اصلاح فرهنگ ورزش نیازمند حرکت جمعی و عزم ملی(نکته ورزشی)
در نخستین جلسه شورای فرهنگی وزارت ورزش، وزیر محترم اظهار داشته: «در اقدامات فرهنگی، انتظار نتیجه در کوتاه مدت بیهوده است، چرا که هر اقدام فرهنگی باید به تغییر رفتار منجر شود و... این پروسه در کوتاه مدت، طی نخواهد شد.».
این سخن وزیر ورزش ریشه در یکی از ویژگیهای معروف و شناخته شده فرهنگ دارد. مردم شناسان و عالمان فرهنگشناس برای فرهنگ ویژگیهایی را ذکر و تعریف کردهاند که یکی از آنها که مرتبط با بحث وزیر محترم است این است که «فرهنگ امری ثابت،ولی متغیر است». معنی این جمله علیرغم عناصر متضادی که آن را تشکیل دادهاند روشن است. تغییرات فرهنگی به قدری کند و بطئی صورت میگیرد که کسی در نگاه اول و کوتاه مدت متوجه آن نمیشود، بلکه با گذشت زمان و مقایسه دوره A با دوره B این تغییر قابل درک و لمس است. در بدو امر چنین به نظر میرسد که فرهنگ - والبته اینجا منظور از فرهنگ رفتار و اخلاق اجتماعی است- برای همیشه ثابت است و غیر قابل تغییر اما تغییر جزو ذات و از ویژگیهای فرهنگ است ولی این تغییر سرعت و زمان خودش را دارد که خیلی کند و کم سرعت است. با این حال اصل تغییر، از ویژگی فرهنگ است و آنجا که لازم است برای تغییر فرهنگ باید دست به کار شد و به تحقق هدف امیدوار بود.
جدای از این بحث علمی و تئوریک باید بار دیگر خوشحالی خود را از اینکه مسئولان فعلی ورزش فقط در حرف دغدغه فرهنگ ندارند و به قصد اصلاح فرهنگ جلسه و نشست میگذارند و برنامههایی را برای اجرا در نظر دارند، اعلام میکنیم. این عزیزان که اکثراً از خانواده ورزش و درس خوانده این عرصه هستند، خوب میدانند که اصلاح هر امری با اصلاح فرهنگ آن امکانپذیر است. از آپارتماننشینی و ترافیک گرفته تا... ورزش. در واقع تلاش برای اصلاح فرهنگ که کاری طولانی است و به صبر و طمأنینه احتیاج دارد یکی از زیربناییترین کارها و اساسیترین تغییراتی است که میتواند ساختار حال و هوای ورزش را از هر نظر دگرگون کند. منتها این کار زیربنایی مثل هر کار زیربنایی دیگری چون ساختار معیوب را هدف قرار داده و تغییراتی را در آن ایجاد میکند، به طور حتم و بیتردید دشمنان و مخالفانی دارد که به لطایفالحیل، علنی و با نقاب جلوی این اقدامات بنیانی و این تغییرات اساسی صفبندی میکنند و از راههای مختلف -به ویژه سوء استفاده از احساسات مردم- مثل مورد اخیر که سعی میکردند وزارت ورزش را مخالف کیروش جلوه دهند و برای مردم نسبت به عملکرد مسئولان هم ذهنیت منفی ایجاد کنند سعی میکنند مانع از ایجاد تغییرات و به هم خوردن وضع موجود که برای آنها وضع مطلوب است بشوند. برای تحقق تغییرات فرهنگی و اصلاح ساختاری ورزش، یک اصل دیگر هم وجود دارد و آن این است که درست است فرهنگ، اصلاح شدنی و تغییرپذیر- و لو کند- است، اما برای این کار عزم جدی و فهم همگانی و ارادهای اجتماعی باید به میدان بیاید. منظور این است که در این باره هر چقدر وزارت ورزش جدی باشد، تلاشهای این وزارتخانه به تنهایی کافی نیست و خیلی دستگاهها و تشکیلات دیگر باید به میدان بیایند. در این باره علاوه بر پشتیبانی سه قوه به ویژه دولت و مجلس، همکاری دستگاههایی که در این باره نقش بیبدیل و بسیار تأثیرگذار دارند، اما سالهای سال است به وظیفه خود عمل نمیکنند یا کنج عافیت و انزوا پیشه کرده و فقط از مواهب مادی و «حقوقی»! آن استفاده میکنند و یا بدتر از این آب به آسیاب دشمنان ورزش و تخریبگران اخلاق و فرهنگ ورزش میریزند، لازم است.
وزیر محترم ورزش در همان جلسه از «نقش کارآمد و اساسی رسانهها» در ترویج رفتار مبتنی بر فرهنگ و اخلاق یاد میکند. تعارف نداریم، رسانههای ما غالباً این نقش را فراموش کرده به کارهای دیگر مشغول هستند. در این باره به نوبه خود خیلی سخن گفتهایم، اینجا در آخر این مطلب عجالتاً این نکته را عرض میکنیم که دستگاههای نظارتی که باید عملکرد رسانهها را رصد کنند در این فراموشی نقش اول را دارند و مقصرند. صدا و سیما یکی از این دستگاههاست. آیا نظارتی بر کار و بار ورزش و عملکرد و جهتگیری و کارکرد برنامههای متنوع و رنگارنگ ورزش صدا و سیما از طرف مسئولان اعمال میشود؟! وزارت ارشاد یکی از این مراکز است. آیا آنان عملکرد و کارکرد فرهنگی و اخلاقی نشریات ورزشی را زیر نظر دارند و به موقع تذکرات لازم رامیدهند؟ یا اینکه فقط عدهای به عنوان ناظر و تذکر دهنده و سیاستگذار در این مراکز عریض و طویل هستند و به جای عمل به مسئولیت، به مشغولیتها میپردازند و غیرت انجام وظیفه و جرأت برخورد با جریاناتی را که راه تخریب ورزش و اخلاق و حرمتهای آن را در پیش گرفته، ندارند؟! تأکید میکنیم، برای اصلاح فرهنگ ورزش که از ضروریات است، دیگران هم باید به سهم خود به کمک وزارت ورزش بیایند تا در یک حرکت جمعی و عزم ملی، هدف مشترک تحقق یابد.