نگاهی به سریال «درحاشیه»
چاه خشک شده در تیمارستان!
آرش فهیم
برخی از آثار و محصولات هنری و رسانهای بیش از آنکه به خاطر ارزشهای متنی خود مطرح شوند، بهواسطه حاشیههایی که در پیرامون آنها ایجاد میشود، مهم میشوند. سریال «درحاشیه» مصداق بارز چنین آثاری است که از همان زمان تولید، با حواشی متناوبی مواجه شد. نمیتوان حاشا کرد که حاشیههای «درحاشیه»، ازجمله اعتراض پزشکان نسبت به آن، صرف نظر از درست یا غلط بودن، به سود این سریال تمام شده است. مثلا اینکه باعث شده برخی از شخصیتهای مشهور هنری و ورزشی و حتی سیاسی در فضای مجازی به حمایت از این سریال و کارگردان آن بپردازند. اما ...
مهران مدیری پس از شش سال دوری از تلویزیون با سریال «در حاشیه» بار دیگر به رسانه ملی برگشت؛ سریالی که براساس الگوهای بارها تجربه شده این کمدیساز به وسیله خلق تیپهای کاریکاتوری و تکیه کلام ساخته شده است. بازگشت دوباره مدیری به سیما دستاورد تازهای برای او محسوب نمیشود. چون «در حاشیه» نسبت به دوران اوج این کارگردان-بازیگر به مراتب نازلتر است. واقعاً نمیتوان این سریال را با آثاری همچون «پاورچین» و «شبهای برره» و حتی «مرد هزارچهره» مقایسه کرد. سریال جدید مهران مدیری فاقد ساختار است، در محتوا ضعیف و تنها در تیپسازی موفق است. تنها عاملی که مخاطب را پای تماشای این برنامه نگه میدارد هم همین تیپهاست، بهویژه تیپهایی که مهران غفوریان و جواد رضویان اجرا میکنند. البته در برخی از لحظات این مجموعه میتوان طرح انتقادات اجتماعی را به صورت کمرنگی دید. مانند انتقاد از گرفتن زیرمیزی به وسیله برخی پزشکها و یا تحصیل در دانشگاههای بیاعتبار خارجی که حتی در حد دبیرستانهای ایران هم ارزش علمی ندارند و ... اما در مجموع، سریال جدید مهران مدیری حرف تازه و مهمی برای گفتن ندارد. به همین دلیل هم بخشی نسبتاً طولانی از زمان پخش هر قسمت از سریال به نمایش پشت صحنه اختصاص دارد تا متن نحیف «در حاشیه» جبران شود.
به طور معمول، مهران مدیری در سریالهایش یک دنیای فانتزی و خیالی را بنا میکند و در بستر این فضای مصنوع، به زندگی روزمره میپردازد. مثل آنچه در سریالهای «پاورچین» و «شبهای برره» انجام داد. اما دنیای ترسیم شده «در حاشیه» چندان برای مخاطب ملموس نیست. فضای کار بیش از آنکه فانتزیک باشد، تصنعی است و ماجراها و روابط انسانی و اجتماعی آن با آنچه در زندگی روزمره ما میگذرد فاصله دارد. چنین دنیایی حتی برای مخاطب اصلی این سریال، یعنی پزشکها هم قابل درک نیست. جهتگیری نقدهای مطرح شده در سریال درست است، اما مناسبات نسبت داده شده به یک موقعیت اجتماعی خاص به نام بیمارستان و یک قشر مخصوص به اسم پزشکان، در این سریال آنچنان بیقاعده و غیرمنطقی است که فقط در بازیهای کودکانه قابل رخ دادن است! به بیان صریح میتوان گفت که آنچه در این سریال میبینیم، بیمارستان نیست، بلکه تیمارستان است! البته سیر رو به نزول مهران مدیری خیلی قبل از این سریال و از سریالهای او برای شبکه نمایش خانگی شروع شده بود. معمولا کارگردانهایی که برای فضای رسمی رسانهای تربیت شده اند، وقتی از این فضا خارج میشوند مجبور میشوند خود را با موقعیت تازهای که در آن ظاهر شدهاند تطبیق دهند. مهران مدیری هم کارگردان تلویزیون است. اما شش سال فعالیت در شبکه نمایش خانگی، بهخاطر غلبه نگاه تجاری در این عرصه گویا به حس و حال مدیری لطمه زده است و «در حاشیه» هم مثل سریالهای شبکه نمایش خانگی، دم دستی و سطح پایین از آب درآمده است. برخلاف تصور بسیاری از آدمها، طنز و کمدی از آثار جدی به مراتب دشوارتر است. هنرمندی که میخواهد در این زمینه همیشه برتر و برقرار باشد، علاوه بر ذوق و حس طنز باید سواد فرهنگی و ادراک اجتماعی بالایی هم داشته باشد. در غیر این صورت به چاهی شبیه میشود که زود خشک میشود. «درحاشیه» هم چاه خشک شده آقای مدیری است و اگر مهران غفوریان و جواد رضویان و «پشت صحنه» نبود، «درحاشیه» هم چیز دیگری نداشت.
