کد خبر: ۴۳۰۲۷
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۱۹:۰۰
تأملی بر برگزاری بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر

آرمان سینمای گریز از مرکز

آرش فهیم

 جشنواره فیلم فجر در سی و سومین دوره خود با یک تجربه جدید مواجه شده است؛ ‌این اولین‌بار است که ‌این جشنواره به صورت دو مرحله‌ای در حال برگزاری است. یعنی بخش‌های داخلی و بین‌المللی آن از هم مستقل شده‌اند. بخش داخلی، شامل فیلم‌های ‌ایرانی در موعد همیشگی برگزار شد و بخش بین‌المللی آن شامل فیلم‌های خارجی و تعدادی فیلم‌ ایرانی نیز در زمان کنونی - از پنجم تا دوازدهم اردیبهشت- در حال برگزاری است.
این که جشنواره فیلم فجر پس از گذشت سی و سه دوره، هنوز هم در مرحله آزمون و خطا و آزمایش در شکل برگزاری قرار دارد، یک ماجرای قابل تأمل و ضعف بزرگ محسوب می‌شود. به طوری که معلوم نیست آیا سال آینده هم قرار است جشنواره فجر به همین ترتیب و به صورت دو مرحله‌ای برگزار شود یا نه؟ فجر، تبدیل به همایشی غافلگیرکننده شده که در هر دوره، شکل و شمایل خاصی پیدا می‌کند و هر سال می‌توان انتظار داشت که یک بخش جدید به آن اضافه یا حذف شود. هرچند، ‌این غافلگیری تنها به نوع برگزاری محدود شده و خبری از غافلگیری در فیلم‌های آن نیست!
اما گذشته از ‌این مسائل که به آسیب‌شناسی بنیادی جشنواره فیلم فجر مربوط است و نیاز به مباحث کارشناسی مفصل دارد، نمی‌توان منکر شد که استقلال بخش بین‌الملل، به خودی خود به بهتر دیده شدن آثار ‌این بخش منجر می‌شود. چون در دوره‌های قبل، توجه همه، به فیلم‌های ‌ایرانی معطوف بود. اما شرایط کنونی، حداقل ‌این فایده را داراست که می‌توان با فراغ بال، آثار خارجی راه یافته به ‌این بخش را پیگیری کرد. همچنین دیگر قدم مثبت ‌این دوره، کاهش فیلم‌های آمریکایی و غربی است. بدون تردید حضور فیلم‌هایی متعلق به جریان سینمای سلطه‌گر (هالیوود) اعتبار جشنواره فجر را به عنوان یک رویداد فرهنگی مستقل مخدوش می‌سازد. خوشبختانه، مسئولان جشنواره با درک ‌این مسئله، امسال از خیر فیلم‌های آمریکایی گذشته‌اند. اما...
به جز ‌این دو نقطه مثبت، وضعیت و خط‌مشی بخش بین‌الملل جشنواره فجر همچنان در‌ هاله‌ای از ابهام قرار دارد و مشخص نیست که فیلم‌های ‌این بخش، اولا؛ چگونه به جشنواره راه یافته‌اند؟ آیا طبق روال حرفه‌ای، سازندگان و دولت‌های صاحب اثر تقاضای حضور کرده و فرم پر نموده‌اند، یا مثل دوره‌های قبل، ‌این فیلم‌ها بدون اطلاع کارگردان و تهیه‌کننده حضور یافته‌اند و قرار است جوایز آثار برتر نیز به راننده سفارتخانه کشور صاحب فیلم اهدا شود؟! ثانیا؛ آیا ‌این فیلم‌ها به لحاظ کیفیت و محتوا، از حداقل قابلیت لازم برای حضور در رسمی‌ترین گردهمایی سینمایی نظام جمهوری اسلامی ‌ایران برخوردار هستند یا نه؟ آیا قرار است فیلم‌هایی خنثی و بی‌تأثیر را ببینیم یا جشنواره فجر از فرصتی که با استقلال بخش بین‌الملل برای خود فراهم کرده استفاده خواهد کرد و به کارزاری برای جریان‌سازی سینمایی در راستای آرمان‌های اصلی و اصیل خویش دست خواهد زد؟ همچنان وضعیت جشنواره به هندوانه سربسته‌ای می‌ماند که معلوم نیست درون آن چه خبر است و چه اتفاقاتی قرار است بیفتد!
