ     قم ؛  4/3 /1391