برخی از آثار و محصولات هنری و رسانهای بیش از آنکه به خاطر ارزشهای متنی خود مطرح شوند، بهواسطه حاشیههایی که در پیرامون آنها ایجاد میشود، مهم میشوند. سریال «درحاشیه» مصداق بارز چنین آثاری است که از همان زمان تولید، با حواشی متناوبی مواجه شد. نمیتوان حاشا کرد که حاشیههای «درحاشیه»، ازجمله اعتراض پزشکان نسبت به آن، صرف نظر از درست یا غلط بودن، به سود این سریال تمام شده است. مثلا اینکه باعث شده برخی از شخصیتهای مشهور هنری و ورزشی و حتی سیاسی در فضای مجازی به حمایت از این سریال و کارگردان آن بپردازند. اما ...
مهران مدیری پس از شش سال دوری از تلویزیون با سریال «در حاشیه» بار دیگر به رسانه ملی برگشت؛ سریالی که براساس الگوهای بارها تجربه شده این کمدیساز به وسیله خلق تیپهای کاریکاتوری و تکیه کلام ساخته شده است. بازگشت دوباره مدیری به سیما دستاورد تازهای برای او محسوب نمیشود. چون «در حاشیه» نسبت به دوران اوج این کارگردان-بازیگر به مراتب نازلتر است. واقعاً نمیتوان این سریال را با آثاری همچون «پاورچین» و «شبهای برره» و حتی «مرد هزارچهره» مقایسه کرد. سریال جدید مهران مدیری فاقد ساختار است، در محتوا ضعیف و تنها در تیپسازی موفق است. تنها عاملی که مخاطب را پای تماشای این برنامه نگه میدارد هم همین تیپهاست، بهویژه تیپهایی که مهران غفوریان و جواد رضویان اجرا میکنند. البته در برخی از لحظات این مجموعه میتوان طرح انتقادات اجتماعی را به صورت کمرنگی دید. مانند انتقاد از گرفتن زیرمیزی به وسیله برخی پزشکها و یا تحصیل در دانشگاههای بیاعتبار خارجی که حتی در حد دبیرستانهای ایران هم ارزش علمی ندارند و ... اما در مجموع، سریال جدید مهران مدیری حرف تازه و مهمی برای گفتن ندارد. به همین دلیل هم بخشی نسبتاً طولانی از زمان پخش هر قسمت از سریال به نمایش پشت صحنه اختصاص دارد تا متن نحیف «در حاشیه» جبران شود.
به طور معمول، مهران مدیری در سریالهایش یک دنیای فانتزی و خیالی را بنا میکند و در بستر این فضای مصنوع، به زندگی روزمره میپردازد. مثل آنچه در سریالهای «پاورچین» و «شبهای برره» انجام داد. اما دنیای ترسیم شده «در حاشیه» چندان برای مخاطب ملموس نیست. فضای کار بیش از آنکه فانتزیک باشد، تصنعی است و ماجراها و روابط انسانی و اجتماعی آن با آنچه در زندگی روزمره ما میگذرد فاصله دارد. چنین دنیایی حتی برای مخاطب اصلی این سریال، یعنی پزشکها هم قابل درک نیست. جهتگیری نقدهای مطرح شده در سریال درست است، اما مناسبات نسبت داده شده به یک موقعیت اجتماعی خاص به نام بیمارستان و یک قشر مخصوص به اسم پزشکان، در این سریال آنچنان بیقاعده و غیرمنطقی است که فقط در بازیهای کودکانه قابل رخ دادن است! به بیان صریح میتوان گفت که آنچه در این سریال میبینیم، بیمارستان نیست، بلکه تیمارستان است! البته سیر رو به نزول مهران مدیری خیلی قبل از این سریال و از سریالهای او برای شبکه نمایش خانگی شروع شده بود. معمولا کارگردانهایی که برای فضای رسمی رسانهای تربیت شده اند، وقتی از این فضا خارج میشوند مجبور میشوند خود را با موقعیت تازهای که در آن ظاهر شدهاند تطبیق دهند. مهران مدیری هم کارگردان تلویزیون است. اما شش سال فعالیت در شبکه نمایش خانگی، بهخاطر غلبه نگاه تجاری در این عرصه گویا به حس و حال مدیری لطمه زده است و «در حاشیه» هم مثل سریالهای شبکه نمایش خانگی، دم دستی و سطح پایین از آب درآمده است. برخلاف تصور بسیاری از آدمها، طنز و کمدی از آثار جدی به مراتب دشوارتر است. هنرمندی که میخواهد در این زمینه همیشه برتر و برقرار باشد، علاوه بر ذوق و حس طنز باید سواد فرهنگی و ادراک اجتماعی بالایی هم داشته باشد. در غیر این صورت به چاهی شبیه میشود که زود خشک میشود. «درحاشیه» هم چاه خشک شده آقای مدیری است و اگر مهران غفوریان و جواد رضویان و «پشت صحنه» نبود، «درحاشیه» هم چیز دیگری نداشت.