اما سوال مهم ‌این است که جشنواره فیلم فجر چگونه می‌تواند در عرصه بین‌المللی جریان‌سازی کند؟ جشنواره‌هاي پرآوازه جهاني به خاطر رويكرد بين‌المللي خود به شهرت رسیده‌اند. دليل اين كه جایزه‌های اسكار، بفتا و گلدن گلوب و جشنواره‌هایی چون كن، برلين، ونيز و... نسبت به ساير رويدادهاي مشابه خود تأثیرگذارتر هستند و افراد بيشتري را از ملل مختلف جهان مفتون خود مي‌سازند، تعيين استراتژي و چشم‌اندازي منحصر به خود و استمرار در ‌این اهداف بوده است.
كافي است به فهرست نامزدها و برگزیده‌های ‌این محافل و جشنواره‌ها دقت كنيم تا عمق استراتژيك آن‌ها را بهتر درک کنیم. اين جشنواره‌ها از يك طرف، به همايش‌هايي براي معرفي و تبليغ سينماي مهاجم و امپرياليستي تبديل شده‌اند و از طرف ديگر، شرايطي را فراهم كرده‌اند كه فيلمسازاني در دنيا، فعالیت خود را معطوف به اهداف ‌این جشنواره‌ها نمایند. همچنان كه ايران نيز هدف سياستگذاري آنها قرار گرفته است. به گونه‌اي كه همواره فيلم‌هايي از ايران را برجسته مي‌كنند و تحت حمايت قرار مي‌دهند كه تصويري منفي و سياه از کشورمان را نمايش مي‌دهند. مروري بر فيلم‌هاي ايراني كه در چنين جشنواره‌هايي جايزه گرفته‌اند نشان مي‌دهد كه به جز دو، سه استثنا، تمام فيلم‌هايي كه در جشنواره‌هاي وابسته به دولت‌هاي غربي تحويل گرفته شده‌اند داراي اين نوع نگاه بوده‌اند.
اين گونه جشنواره‌ها براي اهداف ضدانساني خود خيلي خوب كار مي‌كنند، اما متأسفانه جشنواره‌هاي ما براي آرمان‌هاي والاي انساني و الهي خود كم‌كارند و كم‌تأثير. اين يك واقعيت نامطلوب است كه بخش بين‌الملل جشنواره فيلم فجر، با اين كه در همه دوره‌هايش نمايش‌دهنده آثار قابل توجهي هم بوده، اما در هيچ‌يك از دوره‌هاي خودش نتوانسته به عنوان يك كارزار موثر بر سينماي جهان عمل كند. به اين معني كه نمي‌توان هيچ موج و حتي بازتابي را در سينماي دنيا شناسايي كرد كه تحت تأثير جشنواره فجر پديد آمده باشد.
جشنواره فيلم فجر در عرصه بين‌المللي خودش، برخلاف جشنواره‌هاي جهاني مذكور، منفعل و فاقد راهبردي تهاجمي است. اين وضعيت ناخوشايند در شرايطي به وجود آمده كه جايگاه منحصر به فرد كشور ايران در عرصه بين‌المللي قابليت و استعداد بالقوه و ويژه‌اي را پيش روي جشنواره فجر قرار داده است. قابليت اين كه منادي سينمايي متفاوت و مخالف با سران ‌هاليوود و اسكار باشد. جشنواره فيلم فجر مي‌تواند و بايد با شاخص‌سازي و فرياد برآوردن عليه سينماي زرسالار و زورگوي حاكم و مسلط بر جهان، فيلمسازان مستقل جهان را مجذوب خود كند.
به ویژه ‌اینکه امروز در دنيا جاي جشنواره‌هايي براي سينماي مستقل و ضدسلطه خالي است. سينماي ايران، مي‌تواند با امكانات و توان خود، مأمني براي فيلمسازان اخلاقگرا، آزاديخواه، ضد جنگ و مخالف استعمار و سرمايه‌داري شود. به طوري كه هنرمندان آزاده جهان، با انگيزه شركت در اين جشنواره فيلم بسازند و جشنواره فجر ايران، باعث تبليغ و ترويج اين نوع هنرمندان و فيلم‌ها شود.